ورشو؛ معبر بازگشت واشنگتن به جبهة اوکراین

رامین پرتو

در حالی که بحران خلیج فارس، تنش‌های مرتبط با تنگه هرمز و اختلافات آمریکا با برخی متحدان اروپایی بر سر جنگ ایران، بخش مهمی از فضای ژئوپلیتیکی جهان را تحت تاثیر قرار داده، ایالات متحده بار دیگر تمرکز راهبردی خود را به سمت شرق اروپا و پرونده اوکراین بازگردانده است. مجموعه تحولات اخیر نشان می‌دهد واشنگتن در حال طراحی یک آرایش امنیتی جدید در اروپا است که محور اصلی آن تقویت جناح شرقی ناتو، افزایش فشار بر روسیه و بازتعریف مناسبات امنیتی با اروپا خواهد بود.

استقرار پنج هزار نیروی جدید آمریکایی در لهستان، صرفاً یک اقدام نظامی تاکتیکی نیست، بلکه حامل پیام‌های ژئوپلیتیکی و راهبردی مهمی برای روسیه است از جمله اینکه آمریکا قصد ندارد میدان شرق اروپا را به مسکو واگذار کند

نخستین نشانه این تغییر رویکرد، تصمیم ناگهانی دولت دونالد ترامپ برای اعزام پنج هزار نیروی نظامی جدید به لهستان بود که تنها چند روز پس از لغو استقرار یک تیپ زرهی آمریکایی در این کشور اعلام شد و بسیاری از تحلیلگران را غافلگیر کرد. ترامپ در پیامی در شبکه «تروث سوشال» اعلام کرد این تصمیم در پی روابط نزدیک واشنگتن با دولت کارول ناوروسکی، رئیس‌جمهور لهستان اتخاذ شده است.

این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که پیش‌تر پنتاگون از کاهش شمار نیروهای رزمی آمریکا در اروپا و بازگشت سطح نیروها به وضعیت سال ۲۰۲۱ سخن گفته بود. همین تناقض آشکار میان کاهش حضور نظامی در اروپا و اعزام نیروهای جدید به لهستان، نشان می‌دهد واشنگتن به دنبال جابه‌جایی اولویت‌های امنیتی خود در قاره اروپا است، نه خروج کامل از آن.

پیام راهبردی واشنگتن به مسکو

استقرار پنج هزار نیروی جدید آمریکایی در لهستان، صرفاً یک اقدام نظامی تاکتیکی نیست، بلکه حامل پیام‌های ژئوپلیتیکی و راهبردی مهمی برای روسیه است. مهم‌ترین پیام این اقدام آن است که آمریکا قصد ندارد میدان شرق اروپا را به مسکو واگذار کند، حتی اگر درباره میزان تعهدات خود در ناتو بازنگری کند.

واشنگتن با این اقدام تلاش دارد به کرملین نشان دهد که هرگونه پیشروی روسیه در اوکراین یا افزایش فشار بر کشورهای همسایه، با تقویت حضور نظامی آمریکا در جناح شرقی ناتو پاسخ داده خواهد شد. این حضور نظامی، به ویژه در لهستان که به مرکز انتقال تجهیزات و کمک‌های غربی به اوکراین تبدیل شده، عملاً نوعی ایجاد «کمربند بازدارندگی» در برابر روسیه محسوب می‌شود.

همزمان، موافقت آمریکا با فروش سامانه‌های موشکی هاوک و بسته ۱۰۸ میلیون دلاری پشتیبانی نظامی برای اوکراین نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. واشنگتن در تلاش است توان پدافندی اوکراین را حفظ کرده و مانع برتری کامل روسیه در میدان نبرد شود. این مسئله به ویژه در شرایطی اهمیت دارد که ارتش روسیه طی هفته‌های اخیر پیشروی‌های جدیدی در مناطق زاپوریژیا و خارکف ثبت کرده و مسکو از ادامه روند پیشروی‌های خود سخن می‌گوید.

روسیه تلاش دارد با افزایش فشار میدانی، آمریکا و اروپا را به پذیرش واقعیت‌های جدید در میدان جنگ اوکراین وادار کند و گزارش‌های منتشر شده از سوی بلومبرگ نشان می‌دهد ولادیمیر پوتین به دنبال پایان دادن به جنگ تا پایان سال ۲۰۲۶ بر اساس شروط مسکو و تثبیت دستاوردهای ارضی روسیه است

در واقع، آمریکا اکنون به دنبال ایجاد توازن جدیدی در جنگ اوکراین است که نه به معنای ورود مستقیم به جنگ، بلکه مبتنی بر افزایش فشار غیرمستقیم بر روسیه از طریق تقویت خطوط دفاعی ناتو و حفظ توان مقاومت اوکراین خواهد بود.

با این حال، این رویکرد در مسکو به عنوان نشانه‌ای از ادامه سیاست مهار روسیه تفسیر می‌شود. کرملین بارها تاکید کرده ارسال تسلیحات غربی و گسترش حضور نظامی ناتو در نزدیکی مرزهای روسیه، روند دستیابی به توافق سیاسی را دشوارتر می‌کند. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، هشدار داده هرگونه محموله تسلیحاتی برای اوکراین هدف مشروع روسیه محسوب خواهد شد.

از سوی دیگر، روسیه تلاش دارد با افزایش فشار میدانی، آمریکا و اروپا را به پذیرش واقعیت‌های جدید در میدان جنگ وادار کند. گزارش‌های منتشر شده از سوی بلومبرگ نشان می‌دهد ولادیمیر پوتین به دنبال پایان دادن به جنگ تا پایان سال ۲۰۲۶ بر اساس شروط مسکو و تثبیت دستاوردهای ارضی روسیه است. بنابراین، اعزام نیروهای آمریکایی به لهستان را می‌توان بخشی از نبرد اراده‌ها میان واشنگتن و مسکو دانست؛ نبردی که هدف آن تعیین شکل نظم امنیتی آینده اروپا است.

لهستان حلقه اتصال آمریکا و جنگ اوکراین

استقرار نیروهای آمریکایی در لهستان ارتباط مستقیمی با پرونده اوکراین دارد. لهستان از آغاز جنگ، به مهم‌ترین مسیر لجستیکی و سیاسی حمایت غرب از کی‌یف تبدیل شده است. بخش عمده تسلیحات، تجهیزات و کمک‌های مالی غرب از طریق خاک لهستان وارد اوکراین می‌شود و همین مسئله این کشور را به یک پایگاه استراتژیک برای ناتو تبدیل کرده است.

در چنین شرایطی، افزایش حضور نظامی آمریکا در لهستان چند هدف همزمان را دنبال می‌کند. نخست، تضمین امنیت خطوط انتقال تجهیزات به اوکراین؛ دوم، ایجاد بازدارندگی در برابر هرگونه تهدید احتمالی روسیه علیه کشورهای عضو ناتو؛ و سوم، تقویت جایگاه لهستان به عنوان رهبر جدید جناح شرقی اروپا.

این تحول همچنین نشان‌دهنده تغییر موازنه قدرت در درون اروپا است. در حالی که آلمان و فرانسه به دلیل اختلافات با واشنگتن و نگرانی از تشدید جنگ، رویکرد محتاطانه‌تری اتخاذ کرده‌اند، لهستان و کشورهای بالتیک خواهان سیاست سختگیرانه‌تر علیه روسیه هستند. آمریکا نیز اکنون بیش از گذشته به این محور شرقی نزدیک شده است.

در این میان، ترامپ تلاش دارد از پرونده اوکراین به عنوان ابزاری برای بازتعریف نقش آمریکا در ناتو استفاده کند. او از یک سو کشورهای اروپایی را به دلیل وابستگی امنیتی به آمریکا تحت فشار قرار می‌دهد و از سوی دیگر، با تقویت حضور در لهستان نشان می‌دهد واشنگتن همچنان بازیگر اصلی امنیت اروپا باقی خواهد ماند.

همزمان، تشدید نگرانی‌ها درباره آینده جنگ اوکراین نیز در این تصمیم موثر بوده است. روسیه علاوه بر پیشروی‌های میدانی، حملات پهپادی و موشکی خود را افزایش داده و تنش‌ها حتی به بلاروس و مناطق مرزی ناتو نیز کشیده شده است. رزمایش‌های هسته‌ای مشترک روسیه و بلاروس نیز نگرانی‌های غرب را دوچندان کرده است.

اروپا، ناتو و نگرانی از سیاست‌ ترامپ

واکنش کشورهای اروپایی و ناتو به اقدامات اخیر آمریکا، ترکیبی از استقبال، نگرانی و احتیاط بوده است. مارک روته، دبیرکل ناتو، از تصمیم ترامپ برای اعزام نیرو به لهستان استقبال کرده و آن را نشانه تداوم تعهد آمریکا به امنیت اروپا دانسته است. سیاستمداران لهستانی نیز این اقدام را موفقیتی راهبردی برای ورشو توصیف کرده‌اند.

اما در سوی دیگر، کشورهای اروپای غربی نسبت به غیرقابل پیش‌بینی بودن سیاست‌های ترامپ نگران هستند. تغییر سریع تصمیم‌ها درباره استقرار نیروها، تهدید به کاهش حضور نظامی در اروپا و فشار بر متحدان ناتو، این نگرانی را ایجاد کرده که واشنگتن در حال استفاده ابزاری از ساختار ناتو برای پیشبرد اهداف سیاسی خود است.

فرانسه و آلمان اکنون بیش از گذشته از ایده «اروپایی‌تر شدن ناتو» سخن می‌گویند. ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، تاکید کرده بازنگری آمریکا در سطح تعهداتش به اروپا، فرصتی برای افزایش نقش اروپایی‌ها در ناتو است. این موضع نشان می‌دهد اروپا به تدریج در حال آماده شدن برای سناریویی است که در آن آمریکا دیگر مانند گذشته ضامن مطلق امنیت قاره سبز نباشد.

به هر ترتیب آمریکا به دنبال تشدید مستقیم جنگ نیست، بلکه می‌کوشد موازنه‌ای ایجاد کند که روسیه نتواند پیروزی کامل در اوکراین به دست آورد و در عین حال، اروپا نیز وابستگی امنیتی خود به واشنگتن را حفظ کند. این همان راهبردی است که اکنون لهستان را به محور اصلی سیاست امنیتی آمریکا در اروپا تبدیل کرده و جنگ اوکراین را وارد مرحله‌ای تازه از رقابت ژئوپلیتیکی میان غرب و روسیه کرده است.