فعال حوزه اعتیاد با رد ادعای شهردار تهران درباره حذف کلونیهای معتادان در پایتخت:
آنقدر پاتوق به زاکانی نشان میدهم که شرمنده حرفش شود

با آغاز مدیریت علیرضا زاکانی در شهرداری تهران، موضوع «جمعآوری معتادان متجاهر» به یکی از محورهای تبلیغاتی و رسانهای مدیریت شهری تبدیل شد. از نشستن و صبحانه خوردن با معتادان متجاهر و دستورهای مختلف دادن تا این که زاکانی بارها در سخنرانیهای رسمی خود اعلام کرد: «دیگر کلونیهای معتادان در محلاتی چون شوش و هرندی وجود ندارد و شهرداری توانسته است با همکاری نیروی انتظامی، سطح شهر را از حضور آشکار کارتنخوابها و معتادان پرخطر پاکسازی کند.»
اما واقعیت میدانی و گزارشهای فعالان اجتماعی تصویر دیگری ارائه میدهد. به گفته کارشناسان، این جمعآوریها بیشتر یک جابهجایی ظاهری است تا حل واقعی مساله. معتادان پس از دستگیری و انتقال، سر از مراکز ماده ۱۶ درمیآورند؛ مراکزی که به اذعان بسیاری از متخصصان حوزه اعتیاد، نه ساختار درمانی دارند و نه برنامه بازتوانی. در عمل، این مراکز بیشتر به مکانهای نگهداری موقت شباهت دارند که پس از مدتی، افراد دوباره آزاد میشوند و به چرخه اعتیاد بازمیگردند. در حقیقت، معضل اعتیاد به چشم آنها آنقدر کوچک است که تنها به پاک کردن چهره شهر از معتادان متجاهر و کارتنخواب روی میآورند.
از سوی دیگر، بازپسگیری مراکز واگذارشده به بخش خصوصی و سپردن دوباره آنها به شهرداری در دوره مدیریتی زاکانی، نشانهای از بیاعتمادی به تجربههای موفق غیردولتی است. در حالیکه تجربه نشان داده بخش خصوصی و مراکز تحت نظارت بهزیستی، در مقایسه با مراکز ماده ۱۶، نتایج بهتری در درمان و بازگشت بیماران به جامعه داشتهاند. به این ترتیب، عملکرد دوره زاکانی در قبال معتادان متجاهر بیش از آنکه به «درمان پایدار» بینجامد، به مدیریت ظاهری شهر محدود مانده است؛ سیاستی که شاید برای مدتی تصویر خیابانها را تغییر دهد، اما ریشه بحران اعتیاد را دستنخورده باقی میگذارد.
مراکز ماده ۱۶ انبار انسان است، نه مرکز درمان
حبیب بهرامی، فعال حوزه درمان اعتیاد و مدیرعامل موسسه کاهش آسیب سیمای سبز رهایی در خصوص مراکز ماده ۱۶ و عدم موفقیت آنها در کاهش اعتیاد به دیدهبان ایران گفت: «طرح ماده ۱۶ یک برنامه شکستخورده است که موسسات و NGها بارها این موضوع را اعلام کردند. دلیل شکست طرح ماده ۱۶ هم این است که این مراکز با نیت درمان درست نشدهاند؛ یعنی تصمیمگیرنده و برنامهریز نگران بیمار نبوده و برای حل مساله فکری نکرده است. در حقیقت، فردی که دنبال حل مساله باشد، باید به درمان اعتیاد فکر کند و بهترین راهحل را در پیش گیرد. دولت در مراکز ماده ۱۶ به درمان فکر نکرده و مساله آن چیز دیگری بوده است. مساله دولت کارتنخوابهایی بودند که در سطح شهر جمع میشدند و به لحاظ امنیتی و سیاسی مشکل ایجاد میکردند. دولت هم مساله خود را حل کرده و به مساله اصلی، یعنی اعتیاد فکر نکرده است. بنابراین به این نتیجه رسیده که معتادان را جمع کند تا در سطح شهر حضور
نداشته باشند.»
او ادامه داد: «اگر قرار بر این بوده که کارتنخوابها از سطح شهر جمع شوند، بله جمع شدند. اما این موضوع هم شکستخورده است. برای بخش خصوصی مساله چیز دیگری و «اعتیاد» است که برای درمان تلاش میکند و خروجی هم دارد. البته ۱۰۰درصد موفق نیستند و ممکن است شکستهایی هم بخورند. اما به دلیل آن که مساله «اعتیاد» بوده، خروجی داشتند. برای بخش دولتی و مراکز ماده ۱۶، مساله و نیت درمان نبوده بلکه حضور کارتنخوابها در سطح شهر و راهحل آن ایجاد یک مرکز نگهداری بوده است. مراکز ماده ۱۶ صرفا مراکز نگهداری است و اقدامات درمانی در آنها انجام نمیشود.»
این فعال حوزه اعتیاد تاکید کرد: «شهادت میدهم که مجریان ماده ۱۶ آرزوی این را دارند که معتاد وقتی از این مراکز خارج شد، همان روز مصرف را شروع کند تا دکان آنها رونق داشته باشد. یک مافیا پشت این موضوع با عنوان «مافیای درمان ماده ۱۶» وجود دارد که آرزوی آن را دارند که معتاد دوباره مصرف کند تا کسبو کار آنها از سکه نیفتد و خدا میداند چه کسانی در این کسبوکار سهم دارند و از آن نفع میبرند.»
بهرامی با بیان این که سیستم شهرداری مرتب نیست، تاکید کرد: «وقتی شهردار تهران با تحصیلات غیرمرتبط مشاور اجتماعی رئیس جمهور میشود، شما حساب بقیه موضوعات را بکنید. این مسائل درونسازمانی است و خوب است اتفاق نیفتد و هر کسی در جایگاه خودش باشد. ما چند روز پیش با آقای ذوالفقاری، دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر جلسه داشتم و فقط درباره یک موضوع تشکر کردم، آن هم این بود که فردی را به عنوان مدیرکل تشکلهای مردمی ستاد مبارزه با موادمخدر انتخاب کردهاند که حدود ۳۰ سال است در ستاد فعالیت میکند.»
ادعای ازبینرفتن کلونیهای معتادان،
خوراک تبلیغاتی است
این فعال حوزه اعتیاد در پاسخ به این سوال دیدهبان ایران که آیا همانطور که علیرضا زاکانی اعلام کرده است، کلونیهای معتادان در تهران از بین رفته یا خیر، گفت: «این حرفها بیشتر خوراک تبلیغاتی است که در مسائل و درگیریهای جناحی گفته میشود. آقای زاکانی یکبار با من همراه شود تا یک صبح تا شب از دیدن پاتوقهای شهر تهران خستهاش بکنم. آنقدر او را به پاتوقهای مختلف میبرم که شرمنده این حرفش شود.»
او با اشاره به اینکه درهفرحزاد تبدیل به یک پارک شده است، اظهار کرد: «اینطور نیست که طرحی برای ماده ۱۶ انجام میدهند، همه را به این مراکز منتقل کنند. معتادان پراکنده میشوند و به جاهای دیگر میروند. اما روددره فرحزاد را تبدیل به پارک کردند، کار بدی نیست. به هر حال برای شهر یک حرکت مثبتی انجام شد، اما احتمال این که که کارتنخوابها جای خود را عوض کرده باشند، وجود دارد. اما خدا کند آنها را به مراکز ماده ۱۶ نبرده باشند، چون قانونی در اعتیاد وجود دارد که متاسفانه نویسندگان مراکز ماده ۱۶ به آن توجه نکرده و باعث شده است که این مراکز آسیب اعتیاد را پررنگتر میکند. قانون این است که وقتی معتادی برای مدتی مصرف مواد را قطع میکند و آسیب مصرف دوباره آن از قبل (قطع مصرف) بیشتر میشود و معتادان یا شکل و الگوی مصرف را تغییر میدهند یا دُز مصرف را بیشتر میکنند. به همین دلیل، من همیشه دعا میکنم که بیماران کارتنخواب و معتادان گیر مراکز ماده ۱۶ نیفتند تا وضعیت آنها بدتر نشود.»
بهرامی در پایان تاکید کرد: «خواهش میکنم که مسئولان عالی اجتماعی کشور مانند دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر و شورای اجتماعی کشور با عینک سیاسی به مساله اعتیاد نگاه نکنند و دنبال راهکار حل مسائل اعتیاد باشند، نه آن که صورتمساله را پاک کنند.»
دیدگاه تان را بنویسید