نگار رشیدی 

تیرماه ۱۴۰۵ است؛ تب و تاب جام جهانی ۴۸ تیمی در آمریکای شمالی به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود و هواداران فوتبال، خسته از تماشای یک ماراتن طولانی و فرساینده‌ ۱۰۴ مسابقه‌ای، منتظرند تا بالاخره قهرمان این تورنمنت مشخص شود. اما در حالی که هنوز عرق بازیکنان روی چمن سبز خشک نشده، در راهروهای شیشه‌ای و خنک مقر فیفا، جانی اینفانتینو، مردی که به نظر می‌رسد هیچ‌گاه از بسط دادن امپراتوری تجاری‌اش سیر نمی‌شود، در حال کشیدن نقشه‌ای جدید است. او لبخند می‌زند و با همان لحن دیپلماتیک و خیرخواهانه‌ همیشگی‌اش، بمب خبری جدیدی را منفجر می‌کند: «شاید حضور ۶۴ تیم در جام جهانی ۲۰۳۰ منطقی باشد!» این جمله، نه یک پیشنهاد ساده برای توسعه‌ فوتبال، بلکه به اعتقاد بسیاری از عاشقان سینه چاک این ورزش، ناقوس مرگی برای اصالت، هیجان و اعتبار مهم‌ترین تورنمنت ورزشی کره زمین است. 

رویای ارزان‌شده؛ بفرمایید داخل، جا هست! 

اینفانتینو در توجیه این تصمیم عجیب می‌گوید:«هر ملتی باید اجازه داشته باشد رویای حضور در جام جهانی را در سر بپروراند.» جمله‌ای به غایت زیبا که در نگاه اول شبیه به دیالوگ‌های الهام‌بخش فیلم‌های هالیوودی است، اما در دل خود یک مغلطه‌ بزرگ پنهان کرده است. ارزش «رویا» به دست‌نیافتنی بودن و تلاش برای رسیدن به آن است. جام جهانی همیشه به این دلیل جادویی بود که رسیدن به آن، نیازمند خون، عرق، اشک و سال‌ها برنامه‌ریزی بود. وقتی قرار باشد از میان حدود ۲۱۰ عضو فیفا، ۶۴ کشور (یعنی تقریبا یک‌سوم کل کشورهای جهان) بلیت حضور در جام جهانی را دریافت کنند، ما دیگر با یک رقابت «الیت» و سطح بالا روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با یک جشنواره‌ همگانی و یک اردوی تفریحی مواجهیم که صرفا حضور در آن نیازمند داشتن یک تیم ملی و کمی شانس است! مسابقات انتخابی که روزگاری میدان جنگ‌های حماسی بود، با این فرمول به یک تشریفات خسته‌کننده تقلیل می‌یابد. 

سقوط آزاد کیفیت در مسلخ کمیت

رئیس فیفا صعود ۹ تیم آفریقایی به مرحله حذفی در جام ۲۰۲۶ را نشانه «موفقیت بزرگ» می‌داند. بله، شگفتی‌ها همیشه بخش جذاب فوتبال بوده‌اند، اما به چه قیمتی؟ افزایش تیم‌ها به ۶۴، به معنای رقیق شدن وحشتناک کیفیت مسابقات است. در دورانی که تقویم فشرده‌ باشگاهی، بازیکنان را به ماشین‌هایی خسته و آسیب‌پذیر تبدیل کرده است، اضافه کردن تیم‌هایی با کیفیت فنی پایین‌تر، تنها به معنای تماشای بازی‌های یک‌طرفه، کسالت‌بار و بدون تاکتیک در مرحله گروهی است. آیا تماشای پیروزی‌های پرگل و بی‌روح تیم‌های بزرگ مقابل تیم‌های درجه سه و چهار جهان، واقعا به معنای «پیشرفت فوتبال» است؟

هیولای فرانکنشتاین؛ جام جهانی ۲۰۳۰

حالا بیایید این ایده را در بستر جام جهانی ۲۰۳۰ تصور کنیم. تورنمنتی که همین حالا هم شبیه به یک هیولای فرانکنشتاین است! مسابقاتی که قرار است در سه قاره (آمریکای جنوبی، آفریقا و اروپا) و ۶ کشور (اروگوئه، آرژانتین، پاراگوئه، مراکش، پرتغال و اسپانیا) برگزار شود. تصور کنید ۶۴ تیم، هزاران بازیکن، کادر فنی، خبرنگار و میلیون‌ها هوادار باید در این جغرافیای پهناور و بی‌سر و ته جابه‌جا شوند. ردپای کربنی این مسافرت‌های هوایی، کابوسی برای محیط زیست است و خستگی ناشی از پروازهای طولانی و تغییرات ساعت، رمقی برای بازیکنان باقی نخواهد گذاشت. پیشنهاد میزبانی تیم‌های آمریکای جنوبی از یک گروه چهار تیمی به جای یک بازی، نه یک راه‌حل، بلکه پیچیده‌تر کردن این کلاف سردرگم لجستیکی است. 

پشت پرده‌ شعارهای زیبا؛ 

برای، پول و دیگر هیچ! 

اما چرا اینفانتینو اصرار به این کار دارد؟ پاسخ در دو کلمه خلاصه می‌شود؛ «پول» و «سیاست». ساختار انتخاباتی فیفا بر پایه شعار «هر کشور، یک رای» بنا شده است. رای کشور آلمان با رای یک جزیره‌ کوچک در دریای کارائیب برابر است. اینفانتینو با باز کردن درهای جام جهانی به روی کشورهای کوچک‌تر، در واقع در حال خریدن رای و تضمین صندلی ریاست خود برای سال‌های متمادی است. او با این کار، فدراسیون‌های کوچک را وام‌دار خود می‌کند. از سوی دیگر، مسابقات بیشتر (حداقل ۱۲۸ بازی یا بیشتر در فرمت ۶۴ تیمی) به معنای فروش بیشتر حق پخش تلویزیونی، اسپانسرهای جدیدتر، بلیت‌فروشی وسیع‌تر و در نهایت سرازیر شدن دلارهای بیشتر به خزانه‌ی ۲۵ میلیارد دلاری فیفاست. اینفانتینو فوتبال را نه به چشم یک ورزش، بلکه به چشم یک ماشین چاپ اسکناس می‌بیند که باید تا آخرین قطره‌ ظرفیتش دوشیده شود. 

پایان یک حماسه

جام جهانی در حال تبدیل شدن به یک فست‌فود غول‌پیکر است؛ ظاهری پر زرق و برق و حجمی زیاد، اما بدون ارزش غذایی و طعم اصیل گذشته. با طرح ۶۴ تیمی شدن جام جهانی، فیفا در حال حراج کردن اعتبار تاریخی این مسابقات است.  شاید در سال ۲۰۳۰، یک‌سوم کشورهای دنیا در جام جهانی حاضر باشند، اما چیزی که آنها در آن شرکت می‌کنند، دیگر آن «جام جهانی» افسانه‌ای که می‌شناختیم نخواهد بود؛ بلکه صرفا یک تورنمنت تجاری است که روح فوتبال در آن لابه‌لای قراردادهای اسپانسری و آرای انتخاباتی، مدت‌هاست که گم شده است.