واقعاً فراجناحی بود؟!

محمدتقی‌زاده

سه‌شنبه‌شب، ۲۷ مردادماه، اختتامیه جشنواره انجمن روزنامه‌نگاران ایران در حالی برگزار شد که بیانیه هیأت داوران و لحن و متن طراحی‌شده پیش از اهدای جوایز، باعث دلخوری برخی از حضار شد.

سعید ارکان‌زاده یزدی، به‌عنوان یکی از فعال‌ترین و مستعدترین روزنامه‌نگاران ایران که می‌تواند شمایل نسل جدید روزنامه‌نگاری ایران تلقی شود، در بیانیه خود که جنبه‌های چالشی و انتقادی آن به وجوه تحسینی و تمجیدی آن می‌چربید، سطح کیفی و کمی روزنامه‌نگاری ایران را با توجه ‌به آثار داوری‌شده، نامناسب و در حد بحرانی عنوان کرد. نگاه چالشی و انتقادی جزو لاینفک روحیه و منش روزنامه‌نگاری است، اما دو سؤال مطرح است: آیا اختتامیه جشنواره و لحظاتی پیش از اهدای جوایز، می‌بایست چنین لحن و عباراتی را به کار ببرد، آن هم در مراسمی که جنبه یادبود، جشن و تمجید دارد؟ دوم اینکه آیا شرایط یک سال اخیر، کوچ بسیاری از روزنامه‌نگاران به خارج، دست‌کشیدن برخی از فعالان رسانه به دلیل فشارهای خارجی، حقوق کم، سانسور و محدودیت‌های متعدد، در سنجش این نوع اظهارنظر چالشی مدنظر قرار گرفته شده یا فقط آثار با نگاه انتقادی و با ذره‌بین سخت‌گیرانه اساتید این رشته ارزیابی شده است؟ آیا همه تحریریه‌ها فرصت، ظرفیت و توان مالی ارتقای نیروهای مستعد را داشتند و روزنامه‌نگاران در بهبود کیفیت خود اهمال کردند یا خیر؟ 

روزنامه شرق با کسب شش جایزه بیشترین جوایز را به خود اختصاص داد و عصر ایران و ایرنا نیز هر کدام چهار جایزه دریافت کردند. اغلب جوایز به آثاری تعلق گرفت که نوعی رویکرد ساختارشکنانه داشتند؛ ازاین‌رو شاید بسیاری از جوایز شرق، عصر ایران و خبرآنلاین صرفاً به همین رویکرد سیاسی حائز دریافت جایزه شد و بسیاری از گزارش‌ها به همین دلیل جایزه نگرفتند. این نوع جایزه‌دادن، این پیام را القا می‌کند که جشنواره انجمن روزنامه‌نگاران، یک جشنواره با رویکردی خاص است که روزنامه‌نگاران با نگاه مشخص در آن جایزه می‌گیرند و به‌هیچ‌وجه نمی‌توان عنوان ملی و فراجناحی را به آن نسبت داد. نگارنده به‌هیچ‌وجه نمی‌خواهد از جشنواره‌های دولتی چون فجر که به تقسیم غنایم شبیه شده‌اند و اغلب سازندگان در آن جایزه می‌گیرند، دفاع کند؛ اما چرا جشن انجمن روزنامه‌نگاران نباید نوعی عدالت رسانه‌ای را رعایت کند و فارغ از سوگیری‌های سیاسی، به آثار رسانه‌های طرف‌دار حاکمیت جایزه دهد؟ پوزیسیون و اپوزیسیون کنار هم معنا پیدا می‌کنند، وگرنه این نوع نگاه و رویکرد به‌ظاهر ساختارشکنانه، دقیقاً نقطه مقابل جریانی است که طرف‌دار رسانه‌های حاکمیتی و حامی جشنواره‌های عمار است؛ طوری که مثال خودگویی و خود خندی می‌شوند. 

مسئله دیگر اینکه، با اتکا به تعداد جوایز باید گفت شرق رکورددار کسب جوایز بخش خصوصی و ایرنا رکورددار در بخش دولتی شد. ایرنا جوایز بخش مولتی‌مدیا یا چندرسانه‌ای، از قبیل فیلم و عکس، را درو کرد و شرق جوایز گزارش خبری و مکتوب را. این موضوع این گمانه را به وجود می‌آورد که همچنان دست برتر سخت‌افزاری رسانه‌ها، به دلیل امکانات و نیروهای بیشتر، دست رسانه‌های دولتی است و بخش نرم‌افزاری دست رسانه‌های خصوصی است که توان ابراز ایده‌ها و موضوعات پیشروتری را دارند و می‌توانند به طور مشخص معضلاتی را روایت کنند که در رسانه‌های دولتی جای بحث آن نیست. 

ازسوی‌دیگر، توان و امکانات سخت‌افزاری و وجود آرشیو غنی و جامع، به ایرنا این امکان را داده که با اختلاف، پیشرو در بخش فیلم و عکس باشد و با تولیدات بیشتر و بهینه در این عرصه، در بسیاری از رقابت‌ها برنده ازپیش‌تعیین‌شده باشد. در انتها و به روایت اطلاعات در دسترس در فضای وب، گرایش و تخصص داوران جشنواره بررسی شده و این یادداشت با این 2 سوال به پایان می‌رسد: هیأت داورانی که اکثر به یک رسانه تعلق خاطر داشته یا در آن فعالیت داشتند چگونه می‌توانند قضاوت منصفانه‌ای در آرا و داوریهای خود داشته باشند؟ دوم اینکه باتوجه ‌به تجربه و تخصص حرفه‌ای اغلب این اعضا در حوزه متن‌های مکتوب،‌ چگونه توانستند در بخش‌های مولتی‌مدیا از قبیل عکس و فیلم با حداقل حضور افراد مرتبط و متخصص داوری کنند و علاوه‌برآن این‌طور مطرح کردند که اغلب آثار واجد شرایط نبوده‌اند!