تلاش هماهنگ اسرائیل و آمریکا برای باز شدن پای سوریه به جنگ لبنان؛
بیروت میان آتش میدانی و بازیهای ژئوپلیتیک
رامین پرتو
تحولات روزهای اخیر نشان میدهد که برخلاف تصور اولیه، جبهه لبنان نه تنها به سمت آرامش پایدار حرکت نکرده، بلکه نشانههای ورود به مرحلهای تازه و پیچیده از بحران در آن آشکار شده است. حملات هوایی جدید اسرائیل به مناطق جنوبی لبنان و همزمان تشدید درگیریهای زمینی در محور راهبردی علیالظاهر، بیانگر آن است که توافق آتشبس موجود با چالشهای جدی روبهرو شده و منطقه ممکن است در آستانه ورود به یکی از خطرناکترین مراحل تنشهای چند سال اخیر قرار گرفته باشد.
در حالی که تلاشهای دیپلماتیک برای تثبیت آتشبس و فراهم کردن زمینه لازم برای تفاهمات گستردهتر منطقهای ادامه دارد، ارتش اسرائیل حملات تازهای را علیه شهر نبطیه، نبطیه فوقا، شوکین، کفرجوز و اطراف کفرتبنیت آغاز کرد؛ حملاتی که از سوی ناظران منطقهای به عنوان یکی از جدیترین موارد نقض توافق آتشبس ارزیابی شده است.
همزمان، درگیریهای شدید میان نیروهای حزبالله و ارتش اسرائیل در ارتفاعات علیالطاهر وارد مرحله جدیدی شد. گزارشهای منتشر شده از منابع عبری و لبنانی حکایت از آن دارد که ارتش اسرائیل در این محور با تلفات قابل توجهی روبهرو شده و حتی در خارج کردن یک تانک آسیبدیده متعلق به فرمانده گردان ۵۲ ارتش اسرائیل نیز ناکام مانده است.
افزایش شمار کشتهها و زخمیهای اسرائیلی در جبهه شمال، اعتراض خانوادههای نظامیان و تجمع مقابل منزل رئیس ستاد ارتش اسرائیل، همگی نشاندهنده افزایش فشار داخلی بر ساختار سیاسی و نظامی این رژیم است؛ وضعیتی که در کنار تغییر فضای بینالمللی، معادلات جدیدی را در برابر بنیامین نتانیاهو قرار داده است.
چرا اسرائیل دوباره به لبنان حمله میکند؟
بررسی روندهای سیاسی و میدانی نشان میدهد که حملات جدید اسرائیل علیه لبنان صرفاً یک واکنش نظامی محدود نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای تغییر شرایط پیش از ورود منطقه به مرحله جدیدی از توافقات سیاسی محسوب میشود.
نخستین هدف تلآویو، تحت فشار قرار دادن روندهای دیپلماتیکی است که به سمت پایان دادن به جنگها و کاهش تنشهای منطقهای حرکت میکنند. فضای بینالمللی، به ویژه در آمریکا، بیش از گذشته به سمت مدیریت پایان بحرانها گرایش پیدا کرده و به نظر میرسد واشنگتن دیگر تمایل چندانی به استمرار جنگهای فرسایشی ندارد. در چنین شرایطی، دولت نتانیاهو تلاش میکند از طریق افزایش تنش، شرایط مذاکرات احتمالی آینده را به نفع خود تغییر دهد.
عامل دوم به وضعیت میدانی مربوط میشود. نبردهای اخیر نشان دادهاند که حزبالله همچنان توانایی وارد کردن ضربات سنگین به نیروهای اسرائیلی را حفظ کرده است. افزایش تلفات ارتش اسرائیل و ناتوانی در دستیابی به برخی اهداف میدانی، فشار سنگینی بر فرماندهان نظامی و رهبران سیاسی اسرائیل وارد کرده است. از این رو، تشدید حملات هوایی و هدف قرار دادن مناطق مختلف لبنان میتواند بخشی از تلاش تلآویو برای جبران شکستهای میدانی و بازسازی بازدارندگی از دست رفته باشد.
دولت جدید سوریه در شرایطی قرار دارد که اولویت اصلی آن تثبیت اوضاع داخلی و بازسازی اقتصادی است و بر این اساس ورود به جنگی گسترده با حزبالله میتواند کل ساختار شکننده سوریه را با بحران جدیدی مواجه کند اما در همین راستا ممکن است که فشارها باعث ورود دمشق به جنگ علیه لبنان شود
سومین عامل، وضعیت شخص بنیامین نتانیاهو است. نخستوزیر اسرائیل که بخش مهمی از بقای سیاسی خود را به ادامه جنگها گره زده، اکنون با شرایط متفاوتی مواجه شده است. حمایتهای بینالمللی گذشته کاهش یافته و حتی در داخل اسرائیل نیز انتقادها از عملکرد دولت افزایش یافته است.
در چنین فضایی، ادامه بحران میتواند برای نتانیاهو فرصتی باشد تا از تبدیل شدن به مسئول اصلی شکستهای نظامی و سیاسی جلوگیری کند. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که رهبران سیاسی در شرایط بحرانی، گاه از تشدید تنشهای خارجی برای کاهش فشارهای داخلی استفاده میکنند.
دمشق وارد جنگ علیه حزبالله میشود؟
در کنار تحولات جبهه لبنان، مجموعهای از مواضع سیاسی و امنیتی جدید، توجه تحلیلگران را به سناریوی استفاده از سوریه برای اعمال فشار بر حزبالله معطوف کرده است.
اظهارات برخی مقامات اسرائیلی درباره ضرورت رویارویی با سوریه، سخنان دونالد ترامپ درباره امکان ایفای نقش دمشق در مقابله با حزبالله و همچنین گمانهزنیها درباره استفاده از نیروهای وابسته به ابومحمد الجولانی، همگی نشاندهنده تلاشهایی برای بازتعریف معادلات امنیتی شمال اسرائیل است. از نگاه واشنگتن و تلآویو، ورود یک بازیگر سوری به معادله لبنان میتواند چند هدف را تأمین کند.
نخست، کاهش هزینههای مستقیم اسرائیل در نبرد با حزبالله. جنگ طولانی در جبهه شمال، هزینههای انسانی و اقتصادی سنگینی برای اسرائیل به همراه داشته و ایجاد یک بازیگر واسطه میتواند بخشی از این هزینهها را کاهش دهد. دوم، ایجاد شکاف در محور مقاومت و انتقال فشارها از مرزهای فلسطین اشغالی به داخل خاک سوریه و لبنان.
فضای بینالمللی، به ویژه در آمریکا، بیش از گذشته به سمت مدیریت پایان بحرانها گرایش پیدا کرده و به نظر میرسد واشنگتن دیگر تمایل چندانی به استمرار جنگهای فرسایشی ندارد و در چنین شرایطی، دولت نتانیاهو تلاش میکند از طریق افزایش تنش، شرایط مذاکرات احتمالی آینده لبنان را به نفع خود تغییر دهد
سوم، تلاش برای تغییر ساختار امنیتی لبنان و افزایش فشار بر حزبالله در موضوع خلع سلاح.
با این حال، بررسی شرایط میدانی و سیاسی نشان میدهد که احتمال ورود مستقیم نیروهای وابسته به ابومحمد الجولانی به جنگ علیه حزبالله در کوتاهمدت چندان بالا نیست اما چند عامل در این زمینه تعیینکننده است.
نخست آنکه دولت جدید سوریه در شرایطی قرار دارد که اولویت اصلی آن تثبیت اوضاع داخلی و بازسازی اقتصادی است. ورود به جنگی گسترده با حزبالله میتواند کل ساختار شکننده سوریه را با بحران جدیدی مواجه کند.
دوم، مخالفت بخش مهمی از کشورهای عربی با چنین سناریویی است. عربستان سعودی، ترکیه و بسیاری از بازیگران منطقهای تمایلی به گسترش دامنه جنگ ندارند و بر حفظ ثبات سوریه تأکید میکنند.
سوم، جامعه لبنان نیز تجربه حضور نظامی سوریه در گذشته را پشت سر گذاشته و تقریباً هیچ جریان مهم سیاسی لبنانی از بازگشت نقش نظامی دمشق به لبنان حمایت نمیکند.
چهارم، خود ابومحمد الجولانی تاکنون بر سیاست بیطرفی و عدم ورود به منازعات منطقهای تأکید کرده و نشانهای جدی از آمادگی برای ورود به جنگ با حزبالله دیده نمیشود.
بنابراین، هرچند احتمال افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی از مسیر سوریه وجود دارد، اما سناریوی ورود مستقیم نیروهای وابسته به دمشق به جنگ لبنان در شرایط فعلی با موانع متعددی روبهرو است.
آینده نتانیاهو چه خواهد شد؟
گسترش احتمالی جنگ لبنان و ورود بازیگران جدید به این بحران میتواند پیامدهای بسیار گستردهای برای کل خاورمیانه داشته باشد اما در چنین شرایطی، آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو بیش از هر زمان دیگری به نتایج جنگ گره خورده است. اگر او موفق شود دستاوردی ملموس در جبهه شمال ارائه کند، ممکن است بتواند موقعیت خود را تا انتخابات آینده کنست حفظ کند. اما اگر جنگ لبنان به یک باتلاق فرسایشی تبدیل شود و تلفات انسانی و فشارهای اقتصادی افزایش یابد، احتمالاً نتانیاهو با موجی از انتقادات داخلی روبهرو خواهد شد و مخالفان سیاسی او، وی را مسئول اصلی طولانی شدن جنگها و خسارات بیسابقه نظامی و سیاسی معرفی خواهند کرد.
از این منظر، تشدید تنشها در لبنان بیش از آنکه نشانه اعتماد به نفس تلآویو باشد، میتواند بازتاب نگرانیهای عمیق رهبران اسرائیل از آینده سیاسی و راهبردی خود باشد.
دیدگاه تان را بنویسید