پاییز فوتبال ایران با بوی فیفادی مهرماه از راه می‌رسد؛ روزهایی که قرار است نقطه شروعی دوباره برای تیمی باشد که هنوز تلخی ناکامی در جام‌جهانی ۲۰۲۶ را زیر زبانش حس می‌کند. اما در راهروهای فدراسیون فوتبال و در حوالی نیمکت تیم ملی، به نظر می‌رسد زمان از حرکت ایستاده است. قرار بود پس از جام‌جهانی، بادهای تغییر وزیدن بگیرد، اما آنچه امروز به گوش می‌رسد، تنها پژواک همان صداهای آشنای همیشگی است؛ تداوم حضور امیر قلعه‌نویی و البته، بقای کادر فنی و رفقای همیشگی‌اش. ماجرای تمدید قرارداد امیر قلعه‌نویی، داستانی است شبیه به یک تریلر معمایی که در نهایت با یک پایان‌بندی کاملا قابل پیش‌بینی و کلیشه‌ای تمام می‌شود. پس از سوت پایان کار ایران در جام‌جهانی، موجی از انتقادات به سوی کادر فنی روانه شد. افکار عمومی و کارشناسان، خواهان تزریق خون تازه به رگ‌های تاکتیکی تیم ملی بودند. مهدی تاج، رئیس فدراسیون، در ابتدا از تمدید خودکار قرارداد سخن گفت، اما زمزمه‌های خروجی از جلسات هیئت‌رئیسه، حکایت از نارضایتی‌های عمیق داشت. شایعه شده بود که شرط بقای ژنرال، عبور از حلقه بسته دستیارانش و آوردن نام‌های بزرگ‌تر و ایده‌های مدرن‌تر است. اما واقعیت همیشه در فوتبال ایران مسیر خودش را می‌رود. اتفاقات هفته‌های اخیر نشان می‌دهد تمام آن شروط و خط و نشان‌های هیئت‌رئیسه، در یک نشست سرپایی و ۲۰دقیقه‌ای دود شد و به هوا رفت. قراردادی که قرار بود کوتاه باشد، تا پایان جام ملت‌های ۲۰۲۷ تمدید شد و آن تغییرات اساسی در کادر دستیاران، به جلساتی موهوم در آینده حواله داده شد که به احتمال زیاد هرگز برگزار نخواهند شد. قلعه‌نویی با همان لشکر قبلی به جنگ آینده می‌رود. 

تئوریسین‌های دانشگاهی و معمای درک «عوام!»

شاید مهم‌ترین و در عین حال بحث‌برانگیزترین چهره در این حلقه بسته، سعید الهویی باشد. مردی که در چهار سال گذشته، سایه به سایه امیر قلعه‌نویی حرکت کرده و حالا شنیده می‌شود که نامش به عنوان دستیار اول به طور رسمی روی میز فدراسیون قرار گرفته است. الهویی، در ذهن قلعه‌نویی، همان تئوریسین بزرگی است که قرار است گره‌های تاکتیکی را در لحظات بحرانی باز کند؛ هرچند که در جام‌جهانی گذشته، این گره‌ها بیشتر از قبل کور شدند. اما نقطه اوج داستان کادر فنی تیم ملی، نه در تصمیمات تاکتیکی درون زمین، که در دفاعیات کلامی بیرون از آن نهفته است. زمانی که سیل انتقادات به سوی الهویی و تفکرات حاکم بر تیم ملی روانه شد، هومن افاضلی (یکی دیگر از اعضای کادر و مشاوران قلعه‌نویی) سپر بلای همکارش شد و جمله‌ای را به زبان آورد که هنوز در حافظه تاریخی فوتبال ایران سنگینی می‌کند. او منتقدان را عوام خواند و مدعی شد که سعید الهویی با ادبیاتی دانشگاهی صحبت می‌کند که درک آن از توان مردم عادی و منتقدان خارج است. این نگاه از بالا به پایین، هسته اصلی انتقاداتی است که امروز به کادر فنی تیم ملی وارد می‌شود. وقتی تیمی در مهم‌ترین تورنمنت‌های جهانی از رسیدن به اهدافش باز می‌ماند، پنهان شدن پشت واژه‌های پرطمطراق و ادعای دانشگاهی بودن، نه‌تنها دردی را دوا نمی‌کند، بلکه نمک بر زخم هوادارانی می‌پاشد که خروجی این دانشگاه را روی چمن سبز ندیده‌اند. فوتبال، علم فیزیک کوانتوم نیست که در آزمایشگاه‌های در بسته و تنها برای نخبگان قابل فهم باشد؛ فوتبال ورزشی است که نتیجه تاکتیک‌هایش باید در گردش توپ، خلق موقعیت و در نهایت، تابلوی نتایج دیده شود. وقتی عوام روی سکوها و پای گیرنده‌ها هیچ نشانی از فوتبال مدرن و بابرنامه نمی‌بینند، پز دادن با اصطلاحات آکادمیک در کنفرانس‌های خبری چه سودی دارد؟

رفاقت به جای شایسته‌سالاری؛ حلقه محاصره ژنرال

امیر قلعه‌نویی همیشه به وفاداری به دوستان و همکارانش معروف بوده است. این خصیصه در زندگی شخصی شاید یک فضیلت بزرگ محسوب شود، اما در عرصه بی‌رحم فوتبال ملی و بین‌المللی، می‌تواند به پاشنه آشیل یک سرمربی تبدیل شود. در حالی که تیم‌های آسیایی رقیب، از ژاپن و کره‌جنوبی گرفته تا عربستان و قطر، به طور مداوم در حال به‌روزرسانی کادرهای فنی خود با مغزهای متفکر اروپایی و ایده‌های نوآورانه هستند، تیم ملی ایران همچنان درگیر حفظ رفقا است. دستیارانی که پس از جام‌جهانی هیچ‌کدام نتوانستند در عرصه باشگاهی خواهان جدی داشته باشند یا ترجیح دادند در منطقه امن تیم ملی بمانند، حالا دوباره ماموریت یافته‌اند تا ایران را به فینال جام ملت‌های آسیا برسانند. سوال اساسی اینجاست؛ کادری که نتوانست در بزنگاه‌های حساس جام‌جهانی ایده‌ای برای فرار از بن‌بست ارائه دهد، چگونه می‌خواهد در جام ملت‌های ۲۰۲۷، جایی که انتظارات به مراتب بالاتر است و وعده رسیدن به فینال داده شده، معجزه کند؟ آیا ایده‌های این کادر دانشگاهی به طور ناگهانی در پاییز ۱۴۰۵ شکوفا خواهد شد؟ پیش به سوی ۲۰۲۷ با چشمان بسته؟ تیم ملی در مهرماه با سه دیدار تدارکاتی استارت می‌زند. روی نیمکت، همان چهره‌های همیشگی نشسته‌اند. شاید یکی دو تغییر جزئی و نمایشی در کادر ایجاد شود تا دهان منتقدان و هیئت‌رئیسه بسته بماند، اما هسته اصلی تصمیم‌گیری دست‌نخورده باقی خواهد ماند. ایران به سوی جام ملت‌های ۲۰۲۷ قدم برمی‌دارد، در حالی که کوله‌باری از سوالات بی‌پاسخ را با خود حمل می‌کند. فدراسیونی که جسارت تغییر را ندارد و سرمربی‌ای که حلقه امن دوستانش را به ایده‌های تازه ترجیح می‌دهد، در حال قمار بزرگی روی آینده فوتبال ایران هستند. فقط می‌توان امیدوار بود که این‌بار، تئوری‌های دانشگاهی کادر فنی، از روی تخته وایت‌برد کلاس درس فراتر برود و در مستطیل سبز به زبانی ترجمه شود که حتی ما عوام هم بتوانیم از دیدن آن لذت ببریم و به پیروزی برسیم. در غیر این صورت، این دانشگاه به زودی با تابلوی تعطیلی به دلیل افت کیفیت مواجه خواهد شد.