سایه شوم مصدومیت بر سر کاپیتان و پرواز ناگهانی یک شاهین از امارات
درام در آنتالیا
آریا طاری
نسیم ملایم مدیترانهای که این روزها در کمپ تمرینی آنتالیا میوزد، برای تیم ملی فوتبال ایران حامل دو پیام کاملا متفاوت بوده است؛ بوی تند و تلخ یک کابوس تکراری برای یک ستاره باتجربه و نسیم روحبخش یک فرصت طلایی و غیرمنتظره برای یک مهاجم لژیونر. در فاصله تنها ۲۵روز تا آغاز ماراتن بزرگ جامجهانی ۲۰۲۶ و تقابل حساس با نیوزیلند در تاریخ ۲۶ خردادماه، اردوگاه یوزهای ایرانی دستخوش طوفانی از اتفاقات دراماتیک، شوکهای پزشکی و تصمیمات شگفتانگیز تاکتیکی شده است. در اردوی آنتالیا، جایی که ۳۰بازیکن (متشکل از ۲۲ستاره لیگ برتری و هشت لژیونر) با رویاهایی بزرگ گرد هم آمدهاند، فوتبال بار دیگر بیرحمی و در عین حال شگفتیسازی خود را به رخ کشیده است. امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی که تا روز یازدهم خردادماه برای اعلام لیست نهایی ۲۶نفره مسافران جامجهانی فرصت دارد، حالا با معمایی پیچیده روبهروست. این گزارش، روایتی است پرفراز و نشیب از آنچه در روزهای پایانی اردیبهشت ۱۴۰۵ در اردوی تیم ملی گذشت.
برای روزبه چشمی، کاپیتان اول استقلال و یکی از باتجربهترین مهرههای اردوی ملی، جامجهانی همیشه تداعیکننده یک دوگانگی عجیب بوده است؛ یک سینمای سیاهوسفید که در آن هم سکانسهای حماسی وجود دارد و هم تراژدیهای اشکبار. روز چهارشنبه، در میانه تمرینات پرفشار تیم ملی در ترکیه، یک لحظه توقف، یک درهمکشیدگی چهره و دستانی که به پشت ران گره خوردند، کافی بود تا سکوت سنگینی بر تمرین حاکم شود. همسترینگ، این عضله خیانتکار که قاتل خاموش رویای فوتبالیستهاست، بار دیگر یقه روزبه را گرفت. ارزیابیهای اولیه کادر پزشکی، همان چیزی بود که هیچکس نمیخواست بشنود؛ کشیدگی شدید همسترینگ.
در آستانه جامجهانی ۲۰۲۶، کابوس هشت سال پیش در روسیه برای روزبه چشمی در حال تکرار است. روزبه با کشیدگی شدید همسترینگ، در یک قدمی از دست دادن رویای سومین جامجهانی پیاپی خود قرار دارد و تنها امیدش به معجزه و پاسخ متفاوت تصاویر MRI است
برای بازیکنی که در ۳۲سالگی به سر میبرد و پس از گذراندن فصلی پرفرازونشیب در استقلال (که بخشی از آن هم به دلیل مصدومیت از دست رفته بود)، با انگیزه فراوان در چهار مینیکمپ و اردوی آنتالیا حاضر شده بود تا شمار بازیهای ملیاش را از عدد۳۰ فراتر ببرد، این یک ضربه ویرانگر بود.
چشمی با جامجهانی غریبه نیست، اما خاطرات او از این تورنمنت بزرگ، مانند یک ترن هوایی احساسی است. حافظه تاریخی فوتبال ایران به یاد میآورد که چگونه در جامجهانی ۲۰۱۸ روسیه، روزبه با نمایشی درخشان در قلب دفاع مقابل مراکش، یکی از ارکان پیروزی تاریخی ایران بود؛ اما درست زمانی که در اوج قرار داشت، مصدومیت بیرحمانه به سراغش آمد و او تماشاگر حسرتبار دیدارهای تاریخی مقابل اسپانیا و پرتغال شد. چهار سال بعد، در قطر ۲۰۲۲، داستان برای او با یک فاجعه آغاز شد. حضور در ترکیب اصلی مقابل انگلیس و تعویض بین دو نیمه، روزبه را به لبه پرتگاه انتقادات کشاند. اما او همچون ققنوسی از خاکستر بلند شد و در بازی با ولز، در قامت یک منجی تمامعیار ظاهر شد. شلیک بینقص و سوپرگل استثنایی او در دقایق پایانی، نامش را در تاریخ گلزنان ایران در جامهای جهانی جاودانه کرد، هرچند که این درخشش هم نتوانست ضامن حضورش در بازی سرنوشتساز مقابل آمریکا باشد.
حالا، در آستانه جامجهانی ۲۰۲۶، کابوس هشت سال پیش در روسیه در حال تکرار است. با توجه به اینکه پروسه درمان کشیدگی همسترینگ بیش از دو هفته زمان میبرد، روزبه در یک قدمی از دست دادن رویای سومین جامجهانی پیاپی خود قرار دارد. او فعلا به صورت موقت اردوی تیم ملی را برای آغاز روند درمان ترک کرده و تنها امیدش به معجزه و پاسخ متفاوت تصاویر MRI است.
آسیبدیدگی چشمی تنها یک تراژدی فردی نیست، بلکه یک چالش تاکتیکی بزرگ برای امیر قلعهنویی است. ژنرال فوتبال ایران که از یک سو با دغدغه عدم صدور ویزای آمریکا برای برخی بازیکنان دستوپنجه نرم میکند و از سوی دیگر نگران دور بودن بازیکنان لیگ برتری از شرایط مسابقه است، حالا یکی از ستونهای باتجربه خود در میانه میدان را از دست داده است. این بحران زمانی عمیقتر میشود که به یاد بیاوریم میلاد محمدی، دیگر مهره ارزشمند تیم ملی نیز کماکان از تمرینات گروهی دور است و سرنوشت نامشخصی برای حضور در آمریکا دارد. با این حال، در فوتبال همیشه مصدومیت یک بازیکن، به معنای باز شدن درهای بهشت به روی بازیکنان دیگر است.
خروج احتمالی چشمی از لیست نهایی ۲۶نفره، رقابت در پست هافبک دفاعی را به بالاترین حد خود رسانده است. حالا جوانانی جویای نام چون امیرمحمد رزاقینیا فرصتی طلایی برای اثبات خود دارند. در کنار او، نامهای آشنا و قدرتمندی چون سعید عزتاللهی، محمد قربانی و امید نورافکن حضور دارند که هر کدام میتوانند با خیالی آسودهتر (نسبت به حذف یک رقیب سرسخت) برای قرار گرفتن در ترکیب اصلی و مسافر شدن به قاره آمریکا بجنگند.
آسیبدیدگی چشمی تنها یک تراژدی فردی نیست، بلکه یک چالش تاکتیکی بزرگ برای امیر قلعهنویی است. این بحران زمانی عمیقتر میشود که به یاد بیاوریم میلاد محمدی، دیگر مهره ارزشمند تیم ملی نیز کماکان از تمرینات گروهی دور است و سرنوشت نامشخصی برای حضور در آمریکا دارد
روز پنجشنبه، اردوی تیم ملی در آنتالیا شکل عجیبی به خود گرفت. تمرینات به دلیل حضور بازیکنان در سفارت آمریکا برای پیگیری امور پیچیده و دلهرهآور مرتبط با ویزا تعطیل شد. تیم ملی که خود را برای دو دیدار دوستانه محکزننده برابر گامبیا و مالی آماده میکند، نیاز به آرامش داشت، اما در پس این ظاهر آرام، ذهن سرمربی تیم ملی در حال پردازش یک تصمیم بزرگ بود. قاعده نانوشته فوتبال میگوید وقتی یک هافبک تدافعی مصدوم میشود، باید یک هافبک دیگر جایگزین او شود؛ اما امیر قلعهنویی تصمیم گرفت معادلات را به هم بریزد. در حالی که همه منتظر دعوت از یک هافبک تخریبی یا مدافع بودند، سایت رسمی فدراسیون فوتبال با انتشار خبری، یک شوک جدید به رسانهها وارد کرد؛ شهریار مغانلو به تیم ملی دعوت شد!
«مهاجم جانشین هافبک شد!» این تیتر، خلاصه تمام شگفتیهای روز پنجشنبه بود. شهریار مغانلو، مهاجم بلندقامت و گلزن تیم کلبا امارات، ناگهان چمدانهایش را بست تا به همراه سایر بازیکنان ایرانی حاضر در لیگ امارات، مسیر آنتالیا را در پیش بگیرد. دعوت از مغانلو در این مقطع حساس، پاداشی است به تسلیمناپذیری او در یکی از سختترین فصلهای فوتبالیاش. کلبا در فصل اخیر رقابتهای ادنوکلیگ (لیگ برتر امارات) روزهای به شدت تیرهوتار و پرنوسانی را پشت سر گذاشت. با این حال، در میان نتایج ضعیف این تیم، شهریار مغانلو مانند یک ستاره در تاریکی درخشید. او موفق شد هشت بار تور دروازه حریفان را به لرزه درآورد و دو بار هم در نقش سازنده گل ظاهر شود تا عنوان موفقترین لژیونر فوتبال ایران در امارات را در این فصل به نام خود سند بزند.
حالا شانس، روی خوش خود را به شهریار نشان داده است. او که شاید تا همین چند روز پیش شانسی برای حضور در لیست نهایی جامجهانی ۲۰۲۶ برای خود متصور نبود، حالا در متن ماجرا قرار دارد. البته مسیر او برای رسیدن به لیست نهایی ۲۶نفره (که در یازدهم خرداد اعلام میشود) فرش قرمز نیست. مغانلو باید در خط حملهای بجنگد که ترافیک فوقالعاده سنگینی دارد. او باید تنهبهتنه نامهای بزرگی چون مهدی طارمی (ستاره بیچونوچرای خط حمله)، علی علیپور، امیرحسین حسینزاده، دنیس درگاهی و پدیده جوانی چون کسری طاهری بزند. ورود یک مهاجم به جای یک هافبک، نشاندهنده افکار تهاجمی امیر قلعهنویی و تمایل او برای ایجاد تنوع در خط حمله در بازیهای گرهخورده جامجهانی است. چه بسا شهریار با فیزیک بدنی خاص و قدرت سرزنیاش، همان قطعه گمشدهای باشد که ژنرال برای دقایق
حساس میخواهد.
تیم ملی ایران از روز جمعه دور تازه تمرینات خود را پس از بازگشت از سفارت آمریکا آغاز کرده است. در یک سوی میدان، شهریار مغانلو با انگیزهای مضاعف پا به چمن میگذارد تا ثابت کند دعوت ناگهانیاش یک اتفاق ساده نبوده و او لیاقت پوشیدن پیراهم تیم ملی در جامجهانی ۲۰۲۶ را دارد. در سوی دیگر و فرسنگها دورتر از هیاهوی مستطیل سبز، روزبه چشمی در کلینیکهای پزشکی، نبردی نابرابر با زمان را آغاز کرده است. کادر پزشکی تیم ملی اعلام کرده که پیش از اعلام لیست نهایی در یازدهم خرداد، شرایط روزبه بار دیگر و به دقت سنجیده خواهد شد. اما علم پزشکی معمولا با احساسات فوتبالی سر سازگاری ندارد. شدت آسیبدیدگی همسترینگ به حدی است که منطق میگوید احتمالا باید با حضور چشمی در جامجهانی خداحافظی کرد.
۱۱روز ملتهب تا زمان خط خوردن چهار نام از لیست ۳۰نفره فعلی باقی مانده است. ۱۱روزی که در آن هر تکل در تمرین، هر پاس، هر استارت و حتی هر جلسه فیزیوتراپی میتواند سرنوشت یک عمر تلاش یک بازیکن را تغییر دهد. جامجهانی ۲۰۲۶ از همین حالا برای ایران با اشکها و لبخندها آغاز شده است؛ جایی که پایان تلخ رویای یک کاپیتان باتجربه، با آغاز غیرمنتظره رویای یک مهاجم گره خورده است. فوتبال، بار دیگر در نابترین و بیرحمترین شکل ممکن، در حال روایت داستانهای خود است.
دیدگاه تان را بنویسید