حسرت و شکوه در ضیافت آغاز جام جهانی ۲۰۲۶
پرده آخر
آریا طاری
لید: امروز، روز موعود است. سوت آغاز جامجهانی ۲۰۲۶ در پهنای قاره آمریکای شمالی به صدا درمیآید و چشمان میلیاردها انسان به زمینهای چمن دوخته میشود. جامجهانی همیشه برای تبداران فوتبال، مترادف با تولد دوباره، شور، پرچمهای رنگین و فریادهای از ته دل بوده است؛ اما تماشاگر امروز، در آستانه این تورنمنت بزرگ، خود را در میان یک دوگانگی غریب و بیسابقه مییابد. از یک سو، هیجان ناشی از آغاز بزرگترین ضیافت ورزشی جهان، خون را در رگها به جوش میآورد و از سوی دیگر، سایهای از یک حسرت عمیق و ملموس روی این مستطیلهای سبز سنگینی میکند. این تورنمنت، تنها یک رقابت برای تصاحب جام طلایی نیست؛ این یک مرثیه باشکوه، یک وداع دستهجمعی و آخرین پرده از نمایش نسلی است که فوتبال را برای بیش از دو دهه معنا بخشیدند. هر کسی که امروز پای تلویزیون مینشیند یا روی صندلی ورزشگاهها قرار میگیرد، به خوبی میداند که عقربههای ساعت زمان چقدر بیرحم هستند. جامجهانی ۲۰۲۶ ایستگاه پایانی است؛ بنای یادبودی برای خداحافظی با اسطورههایی که با ساقهایشان جادو کردند، با لبخندهایشان شادی آفریدند و با اشکهایشان، قلبها را فشردند. تماشای این تورنمنت برای مخاطب، تجربهای شبیه به تماشای آخرین غروب آفتاب در یک روز بینظیر است؛ زیبا، خیرهکننده و در عین حال، غمانگیز.
.چهار سال پیش، وقتی سوت پایان جامجهانی قطر به صدا درآمد، گمانهزنیها بر این بود که کتاب افسانهای لیونل مسی و کریستیانو رونالدو برای همیشه در صحنه بینالمللی بسته شده است. کارشناسان میگفتند خاورمیانه، آخرین ایستگاه این دو فوقستاره است و بدنهای خسته آنها دیگر تاب و توان دویدن در پهنه یک جامجهانی دیگر را نخواهد داشت. اما تماشاگران فوتبال بار دیگر شاهد عصیان این دو پادشاه علیه قوانین طبیعت بودند. آنها قواعد زیستشناسی و پیشبینیها را تغییر دادند، با ارادهای برخاسته از جنون فوتبال، خود را سرپا نگه داشتند و حالا امروز، در جامجهانی ۲۰۲۶ حاضر هستند تا آخرین فصل از کتاب قطور افتخارات خود را بنویسند.
•برای مخاطبی که دو دهه با دوگانه مسی-رونالدو زندگی کرده، تماشای آنها در این تورنمنت، حکم لمس یک تاریخ زنده را دارد. کریستیانو رونالدو با آن نگاههای نافذ و عطش سیریناپذیرش برای گلزنی، برای آخرین بار پیراهن پرتغال را به تن میکند تا نشان دهد که اراده انسانی میتواند زمان را به زانو درآورد. در نقطهای دیگر، لیونل مسی با آن پای چپ جادویی و گامهای شمرده، در ترکیب آلبیسلسته قدم میزند تا شاید برای آخرین بار تماشای نبوغ خالص را به جهان هدیه دهد. تماشاگر امروز میداند که پس از پایان این یک ماه، دیگر هرگز نام این دو نفر را در لیست هیچ جامجهانی دیگری نخواهد دید. این درک، هر لمس توپ، هر ضربه آزاد و هر فریاد پس از گل آنها را به یک اثر هنری گرانبها تبدیل میکند که باید آن را در عمیقترین جای حافظه قاب کرد.
•فوتبال برای مخاطب، تنها در گل زدن خلاصه نمیشود؛ فوتبال در پاسهای خطکشیشده، در رهبری میانه میدان و در هوشی خلاصه میشود که بازی را کنترل میکند. در این جام جهانی، تماشاگران باید خود را برای وداع با لوکا مودریچ آماده کنند. مرد نحیف اما پولادین کرواسی که سالها با پاسهای بیرون پای نمادینش، ارکستر تیم ملی کشورش را رهبری کرد، آخرین سمفونی خود را در این جام مینوازد. مودریچ نماد بازیکنی است که فوتبال را نه با عضلات، بلکه با مغز و قلبش بازی میکند. تماشای او در میانه میدان، آخرین فرصت برای دیدن هافبکی از نسل کلاسیک است که در فوتبال مدرن و فیزیکی امروز، همچنان هنر را زنده نگه داشته است.
•در کنار او، کوین دیبروینه ایستاده است؛ مهندس ارشد شیاطین سرخ بلژیک. دیبروینه با آن دید وسیع و پاسهایی که خطوط دفاعی حریف را مانند تیغ جراحی میشکافد، در آخرین ایستگاه جهانی خود قرار دارد. نسل طلایی بلژیک با او به اوج رسید و حالا با او به پایان مسیر خود نزدیک میشود. مخاطب فوتبال وقتی به بازی بلژیک نگاه میکند، ترکیبی از تحسین و تاسف را حس خواهد کرد؛ تحسین برای نبوغ مردی که مسیر حرکت توپ را ثانیهها قبل از دیگران میبیند و تاسف برای اینکه این پاسهای مخملی به زودی به خاطرات خواهند پیوست.
•برزیل همواره مهد زیبایی و لذت در فوتبال بوده است و نیمار جونیور، آخرین پرچمدار جادوی خالص برزیلی در این نسل است. او که بارها زیر فشار سنگین انتظارات یک ملت شکست، مصدوم شد و گریست، حالا برای آخرین بار به میدان میآید. نیمار با آن دریبلهای چشمنواز و رقص سامبا در میانه میدان، یادآور روزهایی است که فوتبال هنوز یک بازی بود، نه یک بیزینس مکانیکی. تماشای نیمار در جامجهانی ۲۰۲۶، برای مخاطب تماشای تلاش هنرمندی است که میخواهد پیش از پایین آمدن پردهها، آخرین و باشکوهترین شاهکار خود را خلق کند؛ شاهکاری به رنگ طلای جام جهانی.
•اما در سوی دیگر میدان، محافظان فوتبال نیز در حال وداع هستند. مانوئل نویر، مردی که تعریف پست دروازهبانی را در تاریخ فوتبال تغییر داد و مفهوم «سوییپر-کاپیتان» را به اوج رساند، آخرین بار از دروازه مانشافت پاسداری میکند. خروجهای متهورانه او، بازی با پای بینقصش و دستهای رسوخناپذیرش، برای آخرین بار در قاب جامجهانی ثبت میشوند. در خط دفاعی نیز، ویرجیل فندایک، صخره آرام و مقتدر هلند، آخرین تورنمنت جهانی خود را پشت سر میگذارد. فندایک با آن قامت برافراشته و آرامش منحصربهفردش، برای آخرین بار مهاجمان جهان را به چالش میکشد. تماشای این مدافعان و دروازهبانان اسطورهای، یادآور این است که دفاع نیز میتواند به اندازه هجوم، زیباشناسانه و دراماتیک باشد.
•برای برخی کشورها، جامجهانی فراتر از یک تورنمنت، تجلی هویت و غرور ملی است و این غرور اغلب بر دوش یک نفر حمل میشود. محمد صلاح، فرعون فوتبال مصر و سادیو مانه، شیر سنگال، دو نماینده شایسته قاره آفریقا، در این جامجهانی آخرین تیرهای خود را رها میکنند. آنها نماد بازیکنانی هستند که از دل سختیها برخاستند و به اوج رسیدند. مخاطبی که بازیهای مصر یا سنگال را تماشا میکند، تپش قلب میلیونها انسان در قاهره و داکار را حس خواهد کرد که همگام با ساقهای صلاح و مانه میتپد. این جام، آخرین فرصت برای دیدن فرارهای سرعت این دو ستاره آفریقایی در بزرگترین استیج دنیاست.
•در قاره کهن، سون هیونگمین، ستاره بیچونوچرای کرهجنوبی، آخرین حضور خود در جامجهانی را تجربه میکند. سون با آن لبخندهای همیشگی و شوتهای مهارنشدنیاش، سالهاست که ویترین فوتبال آسیا در اروپا بوده است. تماشای او در این تورنمنت، تماشای نماینده یک قاره است که با تمام وجود برای سربلندی مردمش میجنگد. در کنار او، ادین ژکو، الماس ماندگار بوسنی قرار دارد؛ مهاجمی که سالها در سکوت و با دیسیپلینی ستودنی گلزنی کرد و حالا در آخرین سالهای فوتبال خود، برای آخرین بار بوی گل را در اتمسفر جامجهانی استشمام میکند.
•خامس رودریگز برای مخاطب فوتبال، یادآور یک نوستالژی شیرین است؛ یادآور جامجهانی ۲۰۱۴ برزیل، آن گل والی استثنایی به اروگوئه و لبخندهای پسری که جهان را شیفته خود کرد. خامس شاید در سطح باشگاهی مسیر همواری را طی نکرد، اما پیراهن زرد کلمبیا برای او همیشه حکم یک زره جادویی را داشته است. تماشای او در جامجهانی ۲۰۲۶، تماشای احیای یک اسطوره محبوب است که برای آخرین بار چپدستها و چپپاهای دنیا را به تحسین وا میدارد. این آخرین شانس برای دیدن آن پای چپ هنرمند در اتمسفر جام جهانی است.
•و در نهایت، هری کین؛ ماشین گلزنی بیرحم و کاپیتان سهشیرها. کین که در تمام طول دوران حرفهای خود با طلسم نبردن جامهای تیمی دستوپنجه نرم کرده، این جامجهانی را به عنوان آخرین و حیاتیترین فرصت خود میبیند. او میداند که این تورنمنت، آخرین شانس او برای رهبری نسل جدید انگلستان به سوی افتخاری است که دههها از آنها دریغ شده است. بار روانی و احساسی که هری کین در این تورنمنت تحمل میکند، از توان خیلی از بازیکنان خارج است، اما او اینجاست تا در آخرین حضور جهانیاش، نام خود را به عنوان منجی در تاریخ فوتبال کشورش ثبت کند.
•مخاطب امروز فوتبال با چالش روحی عجیبی روبهرو است. چگونه میتوان از بازیهای مهیج، استادیومهای مدرن و گلهای پرشمار لذت برد، در حالی که میدانی هر سوت پایان، گامی است به سوی خداحافظی ابدی با این ستارهها؟ حقیقت این است که فوتبال از فردای پایان این جامجهانی، دیگر هرگز شبیه به گذشته نخواهد بود. نسلی که پیونددهنده فوتبال سنتی و مدرن بود، نسلی که فوتبال را با فداکاری، تعصب و جادوی فردی به اوج رساند، جایش را به سیستمی کاملا تاکتیکی، فیزیکی و روباتیک خواهد داد.
•از این رو، یادداشت حاضر یک دعوتنامه است؛ دعوت از مخاطب برای اینکه در این یک ماه، ثانیهای را از دست ندهد. این بار، تحلیلهای خشک تاکتیکی و آمار و ارقام را باید کنار گذاشت و فوتبال را با قلب تماشا کرد. باید به مسیر دویدن مسی خیره شد، پرشهای رونالدو را در ذهن ثبت کرد و از هر پاس مودریچ عکس گرفت. این جامجهانی، یک ضیافت مجلل است که در پایان آن، نیمی از خاطرات فوتبالی یک نسل از تماشاگران، بازنشسته خواهد شد.
•جامجهانی ۲۰۲۶ از امروز آغاز میشود. بگذارید بوقها به صدا درآیند، پرچمها برافراشته شوند و اشکها جاری گردند. این تورنمنت، حسرتی است که در ردای جشن ظاهر شده است. مخاطب گرامی، به تماشای آخرین پرده از نمایش خدایان مستطیل سبز بنشین؛ چراکه این باشکوهترین و غمانگیزترین داستانی است که فوتبال تا به امروز برای جهان روایت کرده است.
سوتیتر ۱: چهار سال پیش، وقتی سوت پایان جامجهانی قطر به صدا درآمد، گمانهزنیها بر این بود که کتاب افسانهای لیونل مسی و کریستیانو رونالدو برای همیشه در صحنه بینالمللی بسته شده است. اما تماشاگران فوتبال بار دیگر شاهد عصیان این دو پادشاه علیه قوانین طبیعت بودند
سوتیتر ۲: کین که در تمام طول دوران حرفهای خود با طلسم نبردن جامهای تیمی دستوپنجه نرم کرده، این جامجهانی را به عنوان آخرین و حیاتیترین فرصت خود میبیند. او میداند که این تورنمنت، آخرین شانس او برای رهبری نسل جدید انگلستان به سوی افتخاری است که دههها از آنها دریغ شده است
دیدگاه تان را بنویسید