بازی با نرخ ارز خارج از پکیج شرایط جنگی؛ یعنی عدم درک مقتضیات

رامتین موثق

هفته گذشته بازار دلار غیررسمی نوسانات شدیدی را پشت سر گذاشت که باعث تعجب همگان شده بود. دلار در اوایل هفته حتی رکورد 190 هزارتومان را نیز شکست اما ناگهان طی دو روز در دوشنبه، به مرز 179 هزارتومان رسید؛ آن هم در روزی که ایران و آمریکا در تنگه هرمز به روی یکدیگر آتش گشوده بودند و امارات نیز مورد تهاجم موشکی و پهپادی قرار گرفته بود.

رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین: اکنون شرایط جنگی بر کشور حاکم است و نمی‌توان همان سیاست‌هایی را در پیش گرفت که سال گذشته در کشور، اجرایی شد. بازی با نرخ ارز باید تابع شرایط جنگی حاکم بر کشور باشد. یعنی باید برای تعیین نرخ ارز به نقطه بهینه‌ای برسیم که هم بتوانیم جریان کالاهای اساسی را تامین کنیم، هم اشتغال حفظ شود و هم بازسازی صنایع را آغاز کنیم تا در نهایت بتوانیم با حداکثر توان خود، زندگی مردم را در شرایط عادی نگه داریم

اما دلار رسمی هم بدون التهاب نبود؛ تالار حواله مرکز مبادله ارز و طلای ایران در نخستین روز کاری هفته، شنبه 19 اردیبهشت، در ادامه روند افزایشی روزهای گذشته با جهشی دوباره در نرخ ارزهای پرتقاضا روبه‌رو شد و نرخ حواله دلار آمریکا به 147 هزار و 535 تومان رسید.

در چرایی افزایش نرخ ارز رسمی اعلام شده است که فشار تقاضا برای دلار و یورو افزایش یافته و همین موضوع نرخ بازار توافقی را تغییر داده است اما برخی از کارشناسان نیز اعتقاد دارند که سیاست‌های ارزی دولت، و به خصوص افزایش نرخ رسمی، برای افزایش درآمد دولت است. هرچند که باید به هدف ادعایی راه‌اندازی تالار دوم نیز توجه داشت. سیاست‌گذار در توجیه چرایی راه‌اندازی این تالار و نرخ آن اعلام کرد که قصد کاهش فاصله نرخ رسمی و بازار آزاد ارز را دارد بنابراین در زمانی که نرخ بازار آزاد فاصله چشمگیری با نرخ تالار دوم گرفته است، نرخ تالار نیز باید به سمت نرخ جدید بازار آزاد حرکت کند. گفتنی است، بسیاری از صاحب‌نظران با انتقاد از تبعات تورمی گران کردن نرخ ارز رسمی، گوشزد می‌کنند که افزایش نرخ تالار دوم دلار خود یکی از عوامل افزایش نرخ آن در بازار آزاد می‌شود.

مجیدرضا حریری در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»: اگر مصلحت بر این باشد که نرخ ارز تا 250 هزارتومان برسد یا به 100 هزارتومان کاهش پیدا کند، باید با درنظر گرفتن پکیج شرایط جنگی باشد. خارج از این پکیج، هرگونه مداخله در قیمت ارز، مطابق روال‌های قبلی، نشان‌دهنده اینست که سیاست‌گذاران ضرورت و الزامات شرایط فعلی را درک نکرده‌اند اما اکنون با وجود دخالت‌های خاموش و بدون اطلاع‌رسانی دولت در بازار ارز، به نظر می‌رسد که چندان ضروریات شرایط جنگی توسط مسئولین، احساس نشده است

در این گزارش به ارزیابی نوسانات نرخ ارز رسمی در تالار دوم مرکز مبادله ارز و طلا، پرداخته شده است.

ظاهر مسئله نبود ارز است

رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»، درباره ارزیابی خود از افزایش نرخ دلار رسمی، اظهار کرد: ظاهر مسئله اینست که اکنون دولت ادعا دارد ارزی برای تخصیص به واردات، به غیر از کالاهای اساسی، ندارد؛ اما باید پرسید دولت را تنها به عنوان قوه مجریه می‌شناسیم یا به عنوان مجموعه نظام که در ادبیات سیاسی دنیا به State مشهور است؟

مجیدرضا حریری افزود: اگر دولت را به عنوان قهوه مجریه درنظر بگیریم، تنها درآمد ارزی دولت در این شرایط فروش نفت است. اما فروش نفت ایران، هم از منظر قیمت و هم از نظر مقدار فروش، تاکنون 2 برابر آن چیزی بوده که در بودجه پیش‌بینی شده است. اما اگر دولت را به عنوان مجموعه نظام درنظر بگیریم، صادرات غیرنفتی نیز به درآمدهای ارزی اضافه می‌شود. مجموعه صادرات غیرنفتی ما شامل مواد و محصولات معدنی، فرآورده‌های نفتی اعم از قیر، محصولات پتروشیمی، روغن پایه و غیره است. بخش اعظم این درآمد صادراتی نیز متعلق به نظام و شرکت‌هایی است که تحت مدیریت نظام قرار دارند.

به گفته این فعال اقتصادی، بنیادها و ستادهای مختلف، آستان‌های مقدسه، صندوق‌های بازنشستگی و مجموع این نهادها، اغلب بنگاه‌های بزرگ را در اختیار دارند بنابراین این بخش درآمد هم در دست دولت، به مفهوم نظام است.

مسئولین ارزی لباس رزم به تن کنند

حریری مطرح کرد که امروز شاید نرخ ارز چندان مهم نباشد بلکه باید تغییرات این نرخ را تحت مصارف ارزی کشور، تحلیل کرد.

او تصریح کرد: اکنون بسیار حائز اهمیت است که به شدت مراقب مصارف ارزی کشور باشیم و به عبارتی، خست به خرج دهیم زیرا منابع ما بسیار متزلزل هستند. اکنون مشخص نیست که اوضاع جنگی در یک ماه دیگر به چه صورت خواهد بود و تحت این شرایط، صادرات نفتی و غیرنفتی ما به چه میزان می‌رسد. در کنار تمام این مسائل، به صنایع فولاد و پتروشیمی کشور لطماتی وارد شده است که به نظر می‌رسد از دست رفتن بخش قابل توجهی از درآمد ارزی ما، حداقل در کوتاه‌مدت، قابل جبران نباشد.

اکنون نمی‌دانیم سیاست‌های ارزی به چه صورت انجام می‌شود و کسی پاسخگو نیست. در این شرایط باید لباس رزم به تن کرد و آثار سیاست‌ها را در شرایط جنگی، به شکل صادقانه برای مردم توضیح داد زیرا همین موضوع جلوی بخشی از انتظارات تورمی را می‌گیرد. در تعیین نرخ ارز باید به نرخ تورم هم توجه داشت زیرا اکنون به لب مرزهای خطرناک تورم رسیده‌ایم

این مقام تجاری هشدار داد: تبعات این مسائل را باید 2 تا 3 ماه دیگر در بازار دید؛ امروز که صحبت می‌کنیم هنوز آثار از بین رفتن بخشی از صنایع مادر در پتروشیمی و فولاد، خود را نشان نداده است. پس با این شرایط مهم اینست که ببینیم در بلندمدت چقدر ارز در دسترس داریم و تمام این ملاحظات به تشدید یا کاهش شدت شرایط جنگی بستگی دارد.

حریری درباره تاثیر شرایط جنگی بر درآمد ارزی، بیان داشت: به هرحال تقریبا یک ماه است که در محاصره کامل دریایی قرار گرفته‌ایم و این موضوع قاعدتا بر صادرات نفتی و غیرنفتی کشور، اثرگذار است. پس باید مراقب منابع ارزی در دسترس خود باشیم که در این میان، نرخ ارز خود یک عامل تعیین‌کننده می‌شود.

او درباره ضرورت طبقه‌بندی مصارف کشور بر اساس اولویت‌ها، عنوان کرد: در ابتدا باید جریان کامل تامین کالاهای اساسی، برقرار باشد تا خوراک و داروی مردم تامین شود. در کنار این مسئله، باید مواد اولیه صنایع نیز تامین و اشتغال حفظ شود و در ضمن، صنایع لطمه دیده از جنگ نیز بازسازی شوند. همه این‌ها بر این ضرورت تاکید دارند که مسئولین بخش تجارت خارجی و ارزی ما باید کت‌وشلوار خود را درآورند و لباس رزم به تن کنند.

سیاست‌های گذشته  در شرایط جنگی تکرار نشود

رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین خاطرنشان کرد: اکنون شرایط جنگی بر کشور حاکم است و نمی‌توان همان سیاست‌هایی را در پیش گرفت که سال گذشته در کشور، اجرایی می‌شد.

حریری ادامه داد: بازی با نرخ ارز باید تابع شرایط جنگی حاکم بر کشور باشد. یعنی باید برای تعیین نرخ ارز به نقطه بهینه‌ای برسیم که هم بتوانیم جریان کالاهای اساسی را تامین کنیم، هم اشتغال حفظ شود و هم بازسازی صنایع را آغاز کنیم تا در نهایت بتوانیم با حداکثر توان خود، زندگی مردم را در شرایط عادی نگه داریم.

او تاکید کرد: اگر مصلحت بر این باشد که نرخ ارز تا 250 هزارتومان برسد یا به 100 هزارتومان کاهش پیدا کند، باید با درنظر گرفتن پکیج شرایط جنگی باشد. خارج از این پکیج، هرگونه مداخله در قیمت ارز، مطابق روال‌های قبلی، نشان‌دهنده اینست که سیاست‌گذاران ضرورت و الزامات شرایط فعلی را درک نکرده‌اند.

لب مرز خطرناک تورم هستیم

این کارشناس مسائل اقتصادی درباره ارتباط نرخ ارز و شرایط جنگی، بیان کرد: برای مثال یکی از مسائلی که باید در سیاست‌گذاری‌های ارزی مورد توجه قرار بگیرد، مسئله تاثیر آن بر رشد نرخ تورم است.

حریری افزود: اکنون لب مرز خطرناک تورم قرار داریم، یعنی حتی آمار تورم قبل از جنگ نیز بالا بود. در زمستان گذشته تورم 50 درصد را رد کرد و در حوزه خوراکی‌ها از مرز 75 درصد نیز عبور کرد. در ضمن مردم بسیار بیشتر از نرخ رسمی، فشار تورمی را احساس می‌کنند زیرا حداقل 10 تا 20 قلم کالای اساسی و مصرفی مردم را می‌توان نام برد که هرکدام بیش از 100 درصد افزایش قیمت را تجربه کرده‌اند.

او تصریح کرد: جنگ و شرایط جنگی حتما به تورم بیشتر دامن می‌زد و سیاست‌گذار پولی و مالی ما، که بانک مرکزی است، باید به اولین وظیفه خود، که حفظ ارزش پول ملی و کنترل نرخ تورم است، توجه بیشتری نشان دهد.

سیاست‌ها شفاف اعلام نمی‌شوند

رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین اظهار کرد: اگر مسئولین طبق شرایط تصمیمی بگیرند و استدلال‌های خود را صادقانه توضیح دهند، همه‌چیز پذیرفتنی می‌شود.

حریری تاکید کرد: اما اکنون با وجود دخالت‌های خاموش و بدون اطلاع‌رسانی دولت در بازار ارز، به نظر می‌رسد که چندان ضروریات شرایط جنگی توسط مسئولین، احساس نشده است.

او درباره اینکه «آیا مجموعه سیاست‌های ارزی کنونی نشان‌دهنده درک اوضاع جنگی توسط سیاست‌گذاران است؟»، پاسخ داد: نمی‌خواهم قضاوتی بکنم زیرا اکنون نمی‌دانیم سیاست‌ها به چه صورت انجام می‌شود و کسی پاسخگو نیست. در این شرایط باید لباس رزم به تن کرد و آثار سیاست‌ها را در شرایط جنگی، به شکل صادقانه برای مردم توضیح داد زیرا همین موضوع جلوی بخشی از انتظارات تورمی را می‌گیرد.

این فعال اقتصادی در پایان خاطرنشان کرد: اکنون نمی‌توان بر نرخ تورم 50 تا 60 درصدی چشم بست و همین انتظارات تورمی است که عمده التهابات بازارها را ایجاد کرده است.