ایران؛ و حکایت نارفیقان شرقی

نهال فرخی

بامداد ۹ اسفند برای دومین بار در یک سال صبح با صدای موشک و جنگنده و پدافند برای ایرانیان آغاز شد و این بار اما زمان حمله نه اولین ساعات روز که صبحی بود که بسیاری از ایرانیان راهی محل کار خود بودند و دانش‌آموزان در مدارس.  جنگی که خارج از همه قواعد دیپلماتیک جهانی آغاز شد، در نخستین ساعت‌ها هر چند منجر به شهادت رهبر انقلاب شد، اما در مقابل نیز نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در همان ساعات نخست پایگاه‌های آمریکا و اسرائیل را در منطقه هدف قرار دادند. اما به نظر می‌رسد معادله جنگی که رخ داده فارغ از متجاوزان و هم چنین کشورهای عربی منطقه حالا پس از گذشت ۱۸ روز دستکم دو مجهول جدی دارد؛ روسیه و چین در این معادله حالا در هم پیچیده شده، دقیقا کجا هستند؟

 

دو مجهول یک معادله درهم‌پیچیده

در تمام سال‌های اخیر هربار تنش ایران با غرب تشدید شده، جریان‌های سیاسی خاص در داخل کشور همه گزینه‌های موجود خود را در گرو مسکو و پکن قرار داده‌اند. چنان که همین طیف فکری به صراحت از پشت تریبون‌ها، جریان فکری برابر خود را به غرب‌گرایی متهم کردند و همزمان مدعی بودند که کشور نیازی به موازنه مثبت و منفی ندارد و همین شرق (در ساختار ذهنی آنان فقط روسیه و چین) برای ایران کافی است و یکی از استدلال‌ها نیز همواره همین بود که چین و روسیه قطعنامه‌های علیه ایران در شورای امنیت را وتو می‌کنند.

اما امروز پرسش مهم این است که دو دوست ابدی غرب‌ستیزان کجا ایستاده‌اند؟

 

قطعنامه‌ای در میان جنگ و وتویی که نشد

۲۰ اسفند ماه و در شرایطی که ۱۰ روز از تجاوز نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران می‌گذشت؛ شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشستی اضطراری، قطعنامه پیشنهادی بحرین علیه ایران را با ۱۳ رای موافق و ۲ رای ممتنع به تصویب رساند.

این نشست در شرایطی برگزار شد که سایه درگیری‌های مستقیم نظامی و تبادل آتش در خلیج فارس و مرزهای اردن، بر تمامی بندهای قطعنامه سنگینی می‌کرد. اما ورای متن تند این سند که خواستار توقف فوری تحرکات نظامی تهران شده، شاید «سکوت معنادار» روسیه و چین در لحظه رای‌گیری، شوک دیپلماتیک جدیدی را به دستگاه دیپلماسی کشور وارد کرد.

 

چرا بی‌طرفی پکن و مسکو مهم بود؟

در واقع دقیقا زمانی که انتظار می‌رفت مسکو و پکن با استفاده از حق وتو، مانع از شکل‌گیری یک اجماع بین‌المللی علیه تهران شوند؛ امتناع این دو قدرت از مخالفت صریح، نشان داد که در محاسبات جدید پکن و مسکو، «توازن نظامی در خلیج فارس» بر «حمایت سنتی از متحد» پیشی گرفته و روسیه که خود درگیر معادلات پیچیده جهانی است و چین که به شدت نگران انسداد شریان‌های انرژی در تنگه هرمز است، با این رای ممتنع، پیامی روشن صادر کردند که آن‌ها حاضر نیستند در شرایطی که بحران به مرزهای غیرقابل بازگشت جنگ تمام‌عیار نزدیک شده، اعتبار خود را هزینه یک طرف درگیری کنند. و شاید این بار لابی‌های عربی با استفاده از فضای ملتهب جنگی، موفق شدند حتی کشورهای ممتنع را هم به «انفعال رضایت‌آمیز» وادار کنند و به نظر می‌رسد چین و روسیه در این بازی خطرناک در کنار همپیمانان عرب خود ایستاده‌اند و نه تهران!

 

بازی دوگانه روسیه از جنگ ۱۲ روزه تا اسفند سخت تهران

مساله این است که اکنون و پس از تشدید حملات اسرائیل و ایالات متحده به اهداف مرتبط با ایران، کرملین طبق روال گذشته بیانیه‌هایی در محکومیت نقض حقوق بین‌الملل صادر کرد. اما آن چه در میدان دیده شد، صرفاً تکرار همان الگوی آشنای حمایت کلامی بود؛ الگویی که پیش‌تر دمشق و کاراکاس نیز تجربه کرده بودند.

اما رای ممتنع در حالی از سوی روس‌ها داده شد که سخنگوی وزارت امور خارجه روز دوشنبه درباره همکاری‌های ایران و روسیه در زمان جنگ و این که چه مواردی از همکاری‌ها به خاطر شرایط جنگی به حالت تعلیق درآمده؛ تقریبا همان حرف‌های همیشگی را تکرار کرده و گفت: «همکاری‌های ایران و روسیه بر پایه تفاهم‌هایی که از قبل منعقد شده به قوت خود باقی است. برخی طرح‌های همکاری بین دو کشور به دلیل شرایطی که عارض شده ممکن است به صورت موقت وقفه‌ای در پیشبرد آن‌ها ایجاد شده باشد ولی به صورت کلی تمام تفاهم‌نامه‌هایی که بین دو کشور وجود دارد در چارچوب قرارداد مشارکت راهبردی به قوت خود باقی است و اجرای آن‌ها پیگیری می‌شود.»

سوال اینجاست که این چگونه مشارکت راهبردی است که حتی یک رای مخالف با قطعنامه‌ای علیه همپیمان نیز در آن لحاظ نشده است؟

در همین حال اما مهدی سبحانی، معاون وزیر خارجه نیز در روزهای اخیر درباره رای ممتنع چین و روسیه به قطعنامه ضد ایرانی شورای امنیت گفته بود که «ما از آن‌ها ناراحت هستیم و این نارضایتی را منتقل کردیم.» وی هم چنین به طور تلویحی گفته پیش از این جلسه چین و روسیه وعده رای منفی داده بودند. او گفته ما اعتراض‌مان را به این کشورها منتقل کردیم و آن‌ها گفتند تلاش خودشان را کردند که بتوانند قطعنامه را متعادل کنند ولی نکردند. سبحانی تاکید کرده که آن‌ها حق وتو داشتند و باید وتو می‌کردند. قبل از این، آمریکا قطعنامه روسیه را وتو کرده بود، اما آن‌ها نکردند.

امضای «معاهده مشارکت استراتژیک» میان تهران و مسکو در آوریل ۲۰۲۵ از سوی برخی رسانه‌های داخلی به‌عنوان نقطه عطف روابط دو کشور معرفی شد. اما جزئیات توافق نشان می‌دهد این سند فاقد بند دفاع متقابل است؛ موضوعی که عملاً دست روسیه را برای پرهیز از ورود مستقیم به هرگونه درگیری نظامی باز می‌گذارد و این همان تفاوتی است که یک شراکت سیاسی را از ائتلاف نظامی جدا می‌کند. چنان که سابقه رفتار روسیه نیز همواره نشان داده این کشور در شرایط سخت کاملا می‌تواند همپیمانش را تنها بگذارد و از جمله این موارد نیز باید به سامانه دفاعی اس 300 اشاره کرد که روسیه در فروش آن بارها به ایران بدقولی کرد و بعدتر نیز تن به تعمیر و بازسازی این سامانه دفاعی برای ایران نداد.

 

چین، هم‌پیمان اعراب منطقه و شریکی چینی برای ایران

در این میان اما واکنش چین از ساعات نخست به حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران محتاطانه بود. سخنگوی وزارت خارجه چین در پاسخ به خبرنگاران گفت که پکن نسبت به حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران «عمیقاً نگران» است و بر لزوم احترام به حاکمیت ملی، امنیت و تمامیت ارضی ایران تأکید کرد.

چین البته خواستار توقف فوری عملیات نظامی، جلوگیری از تشدید تنش‌ها، ازسرگیری گفت‌وگو و مذاکرات و حفظ صلح و ثبات در خاورمیانه شد. با این حال، وزارت خارجه چین بیانیه رسمی جداگانه‌ای صادر نکرد و صرفاً در قالب پاسخ به پرسش خبرنگاران موضع گرفت. حتی موضع‌گیری‌شان هم شامل محکومیت صریح اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل نبود.

 

محکومیت چینی بدون «محکوم می‌کنیم»

در همان روز، نماینده دائم چین در سازمان ملل در نشست شورای امنیت گفت آمریکا و اسرائیل «بی‌پروا» اهدافی در داخل ایران را هدف قرار داده‌اند که موجب تشدید ناگهانی تنش‌های منطقه‌ای شده است. وی افزود چین همواره بر پایبندی به اهداف و اصول منشور سازمان ملل تأکید دارد و با استفاده یا تهدید به استفاده از زور در روابط بین‌الملل مخالف است.

با این حال، این نماینده نیز از واژه «محکوم می‌کنیم» استفاده نکرد؛ در حالی که دستکم وزارت خارجه روسیه این حملات را «اقدامی برنامه‌ریزی‌شده و بدون تحریک قبلی» خواند و آن را محکوم کرد. البته که چین بزرگ‌ترین شریک تجاری بیش از ۱۲۰ کشور است، نفت را در بازار جهانی خریداری می‌کند، و سیاست خود را در هیچ منطقه‌ای از خاورمیانه گرفته تا آمریکای لاتین، به یک کشور خاص گره نزده و خاورمیانه نمونه روشنی از این رویکرد است.

چین با ایران روابط سازنده داشت، اما همزمان با عربستان سعودی، امارات، مصر، حتی ترکیه و مدتی نیز با اسرائیل روابط فعال داشت. چین در آزمون جزایر سه‌گانه نیست دستکم دو بار در کنار شرکای عرب خود ایستاد و ایران را تنها گذاشت؛ آن هم درشرایطی که در ماه‌های اخیر توان نظامی چینی‌ها حتی رشک ترامپ را برانگیخته بود اما از آن توان نظامی حیرت‌انگیز نیز نصیبی برای ایران در پی نبود.

 

آیا درگیری به نفع چین و روسیه است؟

در این مساله شاید سودی است که چین و روسیه تصور می‌کنند از حمله آمریکا به ایران می‌برند. چنان که برخی تحلیلگران چینی معتقدند اگر آمریکا در خاورمیانه گرفتار شود، تمرکز آن بر مهار چین در منطقه هند-اقیانوس آرام کاهش می‌یابد. این وضعیت می‌تواند برای پکن، مشابه دوره جنگ‌های عراق و افغانستان یک «پنجره فرصت راهبردی» ایجاد کند.

در مقابل تحلیلگران دیگری این ایده را رد می‌کنند، چرا که انرژی نیز پاشنه آشیل چین است. این کشور بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام جهان است و خاورمیانه بخش مهمی از سبد انرژی آن را تشکیل می‌دهد. در سال‌های اخیر حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران (اغلب با تخفیف‌هایی که به پکن کمک می‌کرد) به چین می‌رفت و اکنون شاید این وابستگی به نقطه ضعف تبدیل شده است.

حال به نظر می‌رسد که چین نه در کنار ایران ایستاده و نه در کنار آمریکا. پکن در کنار منافع خود ایستاد. محکوم می‌کند، اما محکومیتش حساب‌شده است. سلاح نمی‌فروشد و حتی شایعه فروش را هم رد می‌کند. نشست با واشنگتن را حفظ و بازار نفتش را متنوع می‌کند و هم‌زمان تحولات تهران را زیر نظر دارد. در میانه جنگ، چین نه ناجی است و نه تماشاگر ساده؛ بازیگر محاسبه‌گری است که هزینه و فایده را می‌سنجد.

 

روسیه و حسابی که روی تنگه هرمز باز کرد

اما روسیه شاید بازی پیچیده تنگه هرمز و انرژی را به نوعی در راستای اهداف خود بازتعریف کند. گزارش‌های معتبر می‌گویند جهش قیمت نفت و گاز ناشی از بحران هرمز مستقیماً به نفع روسیه تمام می‌شود، چون هم درآمد صادراتی مسکو بالا می‌رود و هم وزن ژئوپلیتیکی‌اش در بازار انرژی بیشتر می‌شود. هر چند که تاکنون شواهد علنیِ محکمی برای یک «شراکت رسمیِ اعلام‌شده» میان ایران و روسیه در تأمین نفت و گاز اروپا دیده نشده؛ اما می‌شود گفت دست‌کم «هم‌پوشانی منافع» شاید میان تهران و مسکو قابل طرح باشد که ایران با بی‌ثبات کردن هرمز، بازار را دچار کمبود و التهاب می‌کند و روسیه از همین التهاب در قیمت و نفوذ بازار انرژی سود می‌برد.

پس در این چارچوب نیز ایران برای روسیه یک شریک مهم در حوزه انرژی، ترانزیت و مهار نفوذ آمریکا در خاورمیانه است؛ اما نه متحدی که مسکو حاضر باشد برایش وارد جنگی مستقیم شود.

سکوت عملی روسیه در بزنگاه تقابل اخیر، بار دیگر این پرسش را پیش روی سیاست‌گذاران ایرانی قرار داده است که «شراکت استراتژیک» دقیقاً چه سطحی از تعهد را تضمین می‌کند و اگر معاهده‌ای بدون بند دفاعی امضا شده و کرملین از بی‌طرفی سخن می‌گوید، شاید مساله نه در سکوت روسیه بلکه در سطح انتظارات تهران باشد.

در این میان همچنان نباید قطعنامه‌ای که تصویب شد را از یاد برد. این قطعنامه هر چند تحت فصل ششم صادر شده، اما این سند پوششی دیپلماتیک برای تشدید فشارهای نظامی و اقتصادی آتی فراهم می‌کند. رای این قطعنامه ثابت کرد که در بزنگاه‌های تاریخی، تکیه بر «اتحادهای شرقی» بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های میدانی و اجماع همسایگان، می‌تواند دیپلماسی را در بن‌بست قرار دهد. حالا در شرایطی که صدای انفجارها هنوز قطع نشده، این پرسش بزرگ پیش روی دستگاه دیپلماسی ایران است که وقتی حتی شرکای راهبردی از کارت وتو استفاده نمی‌کنند، زمان بازنگری در مدل مدیریت بحران منطقه‌ای در پایان این سال سخت، برای جمهوری اسلامی ایران فرا نرسیده است؟

 

 

سوتیتر: برخی تحلیلگران چینی معتقدند اگر آمریکا در خاورمیانه گرفتار شود، تمرکز آن بر مهار چین در منطقه هند-اقیانوس آرام کاهش می‌یابد. این وضعیت می‌تواند برای پکن، مشابه دوره جنگ‌های عراق و افغانستان یک «پنجره فرصت راهبردی» ایجاد کند. در مقابل تحلیلگران دیگری این ایده را رد می‌کنند ، چرا که انرژی نیز پاشنه آشیل چین است

 

سوتیتر : سابقه رفتار روسیه همواره نشان داده این کشور در شرایط سخت کاملا می‌تواند همپیمانش را تنها بگذارد و از جمله این موارد نیز باید به سامانه دفاعی اس 300 اشاره کرد که روسیه در فروش آن بارها به ایران بدقولی کرد و بعدتر نیز تن به تعمیر و بازسازی این سامانه دفاعی برای ایران نداد

 

// در شرایط سکوت و بی‌عملی روسیه و چین در قبال ایران و درحالی که صدای انفجارها هنوز قطع نشده، این پرسش بزرگ پیش روی دستگاه دیپلماسی ایران است که وقتی شرکای راهبردی در هنگامه جنگ از کارت وتو به نفع ایران استفاده نمی‌کنند، زمان بازنگری در مدل مدیریت بحران منطقه‌ای، برای جمهوری اسلامی فرا نرسیده است؟