فرودگاه در برابر فرودگاه، فصل تازه تنش عربستان و انصارالله کلید خورد؛
تهران؛ بهانه پایان آتشبس ریاض- صنعا
رامین پرتو
پس از چند سال کاهش نسبی تنش میان عربستان سعودی و انصارالله یمن، تحولات اخیر نشان میدهد که یکی از مهمترین پروندههای امنیتی خاورمیانه بار دیگر وارد مرحلهای تازه شده است. حملات هوایی عربستان به فرودگاه بینالمللی صنعا، پاسخ موشکی و پهپادی نیروهای مسلح یمن به فرودگاه اَبها، تهدیدهای متقابل مقامهای دو طرف و ورود آشکار آمریکا به حمایت سیاسی از ریاض، همگی نشانههایی هستند که از احتمال پایان آتشبس نانوشته میان دو طرف حکایت دارند.
رخدادهای اخیر نشان داد که برخلاف تصور بسیاری از ناظران، تحولات منطقه تنها به تقابل ایران و آمریکا یا جنگ غزه محدود نیست، بلکه خاورمیانه همچنان ظرفیت تولید بحرانهای جدید را دارد؛ بحرانهایی که میتوانند به سرعت معادلات امنیتی منطقه را تغییر دهند.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، جنگندههای عربستان در چندین نوبت فرودگاه بینالمللی صنعا را هدف قرار دادند و باندهای این فرودگاه را از کار انداختند. این حملات همزمان با انتشار گزارشهایی درباره فرود یک هواپیمای ایرانی در صنعا صورت گرفت؛ هواپیمایی که گفته میشد متعلق به شرکت ماهان بوده و پس از بمباران، مسیر خود را به سمت فرودگاه الحدیده تغییر داده است و همزمانی ورود این هواپیما با حمله عربستان، توجه بسیاری از تحلیلگران را به خود جلب کرده است.در مقابل، انصارالله این حملات را پایان رسمی مرحله کاهش تنش دانست و هشدار داد که پاسخ آن مستقیم و گسترده خواهد بود. ساعاتی بعد نیز حملات موشکی و پهپادی به فرودگاه ابها انجام شد؛ حملاتی که موجب توقف پروازها در این فرودگاه شد و بار دیگر معادله قدیمی «فرودگاه در برابر فرودگاه» را زنده کرد.
چرا عربستان فرودگاه صنعا را بمباران کرد؟
مهمترین پرسش در تحولات اخیر این است که چرا ریاض دقیقاً همزمان با ورود هواپیمای ایرانی تصمیم به حمله گرفت؟
در نگاه نخست، عربستان این اقدام را بخشی از سیاست جلوگیری از انتقال تجهیزات یا نیرو به یمن معرفی میکند؛ چراکه طی سالهای گذشته نیز ریاض و واشنگتن بارها ایران را به ارسال تجهیزات نظامی برای انصارالله متهم کردهاند. اما در سطحی عمیقتر، به نظر میرسد حمله به فرودگاه صنعا صرفاً یک عملیات نظامی نبود، بلکه حامل یک پیام سیاسی و امنیتی نیز بود.
در ماههای اخیر، انصارالله تلاش کرده است محاصره هوایی یمن را به چالش بکشد و فرودگاه صنعا را به عنوان نماد شکستن این محاصره فعال نگه دارد. از این منظر، فرود هواپیمای ایرانی میتوانست این پیام را منتقل کند که محاصره هوایی دیگر کارآمدی گذشته را ندارد و صنعا قادر است پروازهای خارجی را مدیریت کند.از دیدگاه ریاض، تثبیت چنین وضعیتی میتوانست به معنای شکست یکی از مهمترین ابزارهای فشار علیه انصارالله باشد. بنابراین حمله به باندهای فرودگاه را میتوان تلاشی برای جلوگیری از تثبیت این معادله جدید ارزیابی کرد.در واقع عربستان تلاش کرد پیش از آنکه روند عادی شدن پروازها به صنعا تثبیت شود، با استفاده از قدرت نظامی مانع شکلگیری یک واقعیت جدید میدانی شود؛ واقعیتی که میتوانست جایگاه انصارالله را تقویت کند. در مقابل، انصارالله نیز با حمله سریع به فرودگاه ابها تلاش کرد نشان دهد که هرگونه اقدام علیه زیرساختهای یمن، با اقدام مشابه علیه زیرساختهای عربستان پاسخ داده خواهد شد.
نگاه آمریکا و نقش احتمالی ایران
همزمان با تشدید درگیریها، وزارت خارجه آمریکا حمایت خود از عربستان را اعلام کرد و بار دیگر (همانند گذشته) انصارالله را سازمانی تروریستی خواند. همچنین گزارشهایی منتشر شد که نشان میدهد پیش از عملیات عربستان، میان مقامهای ریاض و واشنگتن رایزنیهای فشردهای انجام شده و حتی دونالد ترامپ نیز با درخواست محمد بن سلمان برای حمایت از اقدام نظامی موافقت کرده است.
این مواضع نشان میدهد که واشنگتن همچنان امنیت عربستان را بخشی از راهبرد منطقهای خود میداند؛ بهویژه در شرایطی که امنیت دریای سرخ، بابالمندب و خطوط انتقال انرژی اهمیت مضاعفی یافته است. از نگاه آمریکا، انصارالله صرفاً یک بازیگر داخلی یمن نیست، بلکه بخشی از مجموعه نیروهایی است که میتوانند بر امنیت دریای سرخ، تجارت جهانی و منافع متحدان واشنگتن اثرگذار باشند.در همین چارچوب، آمریکا همچنان ایران را به حمایت نظامی از انصارالله متهم میکند؛ موضوعی که در نشست شورای امنیت نیز از سوی نماینده آمریکا مطرح شد، هرچند روسیه این ادعا را رد کرد و پرواز مورد بحث را دارای اهداف بشردوستانه دانست. با این حال، در تحلیل کلانتر میتوان گفت که واشنگتن احتمالاً از چند زاویه به بحران جدید نگاه میکند.
نخست آنکه تشدید فشار بر انصارالله میتواند توان عملیاتی این گروه را از دریای سرخ به داخل یمن منتقل کند و تمرکز آن را بر مقابله با عربستان افزایش دهد و تمرکز آن بر اسرائیل کاهش یابد.
دوم آنکه آمریکا تلاش میکند همزمان با افزایش فشار بر ایران در پروندههای منطقهای، حلقه فشار بر متحدان تهران را حفظ کند.
آمریکاییها معتقدند که فعال شدن دوباره جبهه یمن میتواند بخشی از راهبرد گستردهتر آمریکا برای مدیریت معادلات امنیتی خلیج فارس و تنگه هرمز باشد. از این منظر، اگر انصارالله ناچار شود بخش مهمی از توان خود را صرف رویارویی مستقیم با عربستان کند، ظرفیت آن برای ایفای نقش در سایر جبهههای منطقهای کاهش خواهد یافت.
البته این تحلیل هنوز در حد یک ارزیابی سیاسی است و شواهد قطعی برای اثبات آن وجود ندارد، اما همزمانی تحولات یمن با افزایش تنشهای منطقهای، چنین فرضیهای را در محافل کارشناسی تقویت کرده است.
آینده تقابل ریاض و صنعا
واقعیت آن است که عربستان تجربه سالهای طولانی جنگ یمن را پشت سر گذاشته و به خوبی میداند که ورود دوباره به یک نبرد گسترده، هزینههای اقتصادی، امنیتی و سیاسی قابل توجهی خواهد داشت. پروژههای اقتصادی کلانِ ریاض، از جمله برنامه چشمانداز ۲۰۳۰، نیازمند ثبات داخلی و جذب سرمایهگذاری خارجی است؛ موضوعی که با استمرار حملات موشکی و پهپادی به شهرها و زیرساختهای این کشور سازگار نیست.
در سوی مقابل نیز انصارالله طی سالهای گذشته توان موشکی و پهپادی خود را توسعه داده و اکنون نسبت به آغاز جنگ در سال ۲۰۱۵ از قدرت بازدارندگی بیشتری برخوردار است. همین مسئله موجب شده است که هرگونه حمله عربستان با احتمال پاسخ متقابل به فرودگاهها، تأسیسات نفتی و زیرساختهای حیاتی این کشور همراه باشد.در صورت ادامه این روند، معادله «فرودگاه در برابر فرودگاه» میتواند به «زیرساخت در برابر زیرساخت» تبدیل شود؛ وضعیتی که نه تنها امنیت عربستان و یمن، بلکه امنیت دریای سرخ، بابالمندب و حتی بازار جهانی انرژی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.از سوی دیگر، تداوم این تقابل احتمالاً روند مذاکرات سیاسی با میانجیگری عمان و سازمان ملل را نیز با دشواریهای بیشتری روبهرو خواهد کرد. هرچه دامنه حملات گستردهتر شود، بازگشت به میز مذاکره پیچیدهتر خواهد شد.در مجموع، حمله عربستان به فرودگاه صنعا را میتوان نقطه عطفی در تحولات یمن دانست؛ اقدامی که نه تنها روند کاهش تنش چند سال اخیر را متوقف کرد، بلکه بار دیگر احتمال بازگشت جنگ فرسایشی میان دو طرف را افزایش داد.
دیدگاه تان را بنویسید