پولی در جیب مردم و بساط صندوقها برای هزینههای سنگین درمان نمانده است
یک بازنشسته: گوشت و مرغ نمیخوریم، دارو را چه کنیم؟
نسرین هزاره مقدم
«سلامتی را هم از مردم دریغ کردهاند». این را بازنشستهای میگوید که ماههاست درمان سرطان همسرش را رها کرده است. شیمیدرمانی گران است، قیمت داروهای اصلی بیماری سرطان خون نجومی است و این مرد ۶۰ساله که 30 سال تمام از عمر و جوانیاش را در یک کارخانه تولید لوازم الکتریکی سپری کرده، آینده خود و خانوادهاش را تیره میبیند: «کار به جایی رسیده که حتی داروهای تقویتی همسرم را نمیتوانم بخرم».
این بازنشسته میگوید: مگر نگفتند حق اعتراض داریم؟ من به این شرایط معترضم، به این گرانی بیامان همه چیز. به فرض که گوشت و مرغ نخوریم، دارو و درمان را چه کنیم، چطور زنده بمانیم؟! چرا هیچ زمان صدای ما شنیده نمیشود؟او بعد از 30 سال کار میگوید «حالا در بازنشستگی هم یک شب خواب راحت ندارم».
آینده درمان همه مزدبگیران فوقالعاده تیره است. متوسط حقوق بازنشستگان صندوقهای بازنشستگی مختلف حدود 20 میلیون تومان و حتی کمتر است، پس سخت نیست بفهمیم گرانی بیشتر دارو چه بلایی سر این گروه میآورد
ارز ترجیحی دارو به مویی بند است
مزدبگیران در منگنه فشارهای سنگین زندگی، از بسیاری از مواهب اولیه یک زندگی ساده محروم شدهاند. یکی از این محرومیتها که عواقب بسیار خطرناکی دارد، ناتوانی در تامین هزینههای دارو و درمان است. دارو و درمان اقلامی بدون جایگزین هستند که اگر نتوانی تهیه کنی، باید پیه مرگ را به تن بمالی، عزیزت مقابل چشمانت آب شود و تو دست و پا بسته، فقط تماشا کنی.
البته این اتفاق ناگوار، سرنوشت این روزهای بسیاری از بیمارانیست که از طبقه کارگر و مزدبگیر هستند؛ به خصوص بازنشستگان که زیر خط فقر حقوق میگیرند و توان تامین هزینههای درمان را ندارند. بسیاری از داروهای باکیفیت از شمول بیمهها خارج است، سقف پوشش بیمههای تکمیلی ساده پایین است و بیمار خاص بعد از چند بار مراجعه برای درمان کلینیکی و پاراکلینیکی باید همه هزینهها را از جیب بدهد. این قصه امروز است اما گرانی ارز و حذف ارز ترجیحی نهادههای دارویی، قرار است فردای تلختری برای مزدبگیران رقم بزند.
به نظر میرسد احتمال حذف ارز ترجیحی دارو از بودجه سال بعد، بسیار جدیست. وزیر بهداشت بهتازگی با ارسال نامهای به مسعود پزشکیان، درخواست کرده با توجه به تجربه اجرای ناموفق طرحهای دارویار و تجهیزیار که در پی افزایش نرخ ارز از ۴ هزار و ۲۰۰ به ۲۸هزار و ۵۰۰ تومان به اجرا درآمد و موجب افزایش پرداختی از جیب مردم شد، ارز ترجیحی ۲۸هزار و ۵۰۰ تومانی دارو و ملزومات مصرفی پزشکی در بودجه ۱۴۰۵ حذف نشود. البته ظفرقندی پیشتر در اظهارنظری اعلام کرده بود: «ارز ترجیحی دارو از سال آینده حذف خواهد شد و وزارت بهداشت در حال آمادهسازی برنامههای لازم برای مدیریت این تغییر است».
گویا سرنوشت ارز ترجیحی دارو به مویی بند است؛ مسئولان بارها وعده دادهاند که گرانی ناشی از حذف یارانه دارو از سوی صندوقهای بیمهگر ازجمله تامین اجتماعی جبران میشود اما آنچه به چشم میبینیم، بحران جدی صندوقهای بازنشستگی، افزایش سهم پرداخت بازنشستگان از بیمههای تکمیلی، گرانی دارو و افول سطح خدمات بیمهگرهاست و در یک کلام، خدمات دارویی مزدبگیران رو به سقوط است.
این سقوط حتی صدای سطوح بالای تصمیمسازی را هم درآورده است. یک ماه پیش از این «باقرزاده» نماینده بابلسر در این رابطه با تاکید بر اینکه زنگ خطر گرانی دارو و تجهیزات پزشکی به صدا درآمده، گفت: آیا این صدا را نشنیدهاید؟ پس چرا کاری نمیکنید؟ با این روندی که در بودجه سلامت امسال دیده شده، این ره به ترکستان است که میروید و باید منتظر اقدامات ناگوار در عرصه سلامت کشور باشیم.
اما واقعا دولت و نمایندگان مجلس نمیبینند که کارگران، بازنشستگان و فرودستان، درگیر «ناگوارترین اتفاق ممکن» یعنی چشمپوشی از درمان و زجر ناتوانی در تامین هزینههای سلامت هستند و نمیدانند حذف ارز ترجیحی دارو و گرانی دارو و درمان، این ناگواریها را تا سر حد مرگ تشدید میکند؟
صندوقها، گرانی درمان را تاب نمیآورند و پرداخت از جیب مردم دو تا سه برابر میشود. برآیند دردناک این اوضاع این است که مزدبگیران از درمان فاصله میگیرند، درمان را متوقف میکنند و به انتظار تقدیر و مرگ مینشینند
آینده تاریک پیش روی مزدبگیران
بازنشسته صنایع الکتریکی میگوید: «وقتی سقف بیمه تکمیلی تمام شده و من پولی در بساط ندارم، چه باید بکنم؟ چطور باید جان همسرم را نجابت بدهم. به این شرایط اسفبار کجا باید اعتراض کنم؟».
اما سال آینده چه آیندهای در انتظار طبقه کارگر است، چشمانداز دارو و درمان و صندوقهای بیمهگر تا چه اندازه تیره و تار است و حذف ارز ترجیحی چه عواقبی دارد؟
«علیرضا حیدری»، کارشناس رفاه و تامین اجتماعی در این رابطه میگوید: قیمت دارو مثل هر کالای دیگری، متاثر از قیمت ارز است. وقتی صحبت از حذف ارز ترجیحی دارو میکنند، از یکسو نهادههای دارو که وارداتی هستند گران میشود و از سوی دیگر، سرمایه در گردش تولیدکنندگان به مشکل برمیخورد. هر نوع تغییر نرخ برابری ارز، به بازار دارو و درمان شوک قیمتی وارد میکند. اگر تولیدکننده دارو قرار باشد مواد اولیه را با دلار ۱۳۰هزار تومانی تهیه کند، تورم بسیار سنگینی به بازار دارو تحمیل خواهد شد. ضمن اینکه نیازها و تجهیزات کارخانجات دارویی نیز به قیمت ارز وابسته است و گرانی ارز موجب افزایش قیمت تمامشده و تحمیل تورم مضاعف به مصرفکننده میشود.
قیمتهای تهاجمی در بازار سلامت
این کارشناس رفاهی با بیان اینکه قیمت داروهای باکیفیت خارجی نیز به شدت گران خواهد شد، اضافه میکند: ما با قیمتهای تهاجمی در بازار دارو مواجه خواهیم شد؛ قیمتهایی که هیچ سنخیتی با پیشبینیها نخواهد داشت. در این شرایط به بیمهگرها امیدی نیست. صندوقها این گرانیها را تاب نمیآورند و در نتیجه پرداخت از جیب مردم دو تا سه برابر میشود. توان اقتصادی مردم محدود است و برآیند دردناک این اوضاع این است که مزدبگیران از درمان فاصله میگیرند، درمان را متوقف میکنند و به انتظار تقدیر مینشینند، به انتظار مرگ که خوانده و ناخوانده از راه میرسد.
او تاکید میکند: این سرنوشت محتوم همه مزدبگیران، بدون استثناست. آینده درمان همه مزدبگیران فوقالعاده تیره است. متوسط حقوق بازنشستگان صندوقهای بازنشستگی مختلف چیزی حدود 20 میلیون تومان و حتی کمتر است، پس خیلی سخت نیست بفهمیم گرانی بیشتر دارو چه بلایی بر سر این گروه میآورد.
صندوقهای بازنشستگی در وضعیت شکننده و بحرانی و در آستانه ورشکستگی جدی هستند و مردم توان اقتصادی ندارند و نمیتوانند برای درمان از جیب هزینه کنند. در این وانفسا، با آزادسازی کامل دارو و درمان، چند هزار خانواده باید شاهد مرگ عزیزانشان باشند، چند هزار خانواده باید با دستهای بسته در معرض نابودی و ویرانی بنشینند و فقط حسرت بکشند؟!
دیدگاه تان را بنویسید