وقتی سوت پایان، آغازگر یک جنگ حقوقی است
سایه سنگین یک کابوس
آریا طاری
ورزشگاه شهید وطنی قائمشهر، با آن سکوهای نزدیک به چمن و اتمسفر خفهکنندهاش، همواره برای تیمهای پایتختنشین چیزی فراتر از یک استادیوم معمولی بوده است. اینجا آوردگاهی است که فوتبال با بوی چمن مرطوب، تعصب خالص روی سکوها و جنگهای فیزیکی بیامان گره میخورد. برای استقلال، سفر به دیار مازندران در سالهای اخیر شبیه به قدم زدن در یک میدان مین بود؛ سفرهایی که در ۴تقابل گذشته، چیزی جز تساویهای فرسایشی، مصدومیت و امتیازات از دسترفته برای آبیها به همراه نداشت. استقلال میدانست که برای اثبات شخصیت قهرمانی خود در لیگ بیستوششم، باید این طلسم قدیمی را بشکند. در غروب پرالتهاب مردادماه، سهراب بختیاریزاده و شاگردانش دقیقا همین کار را کردند. استقلال در نبردی که از یک سو نیازمند نبوغ تاکتیکی بود و از سوی دیگر محتاج صبوری روانی، موفق شد با یکگل اقتصادی اما بینهایت ارزشمند، از سد نساجی جانسخت بگذرد و با ۶امتیاز کامل از ۲بازی، مقتدرانه به صدر جدول تکیه بزند. اما این تصویر باشکوه، تنها نیمه روشن ماه بود. در تاریکخانه این پیروزی، یک بمب ساعتی در حال تیکتاک است؛ پروندهای حقوقی که میتواند نهتنها دستاوردهای فنی سهراب، بلکه کل اعتبار و نظم لیگ برتر را به خاکستر تبدیل کند.
پرده اول؛ رقص روی لبه تیغ
سهراب بختیاریزاده که تیمش در ایستگاه اول مس شهر بابک را با ۴گل در هم کوبیده بود، با شعار کلاسیک به ترکیب برنده دست نزن، همان ۱۱مرد هفته نخست را روانه میدان کرد. پیام این تصمیم، به ویژه در مورد حضور ثابت یاسر آسانی، بسیار روشن بود؛ استقلال در برابر فشارهای رسانهای و شکایتهای حقوقی عقبنشینی نمیکند. از همان دقایق ابتدایی، آرایش تهاجمی استقلال نبض بازی را در اختیار گرفت. حرکات ترکیبی در کانالهای کناری، نفوذهای ویرانگر صالح حردانی از جناح راست و خلاقیت علیرضا کوشکی در میانه میدان، خط دفاعی نساجی را تحت فشار شدیدی قرار داد. هنوز عرق بازیکنان خشک نشده بود که چرخش تماشایی اسماعیل قلیزاده در محوطه جریمه، زنگ خطر را برای میزبان به صدا درآورد. اما استقلال خیلی زود متوجه شد که برای رسیدن به گل، باید از یک سد بتنی عبور کند؛ علیرضا جعفرپور. سنگربان جوان نساجی در نیمه اول، نمایشی فراتر از استانداردهای لیگ برتر ارائه داد. او در دقیقه۱۴، شلیک کاتدار و مرگبار حردانی را که میرفت در کنج دروازه آرام بگیرد، با پروازی تماشایی و با نوک انگشتانش به کرنر فرستاد. دقایقی بعد، ضربه ایستگاهی کوشکی که با برخورد به زمین تغییر مسیر داده بود، باز هم با واکنش خیرهکننده جعفرپور مهار شد. استقلال خیمه سنگینی روی دروازه میزبان زده بود، اما دستان کشیده جعفرپور، اجازه نمیداد قفل دروازه شکسته شود. نساجی نیز در این نیمه تیمی دستوپابسته نبود. شاگردان مجتبی حسینی که به خوبی میدانستند در نبردهای مالکانه شانس کمتری دارند، دل به ضدحملات سریع و ضربات ایستگاهی بسته بودند. ارسالهای بلند روی دروازه حبیب فرعباسی، ۲بار توسط هومن ربیعزاده و بهروز نوروزیفرد خطرساز شد، اما هوشیاری خط دفاعی سهنفره استقلال مانع از فروپاشی دروازه شد تا نیمه اول با تساوی بدون گل به پایان برسد.
پرده دوم؛ سمفونی رستگاری
نیمه دوم با افزایش فشار استقلال آغاز شد. حردانی همچنان از سمت راست بیامان نفوذ میکرد و پاسهای کاتبک او بارها مهاجمان استقلال را در موقعیت گلزنی قرار داد، اما بیدقتی در ضربات آخر و تکلهای فداکارانه مدافعان نساجی، مانع از تغییر نتیجه میشد. زمان به سرعت علیه استقلال سپری میشد و سایه شوم یک تساوی دیگر در وطنی، روی نیمکت آبیها سنگینی میکرد. سهراب بختیاریزاده که التهاب و نگرانی در چهرهاش موج میزد، در دقیقه۸۰ دست به یک قمار تاکتیکی زد. او سعید سحرخیزان خسته را بیرون کشید و محمدرضا آزادی را به میدان فرستاد. آزادی در شرایطی پا به چمن وطنی گذاشت که کوهی از فشار روانی را روی شانههایش حمل میکرد. از آخرین باری که او در یک مسابقه رسمی موفق به گلزنی شده بود، دقیقا ۵۰۷روز میگذشت؛ ۵۰۷روز کابوسوار، پر از انتقاد، نیمکتنشینی و افت روحی. اما جادوی فوتبال، گاهی در کسری از ثانیه تمام معادلات را به هم میریزد. تنها ۱۲۰ثانیه پس از ورود آزادی به زمین، استقلال صاحب یک ضربه کرنر شد. یاسر آسانی، همان بازیکنی که نامش این روزها لرزه بر اندام لیگ میاندازد، پشت توپ ایستاد. او روی یک کار تمرینشده، توپ را به صورت زمینی و محکم به پشت محوطه جریمه فرستاد. ضربه قلیزاده با دخالت مدافعان نساجی همراه شد و توپ در میان شلوغی محوطه ششقدم، دقیقا مقابل پای آزادی افتاد. در آن لحظه، گویی زمان در استادیوم وطنی متوقف شد. آزادی، بدون هیچ درنگی و با یک ضربه بغلپای مهارنشدنی، توپ را به تور دروازه جعفرپور دوخت. طلسم ۵۰۷روزه شکسته شد. مهاجمی که در برزخ فراموشی دستوپامیزد، در ۱۲۰ثانیه به منجی بزرگ استقلال تبدیل شد. او به احترام روزهای خوبی که در نساجی داشت و به حرمت هواداران قائمشهری، دستانش را بالا برد و شادی نکرد، اما همتیمیهایش روی سر او خراب شدند. استقلال با همین یک گل، فاتح سنگر قائمشهر شد و با ۶امتیاز به صدر جدول پرواز کرد.
طلسم ۵۰۷روزه شکسته شد. آزادی، مهاجمی که در برزخ فراموشی دستوپامیزد، در ۱۲۰ثانیه به منجی بزرگ استقلال تبدیل شد. او به احترام روزهای خوبی که در نساجی داشت و به حرمت هواداران قائمشهری، دستانش را بالا برد و شادی نکرد، اما همتیمیهایش روی سر او خراب شدند
پرده سوم؛ پروندهای که لیگ را میبلعد
با به صدا درآمدن سوت پایان مسابقه، ماموریت بازیکنان در زمین چمن به پایان رسید، اما ماموریت مدیران و وکلای ورزشی تازه آغاز شد. در حالی که هواداران استقلال غرق در سرمستی این پیروزی حیاتی بودند، ماشین شکایتنویسی باشگاههای رقیب روشن شد. پس از مس شهر بابک در هفته اول، حالا نوبت نساجی بود که شکایت رسمی خود را بابت حضور یاسر آسانی در ترکیب استقلال، روی میز فدراسیون فوتبال بگذارد. بحران از کجا آغاز شد؟ در قلب این طوفان، یک ماده قانونی خطرناک از مقررات فیفا میتپد؛ ماده 14bis. وکیل یاسر آسانی در نامهای به تاریخ ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶، صراحتا به باشگاه استقلال اعلام کرده است که موکلش به دلیل عدم دریافت مطالبات مالی در موعد مقرر، قرارداد خود را به صورت یکطرفه و با اثر فوری فسخ کرده است. در ادبیات حقوقی فوتبال، فسخ بر اساس ماده 14bis یکی از پیچیدهترین و بیرحمترین قوانین است. با این حال، باشگاه استقلال با تکیه بر مستندات داخلی خود، صدور ITC و کارت بازی از سوی سازمان لیگ، این فسخ را غیرقانونی و فاقد وجاهت میداند.
مدیران آبیپوش معتقدند صرف ارسال یک نامه از سوی وکیل بازیکن، به معنای تایید قانونی فسخ از سوی مراجع ذیصلاح فیفا نیست و آسانی تا زمان صدور رای قطعی، بازیکن قانونی استقلال محسوب میشود. اما این دفاعیه، یک قمار بزرگ و وحشتناک است. فرآیند استعلام از فیفا و بررسی پروندههای مرتبط با فسخ قرارداد، معمولا هفتهها و گاهی ماهها به طول میانجامد. اگر پس از گذشت چند هفته، کمیته وضعیت فیفا یا رکن قضایی فدراسیون فوتبال ایران تشخیص دهند که فسخ آسانی کاملا قانونی بوده و او پس از آن تاریخ حق بازی برای استقلال را نداشته است، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ پاسخ این سؤال، یک فاجعه تمامعیار برای استقلال است؛ طبق مقررات انضباطی، تمام مسابقاتی که استقلال در آنها از یاسر آسانی استفاده کرده باشد، با نتیجه ۳ بر صفر به سود حریفان اعلام خواهد شد. یعنی استقلالی که در زمین مسابقه با اقتدار ۴ بر صفر و یک بر صفر پیروز شده، ناگهان در جدول لیگ با دو شکست ۳ بر صفر، صفر امتیاز و تفاضل گل منفی۶ مواجه خواهد شد!
صدور دستور موقت به معنای اعلام قطعی غیرمجاز بودن بازیکن نیست؛ بلکه یک ترمز اضطراری است. فدراسیون با صدور دستور موقت میتواند بازی کردن یاسر آسانی را تا زمان دریافت پاسخ روشن و صریح از فیفا به حالت تعلیق درآورد. این اقدام شجاعانه، در واقع بزرگترین لطف فدراسیون به خود باشگاه استقلال خواهد بود
پرده چهارم؛ انفعال مرگبار
در این تراژدی در حال وقوع، نوک پیکان انتقادات نه به سوی استقلال است که به بازیکن خود اعتماد کرده و نه به سوی تیمهای شاکی که به دنبال احقاق حق خود هستند. متهم ردیف اول، سکوت و انفعال آزاردهنده ارکان قضایی فدراسیون فوتبال است. چرا کمیته انضباطی یا کمیته تعیین وضعیت فدراسیون فوتبال، در مواجهه با پروندهای که پتانسیل نابودی یک فصل از لیگ برتر را دارد، تا این حد کند و بیتفاوت عمل میکند؟ استقلال قرار است در هفتههای آینده به مصاف غولهایی چون سپاهان، فولاد و پرسپولیس برود. اگر استقلال در این بازیهای بزرگ و سرنوشتساز نیز از آسانی استفاده کند و در نهایت مشخص شود که او بازیکن غیرمجاز بوده است، لیگ برتر ایران با یک زلزله بیسابقه مواجه خواهد شد. تغییر نتایج پنج یا شش مسابقه به ۳ بر صفر، نهتنها استقلال را از کورس قهرمانی خارج میکند، بلکه جدول لیگ را به یک کاریکاتور حقوقی تبدیل کرده و حق تیمهای دیگر را نیز تضییع میکند. اینجاست که حقوقدانان ورزشی انگشت خود را روی یک ماده حیاتی اما فراموششده در آییننامه انضباطی میگذارند؛ ماده۱۰۰. بر اساس این ماده، رئیس رکن قضایی فدراسیون این اختیار را دارد که هر زمان ضرورت ایجاب کند، برای جلوگیری از زیانهای جبرانناپذیر و حفظ نظم مسابقات، بلافاصله دستور موقت صادر کند. صدور دستور موقت به معنای اعلام قطعی غیرمجاز بودن بازیکن نیست؛ بلکه یک ترمز اضطراری است. فدراسیون با صدور دستور موقت میتواند بازی کردن یاسر آسانی را تا زمان دریافت پاسخ روشن و صریح از فیفا به حالت تعلیق درآورد. این اقدام شجاعانه، در واقع بزرگترین لطف فدراسیون به خود باشگاه استقلال خواهد بود. شاید در نگاه اول، محرومیت موقت یک ستاره برای کادر فنی استقلال تلخ باشد، اما این تصمیم مانع از آن میشود که استقلال در بازیهای آینده با استفاده از این بازیکن، در باتلاق کسر امتیازات بیشتر فرو برود. اگر استقلال به صحت قراردادش اطمینان دارد، باید خودش پیشقدم شده و از فدراسیون بخواهد تا پیش از دربی و بازی با سپاهان، تکلیف این پرونده را خارج از نوبت مشخص کند.
پرده آخر؛ فوتبال در انتظار
لیگ بیستوششم با تمام هیجاناتش آغاز شده است. صدای برخورد استوکها روی چمن، فریادهای تاکتیکی مربیان و درخشش ستارههایی که پس از ماهها از پیله خود خارج شدهاند، نوید یک فصل جذاب را میدهد. پیروزی بزرگ استقلال در ورزشگاه شهید وطنی، نشان داد که این تیم از لحاظ فنی، شخصیتی رسوخناپذیر و ذهنیتی برندهخواه دارد. سهراب بختیاریزاده تیمی ساخته است که میداند چگونه در روزهای سخت، از یک موقعیت مرده، طلا استخراج کند. اما حقیقت تلخ این است که سرنوشت قهرمان این فصل، شاید نه در مستطیل سبز و با شوتهای سرکش بازیکنان استقلال، بلکه در راهروهای سرد فدراسیون فوتبال و با مهر و امضاهای حقوقی تعیین شود. سایه سنگین یاسر آسانی، همچون ابری سیاه بر فراز صدرنشینی مقتدرانه آبیها خیمه زده است. اکنون زمان آن رسیده که کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، از پیله محافظهکاری خود خارج شود. تعلل در تعیین تکلیف این پرونده، دیگر جایز نیست. تمبر باطل کردن، نامهنگاریهای فرسایشی و موکول کردن تصمیمگیری به آینده، تنها هیزم ریختن بر آتش بحرانی است که کل فوتبال ایران را در بر خواهد گرفت. فدراسیون باید همین امروز، پیش از سوت آغاز بازی بزرگ هفته سوم، با استناد به ماده۱۰۰، تکلیف استقلال، آسانی و سایر تیمهای لیگ را روشن کند. هواداران استقلال حق دارند با خیالی آسوده از درخشش تیمشان لذت ببرند؛ آنها نمیخواهند هر روز صبح با دلهره خواندن تیتر «تغییر نتایج به ۳ بر صفر» از خواب بیدار شوند. توپ اکنون در زمین فدراسیون فوتبال است؛ آیا آنها سوت پایان این غائله را به صدا درخواهند آورد، یا اجازه میدهند لیگ برتر، در یک گرداب حقوقی بیانتها غرق شود؟
دیدگاه تان را بنویسید