ضعیف‌کش بی‌رحم

نازنین دشتی 

سوت پایان بازی این هفته پرسپولیس در فضای سنگین ورزشگاه، شبیه به کشیده شدن یک خط بطلان بر تمام خیالات خام بود. اسکوربورد، بی‌رحمانه حقیقت تاریک شب تهران را در چشمان هواداران منعکس می‌کرد؛ پرسپولیس صفر - فولاد خوزستان یک. دوربین‌های تلویزیونی در این لحظه، درنگ را جایز ندانسته و روی چهره درهم‌کشیده، مستاصل و بهت‌زده مهدی تارتار زوم کردند؛ مردی که تیمش با وجود تحمل این شکست تلخ خانگی، همچنان روی کاغذ بر بام فوتبال ایران ایستاده است، اما خودش به خوبی می‌داند که در گردابی از تردیدها، پرسش‌های بی‌پاسخ و فشارهای خردکننده رسانه‌ای دست‌وپا می‌زند. فوتبال، این پدیده بی‌نهایت بی‌رحم و در عین حال شگفت‌انگیز، در هفته دهم لیگ بیست‌وششم بار دیگر این درس بزرگ را دیکته کرد که صدرنشینی آماری، هرگز ضامن فتح قلب‌ها و تسخیر افکار عمومی نیست. پرسپولیس تارتار در پایان این ایستگاه، تیمی است با دو چهره کاملا متضاد؛ یک چهره مهربان و دست‌وپابسته در برابر بزرگان و یک چهره بی‌رحم، ویرانگر و سیری‌ناپذیر در مصاف با قعرنشینان!  

نگاهی به جدول رده‌بندی لیگ برتر در پایان هفته دهم، شبیه به تماشای سکانس پایانی یک تریلر دلهره‌آور است. رقابتی دیوانه‌وار، نفس‌گیر و میلی‌متری در نیمه بالایی جدول جریان دارد؛ جایی که چهار غول مدعی فوتبال ایران، یعنی پرسپولیس، سپاهان، تراکتور و استقلال، همگی در امتیاز ۲۰ به هم گره خورده‌اند و تنها تفاضل‌گل است که مرزهای این امپراتوری‌های متزلزل را از یکدیگر تفکیک کرده است. در این میان، فولاد خوزستان با ۱۹‌امتیاز، همچون شکارچی در کمین نشسته تا با کوچک‌ترین لغزشی، معادلات کورس قهرمانی و سهمیه آسیایی را کاملا بر هم بزند. پرسپولیس با ثبت ۱۸‌گل زده در ۱۰‌مسابقه، صاحب مرگبارترین خط آتش لیگ است و روی کاغذ، پادشاه بی‌چون‌وچرای فاز هجومی به شمار می‌رود. اما این آمار خیره‌کننده، دقیقا همان نقطه‌ای است که روایت ما را به لایه‌های عمیق‌تر، تحلیلی‌تر و تاریک‌تری می‌کشاند. آیا این ۱۸‌گل، نشان‌دهنده قدرت هژمونیک و بلامنازع ارتش سرخ است یا صرفا سراب و پرده‌ای خوش‌رنگ است که ضعف‌های بنیادین تیم تارتار را در نبردهای بزرگ پنهان کرده است؟ پاسخ به این سوال، نیازمند کالبدشکافی دقیق نتایج پرسپولیس در فصل جاری است. 

برای درک بهتر این معمای تاکتیکی، باید به مسیر طی‌شده سرخ‌پوشان نگاهی موشکافانه بیندازیم. پرسپولیس مدل تارتار تا اینجای کار ۶‌مسابقه از دیدارهای برگزار شده را با پیروزی قاطع پشت سر گذاشته است. اما نکته حیرت‌انگیز و تا حدودی تامل‌برانگیز اینجاست که هر ۶‌برد، دقیقا مقابل ۶‌تیم حاضر در رتبه‌های سیزدهم تا هجدهم جدول رقم خورده است! درواقع، ماشین گلزنی تارتار تنها برابر تیم‌های بحران‌زده، فاقد ساختار دفاعی منسجم و پایین‌جدولی، بی‌نقص و ویرانگر عمل می‌کند. وقتی به نتایج نگاه می‌کنیم، صلابت یک تیم قهرمان به چشم می‌آید؛ ملوان رده سیزدهمی با نتیجه قاطع سه بر صفر در هم کوبیده می‌شود، استقلال خوزستان چهاردهم جدولی با نتیجه تحقیرآمیز چهار بر یک زانو می‌زند، تیم‌های سرسخت‌تری مانند ذوب‌آهن اصفهان (رده پانزدهم) و شمس‌آذر قزوین (رده شانزدهم) با نتایج مشابه و مطمئن دو بر صفر تسلیم می‌شوند، صنعت‌نفت آبادان در آستانه سقوط با نتیجه سه بر یک در هم می‌شکند و در نهایت، مس شهربابک قعرنشین نیز چاره‌ای جز پذیرش شکست سه بر صفر نمی‌یابد. تیم مهدی تارتار از ۲۰‌امتیاز ارزشمند خود در فصل جاری، ۱۸‌امتیاز خالص را از تقابل با همین ۶‌تیم انتهای جدولی استخراج کرده است. در نگاه اول و بر اساس منطق ریاضی، این یک دستاورد بزرگ و حیاتی است. جمع‌آوری حداکثر امتیازات از تیم‌های پایین‌جدولی، همان قانون نانوشته‌ای است که می‌گوید قهرمانی‌ها در دل همین بازی‌های به‌ظاهر کوچک اما پرخطر شکل می‌گیرند. اما در فوتبال، باشگاهی که سودای بالا بردن جام قهرمانی را در سر می‌پروراند، نمی‌تواند تنها یک ضعیف‌کش قهار باشد. وقتی ماشین جنگی شما فقط برابر سلاح‌های زنگ‌زده و تیم‌های بی‌دفاع کارایی دارد، دیر یا زود در مواجهه با زره‌پوش‌های واقعی و تیم‌های سازمان‌یافته از کار خواهد افتاد و این دقیقا همان کابوسی است که گریبان تارتار را گرفته است. 

رویارویی با بزرگان، همان پیچ تندی است که ترمز تیم مهدی تارتار را به شدت کشیده و پاشنه آشیل او را به عریان‌ترین شکل ممکن به نمایش گذاشته است. در چهار نبرد سرنوشت‌ساز مقابل تیم‌های مدعی و سرسخت نیمه بالای جدول، پرسپولیس نه‌تنها صلابت یک مدعی بی‌رحم را نداشته، بلکه به شکلی ناباورانه و مایوس‌کننده از کسب حتی یک پیروزی عاجز مانده است. داستان تلخ ناکامی‌های تارتار در بازی‌های بزرگ، از دیگ جوشان ورزشگاه یادگار امام تبریز آغاز شد. جایی که پرسپولیس برابر تراکتور، اسیر فشار بی‌امان سکوها، پرس شدید حریف و البته اشتباه مهلک و نابخشودنی دانیال ایری در خط دفاعی شد و با یک گل، تسلیم محض اندیشه‌های تاکتیکی تیم تبریزی گشت. آن باخت، تنها از دست دادن سه امتیاز نبود؛ بلکه اولین زنگ خطر جدی را در اردوگاه سرخ به صدا درآورد که آیا این تیم مرد روزهای سخت هست یا خیر؟ سپس نوبت به دربی بزرگ پایتخت رسید. در ورزشگاه نقش جهان اصفهان، پرسپولیس تارتار برابر استقلال، نمایشی قابل‌قبول ارائه داد. در روزی که هواداران منتظر آتش‌بازی بهترین خط حمله لیگ بودند، همه‌چیز در میانه میدان قفل شد تا بازی به یک تساوی بدون گل ختم شود. در خرم‌آباد و مقابل تیم دونده، فیزیکی و سرسخت خیبر نیز درهای دروازه‌ها بسته ماند تا باز هم عدد صفر مقابل شمار بردهای پرسپولیس در تقابل با تیم‌های نیمه بالای جدول نقش ببندد. اما ضربه نهایی، سهمگین‌ترین و شاید دردناک‌ترین آنها، همین هفته در تهران رقم خورد. تقابل با فولاد خوزستانی که هدایت آن را حمید مطهری، دستیار و مربی سابق همین پرسپولیس بر عهده داشت. شکست یک بر صفر در این بازی خانگی، دیگر جای هیچ توجیهی برای کادرفنی و بازیکنان باقی نگذاشت. تیمی که در ۶‌بازی مقابل قعرنشینان ۱۸‌امتیاز کامل می‌گیرد، در چهار ‌نبرد حیاتی و حیثیتی مقابل تراکتور، استقلال، خیبر و فولاد، تنها و تنها دو ‌امتیاز دشت می‌کند. این آمار دیگر یک اتفاق، بدشانسی یا نوسان طبیعی نیست؛ این نشان‌دهنده یک بحران هویت و یک بن‌بست تاکتیکی در ساختار ذهنی تیمی است که قرار است از عنوان قهرمانی خود دفاع کند. 

حالا مهدی تارتار، مردی که سال‌ها در تیم‌های میانه جدولی نتایجی آبرومندانه و قابل‌دفاع کسب می‌کرد، در کانون بی‌رحمانه‌ترین انتقادات رسانه‌ای و هواداری قرار گرفته است. نشستن روی نیمکت پرسپولیس، داغ‌ترین و سوزان‌ترین تجربه برای هر مربی در فوتبال ایران است. اینجا، پیروزی مقابل تیم‌های انتهای جدولی یک وظیفه بدیهی قلمداد می‌شود، نه یک دستاورد قابل افتخار. هوادار پرسپولیس با حافظه تاریخی مملو از قهرمانی‌های دراماتیک، تیمی را می‌خواهد که در نبردهای مرگ و زندگی، در تقابل‌های گلادیاتوری مقابل امثال تراکتور و سپاهان و استقلال، شمایل یک فاتح مغرور را داشته باشد، نه تیمی که با اولین ضربه حریف، به لاک دفاعی فرو می‌رود و تمرکز روانی‌اش را از دست می‌دهد. منتقدان بر این باورند که تارتار هنوز ذهنیتی متناسب با استانداردهای یک تیم قهرمان پیدا نکرده است. وقتی تیم او در بازی‌های بزرگ عقب می‌افتد یا گره بازی کور می‌شود، فقدان یک پلن ‌بی در طراحی حملات به شدت احساس می‌شود. فشارهای رسانه‌ای که از پس باخت در تبریز کلید خورده بود، حالا با شکست مقابل فولاد به نقطه جوش و انفجار رسیده است. برچسب مردی برای بازی‌های کوچک به سرعت در فضای مجازی و تیتر جراید در حال تکثیر است و پاک کردن این برچسب از پیشانی کادرفنی، نیازمند یک انقلاب تاکتیکی در هفته‌های آتی است. 

نگاهی به تقویم مسابقات تا پایان نیم‌فصل نخست، نشان می‌دهد که روزهای سخت، پرالتهاب و سرنوشت‌ساز مهدی تارتار تازه آغاز شده است. اگرچه قرعه‌کشی مسابقات در ۱۰هفته ابتدایی، به نوعی مسیر نسبتا همواری را برای پرسپولیس فراهم کرد تا آنها با تکیه بر بازی‌های آسان‌تر، حاشیه امنیتی موقت برای خود بسازند و امتیازات لازم برای صدرنشینی را دپو کنند، اما در هفت خوان باقی‌مانده، عیار واقعی و اصالت قدرت این تیم بدون هیچ پرده‌پوشی مشخص خواهد شد. شاگردان تارتار باید در ادامه مسیر به ترتیب به مصاف تیم‌های نساجی مازندران، فجرسپاسی شیراز، پیکان تهران، آلومینیوم اراک، سپاهان اصفهان، گل‌گهر سیرجان و در نهایت چادرملو اردکان بروند. در این میان، نبردهای ۶امتیازی با تیم‌های سازمان‌یافته و دارای رتبه تک‌رقمی مانند آلومینیوم اراک، فجرسپاسی و گل‌گهر، سنگ محک فوق‌العاده‌ای برای سنجش توانایی‌های کادرفنی خواهند بود. اما بی‌تردید نقطه اوج این تونل وحشت، تقابل نفس‌گیر با سپاهان اصفهان است؛ دیداری که می‌تواند حکم مرگ و زندگی را برای تارتار روی نیمکت پرسپولیس امضا کند. تقابل با طلایی‌پوشانی که دوشادوش پرسپولیس با ۲۰‌امتیاز در کورس قهرمانی می‌تازند. اگر پرسپولیس نتواند در آن مسابقه بزرگ و کلیدی طلسم ناکامی‌هایش را بشکند و بار دیگر با دست خالی از زمین خارج شود، آنگاه کاسه صبر هوادارانی که همین حالا هم لبالب از نارضایتی هستند، لبریز خواهد شد و پایه‌های صندلی لرزان تارتار ممکن است به طور کامل فرو بریزد. 

تارتار اکنون در حساس‌ترین، تاریخی‌ترین و شاید شکننده‌ترین مقطع دوران حرفه‌ای خود قرار دارد. او باید انتخاب کند؛ آیا می‌خواهد همچنان همان مربی محافظه‌کاری باقی بماند که فقط برابر تیم‌های ضعیف‌تر جسارت حمله پیدا می‌کند و در بازی‌های بزرگ به حداقل‌ها راضی می‌شود؟ یا آماده است تا لباس رزم بپوشد، ریسک‌پذیرتر، شجاع‌تر و منعطف‌تر عمل کند و ذهنیت برنده‌خواهی را به کالبد تیمی تزریق کند که محکوم به قهرمانی است؟ پاسخ این سوال بزرگ، در دل ۷۴۰ دقیقه فوتبال در هفت هفته آینده نهفته است.