باکو علیه بروکسل؛ بازی جدید علی‌اف در قفقاز

رامین پرتو

روابط جمهوری آذربایجان و اتحادیه اروپا در سال‌های اخیر همواره یکی از مهم‌ترین محورهای معادلات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی بوده است؛ روابطی که اگرچه بر پایه همکاری‌های گسترده در حوزه انرژی، ترانزیت، امنیت و اتصال اروپا به آسیای مرکزی شکل گرفته، اما همزمان با اختلافات سیاسی و حقوق بشری نیز همراه بوده است. تازه‌ترین مواضع الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان، نشان می‌دهد شکاف میان باکو و برخی نهادهای اروپایی وارد مرحله تازه‌ای شده است. علی‌اف ضمن انتقاد شدید از عملکرد شورای اروپا و پارلمان اروپا، از بررسی جدی خروج کامل کشورش از شورای اروپا خبر داده؛ موضوعی که اگرچه در ظاهر نشانه تشدید اختلافات است، اما در بطن خود بخشی از یک بازی بزرگ‌تر ژئوپلیتیکی میان اروپا، روسیه، آمریکا و جمهوری آذربایجان به شمار می‌رود.

علی‌اف در چهارمین مجمع جهانی رسانه شوشا اعلام کرد که روابط باکو و مسکو به طور کامل عادی شده و همزمان عملکرد جوسپ بورل، مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا را عامل آسیب جدی به روابط باکو و بروکسل دانست. او همچنین با انتقاد از پارلمان اروپا و مجمع پارلمانی شورای اروپا، این نهادها را متهم کرد که بدون دلیل جمهوری آذربایجان را هدف حملات سیاسی قرار می‌دهند و حتی تأکید کرد اگر باکو از شورای اروپا خارج شود، تأثیر محسوسی بر وضعیت داخلی این کشور نخواهد داشت.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که جمهوری آذربایجان همچنان از توسعه روابط با اتحادیه اروپا در حوزه انرژی، سرمایه‌گذاری، کریدورهای حمل‌ونقل و همکاری‌های اقتصادی استقبال می‌کند. در همین چارچوب، سفر اخیر اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، به باکو و ایروان با هدف تقویت همکاری‌های راهبردی و حمایت از روند صلح میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان انجام شد؛ سفری که نشان داد اروپا همچنان قفقاز جنوبی را یکی از مهم‌ترین حلقه‌های اتصال خود به آسیای مرکزی می‌داند.

باکو برای اروپا تنها یک تأمین‌کننده انرژی نیست؛ بلکه سدی ژئوپلیتیکی میان روسیه، ایران و آسیای مرکزی محسوب می‌شود؛ به همین دلیل، اتحادیه اروپا تلاش می‌کند همزمان روابط خود را با جمهوری آذربایجان و ارمنستان حفظ کند تا ضمن حمایت از روند صلح، نفوذ خود را در قفقاز جنوبی افزایش دهد

ابزار فشار یا تغییر راهبرد؟

در نگاه نخست، شاید تهدید جمهوری آذربایجان به خروج از شورای اروپا با سیاست توسعه روابط با اتحادیه اروپا متناقض به نظر برسد، اما در واقع این دو موضوع از یکدیگر تفکیک شده‌اند. شورای اروپا نهادی است که بیش از هر چیز بر مسائل حقوق بشر، آزادی‌های سیاسی، انتخابات و حاکمیت قانون تمرکز دارد، در حالی که اتحادیه اروپا عمدتاً روابط اقتصادی، انرژی، ترانزیت و همکاری‌های راهبردی را دنبال می‌کند.

از نگاه باکو، شورای اروپا طی دو سال گذشته به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل شده است. محروم شدن هیأت جمهوری آذربایجان از حق رأی در مجمع پارلمانی شورای اروپا، انتقادهای مکرر از وضعیت حقوق بشر، محدودیت رسانه‌ها و نحوه برخورد با مخالفان داخلی، از جمله مواردی است که دولت علی‌اف آن را مصداق برخورد تبعیض‌آمیز می‌داند.

در مقابل، دولت جمهوری آذربایجان معتقد است پس از بازپس‌گیری قره‌باغ، غرب به جای احترام به تمامیت ارضی این کشور، رویکردی جانبدارانه نسبت به ارمنستان اتخاذ کرده است. از نگاه باکو، انتقادهای مکرر شورای اروپا نه بر اساس واقعیت‌های میدانی، بلکه با انگیزه‌های سیاسی صورت می‌گیرد.

از همین رو، تهدید به خروج از شورای اروپا بیش از آنکه نشان‌دهنده قطع ارتباط با اروپا باشد، تلاشی برای افزایش قدرت چانه‌زنی جمهوری آذربایجان در برابر نهادهای اروپایی محسوب می‌شود. 

چرا اروپا به آذربایجان نیاز دارد؟

با وجود اختلافات سیاسی، واقعیت آن است که جمهوری آذربایجان برای اتحادیه اروپا یک شریک راهبردی محسوب می‌شود. پس از آغاز جنگ اوکراین و کاهش وابستگی اروپا به گاز روسیه، اهمیت منابع انرژی جمهوری آذربایجان به شکل چشمگیری افزایش یافت.

در حال حاضر گاز جمهوری آذربایجان به ۱۶ کشور اروپایی صادر می‌شود و ایتالیا بزرگ‌ترین مشتری آن است. اتحادیه اروپا امیدوار است در سال‌های آینده حجم واردات گاز از باکو افزایش یابد تا بخشی از خلأ ناشی از کاهش واردات گاز روسیه جبران شود.

از نگاه باکو، شورای اروپا طی دو سال گذشته به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل شده است. محروم شدن هیأت جمهوری آذربایجان از حق رأی در مجمع پارلمانی شورای اروپا، انتقادهای مکرر از وضعیت حقوق بشر، محدودیت رسانه‌ها و نحوه برخورد با مخالفان داخلی، از جمله مواردی است که دولت علی‌اف آن را مصداق برخورد تبعیض‌آمیز می‌داند

اما اهمیت جمهوری آذربایجان تنها به انرژی محدود نمی‌شود. باکو حلقه اصلی «کریدور میانی» است؛ مسیری که اروپا را از طریق دریای خزر، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی به چین متصل می‌کند. این مسیر پس از افزایش ناامنی در دریای سرخ، جنگ اوکراین و محدودیت‌های مسیرهای سنتی حمل‌ونقل، ارزش ژئوپلیتیکی بسیار بیشتری پیدا کرده است.

اروپا برای توسعه این کریدور میلیاردها یورو سرمایه‌گذاری برنامه‌ریزی کرده و جمهوری آذربایجان مهم‌ترین بازیگر این پروژه محسوب می‌شود. بندر آلات، راه‌آهن باکو ـ تفلیس ـ قارص و شبکه‌های حمل‌ونقل جمهوری آذربایجان ستون فقرات این مسیر به شمار می‌روند.

از سوی دیگر، باکو برای اروپا تنها یک تأمین‌کننده انرژی نیست؛ بلکه سدی ژئوپلیتیکی میان روسیه، ایران و آسیای مرکزی محسوب می‌شود. به همین دلیل، اتحادیه اروپا تلاش می‌کند همزمان روابط خود را با جمهوری آذربایجان و ارمنستان حفظ کند تا ضمن حمایت از روند صلح، نفوذ خود را در قفقاز جنوبی افزایش دهد.

در همین چارچوب، گفت‌وگوهای بروکسل با دو طرف درباره توسعه مسیرهای ارتباطی، مین‌زدایی، پروژه‌های زیربنایی و همکاری‌های اقتصادی نشان می‌دهد اروپا به دنبال تبدیل قفقاز جنوبی به یک پل امن میان اروپا و آسیاست.

آیا شورای اروپا اجازه خروج باکو را خواهد داد؟

اگرچه الهام علی‌اف از بررسی خروج کامل جمهوری آذربایجان از شورای اروپا سخن گفته، اما تحقق این سناریو چندان ساده نیست. تماس دبیرکل شورای اروپا با رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان و درخواست برای خودداری از این تصمیم، نشان می‌دهد اروپا تمایلی به از دست دادن باکو ندارد.

واقعیت این است که خروج جمهوری آذربایجان از شورای اروپا، شکست سیاسی مهمی برای اروپا خواهد بود؛ زیرا این اقدام می‌تواند الگوی جدیدی برای سایر کشورهایی باشد که با نهادهای اروپایی اختلاف دارند. افزون بر این، کاهش ارتباط نهادی با جمهوری آذربایجان، ابزارهای نفوذ اروپا بر تحولات قفقاز جنوبی را نیز محدود خواهد کرد.

از سوی دیگر، اروپا به خوبی می‌داند که هر اندازه فاصله باکو با نهادهای اروپایی بیشتر شود، زمینه برای گسترش نفوذ روسیه، ترکیه و حتی چین در جمهوری آذربایجان افزایش خواهد یافت. به همین دلیل، احتمال دارد بروکسل در ماه‌های آینده تلاش کند با کاهش تنش‌های سیاسی و ارائه مشوق‌های اقتصادی، مانع از عملی شدن این تصمیم شود.

در مقابل، روسیه از تشدید اختلافات میان جمهوری آذربایجان و شورای اروپا چندان ناراضی نخواهد بود. مسکو سال‌هاست نهادهای اروپایی را به سیاسی‌کاری و مداخله در امور داخلی کشورها متهم می‌کند و کاهش نفوذ اروپا در قفقاز جنوبی را به سود منافع راهبردی خود می‌داند.

در نهایت، به نظر می‌رسد تهدید خروج از شورای اروپا بیش از آنکه مقدمه یک جدایی قطعی باشد، ابزاری برای افزایش قدرت چانه‌زنی جمهوری آذربایجان در برابر اروپا است. باکو به همکاری اقتصادی، انرژی و ترانزیتی با اتحادیه اروپا نیاز دارد و اروپا نیز بدون جمهوری آذربایجان دستیابی به اهداف خود در حوزه امنیت انرژی، کریدور میانی، اتصال به آسیای مرکزی و مدیریت موازنه قدرت در قفقاز جنوبی را بسیار دشوار خواهد یافت.