وقتی فوتبال تمام معادلات را به هم می‌ریزد 
بزن بریم برزیل

 آریا طاری

فوتبال هرگز تنها یک ورزش ساده با توپ و دو دروازه نبوده است؛ فوتبال زبان مشترک رویاها، دیوانگی‌ها و قصه‌هایی است که گاهی از مرز تخیل هم فراتر می‌روند. در دنیای خشک و محاسبه‌گر امروز که همه‌چیز با داده‌های آماری، نقشه‌های حرارتی و الگوریتم‌های پیچیده سنجیده می‌شود، هنوز هم جای خالی برای شگفتی باقی مانده است. گاهی یک خبر، یک شایعه یا یک خط تیتر در یک رسانه آن‌سوی آب‌ها، چنان ضربانی به قلب هواداران وارد می‌کند که تمام منطق بازار نقل و انتقالات رنگ می‌بازد. خبر اخیر شبکه معتبر ESPN برزیل دقیقا از همین جنس است؛ خبری که اگرچه تا تبدیل شدن به واقعیت راه درازی در پیش دارد، اما در همین فرمت شایعه نیز ضربان قلب فوتبال ایران را به شماره انداخته است؛ مهدی طارمی در رادار واسکو دوگاما. شنیدن این جمله در نگاه اول شبیه به یک شوخی رسانه‌ای یا یک باگ در سیستم خبری به نظر می‌رسد. از آتن تا ریودوژانیرو؟ از لیگ یونان تا قلب تپنده فوتبال آمریکای جنوبی؟ اما وقتی به عمق ماجرا خیره می‌شویم، می‌بینیم که این سناریو، با تمام غیرمنتظره بودنش، شاعرانه‌ترین پایانی است که می‌توان برای یک ستاره‌ عصیانگر متصور شد. 

برای درک چرایی شکل‌گیری این شایعه، باید به وضعیت امروز مهدی طارمی نگاه کنیم. مهاجم ۳۴‌ساله ایرانی، روزهای روشنی را در المپیاکوس یونان سپری نمی‌کند. او تابستان گذشته چمدان‌هایش را به مقصد آتن بست تا دوباره همان مهاجم بی‌رحم، زهرآگین و مرد اول خط حمله یک تیم مدعی باشد. بازیکنی که سال‌ها در بالاترین سطح اروپا، در لیگ قهرمانان و در ترکیب تیم‌های بزرگ، تور دروازه‌ها را به لرزه درآورده بود، انتظار داشت در یونان پادشاهی کند. اما واقعیت مستطیل سبز، گاهی بی‌رحم‌تر از پیش‌بینی‌هاست. رقابت‌های فشرده در خط حمله، تغییرات پیاپی و خسته‌کننده در کادر فنی و فرصت‌هایی که در میان تاکتیک‌های متغیر تیم از دست رفت، باعث شده تا ادامه حضور در المپیاکوس برای طارمی جذابیت سابق را نداشته باشد. فوتبال برای بازیکنی با غریزه طارمی، تنها دویدن و پرس کردن نیست؛ فوتبال برای او به معنای لمس توپ در محوطه جریمه، بوییدن فرصت و شلیک تیر خلاص است. وقتی این فضا از یک مهاجم تشنه گرفته شود، او دیگر به دنبال یک قرارداد جدید نیست، بلکه به دنبال تیمی می‌گردد که دوباره روح فوتبال را در او بیدار کند. نزدیکان طارمی نیز از این فضای سرد و نارضایتی‌های پنهان پرده برداشته‌اند و همین موضوع، هیزم به آتش شایعات ریخته است. 

دقیقا در همین روزهای پرالتهاب، نام واسکو دوگاما به میان می‌آید. برای کسانی که فوتبال را عمیق‌تر دنبال می‌کنند، واسکو تنها یک نام در جدول سری‌آ برزیل نیست؛ واسکو یک تاریخ زنده، یک مکتب و یک معبد مقدس در فوتبال آمریکای جنوبی است. باشگاهی که ریشه در مبارزه با تبعیض دارد و سکوهایش پر از کارگرانی است که فوتبال، تنها دلخوشی زندگی‌شان محسوب می‌شود. وقتی از واسکو حرف می‌زنیم، از پیراهنی سخن می‌گوییم که بر تن اسطوره‌های بی‌بدیلی چون روماریوی افسانه‌ای، ادموندوی دیوانه، ژونینیو پرنامبوکانو با آن ضربات آزاد ناقض قوانین فیزیک و فیلیپه کوتینیوی جادوگر بوده است. ورزشگاه سائو ژانوریو با معماری کلاسیک و اتمسفر ویرانگرش، هنوز یکی از نمادهای خالص فوتبال برزیل است؛ جایی که هوادارانش ۹۰‌دقیقه روی سکوها سامبا می‌رقصند و با ریتم طبل‌ها، تیم‌شان را به جلو می‌رانند. مدیران واسکو برای فصل جدید، به دنبال گمشده‌ای در خط حمله خود هستند؛ یک مهاجم باتجربه، میدان‌دیده و سردوگرم‌چشیده که بتواند بار روانی تیم را به دوش بکشد. از نگاه آنها، کارنامه طارمی، سال‌ها درخشش در اروپا و تجربه گران‌بهای ملی، دقیقا همان چیزی است که می‌تواند به خط حمله واسکو شخصیت و وزن بدهد. 

مهدی طارمی، پسری که روزگاری در زمین‌های خاکی و شرجی بوشهر به توپ ضربه می‌زد و بعدها در پرتغال، اسپانیا، ایتالیا و یونان نام خود را بر سر زبان‌ها انداخت، می‌تواند نخستین فوتبالیست تاریخ ایران باشد که قفل دروازه‌های آمریکای جنوبی را می‌شکند

شاید تا چند سال پیش، انتقال یک بازیکن از اروپا به برزیل، تنها به معنای پایان فوتبال او تلقی می‌شد. برزیل همیشه به عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده استعداد به قاره سبز شناخته می‌شد و لیگ داخلی‌اش از لحاظ مالی توان رقابت با غول‌های اروپایی را نداشت. اما این معادله در سال‌های اخیر کاملا دگرگون شده است. فوتبال برزیل در حال تجربه یک رنسانس بزرگ اقتصادی و ساختاری است. باشگاه‌های بزرگ این کشور حالا به لطف حق پخش‌های کلان و اسپانسرهای قدرتمند، توانایی مالی فوق‌العاده‌ای پیدا کرده‌اند. آنها دیگر فقط ستاره‌های جوان را نمی‌فروشند، بلکه نام‌های بزرگ را از اروپا به خانه می‌آورند. انتقال پر سر و صدای ممفیس دپای به کورینتیانس، بازگشت حماسی تیاگو سیلوا به فلومیننزه و حضور ده‌ها ستاره دیگر، نشان می‌دهد که سری‌آ برزیل دوباره به یکی از جذاب‌ترین، رقابتی‌ترین و دیوانه‌وارترین لیگ‌های جهان تبدیل شده است. در چنین فضایی، برزیل دیگر یک مقصد حاشیه‌ای نیست، بلکه صحنه‌ای بزرگ برای درخششی از جنسی متفاوت است. 

با وجود تمام این تصویرسازی‌های هیجان‌انگیز و شاعرانه، رسالت خبری ایجاب می‌کند که پای خود را روی زمین سفت واقعیت نگه داریم. باید با صدای بلند و واضح گفت؛ این پرونده، در حال‌حاضر تنها یک شایعه داغ رسانه‌ای است و هیچ تضمینی برای عملی شدن آن وجود ندارد. مهدی طارمی همچنان یک فصل دیگر با باشگاه المپیاکوس تحت قرارداد است و یونانی‌ها برای صدور رضایت‌نامه او، قطعا خواسته‌های مالی مشخصی خواهند داشت. از سوی دیگر، واسکو دوگاما تا این لحظه هیچ پیشنهاد رسمی و مکتوبی روی میز مدیران المپیاکوس قرار نداده است. همه‌چیز در مرحله بررسی، ارزیابی و سبک‌سنگین کردن شرایط قرار دارد. در دنیای پیچیده نقل و انتقالات، فاصله‌ میان یک گزارش در ESPN تا عقد قرارداد نهایی، می‌تواند به اندازه عبور از یک اقیانوس متلاطم باشد و این احتمال کاملا وجود دارد که این شایعه جذاب، هرگز به حقیقت نپیوندد. اما... اگر این اتفاق رخ دهد چه؟ اگر این رویای دیوانه‌وار به واقعیت بپیوندد، بدون شک با یک بمب خبری عظیم مواجه خواهیم شد؛ بمبی که موج انفجار آن، تاریخ فوتبال ایران را برای همیشه تغییر خواهد داد. مهدی طارمی، پسری که روزگاری در زمین‌های خاکی و شرجی بوشهر به توپ ضربه می‌زد و بعدها در پرتغال، اسپانیا، ایتالیا و یونان نام خود را بر سر زبان‌ها انداخت، می‌تواند نخستین فوتبالیست تاریخ ایران باشد که قفل دروازه‌های آمریکای جنوبی را می‌شکند. پوشیدن پیراهن یک تیم برزیلی، آن هم تیمی با عظمت واسکو دوگاما، یک دستاورد بی‌نظیر و تجربه‌ای است که تاکنون هیچ ایرانی دیگری طعم آن را نچشیده و شاید تا دهه‌ها بعد نیز کسی به آن دست نیابد. این انتقال، فقط یک جابه‌جایی باشگاهی نیست؛ این پیوند خوردن تعصب و تکنیک شرقی، با جادو و جنون فوتبال آمریکای لاتین است. حتی اگر این شایعه فردا صبح به دست فراموشی سپرده شود، نفس مطرح شدن نام کاپیتان تیم ملی ایران برای حضور در چنین معبدی، نشان‌دهنده مسیر شگفت‌انگیز و قابل احترامی است که او در دوران حرفه‌ای خود طی کرده است. اما اگر این قفل بشکند، آخرین سکانس از مستند زندگی مهدی طارمی، در سرزمینی فیلمبرداری خواهد شد که فوتبال در آن، نه یک ورزش، که خود زندگی است.