یک کارشناس نفت و انرژی در مورد واگذاری 17.9 درصد از سهام دولت از پالایشگاه ستاره خلیج فارس عنوان کرد: حتی اگر واگذاری پالایشگاه خلیج فارس تحت عنوان رد دیون انجام شود، فقط سهام جابه‌جا می‌شود و نه مدیریت. مدیریت عملا دولتی باقی می‌ماند و فقط سهام از یک نهاد دولتی به یک نهاد شبه‌دولتی دیگر منتقل می‌شود. در نهایت هم بیشتر یک کار صوری و ظاهری انجام می‌شود تا این که قرار باشد خصوصی‌سازی با هدف دستیابی به نتایجی مانند چابک‌سازی، افزایش بهره‌وری و تولید بهتر انجام شود.

مرتضی بهروزی‌فر در گفت‌وگو با تجارت‌نیوز، اظهار داشت: متاسفانه، واقعیت این است که در ایران، متخصص خراب‌کردن چیزهای خوب هستیم. خصوصی‌سازی به‌عنوان یک سیاست اقتصادی، سال‌ها و حتی دهه‌ها پیش در بسیاری از کشورهای دنیا آغاز شد و در موارد متعددی نتایج بسیار خوبی هم به همراه داشت، اما ما در ایران متاسفانه آن را تخریب کردیم.

او افزود: چیزی که به نام خصوصی‌سازی و واگذاری اموال دولت به بخش خصوصی واقعی مطرح می‌شد، در عمل به نهادهایی واگذار شده که اساسا بخش خصوصی واقعی محسوب نمی‌شوند. به‌عنوان مثال، واگذاری‌ها به جاهایی مثل صندوق بازنشستگی نفت، سازمان تامین اجتماعی، بنیاد تعاون سپاه یا بنیاد مستضعفان انجام شده است. عملا اسم این فرایند خصوصی‌سازی است، اما در واقعیت چنین نیست.

این تحلیلگر مسائل انرژی توضیح داد: از همه مهم‌تر این‌که دولت همچنان سهام طلایی را در اختیار دارد و عملا این خود دولت است که تعیین می‌کند مدیران ارشد چه کسانی باشند. بنابراین، چه بخواهیم چه نخواهیم، مدیریت همچنان دولتی است. در چنین شرایطی، حتی اگر واگذاری‌ها تحت عنوان رد دیون انجام شود، فقط سهام جابه‌جا می‌شود و نه مدیریت. مدیریت عملا دولتی باقی می‌ماند و فقط سهام از یک نهاد دولتی به یک نهاد شبه‌دولتی دیگر منتقل می‌شود. در نهایت هم بیشتر یک کار صوری و ظاهری انجام می‌شود.

بهروزی‌فر تصریح کرد: متاسفانه به نظر من تغییری ماهوی رخ نخواهد داد. مشکل بزرگ‌تر این است که پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها ذاتا نهادهای تخصصی هستند. وزارت نفت سال‌ها در این حوزه تجربه و دانش انباشته داشته، اما وقتی سهام چنین مجموعه‌ای به نهادی واگذار می‌شود که تجربه و تخصص چندانی در این زمینه ندارد، طبیعی است که نتیجه مثبتی برای کشور به همراه نخواهد داشت.

او ادامه داد: در مورد پالایشگاه ستاره خلیج فارس، باید توجه داشت که این پروژه داستان بسیار مهمی داشته است. واقعیت این است که اگر ستاره خلیج فارس راه‌اندازی نمی‌شد، امروز کشور با بحران بسیار شدیدی در حوزه بنزین مواجه بود. راه‌اندازی و ساخته شدن این پالایشگاه، با همه فراز و نشیب‌ها، یک موهبت بود. اولا باعث شد میعانات گازی روی دست کشور نماند و بتوان از آن استفاده کرد و ثانیا نقش حیاتی در تامین سوخت کشور ایفا کرد. حالا اگر تصور شود چنین مجموعه‌ای صرفا با این توجیه که واگذاری باعث چابک‌سازی، بهره‌وری بیشتر و تولید بهتر می‌شود، منتقل شود، در عمل چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

این کارشناس همچنین بیان کرد: در مورد رد دیون می‌توان گفت که دولت می‌تواند آن را به بخش خصوصی واگذار کند و دست از سر آن بردارد. از طرف دیگر، مشکل اساسی این است که حتی اگر اراده‌ای برای واگذاری واقعی هم وجود داشته باشد، بخش خصوصی واقعی در کشور بسیار محدود است. بخش خصوصی واقعی نیز در شرایط فعلی تمایل چندانی ندارد که سرمایه خود را درگیر چنین پروژه‌هایی کند؛ آن هم در فضایی که نفوذ کافی ندارد و نمی‌تواند از سرمایه‌اش به‌درستی استفاده کند. متاسفانه بستر و شرایط لازم برای چنین کاری در کشور فراهم نیست و این واقعیتی است که باید آن را در نظر گرفت.

بنا به این گزارش، دولت قصد دارد 17.9 درصد از سهام خود در پالایشگاه ستاره خلیج فارس که تحت مالکیت پالایش پخش است را واگذار کند. در همین چارچوب، سازمان خصوصی‌سازی موظف شده است ظرف یک ماه آینده نسبت به تعیین تکلیف اراضی این پالایشگاه اقدام کرده و هم‌زمان وضعیت بدهی ارزی شرکت به بانک مرکزی را بررسی و نهایی کند.