سیاست خارجی در محاصره تریبون‌ها

نهال فرخی 

در روزهایی که ایران هنوز از سایه جنگ، التهاب منطقه و مذاکرات پرابهام فاصله نگرفته، انتظار می‌رود تریبون‌های رسمی بیش از هر زمان دیگری به سمت سنجیده‌گویی، کاهش تنش و حمایت از مسیر دیپلماسی حرکت کنند. 

اما درست در همین شرایط، بخشی از نمایندگان مجلس، به‌ویژه برخی اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، با مواضعی تند، تهدیدهای پرهزینه، حمله به تیم مذاکره‌کننده و اظهارنظرهایی که گاه حتی فراتر از ادبیات رسمی نظامی و دیپلماتیک است، نه‌تنها به آرام‌سازی فضا کمکی نکرده‌اند بلکه بار دیگر پرسش قدیمی درباره «تعدد تریبون‌ها در سیاست خارجی ایران» را زنده کرده‌اند؛ پرسشی که حالا منتقدان می‌گویند هزینه آن مستقیما متوجه امنیت ملی، اقتصاد و جایگاه دیپلماتیک کشور شده است.

حالا که به نظر می‌رسد جنگ شاید متوقف شده باشد، اما ظاهرا رقابت برای تندتر حرف زدن پایان نیافته و در هفته‌های اخیر، بخشی از خبرسازترین مواضع سیاسی نه از سوی فرماندهان نظامی یا دستگاه دیپلماسی، بلکه از درون مجلس و به‌ویژه از زبان برخی اعضای کمیسیون امنیت ملی مطرح می‌شود؛ مواضعی که از تهدیدهای هسته‌ای و منطقه‌ای تا حمله به تیم مذاکره‌کننده و خط‌ونشان کشیدن برای کشورهای منطقه را دربرمی‌گیرد.

این فضا تا جایی پیش رفت که حتی محمد مهاجری، چهره اصولگرای نزدیک به طیف سنتی، در یادداشتی کم‌سابقه نوشت که برخی اعضای کمیسیون امنیت ملی «چیزی از سیاست، جنگ، امنیت و مذاکره نمی‌دانند» و صرفا برای کشور «هزینه‌تراشی» می‌کنند. هرچند یادداشت مهاجری خود به سرعت وارد جدال‌های سیاسی شد، اما اصل ماجرا تنها به یک دعوای جناحی محدود نبود؛ مساله، افزایش صداهایی بود که در حساس‌ترین شرایط منطقه‌ای، از پشت تریبون رسمی، مواضعی بیان می‌کنند که گاه حتی از سوی رسانه‌ها و چهره‌های نزدیک به حاکمیت نیز «غیرمسئولانه» توصیف می‌شود.

جنگ شاید متوقف شده باشد، اما ظاهرا رقابت برای تندتر حرف زدن پایان نیافته و در هفته‌های اخیر، بخشی از خبرسازترین مواضع سیاسی نه از سوی فرماندهان نظامی یا دستگاه دیپلماسی، بلکه از درون مجلس و به‌ویژه از زبان برخی اعضای کمیسیون امنیت ملی مطرح می‌شود؛ مواضعی که از تهدیدهای هسته‌ای و منطقه‌ای تا حمله به تیم مذاکره‌کننده و خط‌ونشان کشیدن برای کشورهای منطقه را دربرمی‌گیرد

فقط کشتی‌های طرف همکاری   با ایران!

شاهد مثال بر این نقد مهاجری، توئیت‌های پرشمار این روزهای رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس است. ابراهیم عزیزی در تازه‌ترین اظهارنظر خود در شبکه اکس نوشت: «ایران در چارچوب حق حاکمیت ملی و تضمین امنیت تجارت بین‌الملل، سازوکاری حرفه‌ای برای مدیریت ترافیک تنگه هرمز در مسیر تعیین شده تهیه کرده که به‌زودی رونمایی می‌شود. در این فرآیند، فقط کشتی‌های تجاری و طرف‌های همکاری با ایران از آن بهره‌مند خواهند شد. حقوق لازم در ازایِ خدمات تخصصی ارائه شده، با این سازوکار برای ایران اخذ می‌شود. این مسیر کماکان برای عاملین پروژه به اصطلاح آزادی بسته خواهد ماند.»

از سوخو-۳۵  تا «چیزی بدتر از بمب اتم»

یکی از جنجالی‌ترین چهره‌ها اما شاید ابوالفضل ظهره‌وند است؛ نماینده‌ای که طی ماه‌های گذشته بارها با اظهاراتش خبرساز شده است. او پیش‌تر و در زمستان سال گذشته از استقرار جنگنده‌های میگ-۲۹ روسی در شیراز، ورود گسترده سامانه HQ-9 و در راه بودن اس-۴۰۰ و سوخو-۳۵ سخن گفت؛ اظهاراتی که واکنش حتی رسانه‌های اصولگرا را در پی داشت.

عجیب این که ماجرا به همین‌جا ختم نشد. ظهره‌وند در روزهای اخیر در اظهارنظری عجیب‌تر گفت: «وقتی شما اراده قوی دارید، پلاسما هم دارید، ساختن یک بمب برای شما کاری ندارد... من ظرفیت‌هایی را دیدم که بمب اتم برابر آن ترقه است... چیزی که در چند ثانیه از تهران تا واشنگتن برود.»

اظهاراتی از این جنس، در هر کشوری می‌تواند حساسیت‌برانگیز باشد، اما وقتی گوینده عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس است، حتما ابعاد ماجرا کاملا متفاوت می‌شود. منتقدان می‌گویند چنین سخنانی نه‌تنها می‌تواند در رسانه‌های بین‌المللی به‌عنوان نشانه‌ای از تمایل ایران به تشدید تنش بازتاب پیدا کند، بلکه عملا بهانه‌ای تازه برای فشارهای دیپلماتیک، امنیتی و تبلیغاتی علیه ایران فراهم می‌کند

همین مساله باعث شده بخشی از تحلیلگران سیاسی معتقد باشند در فضای فعلی، مهم‌ترین بحران فقط تنش خارجی نیست، بلکه «بی‌انضباطی در تولید پیام سیاسی» است؛ وضعیتی که در آن مشخص نیست چه کسی سخنگوی واقعی سیاست رسمی کشور است.

مجلس در نقش اتاق عملیات سیاست خارجی؟

نمونه دیگر از این سخنان مربوط به کامران غضنفری است؛ چهره‌ای که طی ماه‌های اخیر بارها از خروج ایران از NPT، حرکت به سمت ساخت سلاح هسته‌ای و حتی برخوردهای قضایی شدید با چهره‌های سیاسی داخلی دفاع کرده است. او در تازه‌ترین موضع‌گیری خود، کشورهایی را که ممکن است در شورای امنیت از مواضع آمریکا یا کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس حمایت کنند «کشور متخاصم» توصیف کرد و خواستار اعمال محدودیت یا اخذ عوارض چندبرابری برای کشتی‌های متعلق به آنها شد.

این جنس اظهارات در حالی مطرح می‌شود که موضوع تنگه هرمز همچنان یکی از حساس‌ترین پرونده‌های ژئوپلیتیک جهان است و هر موضع رسمی یا شبه‌رسمی درباره آن، می‌تواند بازار انرژی، حمل‌ونقل دریایی و فضای دیپلماتیک منطقه را تحت تاثیر قرار دهد.

در جهان امروز، امنیت ملی فقط با موشک و تجهیزات نظامی حفظ نمی‌شود؛ بخشی از آن، به مدیریت پیام، کنترل تنش و پرهیز از سخنان پرهزینه وابسته است و برای کشوری که همزمان درگیر فشار خارجی، مذاکرات پیچیده و بی‌اعتمادی است و شاید مهم‌ترین نیاز امروز، نه تریبون‌های بیشتر، بلکه سکوت‌های مسئولانه‌تر باشد

منتقدان می‌گویند مشکل صرفا تند بودن مواضع نیست؛ بلکه مسئله آن است که برخی نمایندگان عملا خود را در جایگاه تصمیم‌گیران امنیتی و نظامی تصور می‌کنند و بدون توجه به تبعات بین‌المللی سخنانشان، وارد حوزه‌هایی می‌شوند که مستقیما با امنیت ملی گره خورده است.

در چنین فضایی، حتی بخشی از جریان اصولگرا نیز نسبت به «تعدد تریبون» هشدار می‌دهد؛ وضعیتی که در آن، فرمانده نظامی، دیپلمات، نماینده مجلس، فعال رسانه‌ای و چهره تلویزیونی، همگی به‌طور همزمان درباره جنگ، مذاکره، پاسخ نظامی و سیاست منطقه‌ای اظهارنظر می‌کنند؛ بدون آن که مشخص باشد کدام موضع، موضع نهایی و رسمی کشور است.

حمله از داخل به تیم مذاکره‌کننده

اما این وضعیت فقط به تهدیدهای منطقه‌ای محدود نشده و مستقیما به تیم دیپلماسی و مذاکرات نیز رسیده است. چنان که محمود نبویان که خود در هیات دیپلماتیک ایران در پاکستان حضور داشته، در هفته‌های اخیر بار دیگر علیه روند مذاکره موضع گرفته و حتی خواستار کنار گذاشتن سید عباس عراقچی از روند مذاکرات شده است.

نبویان که سال‌ها از منتقدان سرسخت مذاکره با آمریکا بوده، در یکی از جنجالی‌ترین اظهارات خود گفته بود در صورت هرگونه درگیری، «حاکمان کشورهای عربی را به درک واصل می‌کنیم و کاخ‌هایشان را با خاک یکسان خواهیم کرد.»

چنین مواضعی در شرایطی بیان می‌شود که دستگاه دیپلماسی ایران همزمان درگیر مدیریت مذاکرات، کنترل تبعات جنگ و جلوگیری از شکل‌گیری اجماع تازه علیه ایران است. همین تناقض باعث شده برخی تحلیلگران از شکل‌گیری نوعی «جنگ داخلی در سیاست خارجی» سخن بگویند؛ وضعیتی که در آن، بخشی از ساختار سیاسی عملا علیه مسیر دیپلماسی موضع می‌گیرد.

دیپلماسی زیر آتش تریبون‌ها

اما در این میان شاید هیچ‌کس به اندازه علی خضریان به نماد این فضای جدید تبدیل نشده باشد؛ نماینده‌ای که تقریبا هر چند روز یک‌بار از طریق تریبون‌های رسانه‌ای و به‌ویژه صداوسیما، مواضعی تند درباره مذاکرات، کشورهای منطقه و روند سیاست خارجی مطرح می‌کند.

در شرایط فعلی ایران و منطقه که همچنان ملتهب است، مذاکرات در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و هر تحول کوچک می‌تواند موازنه موجود را بر هم بزند؛ بسیاری انتظار دارند نهادهای رسمی و چهره‌های سیاسی بیش از گذشته به سمت کاهش تنش حرکت کنند

خضریان در هفته‌های گذشته بارها علیه ادامه مذاکرات موضع گرفته و در یکی از جنجالی‌ترین اظهاراتش درباره امارات گفته«با پایان جنگ، پدر امارات را درمی‌آوریم و رهایش نمی‌کنیم.» جمله‌ای که به سرعت در رسانه‌های منطقه‌ای بازتاب پیدا کرد و بار دیگر این پرسش را ایجاد کرد که آیا هر نماینده مجلس می‌تواند درباره مناسبات منطقه‌ای و امنیتی کشور، بدون هیچ محدودیتی سخن بگوید؟

چنان که همین بازتاب‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است که منتقدان را نگران کرده است. در جهان امروز، مرز میان «اظهارنظر شخصی» و «سیگنال رسمی» بسیار باریک است؛ به‌ویژه وقتی گوینده، عضو کمیسیون امنیت ملی یا نماینده مجلس یک کشور باشد. بسیاری از رسانه‌ها و اتاق‌های تحلیل خارجی نیز این سخنان را نه به‌عنوان موضع فردی، بلکه به‌عنوان بخشی از فضای تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی تحلیل می‌کنند.

پس نتیجه چنین وضعیتی می‌تواند فراتر از یک جنجال خبری باشد؛ از تاثیر بر بازار ارز و فضای اقتصادی گرفته تا ایجاد نگرانی در کشورهای منطقه، تقویت لابی‌های ضدایرانی و حتی تسهیل روند اجماع‌سازی علیه تهران در مجامع بین‌المللی.

هزینه‌های پنهان  یک رادیکالیسم رسانه‌ای

در این بین شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که این سخنان دقیقا چه هزینه‌ای برای کشور ایجاد می‌کند؟ به نظر می‌رسد که بخشی از این هزینه‌ها مستقیم و فوری است؛ مثلا هر تهدید درباره تنگه هرمز یا درگیری منطقه‌ای می‌تواند روی بازار نفت، نرخ ارز، ریسک سرمایه‌گذاری و حتی انتظارات تورمی اثر بگذارد. در شرایطی که اقتصاد ایران همچنان زیر فشار تحریم، رکود و نااطمینانی قرار دارد، هر سیگنال تنش‌زا می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر دامن بزند.

اما بخشی دیگر از هزینه‌ها بلندمدت‌تر و شاید خطرناک‌تر است. وقتی نماینده‌ای از ساخت سلاح هسته‌ای یا توانایی‌هایی «فراتر از بمب اتم» سخن می‌گوید، این جملات می‌تواند به خوراک تبلیغاتی مخالفان ایران تبدیل شود؛ همان جریان‌هایی که سال‌هاست تلاش می‌کنند تهران را به‌عنوان تهدیدی برای امنیت منطقه و جهان معرفی کنند.

در چنین شرایطی، حتی اگر این مواضع رسمی نباشد، باز در فضای رسانه‌ای جهانی مورد استناد قرار می‌گیرد. به‌ویژه اکنون که پرونده هسته‌ای ایران، وضعیت آتش‌بس و مذاکرات منطقه‌ای همچنان زیر ذره‌بین قدرت‌های جهانی قرار دارد. همین است که باعث شده برخی دیپلمات‌های سابق و تحلیلگران سیاسی، از «لزوم انضباط در تولید پیام امنیتی» سخن بگویند؛ مفهومی که به معنای هماهنگی در بیان مواضع حساس و جلوگیری از چندصدایی پرهزینه در حوزه سیاست خارجی است.

آتش‌بس شکننده 

و تریبون‌های بی‌قرار

در شرایط فعلی، ایران نه در وضعیت جنگ تمام‌عیار قرار دارد و نه در فضای صلح پایدار؛ و منطقه همچنان ملتهب است، مذاکرات در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و هر تحول کوچک می‌تواند موازنه موجود را بر هم بزند.

در چنین فضایی، بسیاری انتظار دارند نهادهای رسمی و چهره‌های سیاسی بیش از گذشته به سمت احتیاط، محاسبه‌گری و کاهش تنش حرکت کنند.

اما بخشی از فضای سیاسی کشور، درست در جهت عکس عمل می‌کند؛ گویی برای برخی تریبون‌ها، بحران نه یک تهدید ملی بلکه فرصتی برای دیده شدن و تثبیت موقعیت سیاسی است. همین روند نیز باعث شده منتقدان از شکل‌گیری نوعی «رقابت برای رادیکال‌تر حرف زدن» سخن بگویند؛ رقابتی که در آن، هر چهره تلاش می‌کند با موضعی تندتر، سهم بیشتری از فضای رسانه‌ای بگیرد.شاید به همین دلیل بود که دیگر حتی چهره‌ای اصولگرا مانند محمد مهاجری نیز ناچار شد به صراحت هشدار دهد که برخی اعضای کمیسیون امنیت ملی نه‌تنها کمکی به امنیت کشور نمی‌کنند، بلکه برای آن هزینه می‌تراشند.

واقعیت این است که در جهان امروز، امنیت ملی فقط با موشک و تجهیزات نظامی حفظ نمی‌شود؛ بخشی از آن، به مدیریت پیام، دیپلماسی، کنترل تنش و پرهیز از سخنان پرهزینه وابسته است. به‌ویژه برای کشوری که همزمان درگیر بحران اقتصادی، فشار خارجی، مذاکرات پیچیده و بی‌اعتمادی منطقه‌ای است و شاید مهم‌ترین نیاز امروز سیاست ایران، نه تریبون‌های بیشتر، بلکه سکوت‌های مسئولانه‌تر باشد؛ سکوتی که اجازه دهد تصمیم‌گیری امنیتی و دیپلماتیک، به‌جای هیجان و رقابت جناحی، بر پایه محاسبه و منافع ملی پیش برود.