رویای بزرگ مالدینی برای نشاندن پپ روی نیمکت آتزوری
رنسانس ایتالیایی با تیکیتاکا
نگار رشیدی
شبهای میلان و رم، سالهاست که آن شکوه و جلال گذشته را کم دارد. آتزوری، این امپراتورِ زخمی فوتبال جهان، در سالهای اخیر در برزخی از بیهویتی تاکتیکی و حسرت غیبت در بزرگترین صحنهها دستوپا زده است. اما فوتبال در ایتالیا هرگز یک ورزش ساده نبوده؛ فوتبال در این سرزمین، تئاتر است، هنر است و یک مذهب تمامعیار. حالا در یکی از دراماتیکترین پیچشهای داستانی فوتبال اروپا، پرده جدیدی بالا رفته است؛ سناریویی به غایت جسورانه و هیجانانگیز که قهرمانان آن پائولو مالدینی، مدافع افسانهای و پپ گواردیولا، فیلسوف بزرگ فوتبال مدرن هستند. تصور کنید؛ تلاقی مکتب دفاعی کاتاناچیو با پادشاه بلامنازع فوتبال مالکانه. این فقط یک شایعه نقلوانتقالاتی ساده نیست؛ این رویای رنسانسی نو برای زنده کردن فوتبال سرزمین چکمه است.
• همه چیز از بازگشت باوقار پائولو مالدینی آغاز شد. کاپیتان همیشه وفادار میلان و آتزوری، پس از مدتها دوری، سرانجام دعوت فدراسیون فوتبال ایتالیا (FIGC) را پذیرفت تا هدایت ساختار جدیدی به نام «باشگاه ایتالیا» را بر عهده بگیرد؛ پروژهای بلندپروازانه که قرار است تمام ردههای سنی فوتبال ملی را زیر چتر خود ببرد. جووانی مالاگو، رئیس جدید فدراسیون، این انتصاب را نقطه صفر یک نقشه راه ۴ساله برای بازگشت به قله فوتبال جهان در جامجهانی ۲۰۳۰ میداند.
• اما مالدینی برای این جراحی بزرگ تنها نیامده است. او دست دوست و همکار قدیمیاش، لئوناردو (مدیر ورزشی سابق پاریسنژرمن) را فشرده است. این زوج باهوش و باپرستیژ، خوب میدانند که برای تغییر دادن ژنتیک خسته فوتبال ایتالیا، به یک مربی معمولی نیاز ندارند؛ آنها به یک مربی انقلابی نیاز دارند. مردی که بتواند روی خاکسترهای سبکهای قدیمی، بنایی نوین بسازد و چه کسی بهتر از پپ گواردیولا؟ مالدینی به دنبال مربیای با اعتبار و کاریزمای جهانی است تا هویت ایتالیا را بازتعریف کند. او تماسهای اولیه و غیررسمی را با پپ برقرار کرده تا نبض این فیلسوف کاتالانی را بسنجد.
پپ بعد از فتح تمام جامهای ممکن با بارسلونا، بایرنمونیخ و منچسترسیتی، دیگر نیازی به اثبات خود در رده باشگاهی ندارد. او تشنه یک ماجراجویی ملی است؛ شاهکاری که میراث او را به عنوان بزرگترین مربی تاریخ جاودانه کند
• برای دههها، فوتبال ایتالیا با دفاع آهنین و کاتاناچیو شناخته میشد. اما فوتبال مدرن امروز، با سرعت سرسامآور و پرسینگ شدید، دیگر به بنبستهای تاکتیکی گذشته رحم نمیکند. آتزوری سالهاست که از فقر خلاقیت و ضعف در پرورش نسلهای نواندیش رنج میبرد. حضور گواردیولا روی نیمکت ایتالیا میتواند جذابترین تضاد و در عین حال زیباترین همزیستی تاریخ فوتبال را رقم بزند. پپ با ایده بازیسازی از عقب زمین، وینگرهای معکوس، پرسینگ خفهکننده و جابهجاییهای مداوم، میتواند انقلابیترین مربی تاریخ تیم ملی ایتالیا شود. او سبک بازی بازیکنان جوان ایتالیایی را به سمتی خواهد برد که سنت هوش تاکتیکی ذاتی ایتالیایی با مدرنیته خلاقانه تیکیتاکا ترکیب شود. تماشای ایتالیایی که به جای عقب نشستن و دفاع کردن، توپ را از حریف میدزدد و با دیکته کردن ریتم بازی، حریف را به زانو درمیآورد، بدون شک برای هر عاشق فوتبالی در سراسر جهان شگفتانگیز خواهد بود.
• بزرگترین مانع این معامله رویایی، یک عدد نجومی است؛ ۲۵میلیون یورو! این حقوق سالانه گواردیولا در منچسترسیتی بود؛ رقمی که پرداخت آن برای هر فدراسیون ملی، حتی فدراسیونهای ثروتمند، شبیه به یک خودکشی مالی است. بودجه فدراسیونها هرگز با جیب بیانتهای مالکان متمول باشگاهی قابل مقایسه نیست. اما داستان درست از همینجا جذاب میشود. در این نقطه است که نقش لئوناردو، استاد جلب رضایت ستارههای بزرگ، پررنگ میشود. کسانی که پپ گواردیولا را میشناسند، میدانند که او مرد چالشهای روحی و پروژههای رمانتیک است. پپ بعد از فتح تمام جامهای ممکن با بارسلونا، بایرنمونیخ و منچسترسیتی، دیگر نیازی به اثبات خود در رده باشگاهی ندارد. او تشنه یک ماجراجویی ملی است؛ شاهکاری که میراث او را به عنوان بزرگترین مربی تاریخ جاودانه کند. بیدار کردن آتزوری خفته و رساندن آنها به شکوه جامجهانی ۲۰۳۰، دقیقا همان داستان اساطیری است که میتواند گواردیولا را وسوسه کند تا از بخش زیادی از خواستههای مالیاش بگذرد. پپ پیش از این در سال ۲۰۱۸ در جشنواره ورزش گاتزتا به صراحت از عشق عمیق خود به فرهنگ، غذا و فوتبال ایتالیا صحبت کرده بود و نباید فرامشو کرد که او دوران کوتاهی را هم در دوران بازی در برشا سپری کرده است. برای او، نشستن روی نیمکت لاجوردی، بیشتر یک پروژه هنری است تا یک معامله تجاری.
• ایتالیا همیشه سرزمین مد، هنر و زیبایی بوده است. پائولو مالدینی با این حرکت شجاعانه نشان داد که میخواهد فوتبال کشورش را به جایگاه واقعیاش در ویترین زیباییهای جهان بازگرداند. اگر این پیوند محقق شود، فوتبال ملی اروپا وارد عصر جدیدی خواهد شد. دیگر خبری از لیستهای سنتی و محافظهکارانه نخواهد بود. کونته و مانچینی اگرچه در لیست مالدینی هستند، اما آنها متعلق به دیروزند؛ پپ گواردیولا، آیندهای است که مالدینی برای آتزوری ترسیم کرده است. این پروژه، نهتنها یک مربی بزرگ را به رم میآورد، بلکه ساختار آکادمیها و نگرش مربیان جوان ایتالیایی را برای دهههای آینده تغییر خواهد داد.
• باید منتظر ماند و دید آیا جادوی کلام مالدینی و لئوناردو میتواند پپ را متقاعد کند تا ردای لاجوردی آتزوری را به تن کند یا خیر. اما یک چیز قطعی است؛ حتی فکر کردن به این ایده، خون را در رگهای هواداران ناامید ایتالیایی به جوش آورده است. این میتواند جسورانهترین و زیباترین پروژهای باشد که مستطیل سبز در قرن بیست و یکم به خود دیده است؛ رنسانس ایتالیا با رهبری پادشاه کاتالانی.
دیدگاه تان را بنویسید