یادداشتی در پاسخ به صحبتهای مدیر استقلالخوزستان در انتقاد از داوران زن
سوت عدالت را نشکنیم
نگار رشیدی
فوتبال، فراتر از یک بازی ۹۰دقیقهای، آینه تمامنمای مسیری است که یک جامعه طی میکند. در تمام دنیا، مستطیل سبز جایی برای شکستن مرزها، نژادها و کلیشههاست. اما در لایههای زیرین فوتبال ایران، گویی هنوز عقربههای ساعت روی دهههای گذشته قفل شده است. صحبتهای اخیر بهنام ابوالقاسمپور، پیشکسوتی که خود گرم و سرد این ورزش را چشیده، درباره حضور زنان در کوپل داوری، نه فقط یک نقد فنی، بلکه یک عقبگرد آشکار در مسیر بلوغ فرهنگی ورزش ما بود. این پرسش در ذهن هر شنوندهای زنگ میزند؛ در عصر تکنولوژی و برابری، ما هنوز درگیر چه هستیم؟
آقای ابوالقاسمپور، شما از فضایی صحبت میکنید که گویی داوری یک حرفه مردانه است که زنان به اشتباه وارد قلمرو آن شدهاند. اما حقیقت این است که دنیای امروز، دیگر این مرزبندیهای خودساخته را نمیشناسد. وقتی در جامجهانی مردان، داوران زن با صلابت سوت میزنند و بزرگترین ستارههای جهان در برابر قضاوت آنها سر تعظیم فرود میآورند، زیر سوال بردن حضور زنان در فوتبال ایران با چه استدلالی صورت میگیرد؟
زنانی که امروز در کوپلهای داوری، چه در اتاق VAR و چه در کنار زمین حضور مییابند، از مسیرهای پرپیچوخمی عبور کردهاند که شاید تصور آن برای بسیاری از ما دشوار باشد. آنها نه با رانت و توصیه، بلکه با گذراندن دورههای دشوار فیفا و ایافسی، با دویدن در پیستهای خالی از تماشاگر و با ایستادگی در برابر هزاران «نمیتوانی»، به این جایگاه رسیدهاند. چطور میتوان این حجم از تلاش را با یک جمله کنایهآمیز زیر سایه شک برد؟
نکته تأملبرانگیز در سخنان شما و همفکرانتان، نادیده گرفتن واقعیتهای فنی است. نگاهی به نظرات کارشناسان داوری پس از مسابقاتی که زنان در آن نقش داشتهاند، بیندازید. اکثر قریب به اتفاق تصمیمات آنها از سوی مراجع ذیصلاح و کارشناسان بیطرف تأیید شده است. وقتی یک داور، در صدم ثانیه و تحت فشار خردکننده ورزشگاه، تصمیمی میگیرد که بازبینیهای مکرر ویدئویی درستی آن را ثابت میکند، دیگر چه فرقی میکند که آن سوت در دستان یک مرد باشد یا یک زن؟
اینکه ما تصمیمات درست را صرفاً به دلیل جنسیت داور، با دیده تردید بنگریم یا حضور آنها را نمایشی قلمداد کنیم، توهین به شعور مخاطب و تخصص داوری است. داوری، هنر دیدن حقیقت است و حقیقت، نه زنانه است و نه مردانه.
آقای ابوالقاسمپور، آیا به این فکر کردهاید که جملات شما چه تأثیری بر دختران جوانی دارد که نیمهشبها در رویاهایشان خود را در حال قضاوت در بزرگترین دربیهای جهان میبینند؟ هر کلمه شما، مثل تیشهای است که به ریشه اعتمادبهنفس نسلی میخورد که میخواهد ثابت کند لیاقتش کمتر از دیگران نیست.
فوتبال برای این دختران، راهی برای ابراز وجود در جامعهای است که سالها آنها را به حاشیه رانده است. وقتی شما، به عنوان یک چهره مرجع و پیشکسوت، اینگونه علیه حضور آنها موضع میگیرید، در واقع به آنها میگویید: «هر چقدر هم خوب باشید، باز هم از نظر ما کافی نیستید.» و این دردناکترین بخش ماجراست؛ جایی که تعصب، جای تشویق را میگیرد.
ما از فوتبال یاد گرفتهایم که به حریف احترام بگذاریم، به داور احترام بگذاریم و به قانون تن بدهیم. اما انگار بزرگترین درس فوتبال، یعنی عدالت و فرصت برابر، در فضای رسانهای ما گم شده است. حضور زنان در تیمهای داوری، یک ویترین یا ژست تبلیغاتی نیست؛ این حق مسلم نیمی از جامعه است که در حرفهای که به آن عشق میورزند، مشارکت کنند.
اگر مشکلی در داوری ما وجود دارد، ریشه آن در کمبود امکانات، نبود آموزشهای مدرن و فشارهای جانبی است، نه در جنسیت داوران. فرافکنی مشکلات فوتبال به سمت حضور زنان، آدرس غلط دادن به مخاطب است.
دوران نگاههای پدرسالارانه به ورزش مدتهاست که به سر آمده است. دنیای فوتبال به سمتی میرود که در آن شایستهسالاری، تنها خطکش اندازهگیری است. آقای ابوالقاسمپور، از شما انتظار میرفت که با تکیه بر تجربه خود، حامی این تغییر مثبت باشید، نه مانعی در برابر آن.
بیایید اجازه دهیم صدای سوت زنان در ورزشگاههای ما، نه به عنوان یک استثنا، بلکه به عنوان نمادی از شکوه و توازن شنیده شود. بیایید به جای دیوار کشیدن، پل بسازیم. این فوتبال، با تمام حواشیاش، روزی تمام میشود؛ اما قضاوتی که تاریخ درباره نگاه ما به حق و برابری خواهد کرد، تا ابد باقی میماند.
اجازه دهید دختران این سرزمین بدانند که در زمین فوتبال، آنها فقط با قوانین بازی قضاوت میشوند، نه با کلیشههای جنسیتی که تاریخ مصرفشان سالهاست منقضی شده است.
دیدگاه تان را بنویسید