ساعت پایانی انتخاب سخت زمامداران ایران و آمریکا فرا رسیده است؟
فرصت آخر؛ صلح در برابر جنگی بیحاصل
طهمورث گیلانی
در حالی که اهرمهای دیپلماسی در یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین برهههای تاریخ معاصر ایران به حرکت درآمدهاند، فضای سیاسی کشور میان دو قطب متضاد «امید به گشایش» و «هراس از بنبستهای ویرانگر» معلق مانده است. گزارشهای واصله از راهروهای دیپلماسی در اسلامآباد، دوحه و واشنگتن حکایت از آن دارد که متنی تفصیلی و چندلایه تحت عنوان «یادداشت تفاهم» روی میز مقامات ارشد تهران و واشنگتن قرار گرفته است. این متن در شرایطی به مراحل نهایی بررسی رسیده است که تندروها در داخل کشور با تمام توان بر طبل مخالفت میکوبند و در سوی دیگر، منابع رسمی زمان دقیق امضای آن را تکذیب میکنند. اما پرسش اصلی و حیاتی اینجاست که آیا این توافق احتمالی، نقطه پایانی بر سالها تنش فرسایشی خواهد بود یا تنها تنفسی کوتاه در میانه یک نبرد بزرگ است که با مانعتراشیهای داخلی به بنبست خواهد رسید.
پارادوکس ترامپ
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر فضای رسانهای جهان را به تسخیر درآورده و مدعی شده است که به جنگ با ایران پایان داده و طرفین به یک «معامله بزرگ» دست یافتهاند. او در اظهاراتی که بازتاب وسیعی در رسانههای بینالمللی داشت، با قاطعیت اعلام کرد: «ما امروز به جنگ با ایران پایان دادیم و آنها موافقت کردند که هرگز سلاح هستهای نداشته باشند؛ این همان چیزی بود که ما بر آن اصرار داشتیم. کل هدف ما همین بود؛ این موضوع ۹۵ درصد از هدف ما را تشکیل میداد و آنها این کار را به محکمترین شکل ممکن انجام دادهاند. ما با ایران به توافق رسیدیم. یک معامله بزرگ انجام دادیم. هیچ سلاح هستهای وجود نخواهد داشت؛ کار تقریباً تکمیل شده است. نکته اصلی این است که هیچ سلاح هستهای در ایران وجود نخواهد داشت. یعنی نه تولید شده و نه خریداری شده.» این سخنان ترامپ نشاندهنده اشتیاق وافر او برای ثبت یک پیروزی دیپلماتیک بزرگ در کارنامه خود است، هرچند که سوابق او نشان میدهد همواره میان کلام و عمل او فاصلهای معنادار وجود دارد.
زمان به سرعت در حال سپری شدن است و هر روز تأخیر در رسیدن به یک تفاهم معقول، آسیبهای بیشتری به پیکره کشور وارد میکند. مقامات ارشد نظام در حال حاضر در حال انجام رایزنیهای فشرده برای عبور از این مارپیچ پیچیده هستند. اصل موضوع توافق منتفی نشده و اراده برای خروج از بحران در سطوح عالی دیده میشود، اما فشار تندروها و نوسانات رفتاری طرف آمریکایی، مسیر را به شدت ناهموار کرده است
با این حال، شخصیت غیرقابل پیشبینی و نوسانی ترامپ بلافاصله وجه دیگری از خود را نشان داد و در واکنشی تند به درز برخی اطلاعات از سوی منابع ایرانی، گمانهزنیهای رسانهای را به شدت رد کرد. او با حمله به صداقت طرف ایرانی، بیانیههای صادر شده از سوی تهران را «ضعیف و رقتانگیز» خواند و مدعی شد که شرایط درز کرده به رسانههای خبری جعلی با متن کتبی توافق همخوانی ندارد. ترامپ با لحنی تهدیدآمیز تأکید کرد: «ایرانیها فاقد صداقت و حسن نیت هستند. حمله پهپادی دیشب ایران به کشتیهای هندی هنگام خروج از تنگه هرمز خنثی شد و غیرقابل قبول است. ایرانیها بهتر است خودشان را جمع و جور کنند و سریعاً اقدام کنند.» این تناقضگوییهای آشکار که شبکه CNN آن را سیونهمین ادعای «نزدیک شدن به توافق» از سوی ترامپ توصیف کرده، نشاندهنده فشار سنگینی است که کاخ سفید برای به ثمر نشاندن یک دستاورد بزرگ پیش از اجلاس جی هفت در فرانسه حس میکند، در حالی که همزمان نمیخواهد در برابر فشارهای داخلی و متحدان منطقهای خود ضعیف به نظر برسد.
توافق اسلامآباد؛ از لغو تحریمها تا بازگشایی هرمز
در جبهه داخلی ایران، واکنشها به این توافق احتمالی شکافی عمیق و نگرانکننده در بدنه سیاسی کشور را آشکار کرده است. در حالی که خبرگزاری فارس به نقل از منابع خود نوشت که با توجه به پذیرش متن پیشنهادی ایران از سوی آمریکا، احتمال تأیید این متن در مراجع اصلی نظام بالا است، اما همزمان موجی از تکذیبها و مخالفتها فضای رسانهای را دربر گرفته است. منابع آگاه در خبرگزاری تسنیم تأکید دارند که متن تفاهم تا این لحظه در مراجع ذیصلاح ایران به تأیید نهایی نرسیده است. این منابع خاطرنشان میکنند که فشار نظامی و دیپلماتیک آمریکا برای تغییر در متن ۱۴ مادهای پاسخ نداده و ایران تغییرات جدید را نپذیرفته است. با این حال، تندروها بدون توجه به مصالح ملی و روند بررسیهای دقیق حاکمیتی، حملات سنگینی را علیه تیم مذاکرهکننده آغاز کردهاند و با استفاده از تعابیری همچون «بیشرافتی» و «خباثت»، سعی در تخریب فضایی دارند که میتواند منجر به کاهش رنجهای اقتصادی مردم شود.
جزئیات پیشنویس موسوم به «توافق اسلامآباد» که با میانجیگری مشترک قطر و پاکستان تدوین شده، شامل موارد راهبردی و بسیار حساسی است که در صورت اجرا، میتواند ساختار تحریمها و تنشهای نظامی را به طور کلی دگرگون کند. بر اساس گزارشهای منتشر شده، این پیشنویس ۱۴ مادهای بر توقف دائمی و فوری جنگ در همه جبههها از جمله لبنان، تعهد صریح آمریکا به عدم مداخله در امور داخلی ایران و احترام به حاکمیت جمهوری اسلامی تأکید دارد. همچنین خروج نیروهای آمریکایی از پیرامون ایران، رفع کامل محاصره دریایی و بازگشایی تنگه هرمز ظرف ۳۰ روز با ترتیبات ایرانی، تعلیق تحریمهای فروش نفت و پتروشیمی و دسترسی کامل ایران به منابع مالی از دیگر محورهای این تفاهم است. نکته حائز اهمیت دیگر، آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران در یک دوره ۶۰ روزه و ارائه طرحهای بازسازی کلان است که میتواند جانی دوباره به اقتصاد نیمهجان کشور ببخشد.
در حالی که مقامات ارشد برای صلح رایزنی میکنند، تندروها با کوبیدن بر طبل جنگ، دست و پای زمامداران را برای انتخاب صلاح ملت بستهاند. عبور از این بحران نیازمند غلبه عقلانیت بر هیاهوی جریانی است که بقای خود را تنها در تداوم تحریم و تنش میبیند
در مقابل این روایت، مقامات ارشد دولت آمریکا در گفتگو با خبرگزاری رویترز تصویر متفاوتی را ارائه میدهند که نشاندهنده دشواریهای مسیر پیشرو است. یک مقام ارشد آمریکایی مدعی شده است که بنا نیست پیش از اجرای مفاد توافق از سوی ایران، هیچ وجهی به تهران پرداخت شود. او تأکید کرده است که توافق با ایران کاملاً «مبتنی بر اقدام و دستاورد» است و برنامه هستهای ایران باید به طور کامل برچیده شده و مواد هستهای نابود یا خارج شوند. این مقام همچنین مدعی شده است که توافق بر باز شدن قطعی تنگه هرمز تصریح دارد. این تضاد در روایتها و تاکید بر «اقدام در برابر اقدام» نشان میدهد که حتی در صورت امضای یادداشت تفاهم، مرحله اجرای آن با چالشهای حقوقی، فنی و سیاسی فراوانی روبرو خواهد بود که هر کدام میتواند بهانهای برای بازگشت به نقطه صفر باشد.
صفآرایی مخالفان
در این میان، مخالفتهای داخلی در ایران به شکلی سازمانیافته و تند در حال جریان است. میثم نیلی، از چهرههای شاخص جریان تندرو، در موضعگیری شدیدی اعلام کرده است: «اصل مذاکره و توافق با یزید زمان و قاتل رهبرمان آن هم زیر سایه تهدید و ترور و تجاوز مستمر آنان، عین بیشرافتی و بیخردی است؛ هر کس میخواهد باشد. متن توافق تخیلیشان هم عیناً منطبق با نقشه راه ظریف خائن در مقاله فارین افرز بوده و قطعا از برجام خسارتبار، برای وضع اقتصاد و سیاست و امنیت ایران فاجعهبارتر و به مراتب بدتر است.» این دست موضعگیریها که با هدف بستن دست و پای زمامداران برای انتخاب گزینههای عقلانی صورت میگیرد، در حالی است که تحلیلگران معتقدند توافق در این مرحله نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک ضرورت برای بقای ملی است. آنها هشدار میدهند که اگر این فرصت از دست برود، مُلک و مملکت به چنان چاه عمیقی فرو خواهد افتاد که نسلهای آینده هرگز روی امنیت و رفاه را نخواهند دید.
سیدمحمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس که خود در جریان مذاکرات اسلامآباد حضور داشته، با انتقاد شدید از بندهای متن پیشنهادی، آن را مبهم و خسارتبار خوانده است. او معتقد است که در این چارچوب، زمان توافق نهایی مشخص نیست و بخشهای مهمی از جمله پایان تحریمها به آیندهای نامعلوم موکول شده است. نبویان همچنین با ابراز نگرانی از وضعیت مدیریت تنگه هرمز مدعی شده است که با این توافق، مدیریت ایران بر این آبراه حیاتی از بین میرود و تردد کشتیها بدون محدودیت و نظارت ایران صورت خواهد گرفت. او همچنین تأکید کرده است که تحریمهای اصلی آمریکا که مربوط به کنگره است، با این متن لغو نمیشود و ایران همچنان در معرض تحریمهای جدید قرار خواهد داشت. این دست انتقادات که از درون تیمهای اعزامی مطرح میشود، نشاندهنده فشار سنگینی است که بر مذاکرهکنندگان برای کسب تضمینهای بیشتر اعمال میگردد.
در سوی دیگر، ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی، تأکید کرده است که مردم ایران هرگز تسلیم نخواهند شد و این ایالات متحده است که باید در این درگیری عقبنشینی کند. او با هشدار نسبت به فریبکاریهای احتمالی ترامپ، پیشنهاد داده است که به جای مذاکره، باید زیرساختها و مراکز اقتصادی دشمن در منطقه را ویران کرد تا فشار واقعی را احساس کنند. این دیدگاه که بر تقابل نظامی به جای دیپلماسی تأکید دارد، دقیقاً همان نقطهای است که تحلیلگران میانهرو نسبت به آن هشدار میدهند. آنها معتقدند که نباید در دوگانه مخرب «جنگ یا دیپلماسی» گرفتار شد، چرا که مذاکره خود شکلی از جنگ در قالب دیپلماتیک است و کسانی که از وادادگی سخن میگویند، واقعیتهای میدان و سیاست بینالملل را نادیده میگیرند.
توافق نه یک انتخاب سیاسی، بلکه نوشدارویی حیاتی برای نجات مُلک و ملت از فروپاشی اقتصادی و تهدیدهای وجودی است. تأخیر در امضای این تفاهم، کشور را به چاه عمیقی فرو میبرد که نسلهای آینده هرگز روی امنیت و رفاه را نخواهند دید
انتخاب میان عقلانیت و ویرانی
موضوع داراییهای بلوکهشده و سازوکارهای مالی نیز از دیگر نقاط مبهم و چالشبرانگیز است. رسانه آکسیوس مدعی شده است که موضوع داراییها ممکن است در قالب یک توافق محرمانه جانبی حلوفصل شده باشد، هرچند برخی مقامات آمریکایی این احتمال را رد کردهاند. گفته میشود مذاکراتی میان ایران، آمریکا و قطر درباره سازوکاری در جریان است که بر اساس آن ایران بتواند برای خرید کالاهای بشردوستانه به بخشی از داراییهای خود در قطر دسترسی پیدا کند. اما در مقابل، امام جمعه رشت و برخی دیگر از چهرههای مذهبی و سیاسی، با بیاعتمادی کامل به طرف آمریکایی، معتقدند که آنها هرگز قصد بازگرداندن اموال ایران را ندارند و هر وعدهای در این زمینه تنها یک فریب برای گرفتن امتیازات بیشتر است. این بیاعتمادی عمیق تاریخی، یکی از بزرگترین موانع در مسیر نهایی کردن هرگونه توافقی است.
در میانه این تضادها، پرسشهای جدی درباره تابآوری جامعه ایران مطرح میشود. ایران با چالشهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی متعددی روبروست که طی سالهای گذشته به دلیل تحریمها و سوءمدیریتها تشدید شدهاند. تحلیلگران میپرسند که آیا تندروهایی که با هرگونه صلح مخالفت میکنند، مصالح ۸۶ میلیون ایرانی و توان آنها برای تحمل فشارهای بیشتر را در محاسبات خود لحاظ کردهاند؟ نگاهی به تجمعات و افکار عمومی نشان میدهد که اکثریت مردم، ضمن دفاع از عزت ملی، خواهان پایان یافتن شرایط اضطراری و بازگشت به ثبات اقتصادی هستند. ساداتیان، تحلیلگر مسائل بینالملل، به درستی اشاره میکند که ورود به یک رویارویی گسترده نظامی هزینههای سنگینی خواهد داشت و دستگاه دیپلماسی باید ضمن حفظ خطوط قرمز، از تبدیل تنشها به جنگی فراگیر جلوگیری کند. او کارشکنیهای داخلی را ریختن آب به آسیاب دشمنانی میداند که خواهان تضعیف قدرت چانهزنی ایران هستند.
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار، در یادداشتی با عنوان «نوشدارویی پیش از مرگ سهراب»، توافق را پیروزی شجاعت بر ترس و واقعبینی بر توهم توصیف کرده است. او معتقد است که این توافق، هرچند ممکن است در نقطه طلایی ایدهآل نباشد، اما برای حفظ بقای ملت و دولت ضروری است. او میگوید که مخالفان توافق، در حد ترسناکی با ارزش زندگی فردی و جمعی بیگانهاند و باید بابت تمایل خود به ویرانی منطقه شرمسار باشند. از نظر او، توافق جام زهر نیست که بخواهیم با خجالت از آن دفاع کنیم، بلکه افتخاری است که کشور را وارد دوران تازهای از حیات خود میکند. این نگاه، بازتابدهنده دیدگاه طیف وسیعی از نخبگان است که معتقدند فرصتهای دیپلماتیک نباید قربانی نزاعهای بیحاصل جناحی و خودنماییهای سیاسی شوند.
واقعیت این است که زمان به سرعت در حال سپری شدن است و هر روز تأخیر در رسیدن به یک تفاهم معقول، آسیبهای بیشتری به پیکره کشور وارد میکند. مقامات ارشد نظام در حال حاضر در حال انجام رایزنیهای فشرده برای عبور از این مارپیچ پیچیده هستند. اصل موضوع توافق منتفی نشده و اراده برای خروج از بحران در سطوح عالی دیده میشود، اما فشار تندروها و نوسانات رفتاری طرف آمریکایی، مسیر را به شدت ناهموار کرده است. توافق اسلامآباد، با تمام نقدها و ابهاماتی که بر آن وارد است، میتواند دریچهای به سوی فردایی بهتر باشد، مشروط بر آنکه عقلانیت بر هیجان غلبه کند و منافع ملی بر منافع گروهی مقدم شمرده شود. روزهای آینده نشان خواهد داد که آیا ایران میتواند از این گردنه سخت عبور کند یا خیر، اما پیام تحلیلگران روشن است: تا دیر نشده کاری کنید.
دیدگاه تان را بنویسید