احتمال لغو توافق موشکی آمریکا و آلمان، شکاف میان اعضای ناتو را برجسته کرد؛
جنگ ایران؛ و بازتعریف اتحاد امنیتی غرب
رامین پرتو
روابط ایالات متحده و اروپا در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، وارد مرحلهای شده که بسیاری از تحلیلگران از آن به عنوان «واژگونی راهبردی» در مناسبات دو سوی آتلانتیک یاد میکنند. اگر در دوره نخست ترامپ، واشنگتن با اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی تلاش داشت متحدان اروپایی خود را بیش از پیش در مسیر سیاستهای آمریکا قرار دهد، اکنون در دولت دوم او نشانههای آشکاری از کاهش تعهدات سنتی آمریکا نسبت به اروپا دیده میشود؛ روندی که میتواند پیامدهای بلندمدتی برای ساختار امنیتی غرب و آینده ناتو به همراه داشته باشد.
در جدیدترین نمونه از این شکاف، تصمیم دولت ترامپ برای توقف برنامه استقرار موشکهای کروز تاماهاوک در آلمان، نگرانیهای گستردهای را در برلین و دیگر پایتختهای اروپایی برانگیخته است. تصمیمی که تنها یک اختلاف تاکتیکی میان دو متحد قدیمی نیست، بلکه نشانهای از تغییر نگاه واشنگتن به جایگاه اروپا در معادلات امنیتی جهان محسوب میشود.
لغو ارسال تاماهاوک و تغییر اولویت واشنگتن
بر اساس توافقی که در سال ۲۰۲۴ میان اولاف شولتس، صدراعظم وقت آلمان، و جو بایدن منعقد شده بود، قرار بود از سال ۲۰۲۶ موشکهای میانبرد متعارف آمریکا در خاک آلمان مستقر شوند؛ موشکهایی که قابلیت هدف قرار دادن اهدافی در عمق خاک روسیه را داشتند و بخشی از راهبرد بازدارندگی ناتو در برابر مسکو محسوب میشدند.
با این حال، دولت دونالد ترامپ تصمیم گرفته است این طرح را متوقف کند که دلایل این تصمیم را باید در چند سطح مورد بررسی قرار داد.
بسیاری از کشورهای اروپایی از همراهی کامل با سیاستهای آمریکا در جنگ علیه ایران خودداری کردند و برخی نیز تمایلی به مشارکت در مأموریتهای امنیتی مرتبط با تنگه هرمز نشان ندادند و به همین دلیل، کاخ سفید درصدد استفاده از اهرم نظامی برای اعمال فشار بر متحدان خود برآمده است
نخست اینکه جنگ آمریکا علیه ایران و مشارکت اسرائیل در این عملیات، فشار سنگینی بر زرادخانه موشکی واشنگتن وارد کرده است. استفاده گسترده از موشکهای تاماهاوک و سامانههای پاتریوت موجب کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا شده و بر اساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، بازسازی این ظرفیتها دستکم سه سال زمان نیاز دارد.
عامل دوم، نگرانی واشنگتن از واکنش روسیه است. دولت ترامپ بر این باور است که استقرار موشکهای دوربرد آمریکایی در خاک آلمان میتواند از سوی مسکو اقدامی تحریکآمیز تلقی شده و خطر تشدید رویارویی میان روسیه و ناتو را افزایش دهد.
اما در سطحی عمیقتر، این تصمیم بازتابدهنده راهبرد جدید ترامپ در قبال اروپا است. رئیسجمهور آمریکا معتقد است کشورهای اروپایی طی دهههای گذشته بیش از اندازه به چتر امنیتی آمریکا وابسته بودهاند و اکنون باید سهم بیشتری از هزینههای دفاعی خود را بر عهده بگیرند.
فشار بر اروپا: راهبرد جدید ترامپ برای بازتوزیع بار امنیتی
تصمیم مربوط به عدم ارسال موشکهای تاماهاوک تنها بخشی از یک راهبرد گستردهتر است. گزارشهای منتشرشده از نشستهای ناتو نشان میدهد که در همین راستا واشنگتن در حال بررسی کاهش محسوس نیروها و تجهیزات خود در اروپا است. بر اساس این برنامه، شمار جنگندهها، هواپیماهای سوخترسان، زیردریاییهای مجهز به موشکهای کروز و حتی نیروهای واکنش سریع ناتو کاهش خواهد یافت. همچنین تعداد تیپهای رزمی آمریکا در اروپا از چهار تیپ به سه تیپ کاهش یافته و بخشی از استقرار نیروهای آمریکایی در لهستان نیز به تعویق افتاده است.
در این میان اهداف واشنگتن از این سیاست را میتوان در چند محور خلاصه کرد.
نخست، تمرکز راهبردی آمریکا بر رقابت با چین در منطقه هند ـ اقیانوس آرام است. دولت ترامپ معتقد است تهدید اصلی آینده آمریکا نه روسیه، بلکه چین است و منابع نظامی واشنگتن باید به سمت آسیا منتقل شود.
واشنگتن از هرگونه واکنش روسیه به شدت نگران است و اساساً دولت ترامپ بر این باور است که استقرار موشکهای دوربرد آمریکایی در خاک آلمان میتواند از سوی مسکو اقدامی تحریکآمیز تلقی شده و خطر تشدید رویارویی میان روسیه و ناتو را افزایش دهد
دوم، فشار بر کشورهای اروپایی برای افزایش بودجههای دفاعی است. ترامپ بارها از آنچه «سواری رایگان» متحدان اروپایی بر دوش آمریکا نامیده، انتقاد کرده و معتقد است اروپا باید مسئولیت بیشتری در قبال امنیت خود بپذیرد.
عامل سوم نیز به اختلافات سیاسی اخیر بازمیگردد. بسیاری از کشورهای اروپایی از همراهی کامل با سیاستهای آمریکا در جنگ علیه ایران خودداری کردند و برخی نیز تمایلی به مشارکت در مأموریتهای امنیتی مرتبط با تنگه هرمز نشان ندادند. به همین دلیل، کاخ سفید درصدد استفاده از اهرم نظامی برای اعمال فشار بر متحدان خود برآمده است.
نگرانی برلین و آینده مبهم ناتو
برای آلمان، توقف استقرار موشکهای تاماهاوک صرفاً یک مسئله تسلیحاتی نیست. برلین طی سالهای اخیر تلاش کرده است ارتش فرسوده خود را بازسازی کند و در چارچوب ناتو نقش پررنگتری بر عهده بگیرد. رهبران آلمان معتقدند در شرایطی که جنگ اوکراین ادامه دارد و تهدیدات روسیه علیه اروپا افزایش یافته، کاهش تعهدات آمریکا میتواند توازن امنیتی قاره اروپا را بر هم بزند.
همزمان با این نگرانیها، مقامهای انگلیسی و ناتو نیز بارها هشدار دادهاند که روسیه ممکن است طی سالهای آینده آمادگی لازم برای اقدام نظامی علیه یکی از اعضای این پیمان را پیدا کند. از این رو، بسیاری از کشورهای اروپایی نسبت به کاهش حضور نظامی آمریکا با دیده تردید مینگرند.
رفتارهای اخیر واشنگتن، نگاه کشورهای اروپایی به ناتو را نیز دستخوش تغییر کرده است. در آلمان، فرانسه و حتی برخی کشورهای اروپای شرقی این پرسش بیش از گذشته مطرح شده که آیا میتوان همچنان بر تضمینهای امنیتی آمریکا تکیه کرد؟
به همین دلیل، بحثهای مربوط به «خودمختاری راهبردی اروپا» بار دیگر جان گرفته است. فرانسه از سالها قبل خواستار شکلگیری توان دفاعی مستقل اروپایی بوده و اکنون بسیاری از سیاستمداران آلمانی نیز با جدیت بیشتری به این ایده مینگرند.
با وجود این، تحقق چنین هدفی آسان نخواهد بود. کشورهای اروپایی همچنان وابستگی گستردهای به توان اطلاعاتی، هستهای و نظامی آمریکا دارند و جایگزین کردن این ظرفیتها در کوتاهمدت امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر، اختلافات داخلی اتحادیه اروپا و تفاوت دیدگاه اعضای ناتو درباره روسیه، مانع دیگری در مسیر شکلگیری یک ساختار دفاعی مستقل محسوب میشود و در این میان باید توجه کرد که این اختلافات هزینهها و خروجیهای منفی زیادی در سطوح سیاسی اتحادیه اروپا داشته است؛ چراکه حمایت ویکتور اوربان، نخستوزیر پیشین مجارستان موجب شد تا او در نهایت در انتخابات سراسری این کشوور با موانعی روبرو شود و اوضاع را به جناح رقیب واگذار کند.
در مجموع، تصمیم دولت ترامپ برای توقف استقرار موشکهای تاماهاوک در آلمان و کاهش حضور نظامی آمریکا در اروپا را باید بخشی از روندی بزرگتر دانست؛ روندی که نشان میدهد واشنگتن در حال بازتعریف نقش خود در نظام امنیتی غرب است.
این تغییرات اگرچه به معنای فروپاشی ناتو نیست، اما بدون تردید میتواند بنیانهای سنتی اتحاد فراآتلانتیک را با چالشهای جدی مواجه کند. اکنون اروپا بیش از هر زمان دیگری با این پرسش اساسی روبهرو شده است که آیا میتواند امنیت خود را بدون اتکای مطلق به آمریکا تضمین کند یا همچنان ناچار خواهد بود آینده راهبردی خود را با تصمیمات متغیر کاخ سفید گره بزند؛ تصمیماتی که در دوره دوم ترامپ بیش از گذشته غیرقابل پیشبینی و مبتنی بر اولویتهای داخلی و ژئوپلیتیکی جدید آمریکا به نظر میرسند.
دیدگاه تان را بنویسید