مسئولیت اجتماعی شستا همه جا خرج شد، الا برای بیمهشدگان تامین اجتماعی
پنهان کردن اغراض سیاسی پشت نامهای زیبا و ارزشمند
در سالهای اخیر پرداخت مبالغی از سوی شرکتهای تابعه شستا تحت عنوان مسئولیت اجتماعی به موضوعی قابل تامل تبدیل شده؛ بهویژه زمانی که این منابع در اختیار دستگاهها، نهادها یا طرحهایی خارج از مجموعه تامین اجتماعی قرار میگیرد.
پرسش اساسی این نیست که آیا شستا باید در برابر جامعه مسئولیتپذیر باشد یا خیر، بلکه این است که مسئولیت اجتماعی شستا در قبال چه کسانی و با استفاده از چه منابعی تعریف میشود؟ در همین زمینه «محمدرضا اسدی» عضو کمیته حقوقی بیمه و درمان انجمنهای صنفی کارگران و فعال حوزه کار در گفتوگو با ایسنا به این سوالات پاسخ داد.
آیا میتوان شستا را مانند یک شرکت سرمایهگذاری معمولی ارزیابی کرد و هزینههای آن تحت عنوان مسئولیت اجتماعی را نیز مشابه سایر بنگاهها در نظر گرفت؟
مسئولیت اجتماعی واژهای زیبا و ارزشمند است اما حتی زیباترین واژهها نیز نمیتوانند جای قانون، حسابرسی، شفافیت و رعایت حقوق صاحبان واقعی منابع را بگیرند. در سالهای اخیر پرداخت مبالغی از سوی شرکتهای تابعه شستا تحت عنوان مسئولیت اجتماعی به موضوعی قابل تأمل تبدیل شده؛ بهویژه زمانیکه این منابع در اختیار دستگاهها، نهادها یا طرحهایی خارج از مجموعه تأمین اجتماعی قرار میگیرد. پرسش اصلی این است که مسئولیت اجتماعی شستا براساس چه منطق اقتصادی و با استفاده از چه منابعی تعریف میشود.
نمیتوان شستا را بدون توجه به منشأ و مأموریت سرمایه آن، صرفاً یک شرکت سرمایهگذاری تجاری تلقی کرد. با استناد به اساسنامه تأمین اجتماعی، «وجوه و داراییهای موجود و منافع حاصل از سرمایهگذاریهای سازمان» در زمره داراییها و درآمدهای سازمان قرار دارد و قانون تأمین اجتماعی نیز درآمد حاصل از وجوه، ذخایر و اموال سازمان را از منابع درآمدی آن میداند. بر این اساس، هر تصمیمی که بر ارزشآفرینی، بازدهی یا مصرف منابع مجموعه سرمایهگذاری تأمین اجتماعی اثر بگذارد، باید با این سؤال سنجیده شود که این تصمیم چه اثری بر توان سازمان برای ایفای تعهدات بیمهای و ارائه خدمات به بیمهشدگان و مستمریبگیران دارد.
در ادبیات اقتصادی و حکمرانی شرکتی، هزینههای مسئولیت اجتماعی چه تفاوتی با پرداختهای عمومی و کمکهای بلاعوض دارد و این موضوع در مورد شرکتهای شستا چگونه باید دیده شود؟
در ادبیات نوین حکمرانی شرکتی، مسئولیت اجتماعی شرکت به معنای انجام اقدامات خیرخواهانه بدون معیار و اولویتبندی نیست بلکه باید با مأموریت، راهبرد، ذینفعان، پایداری و منافع مشروع شرکت ارتباط داشته باشد. به مطالعه تخصصی «مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی» درباره عملکرد مسئولیت اجتماعی شرکتهای شستا نیز میتوان اشاره کرد که بر پیوند میان فعالیت شرکتهای وابسته و اهداف تأمین اجتماعی تأکید دارد.
اگر شرکتی متعلق به یک نهاد بیمهای است، نمیتوان مسئولیت اجتماعی آن را به گونهای تعریف کرد که گویی یک شرکت خصوصی با سرمایه شخصی سهامداران است و میتواند هر زمان که اراده کرد، منابعی را برای امور عمومی اختصاص دهد. مسئولیت اجتماعی شستا باید ابتدا از «مسئولیت در قبال صاحبان واقعی منابع» آغاز شود. صاحبان واقعی این منابع نیز میلیونها بیمهشده و مستمریبگیری هستند که طی دههها حق بیمه پرداخت کردهاند.
گاهی منابع مسئولیت اجتماعی شستا برای خرید تجهیزات دستگاههای دیگر هزینه میشود، در حالیکه مراکز درمانی تأمین اجتماعی به تجهیزات پزشکی پیشرفته نیاز دارند
از نظر تخصیص بهینه منابع، آیا هزینهکرد این منابع در خارج از مجموعه تأمین اجتماعی میتواند محل بحث باشد؟
تیرماه ۱۴۰۵ مشاور عالی مدیرعامل تأمین اجتماعی نسبت به نحوه مصرف منابع مسئولیت اجتماعی شرکتهای زیرمجموعه شستا انتقاد کرد. براساس این اظهارات، گاهی منابع مسئولیت اجتماعی برای خرید تجهیزات دستگاههای دیگر هزینه میشود، در حالیکه مراکز درمانی تأمین اجتماعی نیز به تجهیزات پزشکی پیشرفته نیاز دارند و میتوان همین منابع را برای تجهیز مراکز درمانی سازمان و کاهش هزینههای درمان بیمهشدگان به کار گرفت.
وقتی بیمارستانها و مراکز درمانی متعلق به خود سازمان با کمبود تجهیزات مواجهاند، این پرسش مطرح میشود که چرا منابع مجموعهای که سرمایه آن به سازمان تأمین اجتماعی تعلق دارد، باید برای دستگاههای دیگر هزینه شود؟ این موضوع سیاسی یا جناحی نیست، بلکه مسالهای مرتبط با حسابداری، حکمرانی شرکتی، تخصیص منابع و حقوق صاحبان سرمایه است.
اگر شستا نیز مانند سایر بنگاهها وظیفهای در قبال مسئولیت اجتماعی داشته باشد، مرز این مسئولیت با تصمیمگیری درباره منابع شرکت کجاست؟
اصل این استدلال قابل قبول است اما تفاوت اساسی در منشأ منابع و نحوه تصمیمگیری درباره آنهاست. مسئولیت اجتماعی نباید به این معنا باشد که مدیریت شرکت بدون معیارهای روشن و قابل سنجش درباره محل مصرف منابع تصمیم بگیرد. اگر قرار است مبلغی تحت عنوان مسئولیت اجتماعی پرداخت شود، باید دستکم مشخص باشد منبع پول کجاست، مبلغ دقیق چقدر است، تصمیم را چه مرجعی گرفته، ذینفع نهایی چه کسی است، این هزینه چه ارتباطی با مأموریت شرکت دارد، چه منفعت مستقیم یا غیرمستقیمی برای سهامدار ایجاد میکند، چرا این محل هزینه نسبت به گزینههای دیگر اولویت داشته و تعارض منافع چگونه مدیریت شدهاند؟
همچنین باید پرسید آیا چنین هزینهای واقعاً «مسئولیت اجتماعی» است یا انتقال منابع یک مجموعه بیمهای برای انجام وظایفی که باید از محل منابع عمومی یا بودجه دستگاه مربوط انجام شود؟
از منظر مالی، برای ارزیابی هزینههای مسئولیت اجتماعی چه اطلاعاتی باید افشا شود؟
سال ۱۴۰۵، دستورالعملهای مرتبط با افشای هزینههای مسئولیت اجتماعی، شرکتها را به ارائه جزئیاتی ازجمله مبلغ هزینه، سرفصل، علت انجام هزینه، محل مصرف، مشخصات دریافتکننده، ارتباط هزینه با منافع شرکت، آثار آن بر پایداری و نحوه مدیریت تعارض منافع ملزم کرده، بنابراین دیگر نمیتوان به عنوان کلی «مسئولیت اجتماعی» اکتفا کرد و شفافیت باید از عنوان هزینه عبور کرده و به مقصد نهایی پول برسد. اکنون زمان آن رسیده که متولیان شستا و تأمین اجتماعی، نه با اطلاعیههای کلی، بلکه با ارائه اسناد و ارقام روشن، به چند پرسش مشخص پاسخ دهند: مجموع هزینههای مسئولیت اجتماعی شرکتهای تابعه شستا در سالهای اخیر چقدر بوده؟ این مبالغ دقیقاً به چه اشخاص، دستگاهها، مؤسسات و طرحهایی پرداخت شدهاند؟ سهم مراکز درمانی، بیمهشدگان و مستمریبگیران تأمین اجتماعی از این منابع چقدر بود؟ مبنای قانونی و مصوبه هیأتمدیره برای هر پرداخت چه بوده است؟ آیا برای هر هزینه، ارزیابی اقتصادی و اجتماعی انجام شده است؟ آیا تعارض منافع احتمالی در انتخاب دریافتکنندگان بررسی شدهاند؟ آیا این پرداختها در صورتهای مالی شرکتها به صورت شفاف و قابل ردیابی افشا شدهاند؟ چه نهادی بر ضرورت، تناسب و اثربخشی این هزینهها نظارت کرده و آیا پیش از پرداخت، نیازهای فوری و اولویتدار تأمین اجتماعی، بهویژه در حوزه درمان، بررسی شده است؟ اگر منابع متعلق به مجموعه تأمین اجتماعی است، چرا اولویت نخست مسئولیت اجتماعی نباید تقویت همان جامعهای باشد که این منابع به پشتوانه آن شکل گرفتهاند؟
مسئولیت اجتماعی، اگر از جیب دیگران پرداخت شود و بدون شفافیت باشد، دیگر صرفاً یک فضیلت مدیریتی نیست و به موضوعی برای مطالبهگری، حسابرسی و پاسخگویی تبدیل میشود
با توجه به این موارد، از نظر شما شستا برای مدیریت اقتصادی هزینههای مسئولیت اجتماعی چه سازوکاری باید ایجاد کند؟
موضوع، مخالفت با مسئولیت اجتماعی نیست بلکه بازتعریف مسئولیت اجتماعی شستاست. باید «نظام جامع مسئولیت اجتماعی شستا» تدوین و تصویب شود تا در آن اولویت هزینهکرد منابع به صورت شفاف مشخص باشد. در رأس این اولویتها باید تقویت مراکز درمانی تأمین اجتماعی، حمایت هدفمند از بیمهشدگان و مستمریبگیران نیازمند، ارتقای ایمنی و رفاه نیروی کار شرکتهای تابعه، پروژههای محیطزیستی مرتبط با فعالیت شرکتها و در نهایت طرحهای عمومی و ملی قرار گیرد؛ آن هم صرفاً در صورت وجود مبنای قانونی و توجیه اقتصادی و اجتماعی روشن.
این ترتیب نهتنها مسئولیت اجتماعی را نفی نمیکند، بلکه آن را از یک مفهوم مبهم به یک سیاست پاسخگو تبدیل خواهد کرد. شرکتی که منابع آن به یک صندوق بیمهای و در نهایت به زندگی میلیونها انسان گره خورده، پیش از آنکه بخواهد منابع خود را در حوزههای دیگر هزینه کند، باید نسبت به مأموریت اصلی خود پاسخگو باشد. اگر بیمارستان تأمین اجتماعی به تجهیزات پزشکی نیاز دارد، اگر بازنشسته با هزینههای سنگین درمان مواجه است، اگر بیمهشده از کیفیت خدمات گلایه دارد و اگر منابع سازمان باید با بازدهی مناسب سرمایهگذاری شود، نخستین مسئولیت شستا باید پاسخگویی به همین نیازها باشد.
در نهایت، از منظر اقتصادی و مدیریتی، چه تغییراتی را در نحوه هزینهکرد منابع مسئولیت اجتماعی شستا ضروری میدانید؟
مسئولیت اجتماعی نباید ابزاری برای انتقال منابع به خارج از مجموعه مأموریتی شستا باشد و منابع بیمهشدگان را نمیتوان با عنوانی زیبا اما بدون پاسخ روشن، در مسیری هزینه کرد که ارتباط آن با منافع بیمهشدگان قابل اثبات نیست. مطالبه، توقف مسئولیت اجتماعی نیست بلکه «مسئولیت اجتماعی مسئولانه» است. بهتر است شستا و سازمان تأمین اجتماعی موارد زیر را شفاف کنند: گزارش کامل تمام هزینههای مسئولیت اجتماعی را منتشر کنند، نام دریافتکنندگان، مبلغ، تاریخ، مصوبه، محل مصرف و هدف هر پرداخت را اعلام کنند، مبنای قانونی هر هزینه را برای افکار عمومی و صاحبان واقعی منابع تشریح کنند، اولویت هزینهکرد را به نیازهای واقعی جامعه تحت پوشش تأمین اجتماعی بازگردانند، سازوکاری مستقل برای نظارت بر مسئولیت اجتماعی شرکتهای تابعه ایجاد کنند و از تبدیل «مسئولیت اجتماعی» به ابزار توزیع منابع بدون ارزیابی اثربخشی جلوگیری کنند.
در نهایت باید پرسید مسئولان شستا مسئولیت اجتماعی خود را در برابر چه کسی میدانند؛ جامعهای کلی و انتزاعی یا میلیونها بیمهشده و بازنشستهای که سرمایه و پشتوانه این مجموعه متعلق به آنان است؟ مسئولیت اجتماعی، اگر از جیب دیگران پرداخت شود و بدون شفافیت باشد، دیگر صرفاً یک فضیلت مدیریتی نیست و به موضوعی برای مطالبهگری، حسابرسی و پاسخگویی تبدیل میشود. در مجموعهای مانند شستا، نخستین معیار پاسخگویی باید یک اصل ساده باشد: «هر ریال، یک امانت؛ هر هزینه، یک پاسخ».
دیدگاه تان را بنویسید