لیگ امسال سه مدعی ۳۵ امتیازی دارد و شاید امروز این تعداد به عدد چهار برسد
ضیافت خونین
آریا طاری
لیگ بیستوپنجم فوتبال ایران به نقطهای رسیده است که گویی توسط یک نویسنده داستانهای جنایی و پرتعلیق نوشته شده است. هفته بیستم مسابقات، نه یک ایستگاه معمولی در مسیر قهرمانی، بلکه یک سیاهچاله بود که تمام محاسبات کارشناسان را در خود بلعید. وقتی سوت پایان بازیهای روز دوم به صدا درآمد، با پدیدهای روبهرو شدیم که در تاریخ فوتبال ایران به ندرت دیده شده است؛ سه غول بزرگ، سه تفکر متفاوت و سه کهکشان ستاره، دقیقا در عدد ۳۵ به هم زنجیر شدهاند. اما این همنشینی در صدر، بیش از آنکه نماد قدرت باشد، پرسشی هولناک را در ذهن اهالی فوتبال ایجاد کرده است؛ آیا واقعا تیمی در قامت قهرمانی در این لیگ وجود دارد؟ در حالی که استقلال با جنون، تراکتور با بهت و سپاهان با سکوت به استقبال این تساوی امتیازی رفتهاند، تمام نگاهها امروز به انزلی و تهران دوخته شده است؛ جایی که پرسپولیس باید در نبردی سرنوشتساز مقابل ملوان و فرزند سابق خود، مازیار زارع قرار بگیرد تا مشخص شود آیا این گره کور باز خواهد شد یا لیگ بیستوپنجم به سمت یک فروپاشی آماری پیش میرود.
داستان هفته بیستم با درام بیپایان استقلال در ورزشگاه شهرقدس آغاز شد. استقلال ریکاردو ساپینتو این روزها شبیه به خود اوست؛ تیمی که میان شکوه و فروپاشی مرز باریکی دارد. تقابل با شمسآذر، ویترینی از تمام تضادهای فنی استقلال بود. آنها بازی را مقتدرانه شروع کردند، موقعیت ساختند و با دو گل پیش افتادند، اما درست در لحظهای که هواداران آماده جشن صدرنشینی بودند، حفرههای بزرگ در قلب دفاع آبیها نمایان شد. در غیاب اندونگ و روزبه چشمی که نقش ستون فقرات و نظمدهنده تیم را ایفا میکردند، دفاع استقلال مقابل تیم ۱۰ نفره شمسآذر شبیه به یک پنیر سوئیسی عمل کرد. دریافت دو گل در دقایق پایانی و تساوی در دقیقه ۹۶، هواداران را در بهت فرو برد. ساپینتو در آن لحظات مردی بود که گیوتین را بالای سر خود حس میکرد. اما داکنز نازون در دقیقه ۹۸ معجزهای را رقم زد که تنها در سینما یافت میشود. برد سه بر دو استقلال، آنها را ۳۵ امتیازی کرد، اما ساپینتو به جای فروتنی، با توپی پر به کنفرانس خبری آمد. او با فریاد گفت:«ما باید هفت گل میزدیم!» این جمله، فرار کلاسیک ساپینتو به جلو بود. او با تمرکز بر موقعیتهای سوخته، سعی کرد چشمان منتقدان را روی فاجعه دفاعی تیمش ببندد. استقلال حالا در صدر است، اما این صدرنشینی با میانگین لرزان امتیازگیری، بیشتر شبیه به یک پناهگاه موقت است تا تخت پادشاهی.
در حالی که استقلال با جنجال برنده از زمین بیرون آمد، تراکتور در شیراز به مصاف فجر سپاسی رفت؛ تیمی که به نظر میرسید مقابل ارتش کهکشانی دراگان اسکوچیچ حرفی برای گفتن نداشته باشد. اما فوتبال ایران بار دیگر ثابت کرد که نامها در زمینهای ناهموار فوتبال بازی نمیکنند. شکست یک بر صفر تراکتور مقابل شاگردان پیروز قربانی، بزرگترین شوک هفته بود. تراکتور که با بیرانوند، شجاع خلیلزاده، حسینزاده و مهدی ترابی، یکی از گرانترین اسکواد تاریخ خود را در اختیار دارد، در زمین سفت و درگیرانه حافظیه اسیر پرس بیامان فجریها شد. اسکوچیچ که تیمش را برای یک بازی فانتزی و روی زمین آماده کرده بود، در مقابل فوتبال فیزیکی و تخریبی شیرازیها هیچ پلن جایگزینی نداشت. این باخت، تراکتور را در عدد ۳۵ متوقف کرد و نشان داد که پاشنه آشیل این تیم، بازیهای خارج از خانه چغر و فیزیکی است. تراکتور اسکوچیچ در روزی که میتوانست با ۳۸امتیاز، فاصلهای ایمن در صدر ایجاد کند، به اعماق جدول۳۵ امتیازیها سقوط کرد تا ثابت شود که کهکشان هم میتواند در یک بعدازظهر گرم در شیراز، خاموش شود.
در هیاهوی پایتخت و بهت تبریز، سپاهان در اصفهان کاری را انجام داد که تخصص محرم نویدکیا است؛ پیروزی اقتصادی، بیصدا و هوشمندانه. سپاهان مقابل خیبر خرمآباد به میدان رفت و با تک گل دقیقه۳۶ محمدمهدی محبی، سه امتیاز حیاتی را به جیب زد. سپاهان محرم، برخلاف استقلال ساپینتو، به دنبال هفت گل نبود؛ آنها فقط نتیجه میخواستند. محبی که در نیمفصل به خانه برگشته، نشان داد که قطعه گمشده پازل محرم برای بازسازی هویت سپاهان است. سپاهان حالا با ۳۵ امتیاز، ضلع سوم قدرت را تکمیل کرده است. آنها شاید کمحاشیهترین تیم این مثلث باشند، اما دقیقا همین سکوت و ثبات یخی است که آنها را به خطرناکترین مدعی تبدیل میکند. سپاهان نویدکیا یاد گرفته است که چطور در روزهای بد هم برنده باشد؛ مهارتی که شاید در نهایت جام را به اصفهان ببرد.
در میان این کلاف سردرگم ۳۵ امتیازی، حالا تمام نگاهها به آخرین قطعهی پازل است؛ پرسپولیس ۳۴ امتیازی. ارتش سرخ اوسمار ویرا حالا در موقعیتی قرار گرفته است که میتواند تمام این معادلات را با یک برد قاطعانه جابهجا کند
اما ورای این هیجانات، یک حقیقت آماری تلخ در لیگ امسال خودنمایی میکند. بیایید به عددها نگاه کنیم؛ سه تیم ۳۵ امتیازی در ۲۰ بازی. این یعنی میانگین ۱.۷۵ امتیاز برای هر بازی. در استانداردهای قهرمانی، این عدد یک نمره ناپلئونی است. در فصول گذشته، مدعیان اصلی در هفته بیستم معمولا بالای ۴۰ امتیاز داشتند. این افت فاحش نشان میدهد که قدرت در فوتبال ایران تقسیم نشده، بلکه تضعیف شده است. مدعیان به جای اینکه از هم سبقت بگیرند، در حال تماشای امتیازسوزیهای یکدیگر هستند. این بحران میانگین امتیاز، اعتبار فنی لیگ بیستوپنجم را زیر سوال برده است. وقتی صدرنشینان با میانگین زیر دو امتیاز پیش میروند، یعنی لیگ با یک فقر اقتدار روبهرو است.
در میان این کلاف سردرگم ۳۵ امتیازی، حالا تمام نگاهها به آخرین قطعهی پازل است؛ پرسپولیس ۳۴ امتیازی. ارتش سرخ اوسمار ویرا حالا در موقعیتی قرار گرفته است که میتواند تمام این معادلات را با یک برد قاطعانه جابهجا کند. پیروزی مقابل ملوان، پرسپولیس را ۳۷ امتیازی میکند و آنها را به تنهایی بر صدر مینشاند؛ فراری بزرگ از میان ترافیک سنگین ۳۵ امتیازیها. اما این ماموریت، اصلا ساده نیست. در سمت مقابل، ملوان بندرانزلی ایستاده است؛ تیمی که با مازیار زارع همیشه حریف خطرناکی به حساب میآید. تقابل مازیار زارع با پرسپولیس، همیشه چیزی فراتر از یک بازی فوتبال بوده است. مازیار، فرزند سابق پرسپولیس، کسی که روزگاری نبض میانه میدان سرخها را در دست داشت، حالا در قامت یک رقیب سرسخت به مصاف عشق قدیمیاش میرود. تقابل مازیار زارع و اوسمار، «نبرد نوستالژی و مدرنیته» است. مازیار زارع به خوبی با اتمسفر پرسپولیس آشناست و میداند چطور باید تیمهای بزرگ را در بنبست تاکتیکی قرار دهد. ملوان او، به خصوص در بازیهای بزرگ، تیمی است که برای نباختن و استفاده از ضدحملات سمی طراحی شده است. برای پرسپولیس، عبور از سد مازیار زارع، حکم عبور از یک تونل وحشت را دارد.
اگر پرسپولیس بتواند ملوان را شکست دهد، میانگین امتیازاتش را به ۱.۸۵ میرساند؛ عددی که هرچند هنوز با میانگین ایدهآل (بالای ۲) فاصله دارد، اما آنها را در جایگاهی بسیار برتر نسبت به مثلث ۳۵ امتیازی قرار میدهد. اما اگر مازیار زارع بتواند از تیم سابقش امتیاز بگیرد، لیگ بیستوپنجم شاهد یک وضعیت ماوراءالطبیعه خواهد بود؛ چهار تیم با امتیاز ۳۵ در صدر جدول! وضعیتی که در آن تفاضل گل و بازیهای رو در رو، به تنها مرز تعیینکننده پادشاهی تبدیل میشود. اوسمار ویرا به خوبی میداند که این بازی، تنها راه نجات لیگ از برچسب بیقهرمانی است. او باید ثابت کند که پرسپولیس میتواند از این آشفتگی عمومی فاصله بگیرد. در سوی دیگر، مازیار زارع با انگیزههای شخصی و حرفهای، میخواهد ثابت کند که هنوز هم میتواند روی سرنوشت تیمی که دوستش دارد، تاثیر بگذارد؛ حتی اگر این تاثیر به قیمت دور ماندن پرسپولیس از صدر باشد.
هفته بیستم لیگ بیستوپنجم، آیینه تمامنمای وضعیت فعلی فوتبال ماست. تیمی که میخواهد قهرمان شود، نباید به میانگین ۱.۷۵ قانع باشد. استقلال با فریادهای ساپینتو، تراکتور با سکته اسکوچیچ و سپاهان با بازگشت اقتصادی محرم، همگی در انتظار لغزش یکدیگر هستند
هفته بیستم لیگ بیستوپنجم، آیینه تمامنمای وضعیت فعلی فوتبال ماست. تیمی که میخواهد قهرمان شود، نباید به میانگین ۱.۷۵ قانع باشد. استقلال با فریادهای ساپینتو، تراکتور با سکته اسکوچیچ و سپاهان با بازگشت اقتصادی محرم، همگی در انتظار لغزش یکدیگر هستند. حالا نوبت پرسپولیس است. آنها یا با عبور از سد ملوان و مازیار زارع، پادشاه جدید و مقتدر لیگ خواهند بود و یا اینکه انزلیچیها آنها را هم به درون باتلاق ۳۵ امتیازیها میکشانند تا تیتر «لیگ برتر امسال قهرمان ندارد» به ماندگارترین و تلخترین توصیف این فصل تبدیل شود. شطرنج خونین قله به حرکت آخر رسیده است. آیا اوسمار میتواند کیشومات کند یا مازیار زارع بازی را به تساوی میکشاند؟
دیدگاه تان را بنویسید