نازنین دشتی 

ساختمان خیابان شیخ‌بهایی این روزها بیشتر از آنکه شبیه به یک باشگاه ورزشی باشد، به اتاق بازرگانی و تالار بورس شباهت پیدا کرده است. خودکارهایی که روی برگه‌های قرارداد می‌چرخند، اعدادی را جابه‌جا می‌کنند که شنیدنشان سرگیجه‌آور است. در راهروهای باشگاه، صحبت از چشم‌انداز آینده، بند فسخ‌های میلیون دلاری و سودهای ۷۰۰میلیارد تومانی است؛ اما در ویترین باشگاه، جای یک چیز به ‌شدت خالی است؛ جام قهرمانی دو فصل اخیر و البته، بلیت صعود به مسابقات آسیایی! 

پرسپولیس در حالی قدم به بازار نقل‌وانتقالات گذاشته که هوادارانش هنوز تلخی ناکامی‌های دو سال گذشته را زیر زبان خود حس می‌کنند. تیمی که با وجود هزینه‌های سنگین و آمدورفت‌های مداوم روی نیمکت، دستش از جام کوتاه مانده و حتی نتوانسته سهمیه حضور در مسابقات آسیایی را کسب کند، حالا دست به یک ریخت‌وپاش بی‌سابقه زده است. اما این‌بار، این هزینه‌های نجومی نه برای ستاره‌های نام‌دار و ملی‌پوشان بی‌جانشین، بلکه برای بازیکنانی صرف شده که کارنامه‌شان فرسنگ‌ها با تعریف یک ابرستاره فاصله دارد.

وقتی جزئیات قراردادهای جدید پرسپولیس افشا می‌شود، نخستین سوالی که به ذهن خطور می‌کند این است؛ مدیران باشگاه با چه متر و معیاری به این ارقام رسیده‌اند؟ سرخ‌پوشان برای خرید دو بازیکن جوان، یعنی پوریا شهرآبادی و محمدمهدی زارع، رقمی در حدود ۳۰۰میلیارد تومان فقط و فقط بابت حق رضایت‌نامه پرداخت کرده‌اند. داستان شهرآبادی ۲۱ساله، خودش یک رمان درام است. بازیکنی که ابتدا ۱۹۵میلیارد تومان (یک‌میلیون دلار) قیمت‌گذاری شده بود، سرانجام با ۱۲۰میلیارد تومان وجه نقد به علاوه واگذاری سهیل صحرایی، پیراهن قرمز را به تن کرد. مدیران پرسپولیس احتمالا این کاهش قیمت را یک شاهکار مدیریتی و تخفیف ۷۰میلیاردی می‌دانند، اما فراموش کرده‌اند که پرداخت ۱۲۰میلیارد تومان برای بازیکنی در این سن و سال، آن هم در دو قسط، چه بار مالی سنگینی به باشگاه تحمیل می‌کند؛ به‌خصوص وقتی نمی‌دانیم زمان پرداخت قسط دوم، نرخ دلار چه بازی جدیدی با ریال خواهد کرد. از سوی دیگر، محمدمهدی زارع ۲۳ساله با قراردادی ۹۰۰هزار دلاری از احمت گروژنی روسیه به تهران آمد. ۹۰۰هزار دلار برای مدافعی که هنوز در سطح اول فوتبال ایران به یک ثبات ستاره‌گون نرسیده است! بله، پرداخت این رقم در سه قسط و طی ۶ماه شاید در ظاهر یک تسهیلات به نظر برسد، اما نوسانات بازار ارز در آینده نزدیک، این توافق را به یک انبار باروت مالی تبدیل خواهد کرد.

مدیران پرسپولیس در توجیه این هزینه‌های کهکشانی، به بندهای فسخ قرارداد استناد می‌کنند. آنها مدعی هستند که بند فسخ ۱.۷ میلیون دلاری (۳۵۰میلیارد تومانی) شهرآبادی و ۱.۸ میلیون دلاری (۳۶۰میلیارد تومانی) زارع، در آینده سودی ۷۰۰میلیارد تومانی را نصیب باشگاه خواهد کرد. اما این رویاپردازی چقدر با واقعیت فوتبال ایران همخوانی دارد؟ فوتبال ایران سال‌هاست که از چرخه ترانسفر بزرگ به اروپا خارج شده است. تیمی که حتی در مسابقات آسیایی حضور ندارد و ویترینی برای دیده شدن بازیکنانش در سطح قاره ندارد، چگونه می‌خواهد دو بازیکن جوان و بدون کارنامه بین‌المللی را به قیمت‌های نزدیک به دو میلیون دلار به باشگاه‌های خارجی بفروشد؟ کدام تیم خارجی حاضر است برای بازیکنی که سابقه درخشش در لیگ قهرمانان آسیا یا تیم ملی بزرگسالان را ندارد، چنین ارقامی پرداخت کند؟ اینجاست که سرمایه‌گذاری تغییر ماهیت می‌دهد و تبدیل به یک قمار بزرگ می‌شود. پرسپولیس ۳۰۰میلیارد تومان از منابع فعلی خود را سوزانده، به این امید که شاید روزی یک مشتری خارجی پیدا شود و رویای ۷۰۰میلیارد تومانی آنها را تعبیر کند. 

نکته تاریک دیگر این قراردادها، عقبه و کارنامه بازیکنان ورودی است. مهدی تیکدری، مجید عیدی، مهدی زارع، ابوالفضل جلالی، پوریا شهرآبادی و پویا پورعلی؛ این لیست خریدهای پرسپولیس است. در میان این اسامی، چند بازیکن باکیفیت به چشم می‌خورند، اما هیچ‌کدام آن ستاره‌ای نیستند که هوادار با شنیدن نامش بلیت بازی روز جمعه را پیش‌خرید کند. جالب اینجاست که شهرآبادی و زارع، هر دو از کشف‌های مهدی تارتار در گل‌گهر سیرجان بوده‌اند. تارتار که حالا هدایت سرخ‌پوشان را بر عهده دارد، اصرار زیادی به جذب شاگردان سابق خود داشته است. اما آیا پرسپولیس باید به پاتوقی برای بازیکنان یک تیم میانه جدولی تبدیل شود؟ تیمی که برای قهرمانی در لیگ برتر خلیج فارس می‌جنگد، نیازمند بازیکنانی با ذهنیت برنده و تجربه بازی در تورنمنت‌های بزرگ است، نه بازیکنانی که بزرگ‌ترین دستاوردشان، حضور در رتبه‌های پنجم و ششم لیگ بوده است. 

در نهایت، پرسپولیس در یک هفته بدون حاشیه و با سرعت، ۳۰۰میلیارد تومان را روانه حساب گل‌گهر و احمت گروژنی کرد. سرعت در مذاکرات خوب است، اما به شرطی که این سرعت ناشی از پذیرفتن بی‌چون‌وچرای شروط طرف مقابل نباشد. مقایسه این عجله با پرونده کسری طاهری و روبین‌کازان نشان می‌دهد که مدیران پرسپولیس صرفا خواسته‌اند از یک چاله به چاه دیگری فرار کنند. پرسپولیس تیمی است که امسال حتی طعم مسابقات آسیایی را نخواهد چشید. درآمدزایی این باشگاه از بلیت‌فروشی و حامیان مالی داخلی، کفاف دستمزدهای عادی را هم نمی‌دهد، چه رسد به رضایت‌نامه‌های میلیون دلاری. این ریخت‌وپاش‌های بی‌حساب‌وکتاب برای بازیکنانی که ستاره نیستند، فردا روزی یقه باشگاه را در کمیته انضباطی و فیفا خواهد گرفت. روزی که پنجره‌ها بسته می‌شوند، بدهی‌ها انباشته می‌شوند و دوباره این هوادار است که باید با چشم‌های گریان، تاوان رویاهای توخالی و ۷۰۰میلیارد تومانی مدیران را پس بدهد. فوتبال یعنی واقعیت روی زمین، نه ارقام کاغذی پشت میزهای مدیریت!