ظهور ریاضِ هسته‌ای، در قلب تنش‌آلود خاورمیانه

رامین پرتو

خاورمیانه و به‌ویژه منطقه خلیج فارس در شرایطی به یکی از مهم‌ترین کانون‌های توجه رسانه‌ها، تحلیلگران و نهادهای تصمیم‌گیر در حوزه سیاست، اقتصاد و امنیت بین‌الملل تبدیل شده است که همزمان چند بحران راهبردی بر معادلات منطقه‌ای سایه انداخته است. از یک سو، تقابل ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای پیچیده و پرنوسان شده و از سوی دیگر، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تلاش می‌کنند خود را در برابر پیامدهای احتمالی این تنش‌ها ایمن کنند. در چنین فضایی، خبر موافقت احتمالی واشنگتن با اعطای مجوز به عربستان سعودی برای آغاز غنی‌سازی مقدماتی اورانیوم در چارچوب برنامه هسته‌ای غیرنظامی این کشور، بار دیگر آینده نظم امنیتی خاورمیانه را در مرکز توجه قرار داده است.

در نگاه واشنگتن، پرونده هسته‌ای عربستان همزمان یک فرصت اقتصادی، یک ابزار ژئوپلیتیکی و یک تهدید بالقوه برای نظام منع اشاعه است و اصولاً آمریکا از یک سو علاقه‌مند است روابط راهبردی خود با ریاض را حفظ و تقویت کند و از سوی دیگر نمی‌خواهد توافقی شکل بگیرد که در نهایت به آغاز مسابقه هسته‌ای در خاورمیانه منجر شود

بر اساس گزارش شبکه خبری سی‌ان‌ان، دولت آمریکا با چارچوبی برای حمایت از برنامه هسته‌ای غیرنظامی عربستان موافقت کرده، اما پیش‌نویس توافق همچنان در انتظار امضای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، است. مذاکرات میان واشنگتن و ریاض در اکتبر ۲۰۲۵ به پایان رسیده بود، اما به گفته منابع آگاه، جنگ جاری با ایران و نگرانی‌های سیاسی در داخل آمریکا موجب شده روند نهایی شدن توافق با تأخیر مواجه شود.

اهمیت این توافق صرفاً به همکاری هسته‌ای غیرنظامی محدود نمی‌شود. مسئله اصلی آن است که آیا عربستان اجازه خواهد داشت بخشی از چرخه سوخت هسته‌ای را در داخل خاک خود توسعه دهد یا خیر. غنی‌سازی اورانیوم و بازفرآوری پلوتونیوم دو مسیر اصلی برای تولید مواد مورد استفاده در ساخت سلاح هسته‌ای هستند و همین مسئله باعث شده هرگونه مجوز برای فعالیت‌های مرتبط با این دو حوزه، با حساسیت فراوانی در واشنگتن، تل‌آویو و دیگر پایتخت‌های منطقه روبه‌رو شود.

عربستان چرا به دنبال توان هسته‌ای است؟

حرکت عربستان سعودی به سمت توسعه توان هسته‌ای را نمی‌توان صرفاً یک پروژه انرژی یا اقتصادی دانست، بلکه ریاض در سال‌های اخیر تلاش کرده جایگاه خود را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای مستقل تثبیت کند و در این مسیر، موضوع هسته‌ای به یکی از عناصر مهم راهبرد امنیتی و ژئوپلیتیکی این کشور تبدیل شده است.

نخستین عامل، رقابت راهبردی عربستان و ایران است. ریاض از سال‌ها قبل برنامه هسته‌ای ایران را یکی از مهم‌ترین تهدیدهای امنیتی خود تلقی کرده و محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، نیز پیش‌تر به صراحت گفته است اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، عربستان نیز مسیر مشابهی را دنبال 

خواهد کرد. 

دومین عامل، تردید فزاینده درباره قابلیت اتکای تضمین‌های امنیتی آمریکا است. تحولات اخیر منطقه، به‌ویژه حملات متقابل و گسترش دامنه درگیری‌ها، این پرسش را برای کشورهای عربی مطرح کرده که آیا واشنگتن در شرایط بحرانی واقعاً قادر یا مایل خواهد بود از آنها در برابر تهدیدهای نظامی محافظت کند. در چنین شرایطی، برخی دولت‌ها ممکن است به این نتیجه برسند که اتکای صرف به چتر امنیتی آمریکا کافی نیست و باید ظرفیت‌های بومی بازدارندگی خود را افزایش دهند.

عامل سوم، تحولات جهانی در حوزه منع اشاعه است. در شرایطی که قدرت‌های هسته‌ای بزرگ در حال نوسازی زرادخانه‌های خود هستند، پیمان‌های کنترل تسلیحات با بحران مواجه شده‌اند و جنگ روسیه و اوکراین نقش تهدید هسته‌ای را در معادلات امنیتی برجسته کرده است، انگیزه برخی کشورها برای برخورداری از ظرفیت هسته‌ای افزایش یافته است.

از این منظر، عربستان ممکن است استدلال کند که در محیطی که قدرت‌های بزرگ همچنان به سلاح هسته‌ای متکی هستند و کشورهایی مانند کره شمالی توانسته‌اند با اتکا به این سلاح از سطحی از بازدارندگی برخوردار شوند، نداشتن چنین ظرفیتی می‌تواند آسیب‌پذیری آن را افزایش دهد.

حرکت عربستان سعودی به سمت توسعه توان هسته‌ای را نمی‌توان صرفاً یک پروژه انرژی یا اقتصادی دانست، بلکه ریاض در سال‌های اخیر تلاش کرده جایگاه خود را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای مستقل تثبیت کند و در این مسیر، موضوع هسته‌ای به یکی از عناصر مهم راهبرد امنیتی و ژئوپلیتیکی این کشور تبدیل شده است

موافقت یا مدیریت یک خطر؟

در نگاه واشنگتن، پرونده هسته‌ای عربستان همزمان یک فرصت اقتصادی، یک ابزار ژئوپلیتیکی و یک تهدید بالقوه برای نظام منع اشاعه است. آمریکا از یک سو علاقه‌مند است روابط راهبردی خود با ریاض را حفظ و تقویت کند و از سوی دیگر نمی‌خواهد توافقی ایجاد شود که در نهایت به آغاز مسابقه هسته‌ای در خاورمیانه منجر شود.

مسئله اصلی برای آمریکا این است که آیا می‌توان میان «حق برخورداری از فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز» و «توان بالقوه تولید مواد مورد نیاز برای سلاح هسته‌ای» مرزی مطمئن ایجاد کرد یا خیر. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که این مرز از نظر فنی و سیاسی بسیار حساس است. به همین دلیل، کارشناسان آمریکایی تأکید دارند که هرگونه توافق با عربستان باید با سخت‌گیرانه‌ترین سازوکارهای نظارتی همراه باشد.

با این حال، به نظر می‌رسد ترامپ در نهایت با اصل توسعه برنامه هسته‌ای غیرنظامی عربستان مخالفت نخواهد کرد. مسئله اصلی برای دولت آمریکا احتمالاً نه اصل همکاری هسته‌ای، بلکه حدود و شرایط آن است. واشنگتن ممکن است با ایجاد نیروگاه‌های هسته‌ای، انتقال فناوری و توسعه زیرساخت‌های غیرنظامی موافقت کند، اما تلاش خواهد کرد دست‌کم بخشی از فعالیت‌های حساس را تحت کنترل یا نظارت قرار دهد.

اگر عربستان بر حق غنی‌سازی داخلی اصرار داشته باشد، موضوع پیچیده‌تر می‌شود. موافقت آمریکا با چنین حقی می‌تواند از نظر حقوقی و سیاسی سابقه‌ای ایجاد کند که کشورهای دیگر منطقه نیز به آن استناد کنند. اگر ریاض بتواند با حمایت واشنگتن به غنی‌سازی دست پیدا کند، ایران می‌تواند این پرسش را مطرح کند که چرا باید استانداردهای متفاوتی برای کشورهای منطقه اعمال شود؟

بنابراین، بعید است ترامپ با «هسته‌ای شدن نظامی» عربستان به معنای مستقیم آن موافقت کند؛ اما ممکن است با توسعه گسترده توان هسته‌ای غیرنظامی و حتی نوعی ظرفیت غنی‌سازی محدود، در صورت وجود محدودیت‌ها و ترتیبات نظارتی، موافقت کند که این همان منطقه خاکستری است که می‌تواند آینده نظام منع اشاعه در خاورمیانه را  تعیین کند.

آغاز مسابقه هسته‌ای یا خلق موازنه جدید؟

واکنش اسرائیل به هرگونه چراغ سبز آمریکا برای توسعه ظرفیت هسته‌ای عربستان احتمالاً بسیار حساس خواهد بود. اسرائیل سال‌هاست مسئله جلوگیری از گسترش توان هسته‌ای در خاورمیانه را بخشی از راهبرد امنیت ملی خود می‌داند.

مهم‌ترین نگرانی اسرائیل آن است که یک کشور بزرگ و ثروتمند عربی، در محیط راهبردی منطقه، به ظرفیت «گریز هسته‌ای» دست پیدا کند؛ یعنی توانایی‌ای که در صورت تصمیم سیاسی، امکان حرکت سریع به سمت تولید مواد لازم برای سلاح را فراهم کند. در چنین شرایطی، اسرائیل ممکن است فشار بیشتری بر واشنگتن وارد کند یا خواهان دریافت تضمین‌ها و امتیازات امنیتی جدید شود.

کشورهای دیگر منطقه نیز با دقت این روند را دنبال خواهند کرد. امارات متحده عربی که الگوی همکاری هسته‌ای خود را بر اساس صرف‌نظر کردن از غنی‌سازی و بازفرآوری بنا کرده است، ممکن است نسبت به هرگونه امتیاز ویژه به عربستان حساس شود. اگر ریاض بتواند امتیازی فراتر از مدل امارات به دست آورد، احتمالاً ابوظبی نیز در آینده خواهان بازنگری در محدودیت‌های خود خواهد شد و همین موضوع ممکن است بر دیگر کشورهای نیز سرایت کند. 

با این حال، هسته‌ای شدن عربستان یک نتیجه قطعی و اجتناب‌ناپذیر نیست. همان‌گونه که برخی کارشناسان منع اشاعه تأکید کرده‌اند، دستیابی به سلاح هسته‌ای اگرچه می‌تواند بازدارندگی ایجاد کند، اما هزینه‌ها، خطرات و پیامدهای آن نیز بسیار سنگین است. حادثه هسته‌ای، رقابت تسلیحاتی، تحریم‌های بین‌المللی، افزایش خطر سوءمحاسبه و احتمال درگیری بر سر تأسیسات هسته‌ای، تنها بخشی از این پیامدهاست.