ولیعهد عربستان، دخالت امارات در سودان را تحملناپذیر توصیف کرد؛
خارطوم، گسل ژئوپلیتیکی در اتحاد خلیجفارس
رامین پرتو
پرونده سودان طی ماههای اخیر از یک بحران داخلی به عرصهای برای تقابل آشکار قدرتهای منطقهای تبدیل شده است؛ تقابلی که نهتنها آینده سودان بلکه معادلات راهبردی خلیج فارس و آفریقا را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در شرایطی که جنگ داخلی سودان وارد سومین سال خود شده و بحران انسانی گستردهای را رقم زده، نشانههای اختلاف عمیق میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی بر سر نحوه مدیریت این بحران آشکارتر از هر زمان دیگری شده است. انتشار گزارشهایی درباره ارسال پیام تند محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، به طحنون بن زاید، مشاور امنیت ملی امارات، نقطه عطفی در این روند محسوب میشود که نشان داد اختلافات دو کشور از سطح رقابت پنهان به مرحله تقابل علنی رسیده است.
این تحول از آن جهت اهمیت دارد که عربستان و امارات طی یک دهه گذشته بهعنوان دو متحد کلیدی در بسیاری از پروندههای منطقهای از جمله یمن، مقابله با جریانهای اسلامگرا و حتی عادیسازی روابط با اسرائیل همسو عمل کرده بودند، اما اکنون سودان به نقطهای تبدیل شده که این اتحاد راهبردی را به چالش کشیده است.
باید توجه کرد که جنگ داخلی سودان که از آوریل ۲۰۲۳ میان ارتش به فرماندهی عبدالفتاح البرهان و نیروهای پشتیبانی سریع به رهبری محمد حمدان دقلو (حمیدتی) آغاز شد، به سرعت به یکی از بزرگترین فجایع انسانی جهان تبدیل شد؛ چراکه دهها هزار کشته، میلیونها آواره و گزارشهای گسترده درباره جنایات جنگی، نسلکشی و قحطی، این کشور را در آستانه فروپاشی کامل قرار داده است. در چنین شرایطی، ورود قدرتهای منطقهای به این بحران، آن را از یک جنگ داخلی به یک رقابت ژئوپلیتیک پیچیده تبدیل کرده است.
از اتحاد راهبردی تا رقابت ژئوپلیتیک
پیام منتسب به محمد بن سلمان به طحنون بن زاید که حاوی فهرستی از شکایات عربستان از امارات بوده، نشانهای از سطح بیسابقه تنش میان دو کشور است. در این پیام، عربستان بهطور مشخص از حمایت ادعایی امارات از نیروهای پشتیبانی سریع در سودان انتقاد کرده و آن را اقدامی غیرقابل قبول دانسته است. این واکنش نشان میدهد که ریاض تحولات سودان را مستقیماً مرتبط با امنیت ملی و جایگاه منطقهای خود میداند.
ریشه این حساسیت را باید در چند عامل کلیدی جستوجو کرد. نخست، موقعیت ژئوپلیتیک سودان است. این کشور در ساحل دریای سرخ قرار دارد و برای عربستان اهمیت حیاتی دارد. دریای سرخ یکی از مهمترین مسیرهای تجارت جهانی و همچنین مسیر انتقال انرژی است. عربستان که بخش بزرگی از صادرات نفت خود را از این مسیر انجام میدهد، نمیتواند اجازه دهد یک بازیگر غیرهمسو یا یک نیروی غیرقابل پیشبینی کنترل بخشی از این منطقه را در دست گیرد.
دومین عامل، نگرانی عربستان از ایجاد یک ساختار قدرت موازی در سودان است. اگر نیروهای پشتیبانی سریع که گفته میشود روابط نزدیکی با امارات دارند، به قدرت برسند، این امر میتواند نفوذ امارات را در این کشور افزایش دهد و توازن قدرت منطقهای را به ضرر عربستان تغییر دهد. این مسئله بهویژه در چارچوب رقابت گستردهتر میان ریاض و ابوظبی برای تبدیل شدن به قدرت برتر جهان عرب قابل تحلیل است.
سومین عامل، تغییر رویکرد سیاست خارجی عربستان در دوره محمد بن سلمان است. عربستان در سالهای اخیر تلاش کرده است نقش فعالتری در مدیریت بحرانهای منطقهای ایفا کند و خود را بهعنوان یک قدرت رهبریکننده معرفی کند و در این چارچوب، هرگونه اقدام مستقل امارات در سودان بدون هماهنگی با ریاض، بهعنوان چالشی برای این جایگاه تلقی میشود. از سوی دیگر، امارات نیز دلایل خاص خود را برای حضور فعال در سودان دارد. ابوظبی طی سالهای گذشته شبکهای از روابط با گروههای مختلف در آفریقا ایجاد کرده و تلاش کرده است نفوذ خود را در بنادر و مسیرهای دریایی گسترش دهد. سودان با دسترسی به دریای سرخ، در این راهبرد جایگاه مهمی دارد و علاوه بر این، امارات به دنبال ایجاد شرکای محلی است که بتوانند منافع اقتصادی و امنیتی این کشور را تأمین کنند.
سودان؛ میدان رقابت برای شکلدهی
نظم جدید منطقهای
تقابل عربستان و امارات در سودان صرفاً یک اختلاف تاکتیکی نیست، بلکه بخشی از رقابت گستردهتر برای شکلدهی نظم جدید منطقهای است. هر دو کشور تلاش میکنند جایگاه خود را در دوران پس از نفت تثبیت کنند و به قدرتهای اقتصادی و ژئوپلیتیک برتر تبدیل شوند و در این مسیر، کنترل یا نفوذ در کشورهای کلیدی منطقه، اهمیت ویژهای دارد.
سودان به دلایل متعددی در این رقابت اهمیت دارد. نخست، منابع طبیعی این کشور از جمله طلا و زمینهای کشاورزی گسترده، آن را به یک هدف جذاب برای سرمایهگذاری تبدیل کرده است. دوم، موقعیت جغرافیایی سودان به آن امکان میدهد نقش مهمی در امنیت دریای سرخ ایفا کند. سوم، سودان میتواند بهعنوان یک متحد بالقوه در معادلات منطقهای عمل کند.
گزارشهای سازمان ملل درباره نسلکشی و جنایات جنگی در دارفور، نشاندهنده شدت بحران در این کشور است و حالا نیروهای پشتیبانی سریع متهم به اجرای عملیات سازمانیافته علیه جوامع غیرعرب شدهاند
گزارشهای سازمان ملل درباره نسلکشی و جنایات جنگی در دارفور، نشاندهنده شدت بحران در این کشور است و حالا نیروهای پشتیبانی سریع متهم به اجرای عملیات سازمانیافته علیه جوامع غیرعرب شدهاند؛ اتهاماتی که اگر تأیید شوند، میتوانند پیامدهای حقوقی و سیاسی گستردهای داشته باشند. در همین حال، ارتش سودان نیز متهم به حملات هوایی و نقض قوانین بینالمللی شده که این موضوع را هم باید ضلع دیگری از این روند بدانیم.
در چنین شرایطی، حمایت قدرتهای خارجی از هر یک از طرفین، میتواند نتیجه جنگ را تغییر دهد. عربستان و آمریکا تلاش کردهاند از طریق ابتکارهای دیپلماتیک به آتشبس دست یابند، اما این تلاشها تاکنون موفق نبوده است. یکی از دلایل اصلی این ناکامی، اختلاف میان بازیگران منطقهای است.
در این مسیر تقابل عربستان و امارات میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. نخست، این تقابل ممکن است جنگ در سودان را طولانیتر کند، زیرا هر یک از طرفین سودانی میتوانند از حمایت خارجی بهرهمند شوند. دوم، این تقابل میتواند اتحاد شورای همکاری خلیج فارس را تضعیف کند و زمینهساز شکافهای جدید در این بلوک شود. سوم، این رقابت میتواند به افزایش حضور سایر قدرتها از جمله آمریکا، روسیه و چین در سودان منجر شود.
آینده مبهم سودان و چشمانداز
روابط عربستان و امارات
سؤال اصلی این است که آیا عربستان و امارات میتوانند اختلافات خود را در سودان مدیریت کنند یا این اختلافات به یک شکاف دائمی تبدیل خواهد شد؟ پاسخ به این سؤال به چند عامل بستگی دارد.
نخست، میزان اهمیت سودان برای هر یک از این کشورها است. اگر سودان بهعنوان یک اولویت راهبردی برای هر دو کشور باقی بماند، احتمال ادامه رقابت وجود دارد. دوم، نقش قدرتهای خارجی مانند آمریکا است. واشنگتن روابط نزدیکی با هر دو کشور دارد و ممکن است تلاش کند اختلافات آنها را مدیریت کند.
با این حال، تجربه نشان داده است که عربستان و امارات علیرغم اختلافات، معمولاً از تقابل مستقیم اجتناب میکنند و این دو کشور همچنان منافع مشترک گستردهای دارند، از جمله همکاری امنیتی، اقتصادی و مقابله با تهدیدات مشترک.
اگر عربستان و امارات بتوانند به یک تفاهم برسند، احتمال دستیابی به صلح افزایش خواهد یافت اما اگر این رقابت ادامه یابد، سودان ممکن است برای سالها درگیر جنگ و بیثباتی باقی بماند
در مورد آینده سودان، سناریوهای مختلفی قابل تصور است. یکی از سناریوها، ادامه جنگ و تقسیم غیررسمی کشور به مناطق نفوذ است. سناریوی دیگر، دستیابی به یک توافق سیاسی با میانجیگری بینالمللی است اما تحقق این سناریو مستلزم توافق قدرتهای منطقهای از جمله عربستان و امارات است.
در نهایت، آنچه مسلم بوده این است که سودان به یک میدان رقابت ژئوپلیتیک تبدیل شده و آینده آن نهتنها به تصمیمات بازیگران داخلی، بلکه به رقابت قدرتهای منطقهای بستگی دارد. اگر عربستان و امارات بتوانند به یک تفاهم برسند، احتمال دستیابی به صلح افزایش خواهد یافت اما اگر این رقابت ادامه یابد، سودان ممکن است برای سالها درگیر جنگ و بیثباتی باقی بماند.
تحولات اخیر نشان میدهد که نظم منطقهای در حال تغییر است و اتحادهای سنتی دیگر تضمینشده نیستند. سودان تنها یکی از صحنههای این تحول است، اما پیامدهای آن میتواند بسیار فراتر از مرزهای این کشور باشد.
دیدگاه تان را بنویسید