رضا شکاری بعد از سپاهان و تراکتور از پرسپولیس هم دیپورت شد
پرسه در مدار ناکامی
قصه رضا شکاری در فوتبال ایران، شبیه به تماشای تریلری جذاب از یک فیلم سینمایی است که وقتی روی پرده میرود، تماشاگر را در همان ۲۰دقیقه ابتدایی ناامید میکند. بازیکنی که روزگاری با برچسب لژیونر آیندهدار و پدیده جدید فوتبال ایران در تیتر یک رسانهها جولان میداد، حالا در ۲۸سالگی به نقطهای رسیده که فسخ قراردادش با پرسپولیس، بیشتر از آنکه یک شوک خبری باشد، تکرار یک سریال آشنا و ملالآور است.
• حضور شکاری در پرسپولیس، رویایی بود که خیلی زود به واقعیت سرد نیمکتنشینی تبدیل شد؛ یا شاید بهتر است بگوییم یک خواب کوتاه و بیاثر. او با کوهی از انگیزههای پنهان و آشکار پا به اردوگاه سرخپوشان گذاشت تا بالاخره ثابت کند پیراهن تیمهای بزرگ برای قامتش گشاد نیست. اما خروجی این بلندپروازی چه بود؟ تنها ۱۰بار حضور در میدان که فقط در ۳مسابقه آن از ابتدا در ترکیب اصلی قرار داشت. در تمام این مدت، تنها یک قاب از او در ذهن هواداران ثبت شد؛ گلزنی مقابل فجرسپاسی در نیمفصل. یک جرقه کوچک که هرگز به شعلهای برای گرم کردن موتور فوتبال او تبدیل نشد. مهدی تارتار در همان روزهای نخست حضورش روی نیمکت پرسپولیس، روی نام او خط قرمز کشید تا ثابت شود در پازل تاکتیکی تیمهای مدعی، جایی برای نامهای بزرگ اما بدون کارکرد وجود ندارد.
• اما تراژدی رضا شکاری فقط به پرسپولیس محدود نمیشود؛ این سناریو سالهاست که در حال اکران است. به گذشته او نگاه کنید؛ روزهایی که پیراهن سپاهان و تراکتور را بر تن میکرد، یا حتی زمانی که مسافر روبینکازان روسیه شد. در تمام این ایستگاههای بزرگ، شکاری همیشه همان بمب نقلوانتقالاتی بود که صدای انفجارش فقط در تیتر روزنامهها شنیده میشد، نه در مستطیل سبز. او در اصفهان و تبریز هم به جای آنکه گرهگشای بازیهای بزرگ باشد، بیشتر به یک معمای حلنشده یا بازیکنی خنثی در زمین تقلیل یافت. استعدادی که نشانههایی از نبوغ داشت، اما هرگز نتوانست ثبات، جنگندگی و آن استمرار بیرحمانهای که لازمه بقا در بالاترین سطح است را به نمایش بگذارد.
• فوتبال بیرحم است و حافظه کوتاهی دارد. سکوها خیلی زود نامهایی که برایشان خاطرهسازی نکردهاند را به دست فراموشی میسپارند. شکاریِ ۲۸ساله حالا در برزخ دوران حرفهای خود ایستاده است. او دیگر آن جوان ۱۸ساله نیست که مربیان، اشتباهات و نوساناتش را به پای خامی بنویسند. چمدانهای او پر از تجربههای بیسرانجام در تیمهای بزرگ است؛ از گلگهر و ذوبآهن گرفته تا سپاهان و پرسپولیس.
• رضا شکاری دوباره در بازار نقلوانتقالات است. قطعا تیمی جدید برای او پیدا خواهد شد، اما سوال اصلی اینجاست؛ آیا او بالاخره از پیله ادعا خارج میشود تا پروانه شود، یا قرار است تا پایان دوران فوتبالش، تنها تجسمی از یک استعداد هدررفته باقی بماند؟ این شاید آخرین پرده از نمایش بازیکنی باشد که همیشه قبل از شروع، تمام شد.
دیدگاه تان را بنویسید