بررسی سرنگونی «نیکلاس مادورو» توسط آمریکا در گفت و گوی «توسعه ایرانی» با «امیر چاهکی»
واکاوی مدل ۶۰ روزه؛ اولتیماتومهای ترامپ چگونه عملیاتی میشوند؟
حمیدرضا مهدیزاده
سقوط غیرمنتظره و برقآسای دولت نیکلاس مادورو در ونزوئلا، فراتر از یک تغییر سیاسی در آمریکای لاتین، زنگ خطر را برای تمامی متحدان راهبردی کاراکاس به صدا درآورده است. بازداشت مادورو و انتقال وی به ایالات متحده، نه تنها پایان یک عصر در ونزوئلا، بلکه رونمایی از دکترین جدید «دونالد ترامپ» در مواجهه با نظامهای «یاغی» از دیدگاه واشنگتن است. بسیاری از تحلیلگران اکنون به دنبال پاسخ به این پرسش کلیدی هستند که آیا مدل ونزوئلا، آزمایشگاهی برای پیادهسازی سناریوهای مشابه در خاورمیانه و بهویژه ایران است؟
آنچه امروز در کاراکاس میگذرد، خروجیِ الگویی موسوم به «مدل ۶۰ روزه» است. راهبردی که در آن، بازه زمانی میان تهدید دیپلماتیک تا اقدام میدانی به حداقل رسیده و دیپلماسی تنها به مثابه اتمامحجتی پیش از عملیات نهایی نگریسته میشود. دستگیری مادورو علاوه بر تغییر ساختار قدرت، به معنای گشوده شدن یک «جعبه سیاه اطلاعاتی» از روابط پنهان و شبکههای استراتژیک متحدان ونزوئلا در دستان ایالات متحده است. این تحول نشان از یک چرخش پارادایم در کاخ سفید دارد؛ جایی که استراتژی «حذف صورتمسئله» جایگزین «مذاکرات فرسایشی» شده و مرزهای میان سیاست خارجی و قدرت نظامی را جابهجا کرده است.
در همین راستا و برای واکاوی ابعاد پنهان و آشکار از این مدل رفتاری ترامپ و سناریوهای پیشروی رئیسجمهور ایالات متحده در قبال ایران، میز سیاست خارجی روزنامه «توسعه ایرانی» با دکتر امیر چاهکی به گفتگو پرداخته که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
امیر چاهکی عزیز، «دونالد ترامپ» سرانجام به دو ماه انتظار جهانی درخصوص محاصره ونزوئلا پایان داد و روز شنبه در توئیتی بهتآور اعلام کرد که «نیکولاس ماودرو و همسرش» توسط نیروهای دلتای نیروی دریایی ارتش ایالات متحده بازداشت شده و در حال حاضر خارج از ونزوئلا تحت نظارت ارتش آن کشور نگهداری میشوند. من و شما حدود 20 روز پیش در تحلیلی اعلام کرده بودیم که ونزوئلا تبدیل به یک لابراتوار عملکرد نظامی آمریکا خصوصا در قبال ایران شده و اگر ترامپ بتواند مادورو را با ابزار نظامی از قدرت بیرون کند روحیه وی برای اقدام نظامی علیه کشور عزیزمان ایران بهشدت افزایش خواهد یافت. اقدام دیروز آمریکا علیه مادورو دقیقا یک روز پس از تهدید جمهوری اسلامی توسط ترامپ صورت گرفت جهت حمله مجدد نظامی ایالات متحده در لوای حمایت از معترضان معیشتی که ظرف چند روز گذشته به خیابانها آمدهاند. تحلیل الان شما از این وضعیت چگونه است؟
درود و عرض ارادت به مخاطبان فرهیخته روزنامه « توسعه ایرانی ». روزهای پایانی دسامبر ۲۰۲۵ و روزهای نخست ۲۰۲۶ بیشک در تاریخ معاصر جهان ماندگار و تکرارناشدنی است . اعتراضات اجتماعی معیشتمحور طی هفت روز گذشته در ایران منجر به صدور پست بیسابقه دونالد ترامپ در اعلام حمایت از تظاهرکنندگان و تهدید رهبران جمهوری اسلامی به دخالت نظامی مستقیم آمریکا شد، ولی امروز با اعلام دستگیری رئیسجمهور ونزوئلا «مادورو و همسرش» و انتقال آنها به مراکز نظامی آمریکایی تاییدی بر راستی و درستی همان گزاره ما که شما اشاره کردید، است.
به نظر میرسد که دونالد ترامپ بهدنبال اعمال دکترین جدید خود است بدین معنی که بدون وارد کردن آمریکا به یک جنگ جدید کلاسیک همانند افغانستان و عراق، حکومتهای نامطلوب از نگاه ایالات متحده را یا وادار به تبعیت از نظم آمریکایی -ترامپی کند و یا به شیوه کمتر خشونتآمیز سرنگون و رهبران قابل پیشبینی و حتی همراه با کاخ سفید را جایگزین آنها کند. تا این لحظه تمامی اخبار دریافتی از ونزوئلا دال براین است که حتی هیچ گلولهای از سوی نیروهای امنیتی آن کشور شلیک نشده و نیز برخی از منابع از یک توافق قبلی که مادورو مجبور به پذیرفتن آن شده است سخن میگویند.
آنچه که تا این لحظه قطعی شده، دستگیری رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش است. به نظر میرسد این اتفاق طی توافقاتی اجباری رخ داده، چرا که گزارشی از تلفات گسترده در درگیریها منتشر نشده است. طبق گفته معاون وزیر خارجه آمریکا، مادورو به خاک آمریکا منتقل و در دادگاه این کشور محاکمه خواهد شد.
حتما میدانید که سه کشور ایران، چین و روسیه مهمترین متحدان مادورو بودند. حتی نفتکشهایی که در نزدیکی مرزهای ونزوئلا توقیف شدند، حامل نفت ایران بودند و برخی نیز به ناوگان روسیه تعلق داشتند. موفقیت ترامپ در این مورد منحصربهفرد است؛ او بدون حملات سراسری یا اعزام گسترده نیروهای دریایی «مشابه جنگهای خلیج فارس یا افغانستان» موفق به سرنگونی یکی از یاغیترین رژیمهای مدنظر ایالات متحده در آمریکای لاتین شد. این انتقال قدرت به اپوزیسیون حتی بدون تظاهرات خیابانی گسترده توسط طرفداران مادورو در حال انجام است.
ترامپ در پست اخیر خود به صراحت به جمهوری اسلامی هشدار داده بود که در صورت سرکوب خشن مردم، آمریکا آماده مداخله نظامی (دست بر ماشه) است. این موضوع ذیل مفهوم «مسئولیت حمایت» یا «Responsibility to Protect » تعریف میشود که پس از فجایع رواندا توسط دبیر کل وقت سازمان ملل «کوفی عنان» مطرح شد.
بنابراین در مورد ایران باید گفت که اگر کار به شورای امنیت بکشد، احتمال وتوی روسیه یا چین وجود دارد اما آمریکای ترامپ پس از سرنگونی مادورو عملا نشان داده که برای آنچه «دفاع از مردم ایران»میخواند، ممکن است بدون مصوبه جهانی اقداماتی مشابه آنچه در کاراکاس انجام شد را تکرار کند. تجربه سال ۲۰۰۸ روسیه در اوستیای جنوبی نیز به عنوان نمونهای از اجرای این دکترین ترامپ وجود دارد.
به دکترین RP2 اشاره کردی. ترامپ هشدار داده بود که اگر جمهوری اسلامی به زعم آمریکا -معترضان معیشتی را سرکوب کند- ایالات متحده آماده مداخله است. با توجه به اینکه در ونزوئلا او از « مبارزه با مواد مخدر» به عنوان بهانه استفاده کرد، آیا فکر میکنید در مورد ایران، بهانه«نقض حقوق بشر و سرکوب معترضان» میتواند همان مشروعیتِ حقوقی لازم را برای عملیاتی مشابه مدل ونزوئلا فراهم کند؟
بله موافقم. برخلاف گذشته که سازمانهای امنیتی به روسای جمهور آمریکا طرح میدادند، اکنون ترامپ شخصاً تصمیم میگیرد و ۱۷ سازمان امنیتی موظف به اجرای آن هستند. سخنان او بلوف سیاسی نیست، بلکه یک «اعلان موضع جدی» پیش ازعملیات است.
در ونزوئلا، همانطور که به درستی اشاره کردی، بهانه اصلی «مبارزه با کارتلهای مواد مخدر» بود. اما در مورد ایران، ترامپ از موضوع «حقوق بشر» و حمایت از «معترضان معیشتی» برای مشروعیتبخشی به مداخله استفاده میکند.
ظاهرا هدف ترامپ دیگر مذاکره با تهران نیست، بلکه او به دنبال حذف یا بازداشت رهبران ارشد ایران از طریق عملیاتهای ویژه است تا کلاً طرف مذاکرهای باقی نماند و ساختار جدیدی شکل بگیرد. البته در ونزوئلا یک جنبش اعتراضی منسجم و رهبری مشخص «مانند کورینا ماچادو» وجود داشت که کار ترامپ را سادهتر میکرد، اما در ایران وضعیت پیچیدهتر است.
باید تاکید کنم که ونزوئلا یک «آزمایشگاه» برای ترامپ بود. موفقیت در آنجا، به وی انگیزه و نیروی مضاعفی برای پیادهسازی مدلی مشابه در تهران را میدهد، اما موفقیتآمیز بودن عملیات ترامپ در کاراکاس دلیلی بر موفقیت وی در خصوص تهران نمیشود و شرایط ایران و ونزوئلا در این خصوص کاملا یکسان نیست
بنابراین باید تاکید کنم که ونزوئلا یک «آزمایشگاه» برای ترامپ بود. و همانطور که خودت هم قبلا تاکید داشتی موفقیت او در آنجا، به وی انگیزه و نیروی مضاعفی برای پیادهسازی مدلی مشابه در تهران را میدهد، اما موفقیتآمیز بودن عملیات ترامپ در کاراکاس دلیلی بر موفقیت وی در خصوص تهران نمیشود و شرایط ایران و ونزوئلا در این خصوص کاملا یکسان نیست.
ایران، روسیه و چین اقدام ترامپ در سرنگونی نیکولاس مادورو را به شدت محکوم کردند. آیا این سه کشور به عنوان شرکای پیشین مادورو میتوانند اقدامی فراتر از همین محکومیت را انجام دهند؟
قطعا ایران، روسیه و چین سه متحد اصلی و استراتژیک ونزوئلا به شمار میرفتند. ایران نقش بسیار مهمی در حمایتهای صنعتی، زیرساختی و بهویژه در حوزه نفت و گاز ونزوئلا ایفا کرده، دامنه همکاریهای ایران شامل صادرات خودرو و حتی ایجاد کارخانه مشترک تولید خودرو توسط خودروسازان ایرانی در ونزوئلا بوده است. روسیه و چین نیز به دلیل وزن اقتصادی، صنعتی و نظامیشان در سطح جهان، روابط جدیتری با ونزوئلا داشتند. به عنوان نمونه، روسیه جنگندههای سوخو-۳۰ (Su-30) را به ونزوئلا تحویل داده بود، هرچند سیستمهای پدافندی پیشرفتهای در اختیار آنها قرار نداد.
کاملا واضح است که این سه کشور «ایران، روسیه و چین» بیش از هر کشور دیگری در جهان از عملیات آمریکا در ونزوئلا شوکه شدهاند. تنها اقدام آنها تا این لحظه، محکوم کردن این حمله و عملیات ویژه بوده و نماینده ونزوئلا در شورای امنیت نیز خواستار تشکیل جلسه ویژه شده است، اما این اقدامات تأثیر عملی نخواهد داشت. ممکن است روسیه یا چین تلاش کنند مادورو را نجات داده و به او پناهندگی بدهند اما این امر کاملاً بستگی به این دارد که ترامپ در مقابل این «خدمت بزرگ» چه امتیازی از مسکو یا پکن بخواهد.
قطعا اطلاعاتی که مادورو در اختیار دارد (بهویژه در مورد روابطش با ایران، روسیه و چین) از منظر آمریکا بسیار باارزش است. نیروهای امنیتی ویژه آمریکا تلاش خواهند کرد حداکثر اطلاعات را درباره همکاریهای نظامی، امنیتی و برنامههای آینده آنها استخراج کنند پس این احتمال بسیار پررنگ است که علت اصلی نارضایتی و نگرانی این سه پایتخت از دستگیری مادورو، احتمال افشای سطح و عمق ارتباطات پنهانی آنهاست. بنابراین ترامپ میتواند از این اطلاعات جدید برای فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی استفاده کند.
ترامپ به دلیل نزدیکی به انتخابات میاندورهای کنگره، تمایلی به ورود به یک جنگ همهجانبه و فرسایشی با تلفات انسانی بالا ندارد. از این رو، مدل «عملیات ویژه و برقآسا» مشابه ونزوئلا را ترجیح میدهد. با این حال، ریسک شکست چنین عملیاتی در ایران میتواند منجر به یک جنگ منطقهای گریزناپذیر شود که برای آمریکا و اسرائیل هزینهساز خواهد بود
و برای پرسش آخر، آیا تصور می کنی که اقدام نظامی آمریکا علیه مادورو درهای مذاکره با دولت رئیسجمهور پزشکیان را کاملا بست یا ما باید پنجره حل مناقشه تهران و واشنگتن از طریق میز دیپلماسی را همچنان باز تصور کنیم؟
پرسش بسیار خوبی است. بررسی کنشهای دیپلماتیک و نظامی دونالد ترامپ نشاندهنده یک مدل رفتاری مشخص است. در پرونده ونزوئلا، ترامپ از ماهها پیش تهدیدات خود را آغاز کرد و حتی هفتههای گذشته پیشنهاد خروج مسالمتآمیز مادورو و خانوادهاش به مقاصدی چون روسیه یا چین را مطرح کرد. مادورو با شروطی چون همراهی ۱۰۰ نفر از نزدیکان و ژنرالهایش و اخذ اماننامههای گسترده، قصد عزیمت به کوبا را داشت که با شکست مذاکرات اکنون در بازداشت نیروهای امنیتی آمریکاست. این الگو پیشتر در قبال ایران نیز با تعیین مهلت ۶۰ روزه و متعاقباً حمله اسرائیل (با پیشنهاد آمریکا) تجربه شده است.
ایالات متحده در مقطع کنونی، کماکان موضع مذاکرات مستقیم با تهران را حفظ کرده است. پیام صریح نماینده آمریکا خطاب به سفیر ایران «آقای ایروانی» مبنی بر اینکه «دست ترامپ برای گفتگو دراز شده؛ این دست را بپذیرید و دست خود را در آتش نیفکنید» نشاندهنده آخرین تلاشها پیش از تغییر فاز عملیاتی است. تحولات اخیر ونزوئلا، موضع ترامپ را در پذیرش شرایط ایران سختگیرانهتر از گذشته کرده است.
بنابراین چالش اصلی در بنبست کنونی، اصرار تهران بر ادامه غنیسازی و در مقابل اصرار واشنگتن بر «غنیسازی صفر» است. در حالی که موضوع توان موشکی به دلیل توازن قوا در منطقه و ضعف ایران در پدافند و نیروی هوایی میتواند موضوعی قابل مذاکره باشد، اما غنیسازی هستهای خط قرمز تشدید شده ترامپ محسوب میشود. پذیرش تعلیق بلندمدت یا غنیسازی صفر، به زعم ترامپ تنها راه باز ماندن پنجره مذاکرات است.
ترامپ به دلیل نزدیکی به انتخابات میاندورهای کنگره، تمایلی به ورود به یک جنگ همهجانبه و فرسایشی با تلفات انسانی بالا ندارد. از این رو، مدل «عملیات ویژه و برقآسا» مشابه ونزوئلا را ترجیح میدهد. با این حال، ریسک شکست چنین عملیاتی در ایران میتواند منجر به یک جنگ منطقهای گریزناپذیر شود که برای آمریکا و اسرائیل هزینهساز خواهد بود.
پس در پایان این گفت و گو باید تاکید کنم که در حال حاضر، پنجره مذاکره نیمهبسته است و توپ در زمین تهران قرار دارد. عبور ایران از بنبست فعلی به زعم ترامپ مستلزم دو چرخش بزرگ در سیاستهای کلان است: در حوزه خارجی: پذیرش غنیسازی صفر در مذاکرات مستقیم؛ و در حوزه داخلی: اجتناب از برخورد خشونتآمیز با معترضان که ترامپ صریحا آن را دلیلی برای مداخله نظامی عنوان کرده و با واکنشهای صریحی از سوی رهبران ایران مواجه
شده است.
امیر چاهکی عزیز، ممنون از شما.
دیدگاه تان را بنویسید