«امنیت ملی»، فراتر از حق زندگی!

طهمورث گیلانی

در هفته‌های اخیر کیفیت شبکه اینترنت در ایران به یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات افکار عمومی تبدیل شده است. در حالی که کاربران در اقصی‌نقاط کشور و به‌ویژه در کلان‌شهر تهران از افت شدید سرعت، قطعی‌های مکرر و افزایش بی‌سابقه پارازیت‌های ماهواره‌ای، گلایه دارند، اظهارات اخیر مقامات ارشد دولت و نهادهای حاکمیتی نشان می‌دهد که این اختلالات نه یک اتفاق فنی ساده، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان در مواجهه با شرایط ویژه کشور است. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در نشست خبری اخیر خود به این موضوع واکنش نشان داد. به گزارش ایسنا، مهاجرانی در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره چرایی افت کیفیت شبکه، با تایید کاهش عمدی سرعت اینترنت در مقاطع خاص، بر ضرورت‌های صیانتی تاکید کرد و گفت: «بدیهی است در شرایطی که ما در میانه جنگ قرار داریم و اکنون تنها آتش‌بازی در برخی حوزه‌ها متوقف شده‌ و هیچ بخش دیگری از جنگ متوقف نشده است، همچنین شاهد اظهارنظرها و اقداماتی از سوی دشمنِ متخاصم هستیم که جملگی در راستای هدف قرار دادن مردم ایران است.»

این اظهارات مهاجرانی یعنی دستگاه‌های اجرایی، اینترنت را نه صرفاً یک زیرساخت خدماتی، بلکه یکی از سنگرهای اصلی در نبرد سایبری می‌بینند. سخنگوی دولت در ادامه توضیحات خود، افزود: «بدیهی است دستگاه‌های متولی در این زمینه، گاه مجبور می‌شوند سرعت اینترنت را کاهش دهند. ما این موضوع را به هیچ وجه انکار نمی‌کنیم؛ اتفاقاً اعلام می‌کنیم که این اقدام در راستای صیانت از دارایی‌ها و منافع کشور صورت می‌گیرد.» مهاجرانی همچنین ابراز امیدواری کرد که «تجربه زیسته‌ مردم با آنچه به جهت دفاع از امنیت آن‌ها انجام می‌شود، منطبق باشد.» این رویکرد که کاهش سرعت را هزینه‌ای برای حفظ امنیت ملی قلمداد می‌کند، در حالی مطرح می‌شود که بسیاری از کسب‌وکارهای آنلاین و فعالیت‌های روزمره شهروندان به‌شدت تحت تاثیر این تصمیمات قرار گرفته است.

تقابل فناوری‌ها

در کنار کاهش سرعت اینترنت بین‌الملل، موضوع اینترنت ماهواره‌ای استارلینک و تلاش برای مقابله فنی با آن، ابعاد جدیدی از این پرونده را گشوده است. گزارش‌های میدانی از مناطق مختلف تهران حاکی از آن است که در مورد شبکه‌های ماهواره‌ای نیز سطح پارازیت‌ها به شکلی غیرعادی افزایش یافته که نه تنها بر کیفیت شبکه‌ها، بلکه بر سلامت روانی و ابزارهای ارتباطی ساده نیز اثرگذار بوده است. محمدامین آقامیری، رئیس مرکز ملی فضای مجازی، در نشست خبری اخیر خود با اعتماد به نفس بالایی از توانمندی‌های داخلی برای مقابله با این فناوری‌ها سخن گفت. به گزارش مهر، آقامیری در پاسخ به انتقادات محمد مهاجری، فعال سیاسی و روزنامه‌نگار که مبارزه با استارلینک را «کشک» توصیف کرده بود، با لحنی تند واکنش نشان داد. او تصریح کرد: «کسی که می‌گوید مبارزه با استارلینک کشک است یا دوغ خودش می‌تواند آن را بخورد. این که می‌شود با استارلینک مقابله کرد یا نه را همه اعلام کرده‌اند. کسی که این را گفته هم فردی سیاسی است و نظرش برای خودش محترم. از نظر فنی هم دوستان می‌دانند این حرف که بگوییم فناوری وجود دارد که نمی شود با آن مقابله کرد کشک است. فناوری با فناوری قابل مدیریت است.»

آقامیری در ادامه این نشست فاش کرد که ایران پیش از این فناوری‌های مقابله‌ای خود را در مقیاس محدود آزمایش کرده است. او در این باره گفت: «ما چند سامانه برای مدیریت شرایطی داریم که نیاز به قطع پایانه‌های زمینی و ماهواره‌ای وجود دارد. بحث شناسایی پایانه‌ها هم مطرح است که بچه‌ها در این زمینه خیلی خوب عمل کردند. ما در دی‌ماه از یکی از فناوری‌ها استفاده کردیم که باعث قطع این ارتباط شد. البته این فناوری را فقط در یک منطقه پیاده کردیم ولی امکان اجرای آن در همه مناطق وجود دارد. دشمن هم این موضوع را فهمید. این مدیریت را هم در زمین و هم در آسمان می‌توان انجام داد. ما آمادگی داریم فناوری‌ای را که استفاده کردیم، برای کشورهای دیگر هم به اشتراک بگذاریم.» این ادعای آقامیری در حالی مطرح می‌شود که کارشناسان مستقل معتقدند مقابله با سیگنال‌های ماهواره‌ای در سطح وسیع، نیازمند ایجاد نویزهای شدیدی است که می‌تواند اختلالات گسترده‌ای در سایر فرکانس‌های رادیویی و حتی سیستم‌های ناوبری ایجاد کند.

فیلترینگ و هزینه‌های پنهان

یکی از تکان‌دهنده‌ترین موضوعات اخیر آمارهای رسمی است که از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس منتشر شده و نشان‌دهنده ناکارآمدی سیاست‌های انسدادی در بلندمدت است. به گزارش مرکز افکارسنجی ملت، یافته‌های پیمایش اخیر نشان می‌دهد که نزدیک به دوسوم پاسخ‌گویان (۶۴.۷ درصد) برای دسترسی به شبکه‌های اجتماعی خارجی از فیلترشکن استفاده می‌کنند. این رقم به معنای آن است که فیلترینگ نه تنها مانع دسترسی نشده، بلکه تنها لایه‌ای از هزینه و ناامنی را به کاربران تحمیل کرده است. بر اساس این نظرسنجی، افرادی که فیلترشکن غیررایگان خریداری می‌کنند، به‌طور متوسط ماهانه ۴۰۵ هزار تومان هزینه می‌کنند؛ مبلغی که در مقیاس ملی، گردش مالی عظیمی را نشان می‌دهد که از جیب مردم خارج می‌شود.

آقامیری، رئیس مرکز ملی فضای مجازی، با نگاهی متفاوت به این موضوع می‌نگرد و معتقد است که بخش بزرگی از این هزینه را دولت‌های غربی تامین می‌کنند. او در نشست خبری خود با اشاره به فیلترشکن‌های رایگان گفت: «یک کل‌کل وجود دارد چه کسی عدد بیشتری درباره این موضوع ارائه می‌دهد. فیلترشکن هزینه‌های زیادی دارد، اما طبق نظرسنجی‌ها، اکثریت مطلق مردم از فیلترشکن‌های رایگان استفاده می‌کنند. سوال این است که هزینه آن‌ها را چه کسی پرداخت می‌کند؟ هزینه سایفون را چه کسی می‌دهد؟ آمریکا.» وی با طرح پرسشی انتقادی افزود: «در اواسط سال ۱۴۰۱، کاخ سفید برای تقویت فیلترشکن‌ها جلسه تشکیل داد. سوال من این است که آمریکا از چه زمانی نگران مردم ما شده است؟ گردش مالی فیلترشکن‌ها در کشور ما، در مقایسه با سرمایه‌گذاری آمریکا برای فیلترشکن‌هایی که مردم ایران استفاده می‌کنند، ناچیز است.»

شکاف میان نیاز جامعه و تصمیمات حاکمیتی

در حالی که مقامات امنیتی بر «مدیریت بحران» تاکید دارند، آمارهای مرکز پژوهش‌های مجلس نشان‌دهنده وابستگی عمیق معیشت مردم به اینترنت است. طبق گزارش این مرکز، درآمد بیش از نیمی از پاسخ‌گویان یا سرپرست خانوارشان (۵۶ درصد) به اینترنت گره خورده است و درآمد نیمی از این افراد طی قطعی‌های اخیر کاهش یافته است. این تضاد میان «امنیت ملی» از نگاه حاکمیت و «امنیت اقتصادی» از نگاه شهروندان، چالش اصلی سیاست‌گذاری در فضای مجازی است. وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز در گفت‌وگویی با تابناک، ضمن پذیرش افت کیفیت، سعی کرد موضوع را به زیرساخت‌های فنی مرتبط کند. ستار هاشمی، اظهار کرد: «کیفیت شبکه موضوعی جدی است و باید بپذیریم که تحولات اساسی در این حوزه یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. عوامل متعددی بر کیفیت ارتباطات اثر می‌گذارند. واقعیت این است که در حال حاضر، نسبت ترافیک اینترنت در شبکه ثابت و سیار کشور متناسب نیست. حدود ۲۵ درصد ترافیک روی شبکه ثابت قرار دارد و بخش عمده آن از طریق شبکه سیار منتقل می‌شود.»

سخنگوی دولت با تایید کاهش عمدی سرعت اینترنت در شرایط جنگی، آن را اقدامی صیانتی نامید. همزمان، رئیس مرکز ملی فضای مجازی با رد ناتوانی در برابر استارلینک، از آزمایش موفق فناوری‌های مقابله‌ای خبر داد 

با این حال، به نظر می‌رسد توضیحات فنی وزیر ارتباطات در سایه اظهارات صریح آقامیری و مهاجرانی قرار گرفته است. آقامیری با تاکید بر اینکه «امنیت ملی شوخی‌بردار نیست»، معتقد است که حتی اگر اینترنت برای تجار مانند «برق بیمارستان» حیاتی باشد، باز هم در شرایط بحران اولویت با مدیریت امنیتی است. او در این باره گفت: «ما برای حفظ استقلال و محافظت از جان مردم مجبوریم تمام ساز و کارمان، از پرواز تا اینترنت را در شرایط بحران مدیریت کنیم. هرچقدر هم سخت باشد آن موشکی که به هدف نمی‌خورد و دانشمندی که ترور نمی‌شود ارزش دارد این سختی را تحمل کنیم.» این در حالی است که محمد مهاجری، روزنامه‌نگار در نقد این دیدگاه هشدار می‌دهد که «سرعت تکنولوژی آنقدر بالاست که از شما جلو می‌زند و مخاطب به هر حیله راهی می‌یابد.» او معتقد است که به جای جنگیدن بیهوده با استارلینک و کاهش سرعت، باید در اندیشه افزایش انسجام داخلی و تقویت اعتماد عمومی بود، چرا که در غیر این صورت، هر سیاستی در این حوزه شکست‌خورده خواهد بود.

ابعاد فنی و حقوقی مقابله با فناوری‌های ماهواره‌ای

در لایه‌های عمیق‌تر این موضوع باید به این نکته پرداخت که چرا مقابله با پدیده‌هایی چون استارلینک تا این حد برای نهادهای متولی اهمیت یافته است. استارلینک نه تنها به عنوان یک ابزار دسترسی به اینترنت، بلکه به عنوان یک زیرساخت ارتباطی غیرقابل کنترل تلقی می‌شود که می‌تواند در شرایط بحرانی، سلسله مراتب اطلاع‌رسانی رسمی را دور بزند. آقامیری در این باره به پیگیری‌های بین‌المللی اشاره کرد و گفت: «من واقعا تعجب می‌کنم. دو سه سال پیش، وزارت ارتباطات پیگیری‌های خوبی را در نهاد بین‌المللی مخابرات انجام داد. اعلام شد که باید این سرویس را قطع کنند. به نهاد تنظیم‌گر این سرویس، که کشور نروژ بود، اطلاع داده شد و به آمریکا هم گفته شد که باید این موضوع را پیگیری کند. ما دوباره شکایت کردیم، اما آن‌ها می‌گفتند نمی‌دانیم کجاست. ما در پاسخ می‌گفتیم چطور وقتی ماهواره‌هایت از هند و چین عبور می‌کنند، می‌دانی کجا هستند و سیگنال‌هایت را خاموش می‌کنی، اما نمی‌توانی موقعیت آن‌ها را در ایران تشخیص بدهی؟» این تناقض در رفتار شرکت‌های فناوری بین‌المللی، از دیدگاه حاکمیت، دلیلی بر ضرورت برخورد سخت‌افزاری و ایجاد پارازیت‌های هدفمند است.

آمارهای غیررسمی نشان می‌دهد که اختلالات گسترده در اینترنت و پارازیت‌های ماهواره‌ای اخیر در تهران، بخشی از راهبرد مدیریت بحران حاکمیت است. با این حال، وابستگی معیشت ۵۶ درصد مردم به اینترنت و نارضایتی عمومی از کیفیت شبکه، کارآمدی این رویکرد امنیتی را در تقابل با نیازهای زیستی جامعه با چالشی جدی مواجه کرده است

از سوی دیگر، هزینه‌های جانبی این تقابل فنی بر دوش سلامت جامعه سنگینی می‌کند. افزایش پارازیت‌ها در مناطق پرجمعیت تهران، علاوه بر اخلال در شبکه‌های GPS و رادیویی، نگرانی‌های زیست‌محیطی و بهداشتی را نیز به همراه داشته است. با این حال، نگاه امنیتی حاکم بر مرکز ملی فضای مجازی، این هزینه‌ها را در برابر آنچه «جلوگیری از ترور دانشمندان» یا «خنثی‌سازی موشک‌ها» می‌نامد، ناچیز می‌شمارد. آقامیری اعلام کرده است که در شرایط مشابه، تصمیم‌گیری‌ها جمعی خواهد بود اما اولویت با جلوگیری از آسیب به جان مردم از طریق مدیریت فضای مجازی است. این رویکرد نشان می‌دهد که در منظومه فکری مسئولان، «امنیت» معنایی فراتر از پایداری شبکه دارد و شامل کنترل کامل بر جریان ورودی و خروجی داده‌ها در مرزهای جغرافیایی است.

رویای استقلال یا حصار دیجیتال؟

دبیر شورای عالی فضای مجازی با اشاره به پیشرفت‌های شبکه ملی اطلاعات، وعده داده است که در سال ۱۴۰۵، شاخص‌های کیفی جدیدی برای مردم تعریف خواهد شد. او با اشاره به تجربیات سال‌های گذشته گفت: «گزارش اسفند ۱۴۰۴ را در حال آماده‌سازی داریم. ما در سال ۱۴۰۴ دو جنگ و یک کودتا داشتیم و با نقیصه‌هایی مواجه بودیم. برای مثال، نقض گواهی‌های اعتبار SSL و مشکلات موتورهای جست‌وجو را داشتیم. در شبکه ملی اطلاعات، ما مشخص می‌کنیم که کیفیت باید چقدر باشد. این‌ها شاخص‌هایی هستند که برای مردم اهمیت دارند و ما باید این فضا را فراهم کنیم.» این سخنان بیانگر تلاشی است برای جداسازی کامل اینترنت داخلی از شبکه جهانی، به گونه‌ای که در مواقع بحران، خدمات ضروری کشور دچار اختلال نشود اما با این حال توجهی به اینترنت بین‌المللی و وابستگی روزمره مردم به شبکه‌های جهانی نادیده گرفته شده است. 

واقعیت‌های موجود نیز در نظرسنجی مرکز پژوهش‌های مجلس، تصویر متفاوتی را ترسیم می‌کند. وقتی ۳۸.۷ درصد مردم اولویت اول خود را «رفع فیلترینگ» می‌دانند و تنها ۱۷.۱ درصد به تقویت شبکه‌های اجتماعی داخلی تمایل دارند، مشخص می‌شود که مسیر سیاست‌گذاری با خواست عمومی فاصله دارد. محمد مهاجری در یادداشت خود اشاره کرده است که «اگر در یک خیابان اصلی، سر همه خیابان‌های فرعی تابلو عبورممنوع نصب کنید چه اتفاقی می‌افتد؟ راننده یکی دو سه بار مراعات می‌کند اما وقتی همه را مسدود ببیند، چشمش را بر همه تابلوها می‌بندد و با دهن‌کجی به تابلوهای عبورممنوع راه خودش را می‌رود.» این تمثیل، دقیق‌ترین توصیف از وضعیت فعلی اینترنت در ایران است؛ جایی که فشار برای محدودسازی، تنها به ابداع راه‌های جدید برای دور زدن محدودیت‌ها منجر شده و امنیت واقعی را در سایه‌ای از ابهام قرار داده است. پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا قرار است اینترنت ایران به زیرساختی قابل اتکا برای زندگی و کسب‌وکار مردم تبدیل شود یا محدودیت و اختلال، به وضعیتی دائمی بدل خواهد شد؟