جام جهانی؛ فراتر از ۹۰ دقیقه

   محمد کرمی- دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات

برگزاری جام جهانی فوتبال در پهنه قاره آمریکای شمالی (آمریکا، مکزیک و کانادا)، تنها یک رویداد ورزشی نیست، بلکه یک «بستر عظیم دیپلماسی عمومی» است که میلیاردها نفر را در یک پیوند فرهنگی و اجتماعی قرار می‌دهد. در نظریه روابط بین‌الملل، ورزش از منظر «قدرت نرم» (Soft Power)  به عنوان ابزاری برای اعمال نفوذ بدون اجبار و ایجاد جذابیت ملی شناخته می‌شود. برای ایران، این رویداد فراتر از یک رقابت فوتبالی، می‌توان به عنوان یک «فرصت استراتژیک» برای بازسازی تصویر ملی، بازگشایی کانال‌های اقتصادی و تقویت سرمایه‌های اجتماعی در سطح جهانی نگریست. برای درک پتانسیل این رویداد عظیم و مهم، باید سه متغیر کلیدی  را مورد توجه قرار داد؛

الف) برندسازی ملی  (Nation Branding): در دنیای امروز، قدرت یک کشور تنها با پهلوگاه‌های نظامی یا اقتصادی سنجیده نمی‌شود، بلکه «ارزش ویژه برند ملی» نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. جام جهانی، ویترینی است که در آن «تصویر ذهنی» (Mental Image) یک کشور از طریق حضور فرهنگ، هنر و حتی رفتار ورزشکارانش در ذهن مخاطب جهانی شکل می‌گیرد. ایران می‌تواند از این پتانسیل برای عبور از کلیشه‌های رسانه‌ای و ارائه تصویری متفاوت، مبتنی بر تمدن و فرهنگ، استفاده کند. در نتیجه برندسازی ملی در اینجا صرفا به معنای تبلیغات نیست، بلکه به معنای «مدیریت استراتژیک ادراک عمومی» در سطح جهانی است. در نظریه برندسازی، یک کشور مجموعه‌ای از «ارزش‌های ملموس» (مانند توان اقتصادی) و «ارزش‌های ناملموس» (مانند فرهنگ و اعتبار سیاسی) است. جام جهانی به عنوان یک پلتفرم، امکان انتقال این ارزش‌ها را فراهم می‌کند. تا با ارائه «تصویر ذهنی چندبعدی و واقع‌گرایانه» از طریق هم‌افزایی میان هنر، ورزش و دستاوردهای علمی بتوان «هویت ملی» را به عنوان یک دارایی در بازارهای جهانی قابل معامله و پذیرش کرد. 

ب) دیپلماسی عمومی و پیوند با دیاسپورا  (Diaspora Diplomacy): در تحلیل روابط بین‌الملل مدرن، جوامع ایرانی‌تبار در خارج از کشور، نه‌تنها به عنوان مهاجر، بلکه به عنوان «سفیران غیررسمی و پل‌های ارتباطی» شناخته می‌شوند. این جوامع دارای «سرمایه اجتماعی» و «نفوذ سیاسی» در کشورهای میزبان هستند. بهره‌گیری از این متغیر یعنی ایجاد یک «شبکه شناوری» که بتواند از طریق گفت‌وگوهای فرهنگی و اقتصادی، فاصله‌ میان دولت‌ها را کاهش داده و از ظرفیت نفوذ این افراد در رسانه‌ها و سیاست‌گذاری‌های داخلی کشورهای میزبان برای بهبود تصویر ایران استفاده کند. 

جام جهانی در آمریکای شمالی، با حضور پررنگ جوامع ایرانی‌تبار (Diaspora) در این منطقه، بستر بی‌نظیری برای ایجاد این «پل‌های ارتباطی» است. و در حقیقت کارآمدترین ابزار در دیپلماسی عمومی مدرن است که نباید از آن غافل شد.

ج) دیپلماسی اقتصادی و آثار چندبرابری  (Multiplier Effects): رویدادهای جهانی، محرک‌های شدیدی برای تجارت بین‌الملل هستند. حضور شرکت‌ها، برندها و استارت‌آپ‌ها در این سطح، می‌تواند منجر به ایجاد «ارزش افزوده» در بخش‌های خدمات، فناوری و صنایع تبدیلی شود.  چراکه دیپلماسی اقتصادی در حاشیه رویدادهای بزرگ، بر پایه کاهش هزینه‌های معاملاتی و افزایش دسترسی به بازار استوار است. جام جهانی، کانون تجمع تصمیم‌گیرندگان اقتصادی، مدیران زنجیره تأمین و سرمایه‌گذاران است. حضور فعال ایران در این فضا می‌تواند منجر به ایجاد «کانال‌های تجاری غیررسمی و رسمی» شود. این متغیر با استفاده از «اثرات ضربه‌ای»، می‌تواند پایداری اقتصادی را در بلندمدت تضمین ‌کند. 

با این توضیحات برای تبدیل این «فرصت استثنایی» به یک «نتیجه ملموس» در توسعه و آبادانی کشور، رویکردهای متفاوتی را می‌توان بر شمرد که در این نوشتار به چهار مسیر راهبردی اشاره شده است. 

تشکیل «کارگروه دیپلماسی ورزشی-اقتصادی» 

دولت و بخش خصوصی می‌توانند با هم‌افزایی، از این رویداد برای معرفی ظرفیت‌های صنعتی و کشاورزی کشور استفاده کنند. ایجاد نمایشگاه‌های تخصصی یا دیالوگ‌های تجاری در حاشیه رویدادهای بزرگ جهانی، می‌تواند مسیر ورود سرمایه‌های خارجی (FDI) و بازگشایی بازارهای جدید را تسهیل کند. برای جلوگیری از پراکندگی تلاش‌ها، نیاز به یک «ساختار تصمیم‌گیری متمرکز و چابک» است. این کارگروه باید فراتر از مرزهای وزارتخانه‌ها (خارجه، ورزش، اقتصاد و فرهنگ) عمل کند. هدف این ساختار، ایجاد یک «نقشه راه واحد» است که بتواند از ظرفیت‌های هر وزارتخانه برای یک هدف مشترک (یعنی توسعه حضور ایران) استفاده کند. این یعنی تبدیل کنشگری پراکنده به عملکرد منسجم و هدفمند. 

فعال‌سازی «دیپلماسی دیجیتال» و مدیریت روایت

  در عصر اطلاعات، جنگ بر سر «روایت‌ها» است. ایران باید از ظرفیت پلتفرم‌های دیجیتال که در جام جهانی اوج می‌گیرند که شامل تولید محتوای داده‌محور چندزبانه از توانمندی‌های کشور، استفاده از اینفلوئنسرهای بین‌المللی و مدیریت هوشمند رسانه‌های اجتماعی تا روایت‌های صلح‌طلبانه، تمدنی و توسعه‌محور ایران می‌شود، «سرمایه اجتماعی» ایران را در سطح جهان افزایش داده تا اعتبار ملی ارتقا یابد. 

بهره‌گیری از «قدرت نرم» در حوزه فناوری و دانش‌بنیان

جام جهانی، نمایشگاه فناوری‌های نوین (از سیستم‌های مدیریت تا فناوری‌های پخش دیجیتال) است. ایران باید از طریق حضور یا تعامل با شرکت‌های پیشرو در این حوزه، مسیر انتقال دانش و به‌روزرسانی زیرساخت‌های داخلی را هموار کند. این امر مستقیما به «توسعه زیرساخت‌های هوشمند» در داخل کشور منجر خواهد شد که در واقع استفاده از هزینه‌های ورودی جهانی به پیشرفت‌های ساختاری در داخل ختم می‌شود.  

پیوند میان ورزش و گردشگری 

گردشگری ورزشی نباید تنها به معنای تماشاگر بودن باشد، بلکه باید به عنوان یک «صنعت خدمات‌محور» نگریسته شود. ایران باید از طریق معرفی ظرفیت‌های خود در حاشیه اخبار ورزشی، زنجیره ارزش گردشگری (از خدمات هتل‌داری و حمل ‌و نقل تا میراث فرهنگی) را فعال کند. این راهبرد، بخش خدمات اقتصاد ایران را تقویت کرده و باعث ورود ارز و ایجاد اشتغال در بخش‌های غیرنفتی می‌شود. ایجاد بسترهای تبلیغاتی برای معرفی ایران به عنوان یک مقصد گردشگری تاریخی-فرهنگی در حاشیه اخبار جام جهانی، می‌تواند یکی از راه‌های پایدار برای ورود ارز به کشور و بهبود تراز تجاری باشد. 

نتیجه‌گیری

تحلیل حاضر نشان می‌دهد که برای بهره‌برداری از ظرفیت‌های رویدادهایی مانند جام جهانی، کشور نیازمند یک «تغییر پارادایم در نگرش سیاسی و اقتصادی» است. ما باید از «نگرش واکنشی» (Reactive) -یعنی صرفا واکنش نشان دادن به اتفاقات جهان- به سمت «نگرش پیش‌دستانه و آینده‌نگر» (Proactive & Future-oriented) حرکت کنیم. 

آینده‌نگری مبتنی بر توسعه، مستلزم این است که رویدادهای جهانی را نه به عنوان «اتفاقات گذرا»، بلکه به عنوان «فرصت‌های ساختاری» برای آبادانی کشور ببینیم. آبادانی و توسعه، محصول مدیریت هوشمندانه فرصت‌ها در زمان بحران یا اوج توجه جهانی است. اگر بتوانیم از این پلتفرم‌ها برای تقویت قدرت نرم، بازسازی برند ملی و ایجاد پیوندهای اقتصادی جدید استفاده کنیم، در واقع در حال گذار از یک اقتصاد وابسته به منابع، به سوی یک «اقتصاد مبتنی بر اعتبار، دانش و روابط استراتژیک» هستیم. در نهایت، پیروزی در میدان فوتبال شاید لحظه‌ای باشد، اما پیروزی در میدان دیپلماسی و توسعه، میراثی ماندگار برای نسل‌های آینده خواهد بود.