توافق هستهای واشنگتن و ریاض در سایه شرط جنجالی کاخسفید، ناتمام ماند؛
غنیسازی در قبال مسئله فلسطین- اسرائیل!
رامین پرتو
توافق هستهای غیرنظامی میان ایالات متحده و عربستان سعودی که از دوره ریاستجمهوری جو بایدن و حتی دولت نخست دونالد ترامپ در دستور کار روابط دو کشور قرار داشت، اکنون به یکی از مهمترین پروندههای سیاسی و امنیتی خاورمیانه تبدیل شده است؛ توافقی که ابعاد آن تنها به همکاریهای هستهای و تأمین انرژی محدود نمیشود و پیامدهای آن میتواند معادلات امنیتی منطقه، رقابت آمریکا و چین، آینده روابط عربستان و اسرائیل و حتی چشمانداز رقابت هستهای در خاورمیانه را تحت تأثیر قرار دهد.
در سالهای گذشته، سیاست سنتی واشنگتن این بود که ارائه فناوری و همکاری هستهای به عربستان را در چارچوب یک معامله بزرگتر منطقهای تعریف کند که در یک سوی آن توسعه برنامه هستهای غیرنظامی ریاض قرار داشت و در سوی دیگر، عادیسازی روابط عربستان با اسرائیل وجود داشت. دولتهای پیشین آمریکا تلاش داشتند این دو پرونده را به یکدیگر گره بزنند و از همکاری هستهای بهعنوان اهرمی برای پیشبرد پروژه عادیسازی روابط میان ریاض و تلآویو استفاده کنند.
با این حال، دونالد ترامپ پس از اعلام توافق، تأکید کرد که برنامه هستهای غیرنظامی عربستان در نهایت مشروط به پیوستن این کشور به توافقهای ابراهیم و عادیسازی روابط با اسرائیل خواهد بود اما هنوز مشخص نیست این شرط در متن رسمی توافق گنجانده شده یا صرفاً موضع سیاسی ترامپ برای مراحل بعدی مذاکرات است. حتی مقامهای کاخ سفید نیز توضیح روشنی درباره اینکه چرا این شرط پیش از امضای توافق بهصورت رسمی اعلام نشده بود، ارائه نکردهاند.
این ابهام، پرسش اصلی درباره آینده توافق را شکل داده است: آیا واشنگتن واقعاً آماده است فناوری هستهای را در اختیار عربستان قرار دهد و سپس از ریاض برای عادیسازی روابط با اسرائیل مطالبه سیاسی کند، یا اینکه عادیسازی همچنان پیششرط نهایی شدن همکاری هستهای خواهد بود؟
چرا واشنگتن عادیسازی با اسرائیل را شرط توافق میداند؟
پاسخ را باید در ساختار سیاست خارجی آمریکا و جایگاه اسرائیل در راهبرد منطقهای واشنگتن جستوجو کرد. حتی اگر دولت ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود نسبت به گذشته معاملهمحورتر شده و تمرکز بیشتری بر منافع اقتصادی و رقابت با چین دارد، اسرائیل همچنان یکی از مهمترین شرکای راهبردی آمریکا در خاورمیانه است. بنابراین، اعطای فناوری هستهای به عربستان بدون دریافت یک امتیاز سیاسی مهم برای اسرائیل، از نگاه بخشهایی از ساختار سیاسی آمریکا، به معنای از دست دادن یک اهرم راهبردی خواهد بود.
تلآویو از اعطای فناوری هستهای به عربستان بدون دریافت تضمینهای روشن درباره آینده برنامه هستهای این کشور نگران است و خود را در محیطی امنیتی میبیند که در آن برنامه هستهای ایران یکی از اصلیترین تهدیدها محسوب میشود و هرگونه افزایش توانمندی هستهای کشورهای منطقه میتواند محاسبات امنیتی آن را پیچیدهتر کند
از این منظر، عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل برای واشنگتن تنها یک موضوع دیپلماتیک نیست؛ بلکه بخشی از پروژه بزرگتر آمریکا برای شکل دادن به نظم جدید منطقهای است. توافقهای ابراهیم در دولت نخست ترامپ نیز با همین هدف دنبال شد تا با ایجاد شبکهای از روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی میان اسرائیل و کشورهای عربی، جایگاه واشنگتن در منطقه تثبیت شود و در عین حال، زمینه برای مقابله با نفوذ ایران و حضور فزاینده چین فراهم شود.
اکنون نیز آمریکا میخواهد توافق هستهای با عربستان را در همین چارچوب قرار دهد. واشنگتن از یک سو به دنبال آن است که ریاض را به همکاری راهبردی با آمریکا نزدیکتر کند و مانع از حرکت کامل عربستان به سمت چین شود و از سوی دیگر، تلاش دارد عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل را بهعنوان یک دستاورد بزرگ دیپلماتیک ثبت کند. به همین دلیل، حتی اگر توافق هستهای اعلام شده باشد، ترامپ همچنان بر این باور است که مسیر نهایی همکاری با عربستان باید به توافقی سیاسی درباره اسرائیل منتهی شود.
اسرائیل چه نگاهی به توافق هستهای عربستان دارد؟
نگاه اسرائیل به این توافق دوگانه است. از یک سو، تلآویو از اعطای فناوری هستهای به عربستان بدون دریافت تضمینهای روشن درباره آینده برنامه هستهای این کشور نگران است. اسرائیل خود را در محیطی امنیتی میبیند که در آن برنامه هستهای ایران یکی از اصلیترین تهدیدها محسوب میشود و هرگونه افزایش توانمندی هستهای کشورهای منطقه میتواند محاسبات امنیتی آن را پیچیدهتر کند.
از سوی دیگر، اسرائیل بهشدت خواهان آن است که پرونده هستهای عربستان به عادیسازی روابط میان دو طرف منجر شود. به همین دلیل، استقبال دفتر بنیامین نتانیاهو از شرط مطرحشده از سوی ترامپ را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. تلآویو میداند که عادیسازی با عربستان، بهمراتب مهمتر از توافقهای پیشین با برخی کشورهای عربی است و میتواند جایگاه اسرائیل را در منطقه به شکل چشمگیری ارتقا دهد.
با این حال، مشکل اصلی برای اسرائیل این است که عربستان عادیسازی را به مسئله فلسطین گره زده است. محمد بن سلمان پیشتر تأکید کرده بود که بدون وجود مسیر روشن برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی، ریاض آماده عادیسازی روابط با اسرائیل نیست. جنگ غزه و ادامه بحران انسانی در این منطقه نیز موضع عربستان را پیچیدهتر کرده است.
اعطای فناوری هستهای به عربستان بدون دریافت یک امتیاز سیاسی مهم برای اسرائیل، از نگاه بخشهایی از ساختار سیاسی آمریکا، به معنای از دست دادن یک اهرم راهبردی خواهد بود و بر همین اساس واشنگتن مجدداً شرط عادیسازی را برای ریاض مطرح کرده است
از این منظر، اسرائیل از توافق هستهای آمریکا و عربستان استقبال میکند، اما ترجیح میدهد این توافق به اهرمی برای وادار کردن ریاض به عادیسازی تبدیل شود. به بیان دیگر، تلآویو با اصل همکاری هستهای آمریکا و عربستان مخالفت مطلق ندارد، اما میخواهد اطمینان حاصل کند که این همکاری در نهایت به تقویت جایگاه اسرائیل منجر خواهد شد، نه اینکه صرفاً ظرفیت راهبردی و اقتصادی عربستان را افزایش دهد.
آیا روابط عربستان - اسرائیل عادی میشود؟
در شرایط کنونی، پاسخ به این پرسش را نمیتوان یک «بله» یا «خیر» قطعی دانست؛ اما شواهد موجود نشان میدهد عربستان سعودی احتمالاً حاضر نیست صرفاً در ازای دریافت فناوری هستهای، از موضع خود درباره مسئله فلسطین عقبنشینی کند.
ریاض در سالهای اخیر تلاش کرده است سیاست خارجی مستقلی را دنبال کند. عربستان نهتنها روابط خود را با آمریکا حفظ کرده، بلکه روابط گستردهای با چین و دیگر قدرتها نیز ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، فناوری هستهای برای عربستان یک هدف راهبردی است، اما تنها هدف سیاست خارجی این کشور نیست. محمد بن سلمان میخواهد عربستان را به قدرتی مستقل، متنوع و تأثیرگذار تبدیل کند و در این مسیر، حاضر نیست بدون دریافت امتیازات قابل توجه، وارد یک توافق سیاسی پرهزینه شود.
مسئله فلسطین و جنگ غزه نیز در این میان تعیینکننده است. عادیسازی روابط با اسرائیل در شرایطی که افکار عمومی جهان عرب نسبت به جنگ غزه حساس است، برای عربستان هزینه سیاسی بالایی دارد.
از این رو، حتی اگر ریاض در نهایت به سمت عادیسازی حرکت کند، احتمالاً تلاش خواهد کرد در مقابل، امتیازات مهمی از آمریکا و اسرائیل دریافت کند؛ از جمله تضمینهای امنیتی، همکاریهای اقتصادی و فناوری، و مهمتر از همه، تعهدات روشن درباره مسیر تشکیل کشور فلسطینی.
بنابراین، به نظر میرسد فناوری هستهای بهتنهایی برای تغییر موضع عربستان کافی نیست. واشنگتن ممکن است تلاش کند پرونده هستهای را به عادیسازی پیوند بزند، اما ریاض نیز میتواند از همین پرونده برای افزایش قدرت چانهزنی خود استفاده کند. عربستان میداند که آمریکا به دنبال حفظ این کشور در مدار خود و جلوگیری از تعمیق روابط آن با چین است و اسرائیل نیز عادیسازی با ریاض را یک هدف راهبردی میداند. این وضعیت، قدرت چانهزنی عربستان را افزایش میدهد.
در نتیجه، محتملترین سناریو آن است که عربستان در کوتاهمدت از پذیرش عادیسازی کامل و بدون قیدوشرط خودداری کند. با این حال، اگر آمریکا تضمینهای امنیتی و اقتصادی قابل توجهی ارائه دهد و همزمان مسیری معتبر برای حل مسئله فلسطین شکل بگیرد، احتمال حرکت تدریجی ریاض به سمت عادیسازی افزایش خواهد یافت.
دیدگاه تان را بنویسید