اسرائیل در تقابل با حضور نظامی ترکیه، دور جدید حملات به سوریه را اجرایی کرد؛
فرودگاه ابوالظهور؛ مرکز مخابره پیام دوگانه تلآویو
رامین پرتو
فاز تازهای از اقدامات نظامی اسرائیل در سوریه، این کشور را بار دیگر در مرکز یکی از پیچیدهترین معادلات امنیتی خاورمیانه قرار داده است. حمله هوایی به فرودگاه نظامی ابوالظهور در حومه ادلب، همزمان با حملات توپخانهای به جنوب سوریه، نقض حریم هوایی و یورش زمینی به مناطق قنیطره و ربودن دو شهروند سوری، نشان میدهد که دامنه عملیات اسرائیل دیگر به یک اقدام محدود علیه زیرساختهای نظامی سوریه خلاصه نمیشود. اهمیت اصلی این تحولات اما در پیوند خوردن آن با حضور و برنامههای ترکیه در سوریه است؛ موضوعی که خطر تبدیل یک رویارویی غیرمستقیم به برخورد مستقیم میان دو بازیگر مهم منطقه را افزایش داده است.
حمله به سوریه؛ فراتر از یک عملیات نظامی
در نگاه نخست، حمله به فرودگاه نظامی ابوالظهور میتواند بخشی از راهبرد اسرائیل برای جلوگیری از بازسازی توان نظامی سوریه تلقی شود. اسرائیل پس از تحولات سیاسی سوریه، بارها زیرساختهای نظامی این کشور را هدف قرار داده و تلاش کرده است از شکلگیری دوباره یک نیروی نظامی منسجم، سامانه پدافندی مؤثر و ظرفیت موشکی یا هوایی در نزدیکی مرزهای خود جلوگیری کند. با این حال، عملیات اخیر نشانههای متفاوتی دارد. فاصله جغرافیایی ابوالظهور با جولان و همچنین ارتباط این پایگاه با برنامههای ترکیه، نشان میدهد که محاسبات تلآویو صرفاً به تهدید مستقیم سوریه محدود نیست.
از منظر اسرائیل، مسئله اصلی آینده ساختار امنیتی سوریه است. دمشق در تلاش است جایگاه دولت خود را تثبیت کند و همزمان با کمک کشورهای منطقه، ظرفیتهای امنیتی و نظامی خود را بازسازی کند. ترکیه نیز یکی از مهمترین بازیگران خارجی در این روند است. بنابراین تلآویو میخواهد پیش از آنکه این همکاری به ایجاد زیرساختهای نظامی جدید منجر شود، خطوط قرمز خود را تحمیل کند. حمله به باند فرودگاه ابوالظهور در چنین چارچوبی میتواند پیامی دوگانه داشته باشد که هم به دمشق درباره بازسازی توان نظامی و هم به آنکارا درباره حدود حضور نظامی در سوریه اخطار بدهد.
اسرائیل همچنین نگران ایجاد سامانههای راداری و پدافندی ترکیه در خاک سوریه است. چنین سامانههایی، از نگاه تلآویو، میتواند آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل را در سوریه کاهش دهد و حتی بر توانایی آن برای اجرای عملیات در عمق منطقه، از جمله در ارتباط با ایران، اثر بگذارد. به همین دلیل، مسئله ابوالظهور را نمیتوان تنها در چارچوب سوریه تحلیل کرد. این حمله بخشی از رقابت گستردهتر بر سر برتری هوایی، اطلاعاتی و امنیتی در منطقه است.
چرا ترکیه به هدف پیام اسرائیل تبدیل شد؟
ترکیه در معادله جدید سوریه جایگاهی متفاوت از گذشته دارد. آنکارا از دولت انتقالی دمشق حمایت میکند و در بازسازی ساختارهای امنیتی و نظامی سوریه نقش مهمی برای خود قائل است. اسرائیل در مقابل، از تثبیت هرگونه نیروی نظامی در سوریه که بتواند آزادی عمل آن را محدود کند، نگران است. به همین دلیل، حمله به پایگاهی که احتمال حضور نیروهای ترکیه در آن مطرح شده، بیش از آنکه یک عملیات معمولی باشد، حامل پیام سیاسی و بازدارنده است.
واشنگتن همچنان اسرائیل را شریک اصلی امنیتی خود در منطقه میداند، اما همزمان نمیخواهد اقدامات تلآویو به درگیری مستقیم با ترکیه منجر شود، چراکه ترکیه عضو ناتو است و در معادلات امنیتی سوریه، دریای سیاه و منطقه جایگاه مهمی دارد و بنابراین برای آمریکا، جلوگیری از تبدیل اختلاف اسرائیل و ترکیه به یک جنگ منطقهای، یک اولویت راهبردی است
تلآویو با این اقدام در واقع میخواهد به آنکارا بفهماند که تغییر آرایش نظامی سوریه بدون در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی اسرائیل پذیرفته نخواهد شد. این رویکرد البته هزینههای سنگینی دارد؛ زیرا ترکیه برخلاف سوریه، یک بازیگر ضعیف یا منزوی نیست و عضو ناتو است. بنابراین هرگونه حمله مستقیم به نیروهای ترکیه میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از مرزهای سوریه داشته باشد.
با وجود این، احتمال ورود فوری ترکیه به جنگ با اسرائیل همچنان پایین است. اختلافات میان دو کشور شدید شده، اما آنکارا میداند که برخورد مستقیم میتواند سوریه را به میدان جنگی بزرگتر تبدیل کند و حتی روابط ترکیه با آمریکا و دیگر اعضای ناتو را وارد مرحلهای بسیار دشوار کند. واکنش ترکیه تاکنون بیشتر بر محکومیت سیاسی، تأکید بر حاکمیت سوریه و حمایت از دولت دمشق متمرکز بوده است. این بدان معنا نیست که صبر آنکارا نامحدود است. اگر حملات اسرائیل به نیروهای ترکیه یا زیرساختهایی که مستقیماً تحت حفاظت آنکارا قرار دارند گسترش یابد، احتمال واکنش نظامی یا دستکم ایجاد بازدارندگی سخت افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، خطر اصلی یک سوءمحاسبه است. اگر جنگندههای اسرائیلی به سامانههای ترکیه نزدیک شوند، یا حادثهای برای نیروهای دو طرف رخ دهد، تصمیمگیری در چند دقیقه میتواند بحران را از سطح سیاسی به سطح نظامی منتقل کند. اظهارات تام باراک، فرستاده آمریکا در امور سوریه، مبنی بر اینکه طرفها تنها یک گام با درگیری مستقیم فاصله داشتند، اهمیت همین خطر را نشان میدهد.
از سوی دیگر، انتخاب همزمان شمال و جنوب سوریه نیز معنادار است. در جنوب، اسرائیل میکوشد عمق امنیتی خود اطراف جولان را حفظ کند و با ایجاد فشار، هرگونه تغییر در موازنه مرزی به تعویق بیندازد. در شمال، هدف کنترل مسیرهای نفوذ و جلوگیری از ایجاد زیرساختهایی است که بتواند موازنه اطلاعاتی را تغییر دهد. بنابراین پراکندگی حملات را نباید نشانه نبود راهبرد دانست؛ برعکس، این پراکندگی میتواند بیانگر تلاش برای یک کمربند بازدارنده در چند محور باشد. مسئله مهم این است که این سیاست، در شرایطی که سوریه هنوز در حال بازسازی ساختار امنیتی خود است، میتواند روند تثبیت این کشور را دشوارتر و رقابت بازیگران منطقهای را تشدید کند.
تلآویو میخواهد پیش از آنکه همکاری ترکیه و سوریه به ایجاد زیرساختهای نظامی جدید منجر شود، خطوط قرمز خود را تحمیل کند و حمله به باند فرودگاه ابوالظهور در چنین چارچوبی میتواند پیامی دوگانه داشته باشد که هم به دمشق درباره بازسازی توان نظامی و هم به آنکارا درباره حدود حضور نظامی در سوریه اخطار بدهد
نگرانی آمریکا از جنگ اسرائیل و ترکیه
موضع آمریکا در این بحران پیچیدهتر از یک حمایت ساده از عملیات اسرائیل است. واشنگتن همچنان اسرائیل را شریک اصلی امنیتی خود در منطقه میداند، اما همزمان نمیخواهد اقدامات تلآویو به درگیری مستقیم با ترکیه منجر شود. ترکیه عضو ناتو است و در معادلات امنیتی سوریه، دریای سیاه و منطقه جایگاه مهمی دارد. بنابراین برای آمریکا، جلوگیری از تبدیل اختلاف اسرائیل و ترکیه به یک جنگ منطقهای، یک اولویت راهبردی است.
واکنش تام باراک نشان میدهد که واشنگتن حمله به ابوالظهور را اقدامی تنشزا و غیرضروری ارزیابی کرده است. اهمیت این موضع در آن است که آمریکا تلاش میکند میان سه هدف تعادل برقرار کند: حفظ امنیت اسرائیل، جلوگیری از بازسازی تهدیدهای نظامی علیه آن و همزمان مهار اقدامات یکجانبهای که میتواند نظم شکننده سوریه را از بین ببرد.
واشنگتن همچنین به دنبال ایجاد سازوکاری برای تبادل اطلاعات و گفتوگو میان اسرائیل، ترکیه و سوریه است. این رویکرد نشان میدهد که آمریکا بیش از آنکه خواهان حل اختلافات از طریق زور باشد، به دنبال مدیریت بحران است. برای دولت آمریکا، بدترین سناریو آن است که سوریه به عرصه برخورد مستقیم دو متحد یا شریک مهم تبدیل شود و سپس پای بازیگران دیگری نیز به بحران باز شود.
از این رو، مسئله اصلی فقط این نیست که اسرائیل چرا به سوریه حمله کرده است؛ پرسش مهمتر این است که آیا تلآویو میتواند خطوط قرمز خود را بدون کشاندن ترکیه به یک رویارویی مستقیم تحمیل کند. پاسخ این پرسش تا حد زیادی به رفتار واشنگتن، میزان خویشتنداری آنکارا و دامنه عملیات اسرائیل در روزهای آینده بستگی دارد. اگر حملات محدود بماند، بحران احتمالاً در سطح بازدارندگی و فشار سیاسی کنترل خواهد شد؛ اما اگر پایگاهها و نیروهای ترکیه مستقیماً هدف قرار گیرند، سوریه میتواند از صحنه حملات یکجانبه به نقطه آغاز بحرانی تبدیل شود که مهار آن برای هیچیک از بازیگران آسان نخواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید