«محمود خاقانی» در گفتوگو با «توسعه ایرانی» و با تأکید بر محو جایگاه ایران در بازار جهانی نفت:
تنها کشور نفتیِ بیبهره از افزایش قیمت نفت هستیم!
رامتین موثق
در روزهای گذشته، در پی افزایش مجدد ریسکهای سیاسی و نظامی، قیمت نفت با قرار گرفتن در محدوده 117 دلار برای هر بشکه، به بالاترین سطح قیمتی 6 ماهه گذشته رسید.
ایران اعتقاد دارد که با بستن تنگه هرمز و افزایش تنش در این آبراه، بازار انرژی را متلاطم کرده است اما واقعیت بازار گویای اینست که ایران قادر به استفاده از فرصت افزایش مجدد قیمت نفت نیست. آمار صادرات نفت کشورهای خاورمیانه، توسط تانکرلیکرز نشان میدهد صادرات نفت ایران صفر شده و در بین کشورهای خلیجفارس، قطر با ۴۷ درصد کاهش صادرات نفتی بیشترین زیان را دیده است. این در حالیست که عربستان با جایگزین کردن مسیر دریای سرخ بهجای خلیجفارس، ۱۰ درصد افزایش صادرات نفت داشته است و روزانه 7 میلیون بشکه نفت صادر میکند.
این اتفاقات در حالی رقم خورده است که ایران در دهه 50، 9 درصد از بازار جهانی نفت را در اختیار داشت اما اکنون سهم ایران به کمتر از 3.5 درصد رسیده است. «توسعه ایرانی» در گفتوگو با یک تحلیلگر و کارشناس ارشد مسائل انرژی، به دلایل کمرنگشدن نقش ایران در بازار جهانی نفت پرداخته است.
نابود شدن صنعت نفت توسط نفوذیها
یک تحلیلگر ارشد مسائل بینالمللی انرژی درباره از دست رفتن جایگاه ایران در بازار نفت جهانی، به «توسعه ایرانی» گفت: تا سال 1384، جمهوری اسلامی ایران احترام و اعتبار ویژهای در جهان پیدا کرده بود.
محمود خاقانی افزود: ایران در بازار جهانی نفت، هم در دوران جنگ تحمیلی، هم در دوران سازندگی و هم دوران دولت هفتم و هشتم، جایگاه خوبی پیدا کرده بود اما از سال 1384 به بعد، نفوذیها یک دولت پنهان و سایه تشکیل دادند و هدف اصلی این افراد، نابود کردن صنعت نفت ایران، از طریق خصولتیسازیها و خصوصیسازیها بود.
او تاکید کرد که صنعت نفت ایران از طریق همین خصوصیسازیها، تکهتکه شد در حالی که صنعت نفت در مابقی کشورهای جهان، و بهخصوص در اقتصادهای پیشرفته، یک صنعت بسیار پیچیده و بههم پیوسته است.
رقبا و حتی دوستان هم به ما رحم نکردند!
مدیرکل اسبق حوزه خزر و آسیای میانه وزارت نفت درباره جایگزین شدن کشورهای دیگر در بازار جهانی نفت، بیان داشت: تحریمهای سازمان ملل علیه ایران در زمان دولت نهم و دهم، که چین و روسیه هم به آن رای مثبت دادند، باعث شد که جایگاه خود را به تدریج از دست بدهیم و کشورهای دیگر سهم ما را در بازار تصاحب کنند.
خاقانی ادامه داد: هم کشورهای عضو اوپک و هم دوستان ما، سهم کشور را در بازار جهانی نفت، تصاحب کردند. برای مثال ونزوئلا، اندونزی و حتی روسیه هم به ما رحم نکردند و بهنحوی جایگاه ایران در بازار جهانی نفت پر شد که دیگر تنها چین را به عنوان مشتری داشتیم و این کشور هم نفت ما را بهصورت ارزان میخرید و پول فروش همین نفت ارزان به جیب تراستیها و مافیا میرفت.
به اعتقاد او، با برآیند تمام این عوامل، صنعت نفت ایران اکنون، از بین رفته است.
نفوذیها مانع احیای صنعت نفت پس از برجام شدند
این کارشناس اقتصاد انرژی با اشاره به سیاسی شدن صنعت نفت در داخل کشور، در این خصوص عنوان کرد: در دولت نهم و دهم، متخصصان حرفهای صنعت نفت، که بهترین تحصیلات را داشتند، از کار برکنار شدند.
خاقانی تشریح کرد: با این تصمیم، صنعت نفت ما از بین رفت. در دولت یازدهم، وزیر نفت وقت در دیماه 1392 اعلام کرد که مافیای «گردنکلفتی» در صنعت نفت به وجود آمده است و از کارکنان سابق خواست تا به کار برگردند و صنعت نفت را احیا کنند. بسیاری از این کارشناسان سابق به کار خود بازگشتند و با همراهی این افراد و همچنین دورنمای مثبت برجام، تولید نفت ایران به ۴.۵ میلیون بشکه در روز رسید و توانستیم مجددا در بازار نفت، رقابت کنیم.
او افزود: اما نفوذیها فورا دست به کار شدند و با مصوب کردن طرحی در مجلس، مانع بهکارگیری بازنشستگان در صنعت نفت شدند. با این تصمیم، صنعت نفت مجددا تضعیف شد و به وضعیت امروز خود رسید.
جایگاه ایران در بازار جهانی نفت به کلی محو شد
این تحلیلگر مسائل انرژی در ادامه، به بررسی تاثیر خصوصیسازیها بر تضعیف صنعت نفت پرداخت و گفت: اموال صندوقهای بازنشستگی، پسانداز و رفاه صنعت نفت، که از بدو تاسیس این صنعت راهاندازی شده بود، توسط همین افراد چپاول شد. بیمارستان صنعت نفت را هم، که با بودجه شرکت نفت اداره میشد، خصوصی کردند. این خصوصیسازیها توطئهای برای تضعیف صنعت نفت بود.
خاقانی تصریح کرد: نمایندگان مجلس هم افرادی را بر سر کار گماشتند که تقریبا هیچ تخصصی نداشتند و هنوز هم هیچ کاری بلد نیستند. در نتیجه این عوامل، جایگاه ما در بازار نفت به کلی محو شد به صورتی که به دست آوردن مجدد آن اکنون کاری بسیار مشکل است.
او مطرح کرد: اکنون که مشکلات صنعت انرژی در دنیا خودنمایی کرده است، برخی کشورها سیاستهای خود را تغییر دادهاند. برای مثال، انگستان پیشتاز خصوصیسازی صنعت انرژی در دهه 70 میلادی، زمان دولت تاچر بود. اکنون دولت حزب کارگر اعتراف کرده که این سیاست بسیار اشتباه بوده است و صنعت انرژی باید مجددا به زیر چتر دولت بازگردد. آیا در ایران متوجه این اشتباه شدهایم؟
سهامداران پتروشیمیها و نیروگاهها، تراستیهای پشت پرده هستند
این کارشناس تاکید کرد: تراستیهای ایران فقط آن افرادی نیستند که نفت را میفروشند و ارز آن را به کشور بازنمیگردانند؛ همچنین افرادی که سهام پتروشیمیها، پالایشگاهها و نیروگاهها را در اختیار دارند، یک تراستی دیگر در پشت پرده تشکیل دادهاند.
خاقانی افزود: مگر قرار نبود که با خصوصیسازی، تمام کالاها و خدمات ارزانتر به دست مصرفکنندگان برسد؟ در عمل چه کردیم؟ چرا در چین که همهچیز دولتی است، گرسنه وجود ندارد و این کشور توانسته است به قدرت اول دنیا تبدیل شود؟ چرا روسیه توانسته تمام تحریمها را تحمل کند بهشکلی که آمریکا مجبور به مذاکره و توافق با آن شده است؟
مدیرکل اسبق حوزه خزر و آسیای میانه وزارت نفت اظهار داشت: ما به یک بازنگری جدی در سیاست خارجی خود نیاز داریم زیرا صنعت نفت یک صنعت بینالمللی است. جنگ رمضان اهمیت بینالمللی بودن صنعت نفت را بهروشنی، آشکار کرد.
خاقانی ادامه داد: آن نماینده مجلس که سواد هم ندارد، در صداوسیما اعلام کرد که جمهوری اسلامی تنگه هرمز را باز نمیکند؛ یعنی عدهای دچار این توهم شدهاند که ما به ابرقدرت تبدیل شدهایم.
او در این خصوص، توضیح داد: ما اکنون باید فکر رقابت با کشورهای دیگر دنیا را از سر خود بیرون کنیم چرا که در رقابت برای توسعه فناوری بسیار عقب افتادهایم. حتی کشورهای حوزه خلیجفارس در صنعت نفت خود، از هوش مصنوعی بهره گرفتهاند اما در مقابل، وضعیت سرعت اینترنت ایران فاجعه است!
این تحلیلگر اقتصاد انرژی ادامه داد: مهمترین عاملی که باید به آن توجه کنیم، تربیت نیروی انسانی است که در صنعت ما این موضوع واقعا فاجعه است. ما نتوانستیم نیروی انسانی متخصص برای صنعت نفت خود تربیت کنیم و همان متخصصینی هم که داریم، اگر فرصت پیدا کنند، سریع مهاجرت میکنند چرا که حتی قادر به تامین نیازهای بهداشتی و درمانی خود نیستند. اکنون بازنشستگان صنعت نفت زیر خط فقر قرار دارند و بیمه آنها، نیازهای درمانی آنها را تامین نمیکند.
خاقانی خاطرنشان کرد: در کشور ما، هنوز نظارت استصوابی تصمیم میگیرد که چه کسی قانونگذار باشد حال آنکه در آمریکا دستور حکومتی رئیسجمهور توسط دادگاه مستقل لغو میشود اما در ایران ۱۳۹ مفسد اقتصادی، که محکوم به اعدام بودند، عفو میشوند.
مدیرکل اسبق حوزه خزر و آسیای میانه وزارت نفت: جایگاه ایران در بازار نفت جهان به کلی محو شده اکنون باید دیگر فکر رقابت با کشورهای دیگر دنیا را از سر خود بیرون کنیم چرا که در رقابت برای توسعه فناوری بسیار عقب افتادهایم. حتی کشورهای حوزه خلیجفارس در صنعت نفت خود، از هوش مصنوعی بهره گرفتهاند اما در مقابل، وضعیت سرعت اینترنت ایران فاجعه است
پول افزایش قیمت نفت به جیب چه کسانی رفت؟!
این کارشناس مسائل بینالملل انرژی همچنین به ضرر کشور از صنعت هستهای اشاره کرد و گفت: نزدیک به چند تریلیون دلار به خاطر انرژی هستهای در طول این سالیان، به خصوص از سال ۱۳۸۴ تا امروز، متضرر شدهایم و جبران این ضرر و زیان آسان نیست.
خاقانی تشریح کرد: در دولت نهم و دهم، ۸۰۰ میلیارد دلار نفت فروختیم و ۱۷۶ میلیارد دلار موجود در صندوق ذخیره ارزی هم توسط دولت احمدینژاد، برای صنعت هستهای جارو شد! همچنین در جنگ رمضان، بیش از یک تریلیون دلار متحمل ضرر شدیم.
محمود خاقانی در گفتوگو با «توسعه ایرانی»: اکنون با توجه به از دست رفتن جایگاه ایران در بازار نفت، کشور ما قادر به استفاده از افزایش قیمت نفت نیست و ایران به تنها کشور نفتیای تبدیل شده است که از این افزایش قیمت نفت، منفعتی نمیبرد
او تاکید کرد: برخی مقامات بالادستی اعلام کردند که ایران برای گران کردن نفت، تنگه هرمز را بسته است اما اعلام نکردند که پول این افزایش قیمت نفت به جیب چه کسانی رفت!
خدمت آمریکا به ایران با تحریم نفتی!
مدیرکل اسبق حوزه خزر و آسیای میانه وزارت نفت تصریح کرد:اکنون با توجه به از دست رفتن جایگاه ایران در بازار نفت، کشور ما قادر به استفاده از افزایش قیمت نفت نیست و ایران به تنها کشور نفتیای تبدیل شده است که از این افزایش قیمت نفت، منفعتی نمیبرد.
کارشناس و تحلیلگر ارشد اقتصاد انرژی: در دولت نهم و دهم، ۸۰۰ میلیارد دلار نفت فروختیم و ۱۷۶ میلیارد دلار موجود در صندوق ذخیره ارزی هم توسط دولت احمدینژاد، برای صنعت هستهای جارو شد! همچنین در جنگ رمضان، بیش از یک تریلیون دلار متحمل ضرر شدیم. این هزینههای صنعت هستهای، صنعت نفت ما را از بین برده است در عین حالی که در همین صنعت هستهای هم به هیچکجا نرسیدهایم
خاقانی در واکنش به تحریمهای نفتی ایران، اظهار کرد: به نظر من، وزیر خزانهداری آمریکا با تصمیم خود، به مردم ایران خدمت کرد. به صفر رسیدن صادرات نفت ایران خدمت بزرگی بود زیرا مشخص نبود که پول فروش نفت به جیب چه کسانی میرود. ایران هرچقدر که نفت میفروخت، دلارهای آن به جیب ملت و خزانه کشور نمیرفت و یا حداقل 30 تا 40 درصد از آن هدر میرفت و تنها منتفع این وضعیت، چین بود. اکنون که صادرات نفت ایران به صفر رسیده است، یک فرصت برای کشور ایجاد شده است تا تصور کنیم اصلا نفت و گاز نداریم. نسلهای آینده ما چه گناهی کردهاند که این ثروت خدادادی کشور نصیب تراستیها شود؟ ما اکنون باید نفت را استخراج کرده و آن را به سرمایه تبدیل کنیم تا زیرساختهایی بسازیم که در تولیدات صنعتی و کشاورزی، قادر به استفاده و درآمدزایی باشند.
درآمد مافیای اینترنت از صنعت نفت بیشتر است
این تحلیلگر ارشد اقتصاد انرژی در جمعبندی سخنان خود، عنوان کرد: امروز که صادرات نفت ما به صفر رسیده است و درآمدی هم نداریم، از چند جهت تحتفشار قرار گرفتهایم. همچنین صنعت هستهای، صنعت نفت را از بین برده است در عین حالی که در همین صنعت هستهای هم به هیچکجا نرسیدهایم.
اموال صندوقهای بازنشستگی، پسانداز و رفاه صنعت نفت توسط تراستیها چپاول شد. بیمارستان صنعت نفت را هم، که با بودجه شرکت نفت اداره میشد، خصوصی کردند. این خصوصیسازیها توطئهای برای تضعیف صنعت نفت بود و یکی از عوامل مهم از دست رفتن جایگاه ایران در بازار جهانی نفت، همین خصوصیسازیها و خصولتیسازیها است
خاقانی افزود: اکنون یا باید به این نتیجه برسیم که خصوصیسازیهای صنعت نفت اشتباه بوده یا چاههای نفت و گاز خود را خالی فرض کنیم.
او همچنین در پایان سخنان خود، مطرح کرد: مخابرات خدمات خود را 40 درصد گران کرده اما سرعت اینترنت در ایران فاجعه است. در این وضعیت، درآمد مخابرات از صنعت نفت هم بیشتر شده است. درآمد مافیای اینترنت هم از صنعت نفت بیشتر است.
دیدگاه تان را بنویسید