رامین پرتو

رقابت میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی که تا چند سال پیش به‌عنوان یکی از مهم‌ترین محورهای همگرایی در جهان عرب شناخته می‌شد، اکنون وارد مرحله‌ای تازه و پیچیده شده است. این دو کشور که زمانی در قالب ائتلاف‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی در کنار یکدیگر عمل می‌کردند، امروز در پرونده‌های مهمی همچون یمن، سودان و شاخ آفریقا در مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند. این رقابت نه ‌تنها توازن قدرت در خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داده، بلکه پیامدهای گسترده‌ای برای امنیت دریای سرخ، شمال آفریقا و حتی راهبردهای قدرت‌های جهانی مانند ایالات متحده به همراه داشته است. همزمان، تلاش‌هایی از سوی مصر و برخی کشورهای عربی برای مهار این تنش آغاز شده که نشان می‌دهد شکاف میان ریاض و ابوظبی اکنون به یک نگرانی منطقه‌ای تبدیل شده است.

میانجیگری و نگرانی از فروپاشی

 انسجام عربی

با تشدید اختلافات میان عربستان و امارات، برخی کشورهای عربی، به‌ویژه مصر، تلاش‌هایی جدی برای کاهش تنش میان این دو قدرت آغاز کرده‌اند. قاهره که خود یکی از بازیگران کلیدی در معادلات دریای سرخ و شمال آفریقا محسوب می‌شود، از طریق تماس‌های دیپلماتیک و انتقال پیام‌های متقابل، در تلاش است تا مانع از تبدیل این رقابت به یک تقابل تمام‌عیار شود. دیدارهای مقام‌های مصری با مقامات دو کشور و انتقال شروط عربستان به امارات نشان‌دهنده عمق اختلافات است؛ شروطی که شامل توقف حمایت امارات از نیروهای جدایی‌طلب جنوب یمن و همچنین قطع حمایت از نیروهای واکنش سریع در سودان بوده است.

با این حال، واکنش ابوظبی به این درخواست‌ها، نشان داد که شکاف موجود صرفاً یک اختلاف تاکتیکی نیست، بلکه به یک رقابت راهبردی تبدیل شده است. امارات این شروط را غیرقابل اجرا دانسته و حتی تلاش‌های عربستان را به ‌عنوان اقدامی برای تضعیف موقعیت منطقه‌ای خود تعبیر کرده است. این وضعیت نشان می‌دهد که اختلافات کنونی فراتر از مسائل مقطعی بوده و به رقابت بر سر نفوذ منطقه‌ای بازمی‌گردد.

ایالات متحده که عربستان سعودی و امارات متحده عربی را از متحدان خود می‌داند، نگران آن است که ادامه این رقابت به تضعیف جبهه متحدانش منجر شود و اظهارات برخی مقامات آمریکایی نشان‌دهنده نگرانی واشنگتن از تأثیر این اختلافات بر توازن قدرت منطقه‌ای است

در همین حال، سایر کشورهای حوزه خلیج فارس نیز با نگرانی این تحولات را دنبال می‌کنند. بحرین، اگرچه به‌صورت رسمی میانجیگری را تکذیب کرده، اما تماس‌های دیپلماتیک میان مقامات این کشور با رهبران عربستان و امارات نشان‌دهنده تلاش‌های پشت‌پرده برای مدیریت بحران است. این نگرانی از آنجا ناشی می‌شود که شکاف میان دو قدرت اصلی شورای همکاری خلیج فارس می‌تواند انسجام این بلوک را تضعیف کرده و زمینه را برای افزایش نفوذ بازیگران خارجی فراهم کند.

برای مصر، این میانجیگری تنها یک اقدام دیپلماتیک نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی محسوب می‌شود. امنیت دریای سرخ، ثبات سودان و جلوگیری از گسترش بی‌ثباتی به شمال آفریقا از جمله عواملی است که قاهره را به تلاش برای آشتی میان دو کشور سوق داده است. مصر به‌خوبی می‌داند که ادامه این رقابت می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر در سودان و منطقه دریای سرخ منجر شود؛ مناطقی که برای امنیت ملی این کشور حیاتی هستند.

یمن و آفریقا؛ صحنه‌های اصلی رقابت 

ریاض و ابوظبی

یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت میان عربستان و امارات، یمن است؛ کشوری که از سال ۲۰۱۵ به میدان رقابت نیروهای منطقه‌ای تبدیل شده است. اگرچه این دو کشور در ابتدا در قالب یک ائتلاف مشترک وارد جنگ یمن شدند، اما به‌تدریج اختلافات آنها بر سر آینده سیاسی این کشور آشکار شد. عربستان از دولت مرکزی یمن حمایت می‌کند، در حالی که امارات به نیروهای جدایی‌طلب جنوب یمن نزدیک 

شده است.

در ماه‌های اخیر، این رقابت وارد مرحله‌ای جدید شده است. استقرار نیروهای سعودی در مناطق استراتژیک جنوب یمن، از جمله استان شبوه، نشان‌دهنده تلاش ریاض برای محدود کردن نفوذ نیروهای مورد حمایت امارات است. این مناطق به دلیل منابع نفتی و موقعیت جغرافیایی خود از اهمیت راهبردی بالایی برخوردارند. در مقابل، امارات تلاش کرده است از طریق حمایت از نیروهای محلی، نفوذ خود را در این مناطق حفظ کند. اما رقابت میان این دو کشور تنها به یمن محدود نمی‌شود و حالا سودان و شاخ آفریقا به میدان جدیدی برای این رقابت تبدیل شده‌اند. در سودان، عربستان سعودی از ارتش رسمی این کشور حمایت می‌کند، در حالی که امارات به نیروهای واکنش سریع نزدیک شده است. این حمایت‌های متضاد، جنگ داخلی سودان را به یک جنگ نیابتی تبدیل کرده و پیامدهای انسانی و امنیتی گسترده‌ای به همراه داشته است.

در شاخ آفریقا رقابت ابوظبی و ریاض بر سر نفوذ در کشورهایی مانند سومالی، اتیوپی و اریتره شدت گرفته و امارات از طریق سرمایه‌گذاری‌های گسترده، ایجاد پایگاه‌های نظامی و همکاری‌های اقتصادی، نفوذ خود را در این منطقه گسترش داده است

در شاخ آفریقا نیز رقابت بر سر نفوذ در کشورهایی مانند سومالی، اتیوپی و اریتره شدت گرفته و امارات از طریق سرمایه‌گذاری‌های گسترده، ایجاد پایگاه‌های نظامی و همکاری‌های اقتصادی، نفوذ خود را در این منطقه گسترش داده است. در مقابل، عربستان تلاش کرده است از طریق ایجاد اتحادهایی با کشورهایی مانند مصر و سومالی، نفوذ امارات را محدود کند و کلیات این وضعیت نشان می‌دهد که این رقابت ریشه در اهمیت راهبردی دریای سرخ و مسیرهای کشتیرانی بین‌المللی دارد. کنترل یا نفوذ در این منطقه می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر تجارت جهانی، امنیت انرژی و توازن قدرت منطقه‌ای داشته باشد. به همین دلیل، هر دو کشور تلاش می‌کنند از طریق نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی، موقعیت خود را در این منطقه تقویت کنند.

پیامدهای منطقه‌ای و جهانی شکاف 

ریاض-ابوظبی

واقعیت این است که ادامه رقابت میان عربستان و امارات می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا داشته باشد. نخستین پیامد، تشدید بی‌ثباتی در کشورهایی مانند یمن و سودان است؛ چراکه حمایت‌های متضاد این دو کشور از طرف‌های مختلف، روند صلح را پیچیده‌تر کرده و احتمال ادامه درگیری‌ها را افزایش می‌دهد.

دومین پیامد، تضعیف انسجام کشورهای عربی و شورای همکاری خلیج فارس خواهد بود؛ به گونه‌ای که این شورا که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بلوک‌های منطقه‌ای شناخته می‌شود، در صورت ادامه این شکاف، ممکن است با بحران مشروعیت و کارآمدی مواجه شود.

سومین پیامد، افزایش رقابت قدرت‌های خارجی در منطقه است. ایالات متحده که هر دو کشور را از متحدان خود می‌داند، نگران آن است که ادامه این رقابت به تضعیف جبهه متحدانش منجر شود و اظهارات برخی مقامات آمریکایی نشان‌دهنده نگرانی واشنگتن از تأثیر این اختلافات بر توازن قدرت منطقه‌ای است. از سوی دیگر آمریکا به‌ویژه نگران آن است که این شکاف، فرصت‌هایی برای افزایش نفوذ رقبای خود ایجاد کند. 

از سوی دیگر، امارات تلاش کرده است از روابط خود با بازیگران بین‌المللی و لابی‌های تأثیرگذار برای تقویت موقعیت خود استفاده کند که این اقدامات نشان‌دهنده انتقال رقابت میان این دو کشور از سطح منطقه‌ای به سطح جهانی است.

در مجموع، رقابت میان عربستان و امارات نشان‌دهنده گذار منطقه از یک نظم مبتنی بر اتحادهای سنتی به نظمی جدید مبتنی بر رقابت‌های راهبردی است. این رقابت نه‌تنها آینده روابط این دو کشور، بلکه توازن قدرت در خاورمیانه و شمال آفریقا را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. اگرچه تلاش‌هایی برای میانجیگری و کاهش تنش در جریان است، اما عمق اختلافات نشان می‌دهد که این رقابت احتمالاً در آینده نزدیک ادامه خواهد یافت.

در چنین شرایطی، آینده منطقه تا حد زیادی به نحوه مدیریت این رقابت بستگی دارد و اگر این رقابت به ‌صورت کنترل ‌شده مدیریت شود، ممکن است به ایجاد توازن جدیدی در منطقه منجر شود؛ اما در صورت تشدید آن، خطر بی‌ثباتی گسترده‌تر و درگیری‌های نیابتی افزایش خواهد یافت و این همان سناریویی است که نه ‌تنها کشورهای منطقه، بلکه قدرت‌های جهانی نیز از آن متأثر خواهند شد.