واشنگتن؛ ابوظبی، میامی و بروکسل را وارد معادله جنگ اوکراین کرد
مثلث جدید تصمیمسازی در پرونده کییف
رامین پرتو
پرونده جنگ اوکراین طی روزهای اخیر وارد مرحلهای تازه و متفاوت شده که در آن، تحرکات دیپلماتیک ایالات متحده، شتابی کمسابقه گرفته و همزمان، نشانههایی از تلاش برای بستن این پرونده فرسایشی پیش از ورود آن به چهارمین سال خود دیده میشود. اظهارات اخیر ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، درباره پیشنهاد آمریکا برای پایان دادن به جنگ تا آغاز تابستان پیشرو، بهخوبی گویای تغییر فاز رویکرد واشنگتن نسبت به این بحران است؛ رویکردی که بیش از هر زمان دیگر، با ملاحظات داخلی آمریکا و محاسبات دولت دونالد ترامپ پیوند خورده است.
زلنسکی با اشاره به پیشنهاد صریح آمریکا برای اعمال فشار همزمان بر مسکو و کییف، عملاً تایید کرد که کاخ سفید به دنبال تحمیل یک جدول زمانی مشخص برای پایان جنگ است. به گفته او، این بازه زمانی بیارتباط با تحولات داخلی ایالات متحده نیست و بهطور مشخص، به آغاز کارزار انتخابات میاندورهای کنگره در سال جاری میلادی گره خورده است. از نگاه رئیسجمهور اوکراین، واشنگتن مایل است پیش از آنکه تمرکز سیاسی و رسانهای آمریکا به طور کامل به داخل معطوف شود، پرونده اوکراین را یا ببندد یا دستکم وارد مرحلهای برگشتناپذیر از توافق کند.پیشنهاد آمریکا برای میزبانی نخستین دیدار مستقیم تیمهای مذاکرهکننده روسیه و اوکراین در خاک این کشور و احتمال برگزاری آن در میامی، در کنار تاکید مجدد بر ابتکار توقف حملات به تاسیسات انرژی، نشاندهنده تلاش واشنگتن برای مدیریت همزمان میدان و میز مذاکره است. هرچند کییف از این ابتکار حمایت کرده، اما تردید و امتناع مسکو از همراهی با آن، همچنان یکی از موانع جدی پیشروی این مسیر محسوب میشود. نکته این است که این تحولات در ادامه مذاکرات چندجانبه اخیر در ابوظبی که به تبادل زندانیان پس از پنج ماه وقفه انجامید و از دید ناظران، نشانهای از احیای کانالهای ارتباطی میان طرفین تلقی میشود، رخ داد. با این حال، آنچه اهمیت این دور از گفتوگوها را دوچندان کرده، نه صرفاً تبادل اسرا، بلکه ورود جدی آمریکا به طراحی یک چارچوب زمانی فشرده برای توافق نهایی است.
شتاب دیپلماتیک آمریکا
و گرههای داخلی اوکراین
گزارشهای منتشرشده از سوی رویترز، پرده از ابعاد بلندپروازانهتری از ابتکار آمریکاییها برمیدارد؛ چارچوبی که نهتنها دستیابی به توافق صلح تا ماه مارس میلادی را هدفگذاری کرده، بلکه برگزاری همزمان انتخابات سراسری و همهپرسی تایید توافق را نیز در دستور کار قرار داده است. این طرح، اگرچه از نظر زمانی بسیار فشرده به نظر میرسد، اما بازتابدهنده میزان عجله واشنگتن برای خروج از بنبست اوکراین است.
با توجه به وضعیت موجود در پرونده فعلی اوکراین به نظر میرسد که ایالات متحده به دنبال پایان مدیریتشده جنگ اوکراین است که نه لزوماً به معنای صلحی جامع و پایدار، بلکه به معنای مهار بحران، کاهش هزینهها و انتقال تمرکز به اولویتهای داخلی و رقابتهای بزرگتر جهانی خواهد بود
مذاکرهکنندگان آمریکایی به رهبری استیو ویتکاف و جارد کوشنر، در دیدارهای خود با مقامات اوکراینی در ابوظبی و میامی، به صراحت هشدار دادهاند که با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر، ظرفیت سیاسی دولت ترامپ برای پیشبرد یک توافق بزرگ کاهش خواهد یافت. از این منظر، اوکراین در برابر یک انتخاب دشوار قرار گرفته است؛ یعنی یا پذیرش یک فرآیند فشرده و پرریسک یا از دست دادن حمایت فعال آمریکا در ماههای آینده.
در داخل اوکراین اما این پیشنهادها با واقعیتهای پیچیده حقوقی، امنیتی و اجتماعی مواجه است. برگزاری انتخابات و همهپرسی در شرایط حکومت نظامی، مستلزم تغییر قوانین اساسی و صرف هزینههای مالی و لجستیکی گسترده است. مقامات کمیسیون انتخابات اوکراین تاکید کردهاند که حتی در بهترین حالت، سازماندهی یک انتخابات آزاد و امن دستکم شش ماه زمان نیاز دارد که با جدول زمانی مورد نظر واشنگتن همخوانی ندارد.
افزون بر این، کییف خواستار برقراری آتشبس کامل در دوره تبلیغات انتخاباتی است تا امنیت رایدهندگان تضمین شود؛ درخواستی که با بیاعتمادی عمیق نسبت به تعهدات روسیه همراه است. تجربه آتشبسهای پیشین و ادعای نقض مکرر آنها از سوی مسکو، باعث شده است که اوکراین هرگونه توافق نهایی را منوط به دریافت تضمینهای امنیتی مشخص از سوی آمریکا و متحدانش بداند.
ترکیب تیمهای مذاکرهکننده نیز خود گویای تفاوت نگاه طرفین است. در حالی که اوکراین چهرههای سیاسی بلندپایه را به مذاکرات فرستاده، روسیه با محوریت مقامهای نظامی و اطلاعاتی وارد گفتوگوها شده است؛ موضوعی که پس از ترور ژنرال ولادیمیر آلکسیف در مسکو و متهم شدن کییف به خرابکاری در روند صلح، حساسیت این مسیر را دوچندان کرده است!
روسیه؛ مقاومت در برابر شتاب
و تثبیت دستاوردهای میدانی
از منظر روسیه، تحرکات اخیر آمریکا بیش از آنکه تلاش بیطرفانه برای پایان جنگ باشد، کوششی برای تثبیت منافع واشنگتن و مدیریت هزینههای سیاسی آن تلقی میشود. مسکو بر این باور است که ایالات متحده میکوشد با تحمیل یک چارچوب زمانی کوتاه، دستاوردهای میدانی روسیه را به چالش بکشد و همزمان، اوکراین را به پذیرش واقعیتهای جدید سوق دهد.
پیشنهاد آمریکا برای میزبانی نخستین دیدار مستقیم تیمهای مذاکرهکننده روسیه و اوکراین در خاک این کشور و احتمال برگزاری آن در میامی، در کنار تاکید مجدد بر ابتکار توقف حملات به تاسیسات انرژی، نشاندهنده تلاش واشنگتن برای مدیریت همزمان میدان و میز مذاکره است اما تردید در مورد رفتار روسیه همچنان پابرجاست
بزرگترین گره در این مسیر، مساله سرزمین بهویژه وضعیت منطقه دونباس و نیروگاه هستهای زاپوریژیا است. روسیه خواستار به رسمیت شناختن کنترل کامل خود بر دونباس به عنوان بخشی از هر توافق صلح است، در حالی که اوکراین همچنان بخشهایی از این منطقه را در اختیار دارد و با واگذاری رسمی آن مخالفت میکند. هرچند کییف از بررسی راهحلهای خلاقانه مانند ایجاد منطقه غیرنظامی یا منطقه آزاد تجاری سخن گفته، اما تاکنون هیچ پیشرفت ملموسی در این زمینه حاصل نشده است. این در حالیست که نیروگاه زاپوریژیا نیز به نقطهای نمادین از اختلاف تبدیل شده است. پیشنهاد آمریکا برای قرار گرفتن این نیروگاه تحت کنترل واشنگتن و توزیع برق میان روسیه و اوکراین، از سوی مسکو رد شده و روسیه اصرار دارد کنترل کامل آن را حفظ کند و این اختلاف، نهتنها جنبه فنی و اقتصادی دارد، بلکه بهشدت با ملاحظات حاکمیتی و امنیتی گره خورده است.
در همین حال، تشدید تحریمهای اتحادیه اروپا، بهویژه بسته بیستم تحریمی با تمرکز بر انرژی، بانکداری و مسیرهای دور زدن تحریمها، از نگاه مسکو تلاشی برای اعمال فشار حداکثری همزمان با مذاکرات است. روسیه این رویکرد را نشانه عدم حسن نیت اروپا دانسته و بارها هشدار داده است که فشار بیشتر، لزوماً به انعطاف سیاسی منجر نخواهد شد. اظهارات سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه درباره بیاساس بودن ادعاهای مربوط به تهدید نظامی روسیه علیه اروپا و واکنش تند مسکو به احتمال استقرار نیروهای غربی در اوکراین، نشان میدهد که کرملین خطوط قرمز خود را همچنان پررنگ نگه داشته است. از دید روسیه، هرگونه حضور نظامی ناتو یا اروپا در اوکراین پس از جنگ، به معنای ورود مستقیم غرب به تقابل با مسکو خواهد بود.
اروپا میان فشار، تردید و حاشیهنشینی راهبردی
در میانه این تحولات، جایگاه کشورهای اروپایی در پرونده اوکراین بیش از پیش مبهم شده است. اتحادیه اروپا از یکسو با تشدید تحریمها میکوشد نقش فعالی در فشار بر روسیه ایفا کند و از سوی دیگر، در معادلات اصلی سیاسی و امنیتی، عملاً در سایه ابتکارات آمریکا قرار گرفته است. بسته بیستم تحریمی اتحادیه اروپا، اگرچه از نظر دامنه و شدت کمسابقه است، اما همزمان با مذاکرات صلح، این پرسش را مطرح میکند که آیا اروپا به دنبال تسهیل صلح است یا افزایش اهرم فشار پیش از توافق را در دستور کار خود دارد.
واکنشهای متفاوت رهبران اروپایی نیز بازتابدهنده این سردرگمی است. هشدار ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان درباره تبدیل شدن حضور نیروهای غربی در اوکراین به جنگ مستقیم با روسیه، در مقابل اظهارات مقامهایی مانند رئیسجمهور استونی که از احتمال بررسی امتیازات ارضی سخن میگوید، نشان میدهد که اروپا فاقد یک موضع واحد و منسجم است.
در همین حال، تحرکات نظامی و افزایش بودجههای دفاعی، بهویژه در آلمان، بیانگر آن است که اروپا خود را برای یک سناریوی بلندمدت ناامن آماده میکند و سرمایهگذاری بیسابقه ۱۰۸ میلیارد یورویی آلمان برای نوسازی ارتش، بیش از آنکه نشانه امید به صلح پایدار باشد، بیانگر نگرانی عمیق از آینده امنیتی قاره سبز است.
در نهایت، به نظر میرسد ایالات متحده به دنبال پایان دادن مدیریتشده به جنگ اوکراین است؛ پایانی که نه لزوماً به معنای صلحی جامع و پایدار، بلکه به معنای مهار بحران، کاهش هزینهها و انتقال تمرکز به اولویتهای داخلی و رقابتهای بزرگتر جهانی است. روسیه نیز میکوشد این فرآیند را به گونهای هدایت کند که دستاوردهای میدانی و ژئوپلیتیکی آن تثبیت شود. در این میان، اروپا بیش از هر زمان دیگر، نقشی واکنشی و حاشیهای دارد و آینده آن به میزان هماهنگی یا واگرایی با واشنگتن و توانایی آن در تعریف یک راهبرد مستقل گره خورده است.
دیدگاه تان را بنویسید