سقوط امپراتوری ورزشیها و فتح استقلال توسط اقتصادیها
پایان ۴۳۹روز انتظار
آریا طاری
چهارصدوسیونه روز؛ عددی که شاید در تاریخ یک هلدینگ پتروشیمی تنها یک سال مالی و اندکی آمار و ارقام تلقی شود، اما در جغرافیای پرالتهاب باشگاهی مانند استقلال، یک ابدیت کشنده است. بیش از یک سال طول کشید تا اتاق فکر هلدینگ خلیجفارس، بالاخره تصمیم بگیرد به دوران عجیب و بیسابقه مدیریت سرپرستمحور پایان دهد. در تمام این روزهای طولانی و پرنوسان، علی تاجرنیا، مردی که روزگاری در راهروهای فدراسیون فوتبال و هیئتمدیره استقلال قدم میزد، بار سنگین دو صندلی کلیدی را به تنهایی بر دوش میکشید؛ هم رئیس هیئتمدیره بود و هم سرپرست مدیرعاملی. او در دل توفانها هم فرمان را در دست داشت و هم بادبانها را تنظیم میکرد، اما سرانجام زمان پوستاندازی فرا رسید؛ تاجرنیا رفت تا بماند و استقلال وارد یک اتمسفر کاملا غریب و ناشناخته شد.
دومینوی تغییرات؛ از خروج علیعسکری تا زلزله در اردوگاه آبی
برای درک این اتفاق بزرگ، باید به دیماه ۱۴۰۳ بازگردیم. روزهایی که ساختار مدیریتی هلدینگ خلیجفارس دستخوش یک دگرگونی بنیادین شد. عبدالعلی علیعسکری جای خود را به محمد شریعتمداری داد و با این تغییر در راس هرم قدرت مالک، مشخص بود که امواج این زلزله خیلی زود به ساختمان سعادتآباد و باشگاه استقلال هم خواهد رسید. احمد شهریاری که در دوران علیعسکری به عنوان نماینده تامالاختیار سایه سنگینی بر باشگاه داشت، جای خود را به علی تاجرنیا داد. در آن مقطع، هنوز رگههایی از امید برای حفظ تعادل میان فوتبال و اقتصاد دیده میشد. ترکیب هیئتمدیره با حضور چهرههایی مانند علی نظریجویباری، محمودرضا بابایی، علیرضا اسدی و فریده شجاعی در کنار تاجرنیا، نشان از یک ائتلاف ورزشی داشت. دوره جدید با مدیرعاملی نظریجویباری استارت خورد، اما فوتبال ایران همواره آبستن حوادث غیرمترقبه است. تعارض منافع، اختلافات عمیق درونتیمی و فشارهای بیامان بیرونی، خیلی زود این ائتلاف را از هم پاشید. علیرضا اسدی و فریده شجاعی اولین مسافرانی بودند که قطار استقلال را ترک کردند. در مردادماه ۱۴۰۴، نظریجویباری که زیر تیغ تند انتقادات هواداران و رسانهها قرار داشت، عطای مدیرعاملی را به لقایش بخشید و به یک عضو ساده هیئتمدیره تنزل یافت. اینجا بود که ماراتن ۴۳۹روزه تاجرنیا آغاز شد؛ مردی که حالا باید یکتنه جور تمام خلأهای مدیریتی را میکشید.
پشت درهای بسته کمیته انتصابات؛ نامهایی که سوختند
در طول این ۱۵ ماه پرالتهاب که تاجرنیا همزمان سرپرست مدیرعاملی و رئیس هیئتمدیره بود، باشگاه استقلال بیشتر شبیه به یک کارگاه آزمون و خطا به نظر میرسید. نفراتی مانند مجتبی فریدونی و محمدرضا نجفی آمدند و رفتند (فریدونی خیلی زود جای خود را به حسین علویمقدم داد)، اما معمای اصلی همچنان پابرجا بود؛ چه کسی قرار است مدیرعامل قطعی استقلال شود؟ در طبقات فوقانی هلدینگ خلیجفارس، کمیتهای به نام کمیته انتصابات تشکیل شده بود که با وسواسی عجیب و گاه فرساینده، رزومهها را بررسی میکرد. در این مدت نام بیش از پنج گزینه جدی برای نشستن بر صندلی مدیرعاملی استقلال روی میز این کمیته قرار گرفت، اما هر بار به دلایل مختلف، مهر تایید بر پرونده آنها نخورد. طولانی شدن این پروسه، نهتنها دوران سرپرستی تاجرنیا را به شکل بیسابقهای کشدار کرد، بلکه این پیام روشن را به بیرون مخابره کرد که هلدینگ خلیجفارس دیگر به دنبال مدیران سنتی فوتبال نیست؛ آنها نقشهای کاملا متفاوت در سر داشتند.
استقلال که در سالهای گذشته و حتی در بحرانیترین روزهایش، حداقل یک یا دو چهره استخوانخردکرده ورزشی را در کادر مدیریتی خود میدید، حالا به یک بنگاه کاملا اقتصادی تبدیل شده است. مدیرانی که شاید پیچیدهترین معادلات پتروشیمی را در یک جلسه حل کنند، حالا باید با پدیدههایی دستوپنجه نرم کنند که با هیچ فرمول اقتصادی قابل پیشبینی نیستند
کودتای اقتصادیها؛ روزی که کتوشلوارها جای گرمکنهای ورزشی را گرفتند
سرانجام پردهها کنار رفت و استراتژی جدید هلدینگ نمایان شد؛ پاکسازی کامل هیئتمدیره از چهرههای صرفا ورزشی و تزریق خون خالص اقتصادی به رگهای باشگاه. مصطفی متدین، حسین حسینزاده و سعید صادقپور، سه چهرهای که رزومهشان با ترازنامههای مالی، بورس و شرکتهای پتروشیمی گره خورده است، ناگهان وارد ترکیب هیئتمدیره استقلال شدند. آنها جای خالی نظریجویباری، بابایی و علویمقدم را پر کردند تا در فاصله کمتر از ۲۲ماه از حضور شریعتمداری در هلدینگ، ترکیب مدیریتی باشگاه استقلال به طور کامل شخم زده شود. در این میان، علی تاجرنیا به عنوان تنها بازمانده از نسل قبلی، جایگاه خود را حفظ کرد. او حالا در کنار متدین، حسینزاده، صادقپور و محمدرضا نجفی، جمع پنج نفره هیئتمدیره را تشکیل میدهد. تاجرنیا تنها نام آشنا برای سکوهای ورزشگاه و اهالی فوتبال است؛ در حالی که چهار عضو دیگر، مردانی از دنیای اعداد و ارقام هستند که با چمدانهایی پر از وعدههای رنگارنگ مالی و درآمدهای نجومی پا به میدان گذاشتهاند.
عصر متدین؛ ریسک بزرگ هلدینگ روی میز قمار فوتبال
مهمترین خروجی این دگرگونی، شکسته شدن طلسم مدیرعاملی بود. مصطفی متدین، مردی که در دو دهه گذشته همواره در قامت یک مدیر ارشد اقتصادی فعالیت کرده و آخرین ایستگاه کاریاش مدیرعاملی شرکت پیدمکو (از شرکتهای تابعه هلدینگ خلیجفارس) بوده است، حالا بر یکی از داغترین صندلیهای خاورمیانه تکیه زده است. ورود یک مدیر با پیشینه صفر ورزشی به راس هرم استقلال، یک قمار بزرگ از سوی هلدینگ است. متدین در حالی سکان را به دست گرفته که تاجرنیا به عنوان رئیس هیئتمدیره همچنان در کنار اوست و احتمالا حسین حسینزاده نیز نایبرئیس خواهد شد. جالب اینجاست که تاجرنیا برای تمرکز بیشتر، درخواست کرده تا عنوان نماینده تامالاختیار مدیرعامل هلدینگ نیز از او سلب شود، درخواستی که فعلا با مقاومت شریعتمداری روبهرو شده و در هالهای از ابهام قرار دارد. استقلال که در سالهای گذشته و حتی در بحرانیترین روزهایش، حداقل یک یا دو چهره استخوانخردکرده ورزشی را در کادر مدیریتی خود میدید، حالا به یک بنگاه کاملا اقتصادی تبدیل شده است. مدیرانی که شاید پیچیدهترین معادلات پتروشیمی را در یک جلسه حل کنند، حالا باید با پدیدههایی دستوپنجه نرم کنند که با هیچ فرمول اقتصادی قابل پیشبینی نیستند؛ حواشی رختکن، فشار میلیونی هواداران در شبکههای اجتماعی، بحرانهای داوری و تیترهای جنجالی روزنامهها. تغییر فاز استقلال از یک تیم فوتبال به یک باشگاه ساختاریافته، در دوران سرپرستی تاجرنیا کلید خورد، اما آیا مصطفی متدین و تیم اقتصادیاش میتوانند این مسیر را به سرمنزل مقصود برسانند؟ آیا این ترکیب جدید قادر است گره کور درآمدزایی و حق پخش را در فوتبال ایران باز کند، یا تقابل ذهنیت شرکتی با واقعیت عریان و احساسی فوتبال ایران، به زودی یک بحران جدید خلق خواهد کرد؟ زمان، بیرحمترین و در عین حال صادقترین قاضی برای سنجش عیار این عصر جدید در باشگاه استقلال خواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید