نیلوفر اردلان، مریم ایراندوست و طلوع حماسی دربی زنان ایران
رویای سرخابی
نگار رشیدی
تابستان آرامآرام بارهای خود را میبندد و جای خود را به پاییزی میدهد که امسال، بیش از هر زمان دیگری، بوی بهار و طراوت میدهد. در تقویم ورزش ایران، روزهایی در حال ثبت شدن است که سالها، دههها و شاید نسلها منتظر فرا رسیدن آن بودیم. روزهایی که صدای سوت داور در مستطیل سبز، تنها نویدبخش یک رقابت ورزشی نیست، بلکه پژواک بغضهای شکسته، رویاهای به ثمر نشسته و تلاشهای خستگیناپذیر زنانی است که برای اثبات شایستگیهایشان از هیچ مانعی نهراسیدند. فوتبال زنان ایران در آستانه فصلی تاریخی قرار دارد؛ فصلی که با ورود تمامعیار و قدرتمند دو قطب سنتی و پرطرفدار پایتخت، یعنی پرسپولیس و استقلال، قرار است تمام معادلات، توجهات و هیجانات را دگرگون کند. اگر تا چند روز پیش، تمام نگاهها به اردوگاه آبیپوشان پایتخت و معارفه باشکوه مریم ایراندوست، اسطوره بیبدیل فوتبال زنان دوخته شده بود، حالا زلزلهای سرخ، اتمسفر ورزش کشور را به لرزه درآورده است. نیلوفر اردلان، نامی که با تاریخ، افتخار و تعصب در ورزش زنان ایران گره خورده، رسما سکان هدایت ارتش سرخ زنان پرسپولیس را در دست گرفت. این اتفاق، تنها یک جابهجایی روی نیمکت مربیگری نیست؛ این تکمیل شدن دراماتیکترین، جذابترین و حساسترین سناریوی ممکن برای آغاز یک دوران جدید در لیگ برتر فوتبال زنان است.
تصور کنید روزی را که برای نخستینبار در تاریخ لیگ برتر، دختران سرخ و آبیپوش در میانه میدان صفآرایی کنند. این بازی، فراتر از جنگ رنگها و کلکلهای مرسوم هواداری است. این یک دوئل تمامعیار، تاکتیکی و شخصیتی بین دو تن از بزرگترین و کاریزماتیکترین زنان تاریخ ورزش ایران است
داستان نیلوفر اردلان و پرسپولیس، یک قصه معمولی از قراردادهای حرفهای و انتقالهای ورزشی نیست. این داستان، روایت دختری است که قلبش از همان سالهای کودکی، با ضرباهنگ نام پرسپولیس میتپید. دختری که با چشمانی پر از شوق و آرزو، بازیهای تیم محبوبش را دنبال میکرد و در خلوت خود، رویای پوشیدن این پیراهن و هدایت این تیم را میپروراند. اردلان در گفتوگویی دلی، پرحرارت و احساسی با ورزش سه، پرده از این عشق دیرینه برداشت و کلماتی را بر زبان آورد که ترجمان احساسات میلیونها هوادار پرسپولیس بود:«باشگاه پرسپولیس جزو آرزوهای بچگی من بود. خیلی دوست داشتم این اتفاق برایم بیفتد. من از بچگی عاشق پرسپولیس بودم و قلبم کاملا قرمز بود. بارها و بارها به ورزشگاه رفتم و همیشه این حس عاشقانه و این علاقه را با خودم حمل کردم. در دوران فوتسال این افتخار بزرگ نصیبم شد که پیراهن پرسپولیس را به عنوان بازیکن بپوشم و برای این نام بجنگم، اما همیشه گوشه ذهنم این آرزو را داشتم که روزی به عنوان سرمربی به این خانه بزرگ برگردم.»
سال گذشته نیز زمزمههایی از این پیوند عاشقانه و ورزشی به گوش میرسید، اما تعهدات اخلاقی و حرفهای اردلان به تیمهای دیگر، مانع از شکلگیری این همکاری شد. با این حال، سرنوشت برای او و پرسپولیس خواب دیگری دیده بود. امسال، در جریان جلساتی فشرده، تخصصی و سرنوشتساز با پیمان حدادی، محسن خلیلی و دیگر مدیران ارشد باشگاه، خرد جمعی پرسپولیس به یک نتیجه قاطع رسید؛ هیچکس جز نیلوفر اردلان نمیتواند روحیه جنگندگی، تعصب و دانش تاکتیکی را به شکلی توامان به تیم زنان پرسپولیس تزریق کند.
برای درک بزرگی تصمیمی که نیلوفر اردلان گرفته است، باید به گزینههای روی میز او نگاهی بیندازیم. او پیش از آنکه قلم را روی کاغذ بیاورد و قراردادش را با پرسپولیس امضا کند، با یک پیشنهاد رسمی، جذاب و بینالمللی از سوی یکی از تیمهای مطرح تاجیکستان برای هدایت در مسابقات مقدماتی جام باشگاههای آسیا روبهرو بود. پیشنهادی که میتوانست مسیری امن، پر از امکانات و بدون فشارهای رسانهای داخلی را برای او فراهم کند و رزومه بینالمللیاش را پربارتر سازد. اما برای دختری که با رویای پرسپولیس بزرگ شده، صدای قلب همیشه بلندتر از منطق اعداد و ارقام است. او ترجیح داد در وطن بماند، چالش سخت و پرفشار نیمکت پرسپولیس را بپذیرد و آرمانهای بلند این باشگاه را در بخش زنان محقق سازد. اردلان تنها یک نام محبوب نیست؛ او یکی از معدود زنان مربی در قاره کهن است که موفق به اخذ مدرک معتبر و سطح بالای پرو لایسنس از کنفدراسیون فوتبال آسیا شده است. او دانش روز دنیا را با تجربه سالها کاپیتانی در تیم ملی در هم آمیخته است. فصل گذشته، او با هدایت تیم ایستا البرز شایستگیهای فنی خود را به رخ همگان کشید؛ جایی که در ۱۸نبرد سخت و نفسگیر، توانست ۳۴امتیاز ارزشمند کسب کند و تیمش را پس از غولهای سنتی و متمول لیگ، یعنی خاتون بم و گلگهر سیرجان، در رده سوم جدول ردهبندی قرار دهد. حالا او تیمی را تحویل میگیرد که پیش از او با زحمات شادی رضایی به لیگ برتر صعود کرده بود و فصل گذشته را با هدایت مریم آزمون در رتبه هفتم به پایان رسانده بود.
اردلان به خوبی میداند که لیگ برتر فوتبال زنان ایران، میدان جنگی نیست که بتوان با شعارهای عوامپسندانه و وعدههای توخالی در آن پیروز شد. حضور تیمهای ریشهدار، ساختاریافته و قدرتمندی چون خاتون بم، گلگهر سیرجان و سپاهان اصفهان که سالهاست شاکله اصلی تیم ملی را در اختیار دارند، کار را برای هر تیم تازهواردی سخت میکند
با وجود تمام شور و اشتیاق و فضای احساسی که پیرامون حضور اردلان در پرسپولیس شکل گرفته، او در قاموس یک مربی حرفهای، به شدت واقعبین، منطقی و صاحبسبک است. او به خوبی میداند که لیگ برتر فوتبال زنان ایران، میدان جنگی نیست که بتوان با شعارهای عوامپسندانه و وعدههای توخالی در آن پیروز شد. حضور تیمهای ریشهدار، ساختاریافته و قدرتمندی چون خاتون بم، گلگهر سیرجان و سپاهان اصفهان که سالهاست شاکله اصلی تیم ملی را در اختیار دارند، کار را برای هر تیم تازهواردی سخت میکند. اردلان با نگاهی دقیق به این واقعیتها میگوید:«من از آن دست مربیانی نیستم که در همان ابتدای کار قول قهرمانی بدهم، چراکه در فوتبال بانوان، قهرمان شدن پروسه و شرایط خاص خودش را میطلبد. اما برنامهای که ما برای باشگاه پرسپولیس طراحی کردهایم، این است که با یک استراتژی درست و گامبهگام، تیم را به سمت قهرمانی سوق دهیم. ما به دنبال یک جرقه نیستیم؛ ما قهرمانیای میخواهیم که با ثبات همراه باشد و سالهای سال تداوم یابد. ما اینجا جمع شدهایم تا از حق نام بزرگ پرسپولیس دفاع کنیم و این تیم را به جایگاه واقعیاش در بام فوتبال ایران برسانیم.»
در لابهلای صحبتهای سرمربی جدید سرخپوشان، اشارهای کلیدی به حلقه گمشده فوتبال زنان ایران وجود دارد؛ امکانات سختافزاری و ساختار. اردلان معتقد است دختران ایرانی سرشار از استعداد، تکنیک و انگیزه هستند، اما سالهاست که از نداشتن زمین تمرین مناسب، زیرساختهای حرفهای و حمایتهای پایدار رنج میبرند. او نگاه ویژه باشگاه پرسپولیس به تخصیص امکانات را یک نقطه عطف میداند. حتی در بحث مالی نیز، با وجود فاصله نجومی قراردادهای زنان و مردان، اردلان با صداقت بیان میکند که ورود اسپانسرها و شنیده شدن ارقامی نظیر قراردادهای ۱۰میلیارد تومانی برای برخی ستارهها، نشان از یک بیداری اقتصادی در فوتبال زنان دارد که باید با مدیریت صحیح به رشد کل این رشته کمک کند.
اما بگذارید به جذابترین، دراماتیکترین و نفسگیرترین بخش این داستان بپردازیم؛ اتفاقی که امسال لیگ برتر فوتبال زنان را به پربینندهترین لیگ تاریخ این مسابقات تبدیل خواهد کرد؛ دربی زنان پایتخت. تصور کنید روزی را که برای نخستینبار در تاریخ لیگ برتر، دختران سرخ و آبیپوش در میانه میدان صفآرایی کنند. این بازی، فراتر از جنگ رنگها و کلکلهای مرسوم هواداری است. این یک دوئل تمامعیار، تاکتیکی و شخصیتی بین دو تن از بزرگترین و کاریزماتیکترین زنان تاریخ ورزش ایران است. در یک سو، روی نیمکت آبیپوشان، مریم ایراندوست ایستاده است. زنی از تبار انزلی که بوی باران و دریا میدهد. اسطورهای که با پیراهن ملوان بیش از ۹۰بازی رسمی انجام داد، ۴۱بار دروازهها را گشود و سالها بعد، در قامت سرمربی، با یک هدایت حماسی، تیم ملی فوتبال زنان ایران را پس از سالها حسرت و انتظار، به مرحله نهایی جام ملتهای آسیا رساند. ایراندوست نماد تعصب، جنگندگی و خلق شگفتی است و آمده تا استقلال را به تیمی مخوف تبدیل کند. در سوی دیگر میدان، روی نیمکت سرخپوشان، نیلوفر اردلان قرار دارد. دختری با هوش سرشار تاکتیکی، مدرک پرو لایسنس آسیا و ذهنی که بازیخوانی را در بالاترین سطح ممکن انجام میدهد. او نماد علم، تکنیک و رهبری در فوتسال و فوتبال ایران است. تقابل تفکرات ایراندوست و اردلان از کنار خط طولی زمین، شطرنجی است که هر حرکت در آن میتواند تاریخساز شود. این نبرد، تنها یک مسابقه ۹۰دقیقهای نیست؛ نمایشی است از شکوه زنانی که سالها در زمینهای خاکی، سالنهای تاریک و بدون حضور تماشاگران و دوربینها جنگیدند و عرق ریختند. حالا، نورافکنهای اصلی ورزشگاهها، لنز دوربینها و نگاه میلیونها بیننده، روی شانه آنها و شاگردانشان زوم خواهد شد. دربی بانوان امسال، نمایشی از استقامت، زیبایی، تاکتیک و عشق خالص به فوتبال است.
امسال، لیگ برتر فوتبال زنان با تمام سالهای گذشته تفاوت دارد. ورود پرسپولیس و استقلال با تمام قوا و با استفاده از بهترین سرمایههای انسانی خود، یعنی نیلوفر اردلان و مریم ایراندوست، خونی تازه در رگهای این مسابقات دمیده است. صدای گامهای استوار دخترانی که روی چمن سبز میدوند، حالا از همیشه رساتر است. این اتفاقات، تنها برای هواداران فوتبال جذاب نیست؛ بلکه پیامآور امیدی بزرگ برای هزاران دختربچهای است که در کوچهپسکوچههای این سرزمین، توپ پلاستیکی را به دیوار میکوبند و رویای ستاره شدن در سر میپرورانند. آنها حالا قهرمانانی دارند که میتوانند تصاویرشان را روی دیوار اتاقشان بچسبانند؛ قهرمانانی که با پیراهنهای سرخ و آبی، نشان میدهند هیچ رویایی برای زنان ایرانی دور از دسترس نیست. نیلوفر اردلان آمده است تا به آرزوی کودکیاش رنگ واقعیت ببخشد، اما در حقیقت، او و همتایانش در حال ساختن آرزوهای نسل آینده هستند. سوت آغاز فصل جدید که به صدا درآید، تاریخ جدیدی برای فوتبال ایران نوشته خواهد شد؛ فصلی پر از هیجان، اشک، لبخند، تاکتیک و البته، شکوه بینظیر اراده زنان. قلعههای قدیمی فوتبال ایران در حال لرزیدن هستند و این بار، فاتحان این قلعهها، دخترانی با قلبهای بزرگ و رویاهای بیانتها خواهند بود. آماده باشید؛ زیباترین نمایش سال در راه است.
دیدگاه تان را بنویسید