گزارش «توسعه ایرانی» از کارخانهای که میان آتش و آوار جنگ، اشتغال را حفظ کرد
سه حمله، یکونیم همت خسارت؛ اما بدون تعدیل نیرو
سعیده علیپور
جنگ فقط خطوط نبرد را جابهجا نمیکند؛ گاهی پژواک انفجارها، کیلومترها دورتر از میدانهای جنگ، چرخ تولید یک کارخانه را از حرکت میاندازد و معیشت صدها خانواده را در معرض تهدید قرار میدهد. روایت کارخانه کاشی و سرامیک بیستون در کرمانشاه، روایت همین پیوند ناگسستنی میان امنیت، تولید و زندگی روزمره مردم است. جایی که کارگران از دل خاک این سرزمین نان بر سفره میآورند و با وجود حملات نظامی علیه کشور، چراغ تولید را خاموش نکردند. بیستون، چنانکه نامش تداعی میکند، ایستاد و مقاومت کرد. اما شاید مهمترین وجه این ایستادگی، تلاش مدیریت کارخانه برای حفظ نیروهای کار و جلوگیری از بیکار شدن کارکنانی بود که روزهای دشوار جنگ را در کنار کارخانه پشت سر گذاشتند.
کارخانه کاشی و سرامیک بیستون در جریان جنگ اخیر، سه بار و در سه روز متفاوت در معرض حملات قرار گرفت؛ حملاتی که رد آن هنوز بر بخشی از خطوط تولید و زیرساختهای این مجموعه باقی مانده است. مدیران و کارکنان کارخانه میگویند هر موج انفجار، بخشی از ظرفیت تولید را تحت تأثیر قرار داد و خسارتهای قابلتوجهی به تجهیزات و تأسیسات وارد کرد. جلال فتوحی، مدیر این مجموعه، برآورد میکند که مجموع خسارتهای مستقیم و غیرمستقیم ناشی از این حملات به حدود یکونیم همت رسیده است؛ رقمی که علاوه بر آسیب به ماشینآلات و خطوط تولید، زیانهای ناشی از اختلال در فعالیتهای اقتصادی و کاهش ظرفیت تولید را نیز دربرمیگیرد.
شبی که همه چیز تغییر کرد
روایت کارکنان از شب حادثه، تصویری روشن از شدت حادثه ارائه میدهد. حوالی نیمهشب، پس از مشاهده پهپادها و شنیده شدن صدای هواگردها بر فراز منطقه، انفجارهای شدیدی در مجاورت کارخانه رخ داد. موج انفجار و پرتاب قطعات فلزی و ترکشها به بخشهای مختلف مجموعه آسیب رساند و تعدادی از کورههای اصلی تولید از مدار خارج شدند.
اسد رحمانی، مدیر کارخانه، میگوید: «نخستین ساعات پس از حادثه با شوک، گرد و غبار، آتشسوزی و تلاش برای ایمنسازی مجموعه سپری شد. کارکنان حاضر در محل ابتدا برق و تأسیسات را قطع کردند و سپس به بررسی وضعیت همکاران پرداختند».
حسن محمدی، سرپرست حراست کارخانه، معتقد است: «تنها چند دقیقه اختلاف زمانی مانع وقوع یک فاجعه انسانی شد». به گفته او، نیروهای حاضر در محوطه درست دقایقی پیش از انفجار به ساختمان نگهبانی منتقل شده بودند و اگر همچنان در فضای باز حضور داشتند، احتمال وقوع تلفات انسانی بسیار بالا بود.
نیمی از تولید از دست رفت
خسارتهای واردشده تنها به ساختمانها محدود نماند. تورج یاری، سرپرست تولید، میگوید: «بخشی از کورهها و خطوط تولید کارخانه آسیب جدی دیدند و حدود ۵۰ درصد ظرفیت تولید مجموعه از مدار خارج شد».
به گفته او، از کار افتادن بخشی از کورهها و تجهیزات اصلی، روند تولید را با اختلال جدی مواجه کرد و در روزهای نخست پس از حادثه، ارزیابی دقیق میزان خسارت و امکان بازگشت خطوط به مدار تولید، به یکی از مهمترین دغدغههای مدیران و کارکنان تبدیل شده بود. در کارخانهای که بخش قابلتوجهی از فعالیت آن به عملکرد پیوسته تجهیزات وابسته است، هر توقفی میتواند زنجیره تولید را تحتتأثیر قرار دهد و پیامدهای اقتصادی گستردهای به همراه داشته باشد.
روایت کارگران و مدیران بیستون تنها روایت خسارت و بازسازی نیست؛ آنها از همدلی مردم منطقه، مشارکت کارکنان در آواربرداری و تعمیرات، و تلاشی جمعی برای حفظ تولید و اشتغال سخن میگویند؛ تلاشی که به گفته آنها کارخانه را در روزهای بحران سرپا نگه داشت
به گفته وی، عملیات تعمیر و بازسازی از همان روزهای نخست آغاز شد و بخشی از ظرفیت از دست رفته تاکنون احیا شده است، اما بازگشت کامل کارخانه به شرایط پیش از حادثه همچنان نیازمند سرمایهگذاری و حمایتهای بیشتر است. او میگوید گروههای فنی و مهندسی در ماههای اخیر بهصورت مستمر درگیر تعمیر تجهیزات آسیبدیده و بازگرداندن خطوط به چرخه تولید بودهاند، اما بخشی از خسارتها به گونهای است که جبران آن نیازمند تأمین قطعات و منابع مالی قابلتوجه خواهد بود.
مدیران کارخانه میگویند سه خط از چهار خط تولید مجموعه در جریان حملات آسیب دیده و بخشی از تجهیزات نیازمند بازسازی یا جایگزینی است؛ موضوعی که علاوه بر خسارتهای فنی، آثار اقتصادی قابلتوجهی نیز به همراه داشته است. کاهش ظرفیت تولید، افزایش هزینههای تعمیر و بازسازی و اختلال در اجرای تعهدات تجاری از جمله پیامدهایی است که این مجموعه در ماههای اخیر با آن روبهرو بوده است. با این حال مدیران کارخانه تأکید میکنند که روند بازسازی همچنان ادامه دارد و هدف اصلی، بازگرداندن کامل ظرفیت تولید و حفظ جایگاه این واحد صنعتی در اقتصاد منطقه است.
نگرانی اصلی؛ اشتغال 550 خانواده
در میان آوارها و خسارتهای مالی، دغدغه اصلی کارکنان موضوع دیگری بود؛ آینده شغلی و معیشت خانوادهها. پژمان رضایی، سرپرست کنترل کیفیت کارخانه، میگوید: «بسیاری از کارکنان در روزهای پس از حادثه بیش از هر چیز نگران امنیت شغلی خود بودند. نگرانی از اینکه کاهش تولید و خسارتهای گسترده به تعدیل نیرو و بیکاری منجر شود».
این نگرانی بیدلیل نبود. بیش از ۵۵۰ نفر به صورت مستقیم در این مجموعه مشغول فعالیت هستند و صدها خانواده معیشت خود را از این کارخانه تأمین میکنند. بسیاری از کارگران میگویند شرایط بازار کار در استان کرمانشاه به گونهای نیست که بتوان به آسانی شغل جایگزین پیدا کرد.
کارگرانی که آواربردار شدند
اما آنچه در روزهای پس از حادثه رخ داد، یکی از متفاوتترین بخشهای روایت بیستون است. با وجود توقف بخشی از خطوط تولید، کارگران به خانه فرستاده نشدند.
آرمین طاهری، یکی از کارکنان جوان کارخانه، میگوید: «بسیاری از نیروها به جای فعالیت در خطوط تولید، در عملیات پاکسازی، آواربرداری، تعمیرات، احیای فضای سبز، خدمات فنی و بازسازی مجموعه مشارکت کردند».
کارخانه کاشی و سرامیک بیستون در جریان جنگ سه بار هدف حملات قرار گرفت و حدود یکونیم همت خسارت دید، اما مدیران آن میگویند با وجود آسیب به خطوط تولید و کاهش ظرفیت کارخانه، هیچیک از ۵۵۰ نیروی شاغل مجموعه تعدیل نشدند و پرداخت حقوق کارکنان ادامه یافت
به گفته او، برخی از کارکنان برای نخستین بار مهارتهایی را تجربه کردند که هیچ ارتباطی با شغل اصلیشان نداشت، اما هدف مشترک همه آنها حفظ کارخانه و جلوگیری از توقف فعالیت آن بود.
تصمیمی فراتر از محاسبات اقتصادی
جلال فتوحی، صاحب این کسب و کار، معتقد است: «اگر صرفاً معیارهای اقتصادی ملاک تصمیمگیری بود، پس از کاهش ظرفیت تولید باید دستکم ۱۵۰ نفر از نیروهای مجموعه تعدیل میشدند؛ اما مدیریت کارخانه تصمیم گرفت تا حد امکان از نیروی انسانی خود محافظت کند».
به گفته وی، با وجود کاهش شدید تولید و خسارتهای گسترده، حقوق و مزایای کارکنان پرداخت شده و تاکنون هیچ نیرویی اخراج نشده است. تصمیمی که از نگاه بسیاری از کارکنان، مهمترین عامل حفظ آرامش و انگیزه آنان در روزهای بحرانی بوده است.
همدلی در روزهای سخت
یکی دیگر از نکات مشترک در روایت کارکنان، اشاره به همدلی مردم منطقه و کارکنان کارخانه است. مدیران مجموعه میگویند در روزهای پس از حادثه، بسیاری از مردم برای اطلاع از وضعیت کارخانه مراجعه میکردند و برخی نیز برای کمک و همکاری اعلام آمادگی داشتند. به گفته آنها، نگرانی مردم تنها معطوف به ساختمانها و تجهیزات آسیبدیده نبود؛ بسیاری از مراجعهکنندگان درباره سرنوشت کارگران، ادامه فعالیت کارخانه و وضعیت تولید پرسوجو میکردند. موضوعی که نشان میداد این واحد صنعتی برای بخش قابل توجهی از مردم منطقه، صرفاً یک کارخانه نیست، بلکه بخشی از زندگی اقتصادی و اجتماعی آنها به شمار میرود.
شیوا خادمی، سرپرست صادرات شرکت، این روحیه همدلی را مهمترین سرمایه مجموعه در دوران بحران میداند. به گفته او، کارخانه تنها مجموعهای از ساختمانها و ماشینآلات نیست، بلکه شبکهای از انسانهاست که با همکاری، اعتماد متقابل و احساس تعلق سازمانی، امکان عبور از بحران را فراهم میکنند. او معتقد است: «در روزهایی که نگرانی از آینده و خسارتهای واردشده بر فضای کارخانه سایه انداخته بود، همین همراهی کارکنان و حمایت مردم منطقه به حفظ روحیه مجموعه کمک کرد و زمینه بازگشت تدریجی فعالیتها را فراهم ساخت. در واقع آنچه بیستون را در روزهای دشوار سرپا نگه داشت، تنها تجهیزات و خطوط تولید نبود؛ سرمایه انسانی و حس همبستگی میان کارکنان و جامعه پیرامون کارخانه نیز نقشی تعیینکننده در ادامه مسیر ایفا کرد».
خسته؛ اما نه شکسته
امروز بخشی از زخمهای بیستون ترمیم شده است، بخشی از خطوط تولید دوباره فعال شدهاند و عملیات بازسازی همچنان ادامه دارد. اما آنچه در میان تمام روایتهای مدیران و کارگران مشترک است، تأکید بر حفظ تولید، اشتغال و امید به آینده است.
جلال فتوحی در توصیف شرایط کنونی کارخانه جملهای را بر زبان میآورد که شاید بهترین جمعبندی برای روایت این روزهای بیستون باشد: «خسته شدهایم، اما شکسته نه. تا وقتی امید به ساختن وجود داشته باشد، دوباره از نو شروع خواهیم کرد».
دیدگاه تان را بنویسید