توئیت تند پزشکیان خطاب به صداوسیما، بار دیگر شکافهای پنهان سیاست ایران را آشکار کرد؛
پایان مماشات با «پاسخ درخور»
نهال فرخی
انتشار توئیت مسعود پزشکیان با موضوع صداوسیما فضای سیاسی کشور را وارد مرحلهای تازه کرده است. رئیسجمهوری که در یک سال گذشته تلاش کرده بود حتی در اوج اختلافات سیاسی نیز از ادبیات تنشآفرین فاصله بگیرد، این بار با لحنی متفاوت و کمسابقه خطاب به صداوسیما هشدار داد که «مجبور خواهیم بود پاسخ درخور بدهیم. این به صلاح کشور نیست.»
رئیسجمهوری ایران در شبکه اجتماعی ایکس و با لحنی تند و گلایهآمیز خطاب به صداوسیما نوشت: «همکاران ما در دولت همواره مراقب بودهاند آرامش روانی جامعه مورد تهدید قرار نگیرد و تاکید من بر حفظ وحدت و تحمل تفاوتهاست، اما وقتی صداوسیما و برخی فعالان رسانهای در شرایط جنگی لبه نقدهای غیرمنصفانه را به سمت دولت بگیرند، مجبور خواهیم بود پاسخ درخور بدهیم. این به صلاح کشور نیست. »
در نگاه نخست، ماجرا شاید صرفاً یک گلایه رسانهای به نظر برسد؛ اختلافی میان دولت و رسانه ملی بر سر نحوه پوشش اخبار، نقدهای سیاسی یا برنامههای تلویزیونی؛ اما با کمی فاصله گرفتن از متن توئیت و قرار دادن آن در بستر تحولات ماههای اخیر، تصویری بسیار بزرگتر نمایان میشود.
به نظر میرسد آن چه امروز در قالب یک توئیت بروز پیدا کرده، محصول یک روند طولانی و انباشته از تنشهای سیاسی، رسانهای و جناحی باشد؛ روندی که از ماهها پیش آغاز شده و اکنون پس از پایان جنگ و ورود کشور به مرحله پساجنگ، وارد فاز تازهای شده است.
واژه های کلیدی در توئیت مسعود پزشکیان
در متن کوتاه پزشکیان چند واژه کلیدی وجود دارد که اهمیت آنها فراتر از یک انتقاد معمولی است؛ «آرامش روانی جامعه»، «شرایط جنگی»، «نقدهای غیرمنصفانه» و درنهایت «پاسخ درخور»؛ و کنار هم قرار گرفتن این واژهها نشان میدهد که رئیسجمهور صرفاً از یک برنامه تلویزیونی یا یک گزارش خبری ناراضی نیست، بلکه نسبت به روندی گستردهتر هشدار میدهد؛ روندی که از نگاه دولت میتواند انسجام ملی شکلگرفته در دوران جنگ را تحتتأثیر قرار دهد.
واقعیت این است که توئیت اخیر را نمیتوان جدا از فضای سیاسی ماههای گذشته تحلیل کرد. از زمان روی کار آمدن دولت چهاردهم، بخش مهمی از انرژی سیاسی کشور صرف کشمکش میان دولت و منتقدان آن شده است. اختلاف بر سر سیاست خارجی، ترکیب کابینه، مدیریت فضای مجازی، مذاکرات، انتصابها و حتی نحوه مواجهه با بحرانهای داخلی بارها به تیتر نخست رسانهها تبدیل شده و با این حال، در دوره جنگ بخش قابلتوجهی از این منازعات به صورت موقت فروکش کرد. شرایط بحرانی کشور، ضرورت حفظ انسجام داخلی و اولویت یافتن مسائل امنیتی باعث شد بسیاری از رقابتهای سیاسی به حاشیه رانده شود، اما اکنون به نظر میرسد آن آتشبس نانوشته در حال پایان یافتن است.
جنگی که متوقف شد، اختلافاتی که بازگشت
در روزهای جنگ، تقریباً همه جریانهای سیاسی از ضرورت همبستگی ملی سخن میگفتند. دولت، مجلس، نیروهای نظامی و نهادهای مختلف حاکمیتی تلاش کردند تصویری از هماهنگی و وحدت ارائه دهند. همین مسئله نیز بارها مورد اشاره مسئولان قرار گرفت.
اما پس از عبور از شرایط جنگی، اختلافات قدیمی بار دیگر سر برآوردند. بحث اینترنت و بازگشایی تدریجی دسترسیها، یکی از نخستین جرقههای این اختلاف بود. تصمیم دولت برای بازگرداندن بخشی از دسترسیهای اینترنتی با واکنش تند برخی جریانهای سیاسی و رسانهای مواجه شد. شکایتهایی به دیوان عدالت اداری ارسال شد، برخی نمایندگان مجلس دولت را متهم به تخطی از قانون کردند و در رسانههای نزدیک به جریانهای تندرو نیز انتقادها شدت گرفت. در ظاهر، موضوع صرفاً اینترنت بود؛ اما در واقع نزاع بر سر مسالهای عمیقتر شکل گرفت و این که ایران پس از جنگ چگونه باید اداره شود.
یک نگاه معتقد است کشور همچنان در شرایطی استثنایی قرار دارد و باید اولویت را به ملاحظات امنیتی داد. از این منظر، محدودیتهای ارتباطی، کنترل شدیدتر فضای رسانهای و تداوم فضای احتیاطآمیز دوران جنگ، امری طبیعی تلقی میشود.در مقابل، دولت و حامیانش معتقدند کشور باید به وضعیت عادی بازگردد؛ اقتصاد بدون ارتباطات، کسبوکارها بدون اینترنت و جامعه بدون گردش اطلاعات نمیتواند به مسیر طبیعی خود ادامه دهد و به همین دلیل از نگاه آنان، تداوم محدودیتهای دوران جنگ نه تنها کمکی به امنیت نمیکند، بلکه میتواند نارضایتیهای جدیدی ایجاد کند. در چنین بستری است که توئیت پزشکیان معنا پیدا میکند.
رسانه ملی یا بازیگر سیاسی؟
در این میان، صداوسیما به یکی از مهمترین نقاط اختلاف تبدیل شده است. دولت و حامیانش مدتهاست معتقدند که رسانه ملی در بسیاری از موضوعات به جای ایفای نقش یک رسانه فراگیر، عملاً به تریبون منتقدان دولت تبدیل شده است.
محمدصادق جوادیحصار، فعال سیاسی اصلاحطلب، در واکنش به تحولات اخیر صریحترین تعبیر را به کار برد. او گفت: «قرار نیست در کشور یک دولت مستقر باشد و یک دولت دیگر هم به نام صداوسیما در مقابل آن فعالیت کند.»
این جمله در واقع چکیده نگاه بخشی از اردوگاه حامی دولت است. آنها معتقدند که صداوسیما در برخی پروندهها نه تنها نقش رسانهای ایفا نمیکند، بلکه به یک بازیگر فعال سیاسی تبدیل شده است؛ بازیگری که در موضوعاتی مانند اینترنت، مذاکرات، سیاست خارجی و عملکرد دولت، عملاً در کنار منتقدان دولت قرار میگیرد.
البته منتقدان دولت چنین برداشتی را نمیپذیرند و معتقدند رسانه ملی صرفاً در حال طرح پرسشها و نقدهایی است که بخشی از جامعه نیز آنها را مطرح میکند. اما صرفنظر از اینکه کدام روایت به واقعیت نزدیکتر است، روشن است که شکاف میان دولت و صداوسیما اکنون به یکی از جدیترین شکافهای سیاسی کشور تبدیل شده است.
نقش تندروها در معادله جدید قدرت
اما اگر توئیت پزشکیان را نقطه آغاز یک منازعه تازه بدانیم، باید پرسید مخاطب اصلی این هشدار چه کسانی هستند؟
در متن توئیت نامی از هیچ جریان سیاسی برده نشده، اما تقریباً همه تحلیلها به یک نقطه مشترک میرسند؛ بخشی از جریانهای اصولگرای رادیکال و رسانههای نزدیک به آنها هدف است.
مبهمترین و در عین حال مهمترین بخش توئیت پزشکیان، همان عبارت کوتاه «پاسخ درخور» است. دولت ابزارهای رسانهای محدودی در اختیار دارد و به همین دلیل این عبارت تفاسیر مختلفی را برانگیخته است. برخی آن را صرفاً هشداری سیاسی میدانند؛ پیامی به منتقدان که دولت دیگر قصد ندارد در برابر حملات سکوت کند
از زمان انتخابات ۱۴۰۳، این جریانها مهمترین منتقدان دولت بودهاند. اختلافها از همان روزهای نخست بر سر ترکیب کابینه، حضور چهرههای میانهرو در دولت، نحوه تعامل با جهان، سیاستهای فرهنگی و مدیریت فضای مجازی آغاز شد و به تدریج گسترش یافت.
در ماههای اخیر نیز حملات به دولت شکل تازهای به خود گرفته و از انتقاد به بازگشایی اینترنت گرفته تا حمله به تیم سیاست خارجی، از زیر سؤال بردن برخی تصمیمات دولت در دوران جنگ تا طرح ادعاهایی درباره نحوه پذیرش آتشبس و مذاکرات را دربرمیگیرد.
جوادیحصار نیز در مصاحبه خود مستقیماً به همین فضا اشاره میکند. او معتقد است بخشی از این جریانها تلاش میکنند هر اقدام دولت را به یک بحران سیاسی تبدیل کنند و حتی پا را فراتر گذاشته و برخی تصمیمات را به اختلاف میان دولت و ارکان عالی نظام نسبت میدهند.
او در بخش دیگری از سخنان خود تصریح میکند که این جریانها به دلیل آن که «حنای خودشان در جامعه رنگی ندارد» میکوشند از نام نهادهای بالادستی برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده کنند. این سخن را میتوان یکی از صریحترین حملات سیاسی اصلاحطلبان به طیف موسوم به دلواپسان در ماههای اخیر دانست.
نبرد بر سر مذاکرات
اما شاید مهمترین نقطه اختلاف، نه اینترنت باشد و نه حتی صداوسیما؛ بلکه مذاکرات یکی از محلهای اختلاف است. در فضای سیاسی امروز ایران، تقریباً همه مسیرها در نهایت به مسئله مذاکرات ختم میشود.
مخالفان دولت معتقدند تیم حاکم بیش از اندازه بر دیپلماسی تکیه کرده و ممکن است در مسیر توافق امتیازهای بیش از حدی واگذار شود. در مقابل، دولت و حامیانش تأکید دارند که بدون کاهش تنش خارجی و گشودن مسیرهای دیپلماتیک، عبور از بحرانهای اقتصادی ممکن نیست. به همین دلیل است که بخشی از حملات اخیر علیه دولت، در واقع حملهای غیرمستقیم به مسیر مذاکرات تلقی میشود.
در واقع اگر بخواهیم همه قطعات این پازل را کنار هم بگذاریم، تصویری نسبتاً روشن به دست میآید. در دوران جنگ، نوعی آتشبس سیاسی نانوشته شکل گرفت. دولت، مجلس، نیروهای نظامی و بسیاری از جریانهای سیاسی تلاش کردند اختلافات را به حداقل برسانند. اما اکنون که خطر فوری جنگ کاهش یافته، رقابتهای سیاسی دوباره در حال بازگشت است.
در توئیت کوتاه پزشکیان خطاب به صداوسیما، چند واژه کلیدی وجود دارد که اهمیت آن ها فراتر از یک انتقاد معمولی است؛ «آرامش روانی جامعه»، «شرایط جنگی»، «نقدهای غیرمنصفانه» و در نهایت «پاسخ درخور»؛ و کنار هم قرار گرفتن این واژهها نشان میدهد که رئیسجمهور نسبت به روندی گستردهتر هشدار میدهد
اما نکته مهم اینجاست که پزشکیان در تمام ماههای گذشته تلاش کرده بود از ورود مستقیم به چنین منازعاتی پرهیز کند. حتی در اوج حملات سیاسی، معمولاً وزرا، معاونان یا حامیان دولت پاسخ منتقدان را میدادند. اما این بار شخص رئیسجمهور وارد میدان شده است.
همین مسئله باعث شده بسیاری از ناظران سیاسی، توئیت اخیر را نه یک واکنش احساسی بلکه یک تصمیم سیاسی حسابشده تلقی کنند.
پاسخ درخور یعنی چه؟
شاید؛ اما مبهمترین و در عین حال مهمترین بخش توئیت پزشکیان، همان عبارت کوتاه «پاسخ درخور» است. دولت ابزارهای رسانهای محدودی در اختیار دارد و به همین دلیل این عبارت تفاسیر مختلفی را برانگیخته است. برخی آن را صرفاً هشداری سیاسی میدانند؛ پیامی به منتقدان که دولت دیگر قصد ندارد در برابر حملات سکوت کند. برخی دیگر معتقدند منظور از پاسخ درخور، ورود جدیتر دولت به عرصه رسانهای و افشای برخی واقعیتها و آمارهایی است که تاکنون به دلایل مختلف بیان نشدهاند. گروهی نیز این جمله را نشانه احتمال تشدید رویارویی سیاسی میان دولت و برخی نهادها و رسانهها میدانند. هر کدام از این تفسیرها درست باشد، یک نکته روشن است: لحن رئیسجمهور تغییر کرده است.
نبرد بر سر ایران پس از جنگ
شاید در نهایت بتوان گفت که آنچه امروز در قالب اختلاف بر سر اینترنت، صداوسیما یا مذاکرات دیده میشود، در واقع بخشی از یک رقابت بزرگتر است؛ رقابتی بر سر تعریف آینده ایران در دوران پساجنگ.
یک جریان معتقد است کشور باید هرچه سریعتر به سمت عادیسازی، بازسازی اقتصادی، کاهش تنش و گسترش ارتباطات حرکت کند.
جریان دیگر بر این باور است که شرایط همچنان استثنایی است و نباید از الزامات امنیتی و سیاسی دوران جنگ فاصله گرفت و در این میان، صداوسیما، فضای مجازی، مذاکرات، سیاست خارجی و حتی روایت رسمی از جنگ، همگی به میدانهای این رقابت تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی دیگر توئیت پزشکیان را نمیتوان صرفاً یک گلایه از صداوسیما دانست. همانگونه که نمیتوان آن را واکنشی لحظهای به یک برنامه تلویزیونی یا چند انتقاد رسانهای تلقی کرد. این توئیت محصول روندی طولانی از انباشت اختلافات سیاسی است؛ اختلافاتی که در دوران جنگ به حاشیه رفتند اما اکنون دوباره در حال بازگشت هستند.
از این منظر، هشدار پزشکیان را میتوان بیش از هر چیز نشانه پایان یک آتشبس سیاسی دانست؛ آتشبسی که در روزهای جنگ برقرار شده بود و اکنون نشانههای فروپاشی آن یکی پس از دیگری آشکار میشود.
شاید به همین دلیل باشد که مهمترین جمله توئیت رئیسجمهور نه تهدید «پاسخ درخور»، بلکه جمله پایانی آن بود «این به صلاح کشور نیست»؛ چرا که در پس این جمله، نگرانی بزرگتری نهفته است؛ نگرانی از این که ایرانِ پس از جنگ، بار دیگر گرفتار همان منازعات فرساینده سیاسی شود که پیش از جنگ نیز بخش مهمی از انرژی کشور را به خود اختصاص داده بود.
دیدگاه تان را بنویسید