انتقاد از تحمیل بیمههای تکمیلی به بازنشستنگان و مستمریبگیران کمدرآمد
«طلایی»هایی که حلبی هم نیستند
نسرین هزاره مقدم
بازنشستگان این روزها در مسلخ سودهای نجومی کالاییسازی درمان و بیمههای تکمیلی قربانی شدهاند و برای دریافت هزینههای یک فیزیوتراپی ساده، باید ماهها انتظار بکشند تا شایر کمتر از نصف هزینه پرداختی، روزی روزگاری به کیسهشان برگردد.
این اتفاقیست که هر روز و هر هفته برای بازنشستگان رخ میدهد. کارگری که 30 سال تمام در خط تولید یک کارخانه از جان و دل مایه گذاشته و حالا به روزگار پیری و بیماری رسیده، باید طعم تلخ تحقیر نداری را در مراجعه به بیمارستانها و کلینیکها به جان بخرد، شرمنده شود و زجر بکشد، از شکم خانواده بزند و پول دارو درمان بدهد. سپس ماهها انتظار بکشد و پیگیری کند تا کمی از هزینههای درمان بازگردد و این روایت ناگوار کارگر بازنشستهایست که علاوه بر پرداخت 30 سال حق بیمه، حالا ماهی یک میلیون تومان به ازای هر عضو خانواده، برای بیمه طلایی آتیهسازان حافظ میپردازد.
«علیاصغر اخواننوری» بازنشسته شرکت تولیدی تیزرو قصه این انتظار و ناکامی را روایت میکند: سال گذشته طرحی به نام بیمه طلایی بیمه تکمیلی بازنشستگان آغاز شد. در صورت ثبتنام در این طرح، ماهی یک میلیون تومان برای هر نفر از حقوق بازنشسته برمیدارند و ادعا میکنند خدمات طلایی به بازنشستگان عرضه میشود. در قرارداد بیمه طلایی، بخشی از تعهدات در جدولی که به ما نشان دادند، بدون سقف است. ما که درگیری بیماریهای ریز و درشتیم، مجبور شدیم برای بیمه طلایی ثبتنام کنیم و از آذر ماه پارسال، هر ماه یک میلیون تومان خودکار از حقوقمان کسر شد اما طنز تلخ ماجرا اینجاست که این تعهدات بدون سقف، در دنیای واقعی سقف کوتاهی دارد!
این بازنشسته در بیان تجربه شخصی خود میگوید: دو ماه اول قرارداد (آذر و دی) خدمات ندادند به این بهانه که تازه ثبتنام کردهاید. آذرماه پارسال، فیزیوتراپی انجام دادم و صورتحسابها را به بیمه تکمیلی تحویل دادم اما بیمهگذار بعد از پنج ماه، در ۲۲ اردیبهشت، بخشی از پول را به حساب من واریز کرد و در تمام این پنج ماه، حق بیمه یک میلیون تومانی از حقوق من خودکار کسر میشد.
اخوان با بیمه آتیهسازان تماس گرفته و علت این تاخیر پنج ماهه را پرسیده و شرکت بیمهگر خیلی کوتاه، گناه را متوجه تامین اجتماعی دانسته: «تقصیر ما نیست، سازمان حق بیمهها را به موقع به حساب ما واریز نمیکند».
این بازنشسته بازهم پیگیری کرده: به بیمهگر گفتم به ما ربطی ندارد که سازمان پول ما را پیش خودش نگه میدارد و دیر به حساب بیمهگر میریزد. آتیهسازان پاسخ بیشتری نداد و گفت با کانون بازنشستگان به عنوان متولی بیمه تکمیلی تماس بگیرید. با دفتر کانون عالی بازنشستگان تماس گرفتم. خانمی گوشی تلفن را برداشت، خیلی مودبانه حرفها و گلههای من را شنید و چند بار تکرار کرد «حق با شماست، حق باشماست»؛ فقط همین.
بازنشسته بیمار که هزینههای درمانش را طلب میکند، از شرکت بیمه تکمیلی به تامین اجتماعی و از تامین اجتماعی به کانون بازنشستگان پاسکاری میشود آن هم وقتی که هر ماه سر وقت و بدون تاخیر، یک میلیون تومان حق بیمه تکمیلی از حقوق ناچیزش برداشته میشود. ولی گیر افتادن در چرخه نهادهایی که مسئولیت نمیپذیرند و هر کدام توپ را به دیگری پاس میدهند، همه ماجرا نیست: آنچه برای اخوان نوری بعد از پنج ماه واریز شده، نصف هزینههای فیزیوتراپی هم نبوده: «آذرماه 10 جلسه فیزیوتراپی رفتم و ۱۴ میلیون تومان هزینه کردم. در جدول تعهدات بیمه طلایی نوشته بود خدمات پاراکلینیکی بدون سقف است اما بعد پنج ماه برای من ۳ میلیون و ۶۰۰هزار تومان ریختند. اعتراض کردم ولی گفتند طبق تعرفه وزارت بهداشت به شما پول میدهیم! گفتند این تعرفهها مال دو سال پیش است و از دو سال قبل، وزارت بهداشت تعرفههای بیمه را افزایش نداده است».
اخوان با بیان اینکه «دارو سالی چند بار گران میشود و بعد از جنگ ۳ برابر شده اما تعرفههای خدمات شرکتهای بیمهگر مال دو سال قبل است و تغییری نکرده»، چند دقیقهای سکوت میکند و بعد ادامه میدهد: از یک طرف به بازنشسته اعلام میکنند خدمات بیمه طلایی بدون سقف است و با تبلیغاتشان رسانهها را پر میکنند، از آن طرف میگویند شرمنده، تعرفهها ثابت مانده اما قیمتها در دنیای واقعی بالا رفته! این بیمه طلایی، واقعاً برای کیست و به نفع چه کسیست؟ برای خودشان طلاییست، برای آنهایی که رفتهاند، رایزنی کردهاند و قرارداد بستهاند طلاییست ولی برای ما بازنشستگان، مسی هم نیست، حلبی هم نیست، فقط سرگردانمان کردهاند.
دیدگاه تان را بنویسید