یاسر آسانی؛ از شبهای درخشان در آسیا تا کابوسهای تاریک مدیریتی
بمب ساعتی
آریا طاری
صدای سوت پایان در ورزشگاه البیت دوحه، سمفونی پیروزی لشکری بود که خلع سلاح شده به جنگ غولهای متمول رفته بود. استقلال، با پنجرهای که تا لحظه آخر اسیر قفلهای زنگزده مدیریتی بود، کاری کرد که تمام معادلات فوتبال آسیا به هم بریزد. پیروزی دو بر یک مقابل الغرافه قطر، آن هم در شبی که نفسها در سینه میلیونها هوادار حبس شده بود، یک پیام روشن برای قاره کهن داشت؛ غول تهرانی بیدار شده است. دو بازی، دو رقیب تا دندان مسلح قطری، دو پیروزی شیرین و ۶امتیاز کامل. این بهترین شروع ممکن در تاریخ شکلگیری فرمت جدید لیگ نخبگان آسیا برای آبیپوشان پایتخت است. وقتی سهراب بختیاریزاده در میان طوفان حواشی و ناامیدیها سکان هدایت را به دست گرفت، کمتر کسی روی موفقیت او حتی یک سکه شرط میبست. اما او با دستهای خالی و نیمکتی که از فرط مصدومیتها به لاغری میزد، تیمی ساخت که دلارهای قطری را در خانه خودشان تحقیر کرد. با این حال، در پس این نقاب فاتحانه و غرورانگیز، درامی نفسگیر در جریان است؛ قصهای با محوریت یک قهرمان فداکار، یک سرمربی جسور و شمشیر داموکلس شکایات حقوقی که هر لحظه ممکن است بر گردن این تیم فرود بیاید.
شادی هواداران استقلال در این روزها، آغشته به یک اضطراب کشنده است. آنها در خیابانها از صدرنشینی در آسیا و شکست دادن متمولهای قطری سر از پا نمیشناسند، اما با چک کردن اخبار ورزشی، دچار تپش قلب میشوند. دلیل این دلهره، فاجعهای خاموش است که در راهروهای مدیریتی باشگاه در جریان است
در مرکز این تابلوی حماسی، چهره مردی میدرخشد که حالا به تنهایی بار سنگین رویاهای آبیها را به دوش میکشد؛ یاسر آسانی. در تاریخ فوتبال ایران، خریدهای خارجی عموما مترادف با غرامتهای دلاری سنگین و پروندههای قطور در فیفا بودهاند، اما حساب این ستاره از همه جداست. او یک بازیکن معمولی نیست؛ او یاقوت تراشخوردهای است که در تاریکترین و پرالتهابترین روزهای استقلال، نور امید را به سکوها تابانده است. فرمول پیروزیهای استقلال در آسیا تا به اینجای کار یک متغیر ثابت و بیبدیل دارد و آن هم درخشش بیچون و چرای یاسر است. او در بازی نخست استقلال در آسیا مقابل السد گلزنی کرد و پایهگذار یک برد روحیهبخش شد و در نبرد با الغرافه، درست زمانی که گره بازی در حال کور شدن بود، زهر خود را ریخت. دو بازی آسیایی، دو گل تماشایی و یک پاسگل حیاتی؛ این آمار بازیکنی است که نیازی به موقعیتهای متعدد و تسلط کامل بر توپ و میدان ندارد، بلکه از نیمهفرصتها، شاهکار خلق میکند. ضربات پای چپ ویرانگر، هوش سرشار در جایگیری و تعصب مثالزدنیاش، از او بتی در میان استقلالیها ساخته است. او در لیگ برتر نیز زهرآگینترین مهره استقلال بوده است. اما تراژدی داستان یاسر از جایی آغاز میشود که بدانیم این سوپرمن، این روزها حتی توان راه رفتن عادی را هم ندارد.
مصدومیت دلخراش آسانی در نبرد حساس هفته هشتم لیگ برتر مقابل تراکتور، شوک بزرگی به کالبد تیم وارد کرد. مچ پای متورم و چهره درهمکشیده او از درد هنگام خروج از زمین، کادر پزشکی را متقاعد کرده بود که یاسر حداقل برای چندین هفته دور از مستطیل سبز خواهد بود. حضور او در فهرست مسافران پرواز دوحه، بیشتر به یک بلوف تاکتیکی برای فریب تیم رقیب شبیه بود تا یک واقعیت میدانی. منطق فوتبال میگفت بازی دادن به بازیکنی با چنین وضعیتی، قمار روی آینده او و تیم است. اما وقتی امیرمحمد رزاقینیا در همان نیمه نخست با مصدومیتی بدموقع نقش بر زمین شد و چارهای جز تعویض نماند، سهراب بختیاریزاده به نیمکت خالی خود نگاه کرد. هیچ گزینه نجاتی در کار نبود. در آن لحظات پرالتهاب، یاسر در حالی که هنوز درد در حرکاتش موج میزد، بند کفشهایش را محکم کرد. ورود او به زمین، تزریق آدرنالین خالص به شریانهای تیمی بود که زیر فشار حملات همهجانبه الغرافه به دنبال راه تنفس میگشت. آسانی با همان پای مصدوم، خیلی زود نشان داد که چرا کابوس مدافعان آسیایی است. او استقلال را از فشار اولیه خارج کرد و با یک حرکت انفجاری و ضربهای هنرمندانه، گل برتری را به تور دروازه قطریها چسباند. ورزشگاه منفجر شد و استقلال سوار بر بازی شد.
سهراب بختیاریزاده نشان داد که در روزهای بحرانی میداند چگونه از حداقلها، حداکثر بازدهی را بگیرد. اما این برد نباید چشمان ما را بر واقعیتهای تلخ ببندد. استقلال هماکنون روی لبه تیغ راه میرود. اتکای مطلق به یک بازیکن، هرچقدر هم که در سطح بالایی باشد، استراتژی پرخطری است و تیم باید یاد بگیرد در غیاب احتمالی یاسر در هفتههای آینده، مسیر پیروزی را پیدا کند
اما طبیعت، قوانین بیرحم خود را دارد. فشاری که روی مچ پای آسیبدیده یاسر وارد شد، کار خود را کرد. او که با غیرتی کمنظیر تیمش را پیش انداخته بود، دوباره روی زمین افتاد و اینبار توان برخاستن نداشت. سهراب بازی را برد و استقلال با چنگ و دندان این پیروزی را حفظ کرد، اما حالا یک کابوس هولناک مثل خوره به جان تیم افتاده است؛ آیا فداکاری یاسر به قیمت از دست دادن طولانیمدت او تمام شد؟ آیا یاقوت آبیها قرار است ماهها از میادین دور بماند؟
البته این تمام ماجرا نبوده و نیست. شادی هواداران استقلال در این روزها، آغشته به یک اضطراب کشنده است. آنها در خیابانها از صدرنشینی در آسیا و شکست دادن متمولهای قطری سر از پا نمیشناسند، اما با چک کردن اخبار ورزشی، دچار تپش قلب میشوند. دلیل این دلهره، فاجعهای خاموش است که در راهروهای مدیریتی باشگاه در جریان است. در حالی که آسانی با پای مصدوم برای اعتبار استقلال جان میدهد، پرونده فسخ قرارداد او با باشگاه همچنان یک بمب ساعتی است. هر روز صبح، تیتر جدیدی از شکایات باشگاههای مختلف از استقلال به چشم میخورد. انتشار اسناد جدید، ایمیلهای هشداردهنده و ابهامات حقوقی پیرامون نحوه فسخ قرارداد این بازیکن با استقلال، فضای روانی تیم را به شدت ملتهب کرده است. این تضاد، به شدت آزاردهنده و غیرقابل تحمل است. در زمین چمن، بازیکنانی چون آسانی با گوشت و پوست خود میجنگند، اما در طبقات بالای ساختمان باشگاه، ابتداییترین اصول حقوقی نادیده گرفته میشود.
خطر بزرگی در کمین است. شکایات متعدد از روند فسخ قرارداد، نهتنها خطر کسر امتیاز را به همراه دارد، بلکه بدترین سناریو این است که منجر به ابطال مجوز بازی یاسر از سوی نهادهای انضباطی شود. هوادار حق دارد با خشم بپرسد آیا قرار است تمام این زحمات، این عرق ریختنها، این مصدومیتهای دلخراش و این ۶امتیاز شیرین آسیایی، با یک حکم قضایی به دلیل اهمال مدیران دود شود و به هوا برود؟ چگونه تیمی میتواند در سطح اول فوتبال آسیا اینگونه مقتدرانه یقه الغرافه را بگیرد، اما در تامین امنیت حقوقی موثرترین ستارهاش تا این حد ناتوان عمل کند؟
پیروزی استقلال مقابل الغرافه، یک کلاس درس از غیرت، تابآوری و جسارت بود. سهراب بختیاریزاده نشان داد که در روزهای بحرانی میداند چگونه از حداقلها، حداکثر بازدهی را بگیرد. اما این برد نباید چشمان ما را بر واقعیتهای تلخ ببندد. استقلال هماکنون روی لبه تیغ راه میرود. اتکای مطلق به یک بازیکن، هرچقدر هم که در سطح بالایی باشد، استراتژی پرخطری است و تیم باید یاد بگیرد در غیاب احتمالی یاسر در هفتههای آینده، مسیر پیروزی را پیدا کند. از سوی دیگر، مطالبهگری هواداران برای شفافسازی پرونده حقوقی آسانی باید به بالاترین حد خود برسد. موفقیتهای داخل زمین هرگز نباید سرپوشی بر ضعفهای ویرانگر مدیریتی باشد. تصویر یاسر آسانی در حالی که لنگلنگان زمین البیت را ترک میکرد، استعارهای دقیق از وضعیت امروز استقلال است؛ مقتدر، درخشان، اما به شدت زخمی و آسیبپذیر. این یاقوت دین خود را به پیراهن استقلال ادا کرد؛ حالا نوبت مدیران است که نشان دهند آیا لیاقت حفظ این جواهر را دارند یا با بیکفایتی، دستاوردهای یک تیم شجاع را به باد خواهند داد.
دیدگاه تان را بنویسید