استارلینک «هدف مشروع» شد!

دبیر شورای عالی فضای مجازی، مدعی شد ایران به فناوری‌هایی برای مختل یا از کار انداختن سرویس استارلینک دست یافته و این فناوری‌ها از نظر فنی «عملیاتی و آماده» هستند.

به گزارش رویداد۲۴، محمدامین آقامیری، در سومین همایش کسب و کار‌های اینترنتی پلیس فتا در اظهاراتی درباره قطع سراسری اینترنت در ایران در دی‌ماه سال گذشته گفت: «ایران اولین کشوری بود که توانست به‌صورت مدیریت‌شده تمام پایانه‌های استارلینک را از کار بیندازد.»

او البته به این جمله بسنده نکرد و گفت: «ما یکی از فناوری‌هایمان را استفاده کردیم. فناوری‌های دیگری هم آماده هستند و هر لحظه که جمهوری اسلامی اراده کند، چه در بعد شناسایی و چه در بعد جلوگیری از استفاده، از نظر فنی کاملا عملیاتی خواهد بود.»

بخش بحث‌برانگیزتر سخنان آقامیری جایی است که درباره خود استارلینک می‌گوید: «آن‌ها به‌عنوان ابزار جنگی از زیرساخت شبکه خود استفاده می‌کنند و زیرساخت شبکه‌شان می‌تواند هدف مشروع نظامی محسوب شود.»

این سخنان را نمی‌توان صرفاً یک اظهارنظر درباره فناوری ماهواره‌ای دانست. مسئله مهم‌تر، تصویری است که از نوع مواجهه حاکمیت با اینترنت ارائه می‌دهد؛ اینترنتی که قرار بود زیرساخت ارتباط، اقتصاد، آموزش و زندگی روزمره مردم باشد، اما در بزنگاه‌های امنیتی و سیاسی، به حوزه‌ای برای کنترل، محدودسازی و اکنون حتی مقابله با فناوری‌های جایگزین تبدیل شده است.

از آبان ۹۸ تا امروز؛ اینترنت مرغ عروسی و عزا

برای فهم اهمیت سخنان آقامیری، باید به عقب برگشت؛ به آبان ۱۳۹۸. در جریان اعتراضات پس از افزایش قیمت بنزین، اینترنت ایران در یکی از گسترده‌ترین خاموشی‌های شبکه در جهان تقریباً به طور کامل قطع شد و از آن به بعد در هر بزنگاهی شاهد قطع اینترنت بودیم. اینترنت مرغ عروسی و عزا شد و قطع آن به یک ابزار حاکمیتی تبدیل شد.

در سال‌های بعد، الگوی محدودسازی تغییر کرد؛ گاهی اینترنت یک استان یا شهر دچار اختلال شد، گاهی اینترنت موبایل هدف قرار گرفت و گاهی دسترسی گروهی از کاربران محدود شد. در اعتراضات خوزستان در سال ۱۴۰۰ نیز اختلال گسترده در اینترنت موبایل ثبت شد و نت‌بلاکس آن را با الگوی یک خاموشی منطقه‌ای مرتبط با اعتراضات توصیف کرد.

در اعتراضات سال ۱۴۰۱، شکل دیگری از همین سیاست تکرار شد. ابتدا اینترنت در برخی مناطق دچار اختلال شد، سپس اینستاگرام و واتساپ محدود شدند و بعدتر اختلال در شبکه موبایل در مقیاس ملی و خاموشی‌های منطقه‌ای در مناطقی مانند سنندج و زاهدان ثبت شد. نت‌بلاکس گزارش کرده بود که محدودیت‌های اینترنتی در برخی نقاط تا اوایل مهرماه ادامه داشت.

در دی ماه سال گذشته از ساعت ۱۰ شب هجدهم، کاربران ایرانی در یک خاموشی مطلق قرار گرفته و تا ۲۲ روز با دنیا در تعامل نبودند. در جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نیز سیاست مشابهی به کار گرفته شد.

اینترنت؛ دیگر فقط یک سرویس نیست

قطع اینترنت به اولین اقدام مسئولان در بزنگاه‌های سیاسی تبدیل شد و حالا اینترنت دیگر فقط یک سرویس ارتباطی تلقی نمی‌شود؛ بلکه ابزاری در جعبه‌ابزار حکمرانی است و این مسئولان هستند که تصمیم می‌گیرند شهروندان در چه شرایطی به اینترنت دسترسی داشته باشند، از چه شبکه‌ای استفاده کنند، کدام پلتفرم را فراموش کنند و .... پیشرفت علم و وجود امکانتی مثل استارلینک نیز اگرچه در این رویکرد حاکمیت مانع تراشی‌هایی کرده، اما ممانعت ایجاد نکرده است؛ چنانچه مقام مسئول فضای مجازی می‌گوید فناوری‌هایی برای شناسایی و جلوگیری از استفاده از استارلینک آماده است.

یعنی هر بار که فناوری تازه‌ای راه دیگری برای اتصال ایجاد می‌کند، بخشی از سیاستگذاری به این سمت می‌رود که چگونه همان مسیر تازه نیز تحت کنترل قرار گیرد.

استارلینک معادله را به هم می‌زند؟

در این میان یک تناقض هم وجود دارد. اگر هدف از توسعه شبکه ملی اطلاعات، افزایش تاب‌آوری و کاهش آسیب‌پذیری کشور در برابر اختلالات خارجی است، چرا هر فناوری جایگزینی که امکان اتصال به اینترنت جهانی را خارج از مسیر‌های قابل کنترل داخلی فراهم کند، تا این اندازه تهدید تلقی می‌شود؟

پاسخ این سؤال را نمی‌توان فقط با «امنیت» توضیح داد. امنیت بخشی از مسئله است، به‌خصوص در شرایط جنگی و زمانی که احتمال استفاده نظامی از زیرساخت‌های ارتباطی مطرح است. اما امنیت نمی‌تواند به توضیحی برای بی‌نیاز شدن از پاسخ به پرسش‌های دیگر تبدیل شود: مردم چه زمانی حق دسترسی دارند؟ معیار قطع اینترنت چیست؟ تصمیم را چه نهادی می‌گیرد؟ مدت آن چقدر است؟ چه کسی درباره خسارت اقتصادی آن پاسخ می‌دهد؟ و مهم‌تر از همه، مرز میان اقدام امنیتی موقت و سیاست دائمی کنترل اینترنت کجاست؟

در کنار بحث سیاستگذاری، یک مسئله فنی درباره سخنان آقامیری نیز وجود دارد. رئیس مرکز ملی فضای مجازی می‌گوید ایران توانسته «تمام پایانه‌های استارلینک» را در مقطع مورد اشاره از کار بیندازد. اما اسناد هیأت مقررات رادیویی اتحادیه بین‌المللی مخابرات، تصویری پیچیده‌تر ارائه می‌کند. در این اسناد، خود دولت ایران اعلام کرده که شناسایی و مکان‌یابی همه پایانه‌های استارلینک در سراسر کشور به دلیل کوچک بودن تجهیزات و وسعت جغرافیایی ایران دشوار است و در مقطعی اعلام شده بود که تجهیزات لازم برای شناسایی و مکان‌یابی همه پایانه‌ها در سراسر کشور وجود ندارد؛ بنابراین میان «امکان مختل کردن یا غیرفعال کردن پایانه‌های شناسایی‌شده» و «از کار انداختن تمام پایانه‌های کشور» تفاوت مهمی وجود دارد. سخن آقامیری نیازمند توضیح دقیق‌تری درباره دامنه این عملیات، تعداد پایانه‌های شناسایی‌شده و میزان موفقیت آن است.

این تفاوت از آن جهت اهمیت دارد که بحث استارلینک نباید به مسابقه تبلیغاتی درباره قدرت فنی تبدیل شود. موضوع اصلی، سیاستی است که پشت این فناوری قرار دارد.

هزینه قطع اینترنت را چه کسی می‌دهد؟

در تمام این سال‌ها، درباره امنیت و کنترل شبکه بسیار سخن گفته شده، اما یک طرف ماجرا کمتر دیده شده است: شهروندی که باید هزینه این سیاست را بپردازد.

قطع اینترنت برای یک کاربر عادی ممکن است به معنای از دست دادن ارتباط با دوستان و خانواده باشد؛ برای یک دانشجو، از دست دادن ابزار آموزش؛ برای یک خبرنگار، اختلال در دسترسی به منابع؛ و برای میلیون‌ها نفر دیگر، اختلال در کسب‌وکار و درآمد. حتی افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانش‌بنیان اتاق ایران در پی قطعی طولانی اینترنت بعد از جنگ چهل روزه، در فروردین ماه به صراحت گفته بود که خسارت مستقیم قطع اینترنت روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار و خسارات غیرمستقیم آن تا ۸۰ میلیون دلار در روز برآورد می‌شود.

یک بزنگاه سیاسی دیگر در پیش است؟

سخنان آقامیری درباره استارلینک نشان می‌دهد که قطع اینترنت قرار است همچنان یکی از ابزار‌های مدیریت شرایط اضطراری و حساس باشد. نکته مهم‌تر، اما بیان این اظهارات در شرایط کنونی است. در شرایطی که سایه جنگ بر سر کشور قرار دارد و بسیاری از تحلیلگران ماه آینده و حتی هفته‌ها و روز‌های پیش رو را حساس و پرخطر ارزیابی می‌کنند. در شرایطی از میان سخنان مقامات مسئول و برخی چهره‌های سیاسی بوی نزدیک بودن موجی از درگیری‌های داخلی به مشام می‌رسد و در شرایطی که تنگنا‌های اقتصادی وقوع موجی از اعتراضات مردمی را محتمل کرده است.

اعلام آمادگی برای قطعی اینترنت در این موقعیت نشان می‌دهد که مقامات مسئول موقعیت را خطیر دانسته و برای اولیه اقدام همیشگی خود یعنی قطع اینترنت آماده می‌شوند.