نهال فرخی 

پنجشنبه ژنو فقط یک تاریخ در تقویم دیپلماتیک نیست؛ نقطه‌ای است که در آن فشار معیشتی مردم، آرایش نظامی در خلیج فارس، سخنان مبهم دونالد ترامپ در کنگره و هشدارهای تندروها در واشنگتن و تل‌آویو به هم گره خورده است.

مذاکراتی که از آن با عنوان «آخرین فرصت تنفس استراتژیک» یاد می‌شود، هم‌زمان زیر سایه سخنرانی پرحاشیه رئیس‌جمهور آمریکا و جدال‌های سیاسی در کنگره قرار دارد. آیا ژنو می‌تواند مسیر تنش را مهار کند یا منطقه در آستانه تکرار تجربه‌ای شبیه عراق قرار گرفته است؟

نگاه‌ها بار دیگر به ژنو دوخته شده است. شهری که سال‌هاست میزبان منازعاتی بوده که سرنوشت ملت‌ها را تغییر داده و این بار نیز در بزنگاهی تاریخی قرار گرفته است. قرار است نمایندگان ایران و ایالات متحده پنجشنبه در شرایطی به گفت‌وگو بنشینند که نه فضای داخلی ایران آرام است و نه فضای سیاسی واشنگتن بی‌تنش؛ مذاکراتی که پس از یک دوره رویارویی نظامی محدود و جنگ ۱۲ روزه شکل گرفت، اکنون به مرحله‌ای رسیده که بسیاری آن را تعیین‌کننده می‌دانند.

مساله تهران در سخنرانی سالانه ترامپ 

دونالد ترامپ صبح چهارشنبه به وقت ایران، اولین سخنرانی «وضعیت کشور» در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود را ایراد کرد و بار دیگر ایران را در مرکز توجه قرار داد.

ترامپ در سخنرانی خود در کنگره مدعی شد که پس از عملیات موسوم به «چکش نیمه‌شب» برنامه تسلیحاتی ایران نابود شده، اما تهران دوباره مسیر خود را از سر گرفته است. او گفت: «ما با آن‌ها در حال مذاکره هستیم و آن‌ها توافق می‌خواهند، اما ما هنوز نشنیده‌ایم که بگویند سلاح هسته‌ای نخواهیم داشت»؛ جمله‌ای که در ظاهر تأکید بر دیپلماسی بود، اما در بطن خود حامل همان مطالبه قدیمی «غنی‌سازی صفر» تلقی شد.

ترامپ در همان سخنرانی افزود که ترجیح می‌دهد مسئله با دیپلماسی حل شود، اما «هرگز اجازه نخواهد داد بزرگ‌ترین حامی تروریسم جهان به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند». 

این ترکیب از وعده مذاکره و تهدید نظامی، فضای دوگانه‌ای را شکل داده است؛ فضایی که نه نشانه‌ای قطعی از عقب‌نشینی دارد و نه علامتی روشن از تصمیم به جنگ.

در سوی دیگر کنگره، اما واکنش‌ها متفاوت بود. چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات سنا، پس از جلسه‌ای توجیهی درباره ایران گفت که رئیس‌جمهور باید اهداف خود را به‌صورت شفاف برای مردم توضیح دهد.

مارک وارنر نیز تأکید کرد که هرگونه اقدام نظامی نیازمند توضیح روشن درباره هدف و راهبرد است. این اظهارات نشان می‌دهد که حتی در واشنگتن اجماع روشنی درباره مسیر پیش‌رو وجود ندارد.

در تهران، فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، اعلام کرد که پیشنهاد مذاکرات از سوی آمریکا مطرح شده و ایران در ابتدا تمایل چندانی نداشته است. او گفت حضور داماد ترامپ و فرمانده سنتکام در دور نخست مذاکرات نشان می‌دهد که کاخ سفید شخصاً روند گفت‌وگوها را دنبال می‌کند. مالکی در عین حال با ابراز خوش‌بینی، گفت: «تا این لحظه طرف آمریکایی پیشنهادهای ایران را بررسی کرده و در مواردی پذیرفته است». وی در عین‌حال هشدار داد که در صورت وقوع جنگ، این درگیری محدود نخواهد ماند و دامنه آن به منطقه کشیده می‌شود.

در چنین شرایطی، ژنو به صحنه‌ای تبدیل شده که هم‌زمان دو روایت در آن جریان دارد: روایت دیپلماسی برای گشایش و روایت تهدید برای مهار. پرسش اصلی این است که کدام روایت دست بالا را خواهد یافت.

سایه سخنرانی ترامپ بر میز مذاکره

سخنرانی اخیر ترامپ در کنگره، اگرچه با موضوعات متنوعی از مهاجرت تا تعرفه‌ها همراه بود، اما بخش مربوط به ایران بیش از همه مورد توجه قرار گرفت. 

او در حالی که از «عصر طلایی آمریکا» سخن می‌گفت، هشدار داد که ایران در حال توسعه موشک‌هایی است که می‌تواند اروپا و حتی ایالات متحده را هدف قرار دهد. 

هم‌زمان برخی تحلیلگران در آمریکا به تناقضی آشکار اشاره کردند که اگر برنامه هسته‌ای ایران به گفته ترامپ نابود شده، چرا دوباره به‌عنوان «تهدید اصلی» معرفی می‌شود؟ این پرسش در فضای رسانه‌ای آمریکا نیز مطرح شد و برخی شبکه‌ها به فهرستی از ادعاهای نادرست یا اغراق‌آمیز رئیس‌جمهور در حوزه‌های دیگر اشاره کردند.

با این حال، آن چه اهمیت دارد، تأثیر سیاسی سخنان ترامپ بر میز ژنو است. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا در برابر کنگره تأکید می‌کند که ایران هنوز «کلمات مقدس» را نگفته، عملاً خط قرمز مذاکرات را علنی می‌کند.

از سوی دیگر، گزارش‌هایی از جلسه محرمانه دولت با اعضای کنگره منتشر شد که در آن احتمال حمله نظامی نیز بررسی شده است. همین خبرها، همراه با اعزام تجهیزات نظامی به منطقه، فضای روانی سنگینی ایجاد کرده است. در ایران نیز خاطره تجربه‌های گذشته، از مذاکرات مسقط تا خروج آمریکا از برجام، بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به ثبات تصمیم واشنگتن ایجاد کرده است. با این حال، واقعیت آن است که هر دو طرف با نوعی «اضطرار راهبردی» روبه‌رو هستند. ایران برای عبور از تنگنای اقتصادی و احیای سرمایه‌گذاری خارجی نیازمند کاهش تحریم‌هاست. آمریکا نیز نمی‌خواهد در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، وارد جنگی پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی شود. همین ضرورت‌های متقابل است که ژنو را به نقطه‌ای حساس بدل کرده است.

بیم و امیدها؛ گره غنی‌سازی و آزمون اعتماد

اما اگر ژنو ایستگاه سرنوشت‌ساز است، ریل این ایستگاه بر یک واژه کلیدی بنا شده و آن غنی‌سازی است. اختلافی که سال‌هاست قلب مناقشه تهران و واشنگتن را تشکیل می‌دهد، همچنان اصلی‌ترین مانع بر سر راه توافق جدید است. دونالد ترامپ در سخنرانی اخیر خود در کنگره، بدون استفاده مستقیم از عبارت «غنی‌سازی صفر»، همان مطالبه را با ادبیاتی دیگر تکرار کرد؛ او گفت آمریکا هنوز نشنیده که ایران رسماً اعلام کند «سلاح هسته‌ای نخواهد داشت». ترامپ تأکید کرد که اجازه نخواهد داد تهران به این سلاح دست یابد.

خاورمیانه امروز، شبکه‌ای پیچیده از بازیگران است که هر جرقه‌ای می‌تواند آن را به آتش بکشد، اما در نهایت، پرسش کلیدی این است که کدام مسیر محتمل‌تر است؟ شواهد موجود نشان می‌دهد که هر دو طرف از هزینه‌های جنگ آگاهند و به‌نوعی در حال استفاده از ابزار تهدید برای تقویت موقعیت مذاکره‌ای خود هستند

این جمله از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بازتاب همان خواسته‌ای است که در دوره‌های پیشین مذاکرات نیز مطرح بوده است که «محدودسازی کامل ظرفیت‌هایی از دید واشنگتن می‌تواند مسیر بالقوه ساخت سلاح را باز بگذارد».

در مقابل، تهران همواره تأکید کرده که برنامه هسته‌ای‌اش صلح‌آمیز است و غنی‌سازی را حق خود در چارچوب معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای می‌داند. 

عباس عراقچی در اظهارات اخیر خود از «پیش‌نویسی درخشان‌تر از برجام» سخن گفته و تصریح کرده که اگر دیپلماسی در اولویت قرار گیرد، امکان دستیابی به توافقی بی‌سابقه وجود دارد. 

همین جمله نشان می‌دهد که تیم مذاکره‌کننده ایرانی در پی توافقی است که هم محدودیت‌های قابل قبول ایجاد و هم تحریم‌های کلیدی را رفع کند. اما پرسش اینجاست که آیا شکاف میان «حق غنی‌سازی» و «مطالبه توقف یا کاهش شدید آن» قابل پر کردن است؟

فداحسین مالکی در همین زمینه نیز از بررسی و حتی پذیرش برخی پیشنهادهای ایران از سوی آمریکا خبر داده و تأکید کرده که مذاکرات برای واشنگتن اهمیت جدی دارد. او در عین حال هشدار داده که جنگ احتمالی محدود نخواهد بود و منطقه را درگیر خواهد کرد. این نگاه، بازتاب‌دهنده استدلالی است که در تهران تقویت شده: اینکه فشار نظامی بیشتر، لزوماً به نتیجه مطلوب آمریکا منجر نمی‌شود و هزینه‌های سنگینی به همراه دارد.

دوگانگی در واشنگتن 

اما در واشنگتن نیز فضا یکدست نیست. چاک شومر پس از جلسه توجیهی درباره ایران گفت که دولت باید به‌طور علنی اهداف خود را روشن کند و مارک وارنر تأکید کرد رئیس‌جمهور موظف است توضیح دهد هرگونه اقدام نظامی چگونه از منافع آمریکا محافظت خواهد کرد.

این مواضع نشان می‌دهد که حتی در میان دموکرات‌ها، نگرانی نسبت به پیامدهای یک درگیری مستقیم وجود دارد. در عین حال، بخشی از جمهوری‌خواهان نیز از موضع سختگیرانه‌تر حمایت می‌کنند و بر لزوم جلوگیری کامل از هرگونه ظرفیت غنی‌سازی با درصد بالا تأکید دارند.

بیم مذاکرات دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد. اگر آمریکا بر توقف کامل یا کاهش شدید غنی‌سازی اصرار کند و ایران آن را خط قرمز بداند، توافقی در کار نخواهد بود. از سوی دیگر، اگر چارچوبی میانه طراحی شود که شامل کاهش سطح غنی‌سازی، افزایش نظارت‌های بین‌المللی و در مقابل رفع تدریجی تحریم‌ها باشد، امکان تنفس کوتاه‌مدت فراهم می‌شود. برخی منابع دیپلماتیک از احتمال یک «تفاهم میان‌مدت» سخن می‌گویند؛ توافقی که شاید جامع نباشد، اما بتواند از تشدید بحران جلوگیری کند.

سخنرانی ترامپ در کنگره، اگرچه با موضوعات متنوعی از مهاجرت تا تعرفه‌ها همراه بود، اما بخش مربوط به ایران بیش از همه مورد توجه قرار گرفت. او در حالی که از «عصر طلایی آمریکا» سخن می‌گفت، هشدار داد که ایران در حال توسعه موشک‌هایی است که می‌تواند اروپا و حتی ایالات متحده را هدف قرار دهد

هم‌زمان، فضای رسانه‌ای نیز بر شدت اضطراب افزوده است. نقل قول‌هایی مانند ادعای اینکه ایران می‌تواند ظرف چند روز مواد لازم برای یک بمب تولید کند، در افکار عمومی آمریکا و منطقه بازتاب گسترده‌ای یافته است. 

با این حال، امید نیز کم نیست. اقتصاد ایران برای بازگشت به بازارهای جهانی ظرفیت دارد و بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند حتی توافقی محدود می‌تواند ثبات نسبی ایجاد کند. در واشنگتن نیز ورود به جنگی جدید، آن هم در شرایطی که موقعیت سیاسی ترامپ به‌گفته برخی نظرسنجی‌ها با چالش‌هایی مواجه است، ریسک بزرگی محسوب می‌شود. همین محاسبه هزینه- فایده، احتمال ترجیح دیپلماسی را افزایش می‌دهد.

مسیرهای پیش رو؛ دیپلماسی یا تقابل؟

اگر ژنو به توافقی هرچند محدود منتهی شود، مسیر دیپلماسی با چند گام مشخص چون تثبیت سطحی از غنی‌سازی در چارچوبی مورد توافق، افزایش نظارت‌های آژانس، آزادسازی بخشی از منابع مالی و کاهش تدریجی تحریم‌ها ادامه خواهد یافت.

این مسیر اگرچه به معنای حل کامل اختلافات نیست، اما می‌تواند فضای تنش را مهار کند و به اقتصاد ایران فرصت بازسازی بدهد.

 در چنین سناریویی، ترامپ نیز می‌تواند «دستاوردی بزرگ» را در سیاست خارجی خود معرفی کند؛ همان دستاوردی که وعده جشن آن را داده بود.

اما اگر مذاکرات شکست بخورد، سناریوی دوم فعال می‌شود و آن نیز بازگشت به فشار حداکثری و برجسته شدن گزینه‌های نظامی است و اعزام تجهیزات به منطقه، افزایش تحرکات دریایی و تشدید لفاظی‌ها، بخشی از این مسیر خواهد بود. 

تجربه منطقه نشان داده که حتی درگیری محدود نیز می‌تواند به سرعت از کنترل خارج شود. باید توجه داشت که خاورمیانه امروز، برخلاف دو دهه پیش، شبکه‌ای پیچیده از بازیگران دولتی و غیردولتی است که هر جرقه‌ای می‌تواند آن را به آتش بکشد.

اما در نهایت، پرسش کلیدی این است که کدام مسیر محتمل‌تر است. شواهد موجود نشان می‌دهد که هر دو طرف از هزینه‌های جنگ آگاهند و به‌نوعی در حال استفاده از ابزار تهدید برای تقویت موقعیت مذاکره‌ای خود هستند.

ترکیب «تهدید و گفت‌وگو» همان الگویی است که در دیپلماسی اجبار شناخته می‌شود و با این حال، تعیین‌کننده نهایی نه فقط اراده سیاسی رهبران، بلکه توان آن‌ها در مدیریت فشارهای داخلی است. ترامپ باید کنگره و افکار عمومی را قانع کند و تهران نیز باید میان مطالبات اقتصادی جامعه و ملاحظات امنیتی توازن 

برقرار سازد.

ژنو اکنون بیش از یک شهر، به نماد انتخابی تاریخی تبدیل شده است. انتخاب میان مسیری که می‌تواند به گشایش اقتصادی و کاهش تنش منتهی شود، یا راهی که منطقه را در معرض بحرانی تازه قرار دهد. نشانه‌ها از تمایل محتاطانه به توافق حکایت دارد، اما این تمایل شکننده است و با کوچک‌ترین خطای محاسباتی می‌تواند جای خود را به تقابل بدهد. 

در این میان، آن چه بیش از همه اهمیت دارد، درک این واقعیت است که در عصر پیچیده کنونی، پیروزی مطلق برای هیچ‌یک از طرفین متصور نیست؛ تنها مدیریت بحران و کاستن از هزینه‌هاست که می‌تواند به‌عنوان دستاوردی واقعی معرفی شود.