جشنواره‌های داخلی کپی یکدیگر هستند

عرفان کنعانی که با حضور در رویدادهای برون‌مرزی کسب عنوان کرده است، درباره رویدادهای داخلی گفت: جشنواره‌های که مربوط به بخش موسیقی و نوازندگی است همه کپیِ هم هستند و یک تفکر بن‌بست پشتشان قرار دارد؛ آنهم بدون چارت اجرایی درست. یک چهارچوب انتخاب می‌کنند که به مثابه ورودی است. و یک چهارچوب برای اجرای نهایی! صرف موسیقی دستگاهی ایرانی! سازهای ایرانی هرکدام مسیری پرفراز و نشیب را پیموده‌اند تا به دست ما برسند و آوای اساطیری‌شان همچنان شنیده شود. البته بار این امانت را هنرمندان ادوار مختلف با سختی‌ها و مرارت‌های زمانه خود به دوش کشیده‌اند و به نسل‌های بعد سپرده‌اند. ساز عود را باید یکی از همین معدود ادوات هنرمندانه تاریخ سرزمین‌مان دانست. عود صرفا یک ساز نیست بلکه آن را باید یکی از پایه‌های شکل‌گیری زبان ملودیک در گستره‌ای از فرهنگ‌ها دانست. این ساز از دل سنت‌ها برخاسته، اما همچنان ظرفیت گفتگو با جهان معاصر را دارد. ساز عود با وجود آنکه در ایران نوازندگان و مدرسان بسیار دارد، اما معدودند آن‌هایی که طبق قواعد درست و بر اساس داشته‌های مقامی و سنتی نوازندگی این ساز را فرا گرفته باشند و شیوه تدریس درست آن را بدانند. عرفان کنعانی از آن دسته هنرمندانی است که تلاش دارد ضمن درست نوازی و آهنگسازی، در تدریس نیز درست عمل کند. او طی چند سال گذشته با گروه‌های مختلفی همکاری داشته و با حضور در جشنواره‌های معتبر برون مرزی عناوین مهمی را کسب کرده است. عرفان کنعانی طی گفتگو با ایلنا ضمن معرفی خود و ارائه عملکردش طی سالهای گذشته از کم و کیف برگزاری جشنواره‌های بین‌المللی المللی گفت و آن‌ها را با رویدادهای داخلی مقایسه کرد.

وحید خانه‌ساز

چه سالی فعالیت هنری خود را آغاز کردید و نزد چه استادانی به فراگیری موسیقی پرداختید. و در چه بخشی از عودنوازی و آهنگسازی فعالیت دارید؟ 

بنده عرفان کنعانی متولد ۱۳۷۳ در تهران هستم. در سال ۱۳۸۰ پدرم از تهران به سنندج بازگشت و ادامه‌ی زندگی من در آنجا جریان یافت. یادگیری موسیقی را از سال ۱۳۸۶ با ساز ویولن به پیشنهاد پدرم در سنندج شروع کردم. بعدها ساز عود را به عنوان ساز تخصصی انتخاب و هر هفته طی سفرهایی از سنندج به تهران در کلاس‌های استاد ارسلان کامکار برای شیوه‌ی صحیح نواختن عود شرکت می‌کردم. چون در ایران ۹۹ درصد مدرس‌ها و نوازندگان با شیوه‌ای اشتباه عود می‌نوازند. برداشتی اشتباه از از سازهای تار و سه‌تار! آن هم به دلیل نبود متد آموزشی تخصصی و اصولی برای ساز عود. غافل از اینکه این سازها از لحاظ متد آموزشی و قابلیت نوازندگی با دنیاهای کاملا متفاوتی مواجه هستند. و متاسفانه این اشتباه امروزه همچنان ادامه دارد و به هنرجویان نیز انتقال داده می‌شود. در خارج از ایران هم با چند استاد نامی، پیشرفت به جلو را ادامه دادم. اگر بخواهم فقط دو تا از این اساتید را نام ببرم، استاد یوردال توکجان و استاد علی کریم اونر که از نوازندگان چیره‌دست کشور ترکیه هستند. هر دوی این اساتید دارای متد آموزشی و استایل نوازندگی مختص به خود هستند. با این اساتید من بیشتر در دنیای عود غرق شدم. این آشنایی‌ها نقطه‌ی عطفی برای من بود. چون عطش یادگیری و نحوه‌ی نواختن ساز عود چیزی فراتر از مرزبندی ایران برای من بوده و هست. آن هم به دلیل قابلیت بسیار بالا و حضور ساز عود در همه‌ی زبان‌ها و فرهنگ‌های خاورمیانه. با توضیحاتی که داده‌ام مشخص می‌شود که علایق، استایل نوازندگی و یادگیری بنده بصورت تخصصی در بخش موسیقی مقامی می‌باشد، نه صرفا چهارچوب موسیقی دستگاهی ایران. موسیقی مقامی کردستان، کشورهای حوزه عرب زبان، کشور ترکیه و ایران. در موسیقی دستگاهی ایرانی بیشتر فعالیت‌هایم همراه با گروه‌های دیگر است که در این زمینه فعال هستند. مسیری که انتخابش بر اساس روحیاتم، با خودم بوده است. آهنگسازی را هم به تشویق استاد ارسلان کامکار شروع کرده‌ام. در آهنگسازی نیز، زمانی که از علاقه‌ام برای ساخت موسیقی و آهنگساز شدن به استاد ارسلان کامکار گفتم، ایشان به بنده انگیزه دادند که؛ موسیقی بنویس، می‌شنوم و نظراتم را می‌دهم. تشویق‌شان با این جمله تمام شد؛ «موسیقی مثل شاعریست؛ یا آهنگساز هستی، یا نیستی!» این جمله را هیچ‌وقت فراموش نخواهم کرد و همیشه آویزه‌ی گوش‌هایم است. استاد درست راهنمایی کردند. اگر که جوهره‌ی نوشتن موسیقی در شخص نباشد، آثاری که ساخته شوند همانند یک ربات، خالی از احساس خواهند بود؛ و همه شبیه به هم در تکراری مدور و خالی از بیان موضوعی خاص. امروزه از این آثار بیشتر می‌شنویم. بعد از صحبت با استاد و تکرار کلمات استاد در پس ذهنم، با ذوق نشستم پای نوشتن. با پررویی تمام متوجه شدم که پارتیتور یک کوارتت زهی را مقابل خود باز کرده‌ام و تصمیم داشتم اولین قطعه‌ای که می‌خواهم بنویسم باید یک کوارتت باشد. حدود دو هفته‌ای مشغول حذف و گسترش ایده‌هایی بودم که در ذهنم باهم ترکیب شده بودند و توانستم بالاخره آن‌ها را به یک سرانجامی برسانم و روی کاغذ بیاورم. آنقدر ذوق داشتم که قطعه را کامل نکرده، آن بخش کوتاه را در نرم‌افزار نت‌نویسی بازنویسی کردم و طی روزهای بعد، به آکادمی کامکارها رفتم که نظر استاد را بشنوم. استرس داشتم. خیلی زیاد. نمی‌دانستم با چه چیزی طرف هستم. حرف استاد هم در سرم مدام تکرار می‌شد. یا آهنگساز هستی، یا نیستی! استاد پارتیتور را چک می‌کردند و مشغول سلفژ پارت‌ها و هارمونی‌ها بودند که پرسیدند؛ «این را خودت نوشتی؟» گفتم بله. فقط سری تکان دادند و گفتند آفرین ذوقش را داری. بیشتر بنویس. همین. چیز دیگری نگفتند و از آنجا به بعد انگیزه‌ی من چندین برابر شد و این شد بخش بزرگی از آینده من در کنار نوازندگی. آن هم آهنگسازی. بعد از آن هر از چندگاهی قطعاتی را که می‌نوشتم و یا برای اجرا بازتنظیم می‌کردم، به استاد نشان می‌دادم که نظرشان را بشنوم. این بود که پا گذاشتن در دنیای آهنگسازی برای من  آغاز شد. 

گروه «سیپان» را چه زمانی تاسیس کردید و تا به امروز چه فعالیت‌هایی داشته است؟ معنی این واژه چیست؟ 

ایده شکل‌گیری «سیپان» سال ۱۳۹۵ بود که پایه‌گذاری شد. سیپان با هدف پاسداشت و بازآفرینی موسیقی فولکلور و مقامی اقوام ایران و همچنین موسیقی مقامی خاورمیانه شکل گرفت. چون علاقه زیاد بنده به موسیقی کهن و تلاش برای اجرای دقیق این فواصل موسیقی، انگیزه‌ی مهمی برای حفظ هویت اصیل این آثار بوده. اعضا و تعداد نوازندگان در «سیپان» بسته به نوع رپرتوار و فضای هر اجرا متغیر است؛ تا به این واسطه رنگ‌آمیزی صوتی متناسب با هر فرهنگ و منطقه به بهترین شکل بازتاب یابد. «سیپان» نام کوهی‌ست در شمال کردستان، واقع در کشور ترکیه. در قسمت شمالی دریاچه‌ی وان. «سیپان» فعلا دو اجرا در کارنامه‌ی خود دارد؛ «نغمه‌های بدون مرز» و «چنگ‌وچامه». 

در کدام جشنواره‌های داخلی حضور داشته‌اید و طی این امر، با کدام هنرمندان و گروه‌ها همکاری داشته اید. به طور ضمنی توضیح دهید. 

بصورت فردی هیچ زمان در جشنواره‌های داخل ایران حضور نداشته‌ام. فقط همراه با گروه بوده است. در دو دوره جشنواره صبا که زیر نظر دانشگاه هنر تهران برگزار شد. که در هر دوره، گروه ما بعنوان گروه اول در بخش گروه‌نوازی موسیقی ایران برگزیده شده است. دوره‌ی اول جشنواره با گروه «پَژال». دوره‌ی سوم جشنواره با گروه «ناشکیبا». در دوره‌ی سی‌وپنجم جشنواره فجر هم همراه با گروه «نوبانگ» به سرپرستی و آهنگسازی زنده‌یاد خانم نسترن هاشمی شرکت کرده بودیم. در دو دوره کنسرت تجربی که زیر نظر انجمن دانشکده موسیقی تهران و در سالن شهید آوینی دانشگاه برگزار می‌شد نیز، با گروه «ناشکیبا» شرکت کردم. 

چه آثاری توسط شما آهنگسازی شده و منتشر شده؟ و چه آثاری را در دست ضبط دارید؟ 

نمی‌توانم بگویم چند اثر ساخته‌ام و چند اثر بازتنظیم کرده‌ام. تعدادشان بسیار است. چون راستش را بخواهید هیچوقت آن‌ها را نشمرده‌ام. بعضی‌ها در حد نوشتن ایده اولیه، باقی مانده‌اند. تعدادی هم تکمیل شده‌اند و تعدادی دیگر بازتنظیم شده‌اند. اما میتوانم بگویم چه تعداد آثاری را منتشر کرده‌ام؛ چون تعدادشان انگشت‌شمارند به این دلیل که ضبط حرفه‌ای و انتشار آثار بسیار کار دشواری است. آن هم بیشتر از لحاظ سنگینی هزینه‌ها. ضبط یک قطعه هزینه‌ای زیادی در بر دارد. وگرنه چه کسی دلش می‌خواهد آثاری را که نوشته در گوشه‌ای از خانه بمانند و خاک بخورند و ضبط نشوند؟ فعلا شرایط یاری نمی‌کند که توان ضبط و انتشار باقی آثار را داشته باشم. از قطعاتی که ضبط و منتشر کرده‌ام، دو قطعه تکنوازی عود به نام‌های «ژیکان» و «فرمیسک» و یک قطعه موسیقی کوتاه که برای تیتراژ پایانی یک فیلم کوتاه نوشته‌ام. این ۳ قطعه در پلتفرم‌های آنلاین موسیقی منتشر شده‌اند. قطعاتی که ضبط شده و هنوز منتشر نشده‌اند، موسیقی تیزر یک نمایشگاه نقاشی است، موسیقی تیتراژ یک برنامه تلویزیونی در رابطه با موضوع بانوان و دیگری قطعه‌ای است مقامی به نام «نَژبیر» که با همکاری تعدادی از نوازندگان ایران و ترکیه ضبط شده است. که به دلیل جنگ فعلی انتشار آنان به تعویق افتاده است. در حال حاضر هم مشغول نوشتن موسیقی متن یک فیلم کوتاه هستم. 

آیا جشنواره‌های داخلی در مقایسه با رویدادهای خارجی واجد استانداردهای جهانی هستند؟ 

در رابطه با این سوال، پاسخم خیر است. رویدادهای داخلی استاندارد جهانی ندارند که موسیقیدانی خارج از ایران بتوانند در این جشنواره‌ها شرکت کند. رقابت جهانی نیاز به داور بین‌المللی دارد. آن هم در چند ژانر موسیقی. نه صرف محدود به موسیقی کلاسیک غربی، و یا صرف محدود به موسیقی دستگاهی ایرانی! اینگونه جشنواره‌ها فقط محدود به یک قشر موسیقی در ایران است نه بیشتر. هنوز خیلی فاصله داریم تا بتوانیم به استاندارد جهانی برسیم. 

آیا حضورتان در جشنواره‌های خارجی فردی بوده یا گروهی بوده؟ 

تا به الان که بصورت فردی بوده. قطعا در آینده حضور گروهی هم خواهم داشت. برنامه و ایده زیاد است. پله پله به همه آن‌ها خواهم پرداخت. 

دلیلتان برای‌ عدم حضور در جشنواره‌های داخلی چیست؟ 

تنها یک دلیل دارد. جشنواره‌های که مربوط به بخش موسیقی و نوازندگی است همه کپیِ هم هستند و یک تفکر بن‌بست پشتشان قرار دارد؛ آنهم بدون چارت اجرایی درست. هر جشنواره‌ای موسیقی شرقی و ایرانی هم که رقابتی باشد، اصلا جشنواره‌ای نیست که بگویند شما بیایید خودتان باشید! یک چهارچوب انتخاب می‌کنند که به مثابه ورودی است. و یک چهارچوب برای اجرای نهایی! صرف موسیقی دستگاهی ایرانی! همان چهارچوب ردیف دستگاهی! همان چهارچوب آهنگسازی! در سنین مختلف فقط دستگاه‌ها، گوشه‌ها و قطعات تفاوت دارند! جشنواره‌ای برگزار نمی‌شود که بخواهند متقاضی را محک بزنند که در نوازندگی و آهنگسازی دارای چه سطح از توانایی هستید؟! همان چهارچوبی که خودشان در بن‌بست گیر کرده‌اند را جشنواره برگزار می‌کنند! همه شرکت‌کنندگان کپی هم می‌نوازند! همه کپی هم آهنگسازی میکنند! اینگونه جشنواره خلاقیت و پیشرفت را می‌کشد! و بنده به هیچ عنوان راضی نمی‌شوم در جشنواره‌ای شرکت کنم که مشکلات بنیادی دارد و بخواهد من را هم به بن‌بست و بی‌راهه بکشد. بعضا داوران این جشنواره‌ها سطح پایین‌تری نسبت به خود شرکت‌کنندگان دارند! نمی‌دانم فلسفه این انتخاب‌ها چیست. فقط خودشان می‌دانند و خودشان. اما مسیر برای موسیقیدانان و جشنواره‌های موسیقی کلاسیک غربی در ایران هموارتر است. تکلیف‌شان با خودشان روشن است. اما موسیقی شرقی و موسیقی ایرانی امروزه در ایران بی‌پدر است. از دانشگاه‌ها و آکادمی‌های آموزشی گرفته تا جشنواره‌هایی که برگزار می‌شوند.