محمد تقی‌زاده

رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴ که از آن با عناوین مختلفی یاد می‌شود، با اعتراضات خیابانی در بسیاری از شهرهای ایران همراه بود. هم‌زمان با این رویدادها، گزارش‌های متعددی از بازداشت شهروندان، انتقال آن‌ها به مراکز نامشخص و صدور احکام قضایی برای برخی از آنان منتشر شد. در شرایطی که اینترنت با اختلال گسترده مواجه بود و رسانه‌های داخلی عمدتاً به پوشش رسمی رویدادها بسنده می‌کردند، شبکه اجتماعی X (توییتر) به یکی از معدود مجاری اطلاع‌رسانی برای بخشی از جامعه تبدیل شد؛ هرچند این بستر عاری از شایعه و اطلاعات نادرست نیز نبود. کاربران با بهره‌گیری از هشتگ‌هایی نظیر از _   بازداشتی‌ها _   بگو، از _   دانشجویان _   بازداشتی _   بگو و بازداشت _   غیرقانونی، به انتشار اطلاعات درباره بازداشت‌شدگان پرداختند.

 این گزارش بر پایه تحلیل محتوای توئیت‌های پربازدید این سه هشتگ در بازه زمانی ۱۸ دی تا ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ (حدود ۱۵۰ هزار توئیت) تدوین شده است.

تحلیل مضمونی؛ نام‌آوری به مثابه کنشگری

پربسامدترین مضمون در توئیت‌های بررسی‌شده، انتشار نام و اطلاعات هویتی بازداشت‌شدگان شامل سن، شغل، محل سکونت، تاریخ و محل بازداشت و اتهامات منتسب به آنان بوده است. این اقدام که می‌توان آن را نوعی «آیین نام‌آوری» نامید، کارکردهای چندگانه‌ای دارد. نخست کارکرد این نام‌آوری به تجربه تاریخی ادوار گذشته بازمی‌گردد که نشان می‌دهد در غیاب توجه رسانه‌ای به یک پرونده، احتمال اجرای احکام سنگین بدون اطلاع‌رسانی عمومی افزایش می‌یابد. بر همین اساس، کاربران با تکرار نام‌ها، به دنبال ایجاد یک «سپر رسانه‌ای» برای بازداشت‌شدگان هستند تا شاید از اعدام‌های خاموش جلوگیری کنند. کارکرد بعدی این جریان، ایجاد شبکه‌ای ارتباطی میان خانواده‌های بازداشت‌شدگان است. بسیاری از خانواده‌ها که از سرنوشت عزیزان خود بی‌خبرند، از طریق این هشتگ‌ها به یکدیگر متصل شده و اطلاعات را مبادله می‌کنند. این شبکه‌سازی خودبه‌خودی، نوعی پشتیبانی عاطفی و اطلاعاتی متقابل را پدید  آورده است.

در کنار انتشار اسامی، بخش قابل توجهی از توئیت‌ها به روایت‌هایی از نحوه رفتار با بازداشت‌شدگان اختصاص دارد که عمدتاً از سوی منابع غیررسمی مانند خانواده‌ها یا افراد آزادشده نقل شده است. این روایت‌ها که راستی‌آزمایی آن‌ها برای این گزارش میسر نبوده، طیف وسیعی از ادعاها را شامل می‌شود. از جمله این ادعاها می‌توان به مواردی نظیر «کشیدن بخیه زخم با انبردست»، «ریختن آب جوش روی دست»، «ضربات باتوم»، «تهدید به اعدام» و «تهدید به تجاوز» اشاره کرد. افزون بر این، روایت‌هایی مبنی بر وادار کردن بازداشت‌شدگان به امضای متن‌های از پیش‌نوشته‌شده و سپس پخش آن از رسانه‌ها به عنوان اعتراف، در توئیت‌ها بازتاب گسترده‌ای داشته است. 

آنچه این روایت‌ها را از منظر تحلیل مضمونی حائز اهمیت می‌سازد، اصرار کاربران بر «سیستماتیک» خواندن این رفتارهاست؛ به این معنا که آن‌ها معتقدند این موارد نه استثنا، بلکه بخشی از یک رویه و الگوی مشخص در برخورد با بازداشت‌شدگان است.

بر اساس فراوانی نام‌ها در توئیت‌ها، برخی از بازداشت‌شدگان بیش از دیگران مورد توجه کاربران قرار گرفته‌اند. از جمله این افراد می‌توان به احسان حسینی‌پور ۱۹ ساله از پاکدشت با اتهام محاربه، مائده دولت‌آبادی ۲۱ ساله از ارومیه با اتهام سب‌النبی، صالح محمدی ۱۹ ساله از قم با اتهام محاربه و حکم اعدام در ملأعام، و نرگس محمدی از مشهد که ۵۹ روز بازداشت و اعتصاب غذا کرده است، اشاره کرد. همچنین اسامی امیرحسین آذرپیرا از زرین‌شهر، شایان شکیبایی ۲۹ ساله از کرمان، محمدرضا عبدالله‌پور ۲۸ ساله از تهران، ایلتای آخوندی ۱۲ ساله از گنبد، مهسا شفیعی از یاسوج و محدثه عرب از اصفهان از جمله پرتکرارترین نام‌ها بوده‌اند.

گروه‌های هدف در بازداشت‌ها  از منظر کاربران

برخی کاربران با تحلیل بازداشت‌ها، آن را تصادفی ندانسته و معتقدند گروه‌های خاصی هدف گرفته شده‌اند. نخستین و مهم‌ترین این گروه‌ها، دانشجویان هستند. حدود ۱۰ درصد از توئیت‌ها به بازداشت دانشجویان اختصاص دارد و دانشگاه‌های تهران، علوم پزشکی شیراز، تبریز و علامه طباطبایی از جمله مراکزی هستند که نام آن‌ها بیش از دیگران تکرار شده است. کاربران دلیل این تمرکز را «پیشرو بودن» دانشجویان در اعتراضات، «توانایی سازمان‌دهی» و «شبکه‌های ارتباطی گسترده» آنان می‌دانند و بازداشتشان را با هدف «بریدن سر جنبش» تفسیر می‌کنند. گروه دوم که توجه کاربران را به خود جلب کرده، پزشکان و کادر درمان هستند. تعداد قابل‌توجهی از توئیت‌ها به بازداشت پزشکان، پرستاران و دندانپزشکان به اتهام درمان مجروحان اعتراضات اشاره دارند. از نگاه کاربران، این اقدام پیامی تهدیدآمیز برای جامعه پزشکی دارد مبنی بر اینکه حتی پایبندی به سوگند بقراط و نجات جان یک انسان نیز می‌تواند منجر به بازداشت و اعدام شود. گروه سوم، اقلیت‌های قومی و مذهبی هستند. 

در این میان، توصیف وضعیت خانواده‌های بازداشت‌شدگان از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های توئیت‌هاست. روایت‌های متعددی از سرگردانی خانواده‌ها میان بیمارستان‌ها، پزشکی قانونی، زندان‌ها و دادگستری برای یافتن نشانی از عزیزانشان منتشر شده است. برخی توئیت‌ها از درخواست رشوه برای اطلاع‌دادن از زنده بودن یا نبودن بازداشت‌شده حکایت دارند.

تحلیل زبانی و گفتمانی

واژگان کلیدی به کاررفته در توئیت‌ها خود گویای فضای حاکم بر آن‌هاست. واژگانی مانند «اعدام»، «محاربه»، «سب‌النبی» مستقیماً به مرگ ارجاع می‌دهند و فضای وحشت را بازتولید می‌کنند. «شکنجه»، «انبردست»، «آب جوش» خشونت را ملموس و قابل تصور می‌سازند و «بی‌خبری» و «ناپدید» بر ابهام و رعب‌افکنی تأکید دارند. در این میان، عبارت «صدایش باشیم» که در بسیاری از توئیت‌ها تکرار شده، فراتر از یک شعار، یک فرمان زبانی است که مخاطب را از تماشاگر صرف بودن خارج کرده و به کنش دعوت می‌کند.

هشتگ‌ها نیز در این میدان نقشی فراتر از برچسب‌های موضوعی ایفا کرده و به ابزارهایی برای بسیج و هماهنگی تبدیل شده‌اند. هشتگ «بازداشت _   غیرقانونی» پربسامدترین هشتگ برای گزارش موارد بازداشت بوده است. « از _   بازداشتی‌ها _   بگو» دعوت به تولید محتوا و پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان است و «از _   دانشجویان _   بازداشتی _   بگو» بر یک زیرگروه خاص تمرکز دارد. هشتگ‌های انگلیسی‌زبان مانند «IranMassacre» و «StopExecutions» نیز نشان‌دهنده تلاش برای بین‌المللی‌سازی پیام است. این تلاش با چندزبانگی در توئیت‌ها نیز همراه شده است. بخش قابل‌توجهی از توئیت‌ها به زبان انگلیسی نوشته شده‌اند و نهادهایی مانند دیده‌بان حقوق بشر و خبرنگاران خارجی در آن‌ها تگ می‌شوند تا پیام به مخاطبان مورد نظر برسد.

تحلیل احساسی

تحلیل احساسات کاربران از طریق آنالیز متن توئیت‌ها نشان‌دهنده غلبه عواطف منفی است. خشم با ۴۰ درصد، احساس غالب است؛ خشم از کشتار، از شکنجه، از دروغ‌پردازی رسانه‌ای و از سکوت جهان که گاه با لعن و نفرین همراه می‌شود. اندوه با ۳۰ درصد در مرتبه بعدی قرار دارد، به‌ویژه در توئیت‌هایی که به روایت مادران و پدران می‌پردازد. اندوهی که گاه چنان سنگین است که کاربر اعتراف می‌کند کلمات یارای توصیف ندارند. احساس همبستگی با ۲۰ درصد، سومین احساس رایج است. احساس «ما» در برابر «آنها» در توئیت‌ها بسیار قوی است و این همبستگی نه فقط در سطح احساسی، که در سطح عملی کمپین‌های ایمیل و ترجمه توئیت‌ها نیز بروز می‌کند. امید با ۷ درصد و ناامیدی با ۳ درصد، دیگر احساسات قابل شناسایی در این توئیت‌ها هستند.

تحلیل شبکه‌ای

هرچند داده‌های کامل شبکه در اختیار نیست، اما از محتوای توئیت‌ها می‌توان ویژگی‌هایی از شبکه ارتباطی کاربران را استنباط کرد. نام بازداشت‌شدگان به عنوان گره‌های مرکزی هر توئیت عمل می‌کنند. کاربرانی که لیست‌های طولانی از اسامی منتشر می‌کنند، نقش پل‌های ارتباطی میان خوشه‌های مختلف را دارند و توئیت‌هایی که از بازداشت یک فرد خبر می‌دهند، معمولاً با درخواست بازنشر همراه هستند که خود حلقه‌های بازخورد مثبت ایجاد می‌کند.

پیامدهای موج توئیتری از دیدگاه کاربران

کاربران شرکت‌کننده در این کمپین، چند پیامد مثبت برای فعالیت خود برشمرده‌اند. نخست آنکه به ادعای آنان، فشار رسانه‌ای ناشی از این هشتگ‌ها موجب توقف یا تأخیر در اجرای احکام برخی بازداشت‌شدگان شده است. دوم، این کمپین توانسته است توجه رسانه‌های بین‌المللی را جلب کند. سوم، این موج به ایجاد همبستگی میان گروه‌های مختلف اجتماعی و فراقومی کمک کرده و مرزهای صنفی و قومی را در هم شکسته است.

چالش‌ها و محدودیت‌ها

با وجود تمام این دستاوردها، اعتبار و دقت اطلاعات منتشرشده در این هشتگ‌ها با محدودیت‌های جدی مواجه است. قطع اینترنت در اوج اعتراضات، دسترسی به توئیتر را بسیار دشوار کرده بود و بسیاری از توئیت‌ها با تأخیر و با فیلترشکن‌های ناپایدار منتشر می‌شدند. فیلتر بودن توئیتر در ایران و اختلال‌افکنی در دسترسی به آن، از دیگر محدودیت‌هاست. مهم‌تر از همه، کمبود منابع تأیید است. بسیاری از اطلاعات به دلیل قطع ارتباط، قابل راستی‌آزمایی مستقل نبودند و توئیت‌ها عمدتاً بر «گزارش‌های خانوادگی» یا «پیام‌های دایرکت» تکیه داشتند. علاوه بر این، انتشار نام و تصویر بازداشت‌شدگان، گاهی خود کاربران را در معرض خطر بازداشت یا شکایت قرار می‌دهد. سرانجام آنکه، به دلیل ناشناس بودن کاربران، فعالیت احتمالی بات‌ها و بدافزارها و نیز نفوذ و پول‌پاشی جریان‌های سیاسی خاص در توئیتر، نمی‌توان به همه ادعاهای مطرح‌شده 

اتکا کرد.

نتیجه‌گیری

هشتگ‌های «از _   بازداشتی‌ها _   بگو»، «از _   دانشجویان _   بازداشتی _   بگو» و «بازداشت _   غیرقانونی» در بازه زمانی بررسی‌شده، به یکی از مهم‌ترین بسترهای اطلاع‌رسانی درباره بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ تبدیل شدند. در غیاب رسانه‌های رسمی برای پوشش میدانی این رویداد و در شرایط قطع اینترنت، کاربران توییتر فارسی با انتشار انبوه اطلاعات، تلاش کردند از ناپدیدشدن نام و سرنوشت بازداشت‌شدگان جلوگیری کنند. این موج نشان‌دهنده ظرفیت بالای شبکه‌های اجتماعی برای شکل‌دهی به یک «جنبش نام‌آوری» و «شبکه همبستگی» در شرایط بحرانی است. این موج نشان داد که حتی وقتی اینترنت قطع است، نام‌ها باقی می‌مانند. با این حال، چالش‌های جدی در حوزه راستی‌آزمایی، تأثیرپذیری از بازیگران سیاسی و محدودیت‌های دسترسی؛ اعتبار علمی و قطعیت یافته‌های حاصل از این بستر را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین، گزارش حاضر صرفاً به تحلیل محتوای منتشرشده در یک بستر خاص پرداخته و درصدد تأیید یا تکذیب محتوای هیچ‌یک از توئیت‌ها نیست. تحقیق دقیق‌تر نیازمند دسترسی به منابع رسمی و میدانی است که خارج از حوصله این گزارش بوده است.