نهال فرخی 

ایران هفته گذشته را در حالی سپری کرد که شوک روزهای 18 و 19 دی ماه همچنان بر سرش آوار بود. اعتراضاتی که از بازار تهران شروع شده بود، اما چنان ابعادی یافت که سوگ و مصیبت و خسارت به جا گذاشت.

اکنون نیز پس از گذشت 12 روز از آن شامگاه 18 دی ماه که بناگاه خطوط ارتباطی و اینترنت به طور کامل قطع و تمامی مسیرهای ارتباطی مسدود شد؛ همچنان اینترنت به وضعیت عادی بازنگشته و شاید اکنون از مهم‌ترین نشانه‌های غیرطبیعی بودن وضعیت کشور را باید همین شرایط اینترنت دانست.

انگار که قرار است در بر همان پاشنه که بود، بچرخد بدون این که توجه چندانی به ریشه‌های اعتراضات شهروندان شود. اعتراضاتی که هر چند به روایت رسمی با دست‌های بیگانه خونین شد؛ اما در دل خود مطالباتی داشت که قرار بود و باید به آن توجه می‌شد.

کما این که به شکل ناگواری تجربه اعتراض‌های پیشین در ایران نیز به ما نشان می‌دهد که هربار حاکمیت از طریق برخورد و ابزار‌هایی مانند قطع اینترنت توانسته کنترل اوضاع را در دست گیرد و فضا را آرام کند، باز در بر همان پاشنه چرخیده و هیچ اصلاحی در رویه رخ نداده است.

از این رو شواهد نشان می‌دهد که آن چه زیر پوست جامعه جریان دارد بیشتر شبیه آرامش پیش از توفان است. چراکه تبعات اقتصادی قطع اینترنت، اعتراضات و جنگ، خود را دیر یا زود نمایان خواهد کرد و البته که احوال سیاسی و اجتماعی شهر نیز این روند را به خوبی نشان می‌دهد.

آیا دولت 

هشدارهای مطرح را می‌شنود؟

در این میان اما هرچند دولت از قطع اینترنت تا حتی روند وقایع و آن چه در نیمه دی ماه گذشت را در حوزه مسئولیت خود تعریف نمی‌کند، اما غالب فعالان سیاسی و تحلیلگران، به رئیس دولت هشدار می‌دهند که اعتراضات دی ماه 1404 هر چند در ظاهر خاتمه یافته اما روند وقایع نشان از آن دارد که آتشی زیر خاکستر روشن مانده است.

اکنون بعد از گذشت 12 روز از قطع اینترنت، عجیب نیست شهروندان کلافه که یکی از نشانه‌های غیرطبیعی بودن وضعیت برایشان دقیقا همین قطع اینترنت است، از خود بپرسند چرا توئیتی که اتفاقا به تحریم‌های گریبانگیر آنها مرتبط است، با خط سفیدتر از سفید قبلی! توسط رئیس‌جمهوری نوشته شده که زمانی دستور اکید بر رفع تبعیض بین مردم و خواص داده بود؟!

در این میان حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی نیز دیروز به صراحت گفت که: «مردم نقش خودشان را ایفا کردند، اما نکته مهم‌تر این است که این آرامشی که وجود دارد آرامش زیر خاکستر است».

این فعال سیاسی اصولگرا و تندرو با تأکید بر اینکه ردپای بیگانگان حتما در اعتراضات بوده، به دولت تاخت که:  «ما احساس می‌کنیم دولت، قدرت نظارت جدی و قوی را ندارد. دشمن بر اعتراضات کنترل داشت؛ این اتفاقات نقشه دشمنان انقلاب اسلامی به ویژه آمریکا و اسرائیل است که از ماه‌های گذشته طراحی کرده بودند. آنها می‌خواستند از نارضایتی مردم که ناشی از جراحی اقتصادی بود سوء استفاده کنند. دشمن تمام تحرکات دولت در موضوع شرایط اقتصادی را رصد کرده و برای اینکه بر اعتراضات متمرکز شود برنامه‌های زیادی را ترتیب داده بود».  ترقی در میان سخنانش به نکته‌ای اشاره می‌کند که باید به طور ویژه به آن توجه کرد.  او گفت: «مهم‌تر از تمام این مسائل کنترل قیمت‌ها است؛ اگر کنترل قیمت‌ها صورت نگیرد عدم اعتماد بین مردم باز هم شکل می‌گیرد و باز هم ممکن است شاهد چنین اتفاق‌های ناگواری باشیم.» این مدل پیش‌بینی حمیدرضا ترقی هر چند با انتقاد به دولت همراه است، اما توسط تحلیلگران دیگر نیز مورد تاکید قرار گرفته است.

انباشت بحران داخلی و خطر 

در پشت مرزهای کشور 

مهدی ذاکریان، استاد روابط بین‌الملل نیز در جدیدترین اظهارنظرش تاکید می‌کند: «اینکه بگوییم، خیابان آرام است پس جامعه قانع شده، تحلیلی نادرست است. باید دید آیا اتفاقی رخ داده که آرامش به جامعه تزریق شود! آرامش جامعه و ثبات سیاسی هنگامی می‌تواند وجود داشته باشد که اقتصاد، آموزش، سیاست، فرهنگ، اینترنت، محطی زیست، آب و هوا و...  در حالت طبیعی باشد. وضعیتی که جمهوری اسلامی در حاضر دارد، این است که فعلا نارضایتی عمومی همچنان در مقیاس بالایی قرار دارد. وضعیت اقتصاد، آموزش، سیاست، فرهنگ و اقلیم و... نامناسب است و در نهایت جامعه در مرحله ثبات و آرامش نیست. در چنین جوامعی یک جرقه برای بالارفتن صدای اعتراض و به‌هم ریختگی کافی است.»

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش به نکته دیگری اشاره می‌کند که شاید بیش از همه باید موردتوجه دستگاه دیپلماسی قرار گیرد. او می‌گوید: «هر کشوری که حمایت داخلی‌اش کاهش یابد، هر لحظه در معرض تهاجم نظامی بیگانگان قرار می‌گیرد. بنابراین، چه ایران و چه هر کشور دیگری شرایط مطلوبی برای مردم ایجاد نکند و نارضایتی در جامعه مشهود و ملموس باشد، باید آماده هجوم کشورهای دیگر به داخل مرزهایش باشد.»

در واقع آن چه را که فعال سیاسی اصولگرا در بحران‌های امنیت داخلی پیش‌بینی می‌کند، این کارشناس امور بین‌الملل به شکل یک خطر حتی در خارج از مرزها برای کشور می‌بیند؛ اما در هر دو خوانش یک مساله مشترک دیده می‌شود، نارضایتی اجتماعی شهروندان می‌تواند منجر به تنش در سیاست داخلی و خارجی کشور شود.

مردم خسته و وعده‌های تکراری

از سوی دیگر ناصر ذاکری، از تحلیلگران ارشد حوزه توسعه نیز در روزهای اخیر درباره وضعیت پسااعتراضات کشور هشدار داده و به صراحت گفت: «مبارزه با فساد اقتصادی، اثر بسیار بالایی بر کاهش تنش‌های اجتماعی و اعتمادزایی در جامعه نسبت به اقدامات اقتصادی دولت دارد. ما مدام درباره مبارزه با فساد صحبت می‌کنیم، اما در عمل برخی از مفسدها آزادانه فعالند. نیاز است به مردم واضح روشنگری شود که با مفسدان چگونه برخورد می‌شود. تا زمانی که اینطور رفتار نشود، مردم هم باور نمی‌کنند با خودی‌ها هم مثل غریبه‌ها برخورد می‌شود. مبارزه با فساد و بازگرداندن اموال غارتی، بسیار مهم است.»

این تحلیلگر همچنین تاکید کرده که در حوزه عینی که آثار ذهنی هم دارد، دولت باید هرچه سریعتر به شکل ملموس تغییراتی قابل قبول در بودجه ایجاد کند. رئیس‌جمهور بارها در اظهارات خود اشاره کرده نهادهایی وجود دارند که به‌رغم دریافت بودجه گزاف، بازخورد خاصی هم در جامعه ندارند. اما باز هم در ردیف‌های بودجه به این‌ها، بودجه اختصاص داده می‌شود. اگر واقعا قرار است تغییر ملموسی ایجاد شود که اذهان عمومی روشن و آرام شوند، باید بلافاصله بودجه این نوع نهادها محدود و به شکل رسمی هم اعلام شود. این نوع اقدام از یک سو کسری بودجه و انتظارات تورمی سال آتی را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر پیغامی واضح به مردم می‌دهد که صدایشان شنیده شده است.»

مساله این است که دولت بخش مهمی از نظام حکمرانی است که می‌تواند دو نوع کنش داشته باشد؛ ماندگی و تازگی. کنش ماندگی مبتنی بر تکرار و تقلید است و همین روش‌هایی که در هر اعتراضی استفاده می‌شود؛ همان کنشی که دولت نیز در نسبت با جامعه پیش گرفته است. در حالی که ایران امروز و وضعیت پیچیده آن کنش‌های تازه نیاز دارد درغیر این‌صورت، وضعیت موجود بهبود نخواهد یافت

در واقع این سخنان را می‌توان چنین ارزیابی کرد که شهروندان ایرانی اکنون از همه وعده‌ها و سخنان پشت تریبون مسئولان و از جمله شخص رئیس‌جمهور خسته هستند. شهروندانی که در سال‌های اخیر زیر بار ارقام عجیب اختلاس و فساد له شده‌اند و حالا از پزشکیان نیز فقط انتقاد از فساد و بودجه‌خواری را می‌شنوند، اما عملگرایی نمی‌بینند؛ در برابر این فشار مداوم چه کنند؟ مردم عملا در یکی از سخت‌ترین بزنگاه‌های ممکن گرفتار شده‌اند و این همان روندی است که آتش اعتراضات را نه خاموش بلکه به روندی که باز می‌تواند تکرار شود، تبدیل می‌کند.

پزشکیان برای چه کسی 

توئیت می‌کند؟

این همه نیز در حالی است که اکنون بعد از گذشت 12 روز از قطع اینترنت فعلا به جای هر اقدام عملی کارآمد، این شهروندان کلافه که اتفاقا یکی از نشانه‌های غیرطبیعی بودن وضعیت برایشان دقیقا همین قطع اینترنت است، توئیت رئیس‌جمهور خود را در بهترین حالت یا از صداوسیما می‌شنوند یا از رسانه‌های  داخلی که نیم نفسی برایشان مانده، می‌خوانند! و عجیب نیست که از خود بپرسند در وضعیت غیرطبیعی قطع اینترنت شهروندان؛ چرا این توئیت با خط سفیدتر از سفید قبلی! توسط رئیس‌جمهوری نوشته شده که زمانی دستور اکید بر رفع تبعیض بین مردم و خواص داده بود! 

مسعود پزشکیان، روز 28 دی ماه در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس، اظهار کرد: ‌اگر سختی و تنگنایی در زندگی مردم عزیز ‎ایران وجود دارد، یکی از عوامل اصلی آن دشمنی دیرینه و تحریم‌های غیرانسانی دولت امریکا و هم‌پیمانان اوست.

فارغ از متن توئیت، شاید یک پرسش جدی شهروندان همین بود که آیا پزشکیان توئیت را نوشت که مردم بدون اینترنت با چند دست چرخیدن از آن باخبر شوند؟

از سوی دیگر آیا زمان آن نرسیده که دولت فارغ از وقایع تکان‌دهنده و ناگوار روزهای 18 ، 19 و 20 دی ماه با عینکی موشکافانه‌تر و با دقت بیشتر وقایع رخ داده را رصد کند و دستکم به همین موضوع پاسخ بدهد که چطور نشانه‌های جدی از بحران‌های اقتصادی و اجتماعی زیر پوست شهر را ندید تا اعتراضات در چنین وسعتی نه فقط سیاسی که حتی امنیتی شود؟

رئیس دولت البته بنا بر گزارش‌های رسمی عصر روز یکشنبه 28 دی ماه به شورای عالی امنیت ملی درباره رفع محدودیت‌های اینترنت تذکر داده (درباره آنچه حق شهروندان است) اما به نظر نمی‌رسد وقتی تحلیلگران و فعالان سیاسی از چپ و راست درباره روند وقایع اخطار و ناظران بی‌طرف هشدار می‌دهند، این مدل دستورات برای جامعه‌ای چنین آشفته پس از اعتراضات دی ماه 1404 دیگر کافی باشد.

نادیده گرفتن مطالبات، عدم امنیت فکری و فراانباشت بحران‌ها بود که در نهایت خیابان را تبدیل به صحنه‌ای برای اعتراض کرد؛ اما به نظر نمی‌رسد هنوز هم عمق این بحران چنان که باید در چشم حاکمیت و دولت نشسته باشد. مساله این است که دولت بخش مهمی از نظام حکمرانی است که می‌تواند دو نوع کنش داشته باشد؛ ماندگی و تازگی.

کنش ماندگی مبتنی بر تکرار و تقلید است و همین روش‌هایی که در هر اعتراضی استفاده می‌شود؛ همان کنشی که دولت نیز در نسبت با جامعه پیش گرفته است. در حالی که ایران امروز و وضعیت پیچیده آن کنش‌های تازه نیاز دارد. حالا تقابل میان دو کنش ماندگی و تازگی است. در این حال تا زمانی که دولت به سراغ پذیرش تازگی نرود، وضعیت موجود بهبود نخواهد یافت.