نازنین دشتی 

 

وقتی لیست ۱۱نفره منچستریونایتد برای نبرد هفته هشتم لیگ برتر مقابل بورنموث روی خروجی رسانه‌ها قرار گرفت، یک نام بزرگ در ترکیب اصلی غایب بود؛ برونو فرناندس. برای ستاره‌ای که عادت داشتیم همیشه او را در قلب میدان و با بازوبند کاپیتانی ببینیم، این اتفاق چیزی شبیه به یک زلزله خاموش در اولدترافورد بود. این تنها ششمین‌بار در تمام دوران حضور این هافبک پرتغالی در لیگ برتر بود که او بازی را از روی نیمکت آغاز می‌کرد. اما این نیمکت‌نشینی، صرفا یک استراحت تاکتیکی ساده نبود؛ این یک پیام واضح و کوبنده از سوی مایکل کریک بود. پیامی که با بسته شدن بازوبند بر بازوی هری مگوایر، صدای بلندتری پیدا کرد و حالا زمزمه‌هایی مرگبار برای برونو به گوش می‌رسد؛ آیا بازوبند برای همیشه از او گرفته خواهد شد؟

همه چیز از یک فروپاشی در ایتالیا آغاز شد. شکست سنگین و تحقیرآمیز مقابل کومو، فقط یک باخت فوتبالی نبود، بلکه نقطه جوش رختکن ملتهب یونایتد به شمار می‌رفت. فرناندس که در آن مسابقه پیش از رسیدن عقربه‌ها به دقیقه۷۰ تعویض شده بود، نتوانست خشم خود را پنهان کند. او در مصاحبه‌ای جنجالی، رویکرد و تفکرات سرمربی‌اش را مستقیما زیر سوال برد. برای باشگاهی با تاریخچه منچستریونایتد، عبور از خط قرمزها تاوان سنگینی دارد. کریک در نشست خبری روز جمعه، نیازی به فریاد زدن نداشت. او با چهره‌ای سرد، قاطع و پیش از آنکه حتی خبرنگاران فرصت پرسش داشته باشند، ۵دقیقه و ۳۶ثانیه تمام، یک مونولوگ تاریخی را اجرا کرد و تنها یک اصل کلیدی را در ذهن‌ها کاشت؛ منچستریونایتد از هر فردی بزرگ‌تر است. 

اما سقوط فرناندس تنها به یک مصاحبه یاغی‌گرانه و از دست رفتن رختکن محدود نمی‌شود؛ اعداد و ارقام هم بی‌رحمانه علیه او شهادت می‌دهند. ستاره‌ای که روزگاری ماشین خلق موقعیت شیاطین سرخ بود، حالا سایه‌ای محو از خودش است. شاید آمار چهار ‌گل و یک‌پاس‌گل در فصل جاری در نگاه اول فاجعه به نظر نرسد، اما واقعیت بسیار تلخ‌تر است. تمام این درخشش‌ها تنها در دو بازی مقابل حریفان نه‌چندان قدرتمندی چون ایپسویچ و صباح ثبت شده‌اند. در ۹‌دیدار دیگر، برونو مانند یک روح در زمین سرگردان بوده؛ نه گلی، نه پاس‌گلی و نه حتی جرقه‌ای که گره از کار تیم باز کند. کریک در حالی دست به این جراحی بزرگ زد که تیمش با بحران شدید مصدومیت‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند، اما ظاهرا برای او، انضباط و اتوریته، ارزشمندتر از نام هر ستاره‌ای است. 

در این هیاهو، صدای وین رونی، کاپیتان و اسطوره سال‌های نه‌چندان دور یونایتد، شاید منطقی‌ترین و دلسوزانه‌ترین تحلیلی باشد که به گوش می‌رسد. رونی معتقد است فرناندس خسته از یک فصل طولانی و فرسایشی پس از جام جهانی، حالا از نظر ذهنی و بدنی کاملا تخلیه شده است. او برای نجات برونو، به سراغ کتابچه راهنمای سر الکس فرگوسن رفت؛ روزهایی که پیرمرد اسکاتلندی با تیزهوشی، کریستیانو رونالدو را به طور غیرمنتظره‌ای برای یک هفته از تیم دور می‌کرد تا او از زیر فشار خردکننده رسانه‌ها خارج شود و با انرژی و عطش بازیابی‌شده به میدان بازگردد. رونی با هشدار درباره فشار مضاعف روی برونو می‌گوید:«فرناندس هم ممکن است به چنین فرصتی نیاز داشته باشد. وارد کردن فشار بیشتر، فقط خطر تشدید ناامیدی و افت فاجعه‌بارتر او را به همراه دارد.» 

حالا توپ در زمین مایکل کریک است. مردی که پس از جدایی روبن آموریم، توانست رختکن متزلزل را متحد کند و در تابستان پاداشش را با یک قرارداد دائمی گرفت. اما هدایت یک تیم در روزهای رویایی یک چیز است و مدیریت بحران در دل طوفان، چیزی کاملا متفاوت. نیمکت‌نشین کردن کاپیتان تیم در دیدار مقابل بورنموث، یک تصمیم تعیین‌کننده برای بازگرداندن نظم به اولدترافورد بود؛ نمایشی شجاعانه از اینکه هیچ بازیکنی، فارغ از نام و جایگاهش، فراتر از نشان روی سینه پیراهن نیست. اما آزمون بزرگ کریک تازه آغاز شده است؛ آیا او حمایت کامل و موردنیاز را برای ادامه این مسیر سخت و گرفتن بازوبند از یاغی پرتغالی دارد؟