جنگ جدید ژنرال

نازنین دشتی 

نورافکن‌های ورزشگاه‌های مجلل جام‌جهانی ۲۰۲۶ در قاره آمریکای شمالی رفته‌رفته خاموش می‌شوند و فوتبال جهان در تب‌وتاب مسابقات پایانی برای تعیین پادشاه جدید فوتبال است. اما برای فوتبال ایران، این چراغ‌ها هفته‌هاست که خاموش شده‌اند. کاروان تیم ملی خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شد، چمدان‌های خود را بست و از مکزیک بازگشت. ایران، در ویترین ۴۸ تیمی بزرگ‌ترین جام‌جهانی تاریخ، در رتبه ناامیدکننده سی‌وسوم ایستاد. در پشت پرده این حذف زودهنگام و تلخ، حالا بوی یک دگرگونی بزرگ به مشام می‌رسد؛ یک کودتای خاموش علیه مردی که قرار بود ما را به سقف آسمان برساند، اما دستاوردی جز فرود اضطراری نداشت. امیر قلعه‌نویی، ژنرال کهنه‌کار فوتبال ایران، اکنون خود را در محاصره واقعیت‌هایی می‌بیند که فرسنگ‌ها با رویاهای فروخته‌شده‌اش فاصله دارند. 

برای درک آنچه امروز روی نیمکت تیم ملی می‌گذرد، باید چند ماه به عقب بازگردیم. به روزهایی که امیر قلعه‌نویی، پس از سال‌ها انتظار و دو دوره ناکامی در جام ملت‌های آسیا، سرانجام به بزرگ‌ترین آرزوی دوران مربیگری‌اش رسید؛ تکیه زدن بر نیمکت ایران در جام‌جهانی. ژنرال پیش از سفر به قاره ماموریت خود را با لحنی حماسی آغاز کرد. او هراسی از دادن وعده‌های بزرگ نداشت؛ وعده اول کسب حداقل چهار ‌امتیاز در مرحله گروهی بود و وعده دوم صعود مقتدرانه به جمع ۳۲ تیم و سپس حماسه‌آفرینی و نفوذ به جمع ۱۶‌تیم برتر جهان (وعده‌ای که مهدی تاج نیز رسما از زبان قلعه‌نویی نقل کرد). در این میان وعده بزرگ‌تر درخشش چنان خیره‌کننده‌ای بود که به یمن موفقیت تیم ملی، کشور باید یک هفته تعطیل عمومی شود! اما فوتبال بی‌رحم‌تر از بیانیه‌ها و مصاحبه‌های حماسی است. جام‌جهانی ۲۰۲۶ آغاز شد و تمام آن قصه‌های شیرین، در سهمگینی واقعیت ذوب شدند. تیم ملی با کسب تنها سه ‌امتیاز و بدون صعود به مرحله حذفی، در همان گام نخست از گردونه رقابت‌ها کنار رفت. حالا کادر فنی و فدراسیون‌نشین‌ها درصددند تا با فرمول‌های من‌درآوردی، از این خاکستر، ققنوس موفقیت بسازند. آنها روی این نکته مانور می‌دهند که ایران برای اولین‌بار در تاریخ جام‌جهانی شکست نخورد. اما افکار عمومی و کارشناسان، حافظه تاریخی بیداری دارند. فوتبال‌دوستان به یاد می‌آورند که در جام‌جهانی ۲۰۱۸، ایران در گروه مرگ و در جدال با غول‌هایی چون اسپانیا، پرتغال و مراکش مقتدر، چهار ‌امتیاز واقعی کسب کرد و در یک‌قدمی صعود قرار داشت. مقایسه آن کارنامه با حذف در جام ۴۸‌تیمی فعلی، تلاش‌ها برای دستاوردسازی مصنوعی را به بن‌بست کشانده است. 

ناکامی درون زمین، تنها یک روی سکه بود. روی دیگر سکه، رفتارهای عجیب و جنجال‌های بی‌پایانی بود که کاروان ایران را در مکزیک تحت‌الشعاع قرار داد. رفتارهایی که حالا مانند بومرنگ به سمت قلعه‌نویی بازگشته‌اند. شاید باورنکردنی‌ترین حاشیه، پیش از دیدار نخست برابر نیوزیلند رقم خورد. در حالی که تمام کشور منتظر ساق طلایی ملی‌پوشان بودند، در پشت پرده، ژنرال بابت عدم دریافت پاداش صعود به جام‌جهانی برافروخته بود. شنیده‌ها حاکی از آن است که او مسئولان فدراسیون را تهدید کرده بود که اگر سهمش پرداخت نشود، روی نیمکت نخواهد نشست! سرانجام پاداش‌ها تقسیم شد؛ رقمی نجومی که در آن، امیر قلعه‌نویی به‌تنهایی ۴۰‌درصد از کل بودجه پاداش تیم ملی (۱۴۰‌میلیارد تومان از مجموع ۳۵۰‌میلیارد تومان) را به حساب خود واریز کرد. 

با وجود این اتفاقات مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، تا پیش از جام‌جهانی و حتی در روزهای نخست پس از حذف، چتر حمایتی خود را روی سر قلعه‌نویی باز نگه داشته بود. تاج بارها اعلام کرد که قلعه‌نویی نه‌تنها در جام‌جهانی، بلکه در جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۷ نیز سکان‌دار یوزها خواهد بود. او همین چند روز پیش نیز بر تداوم این همکاری پافشاری کرد. اما چرا از واژه «کودتای خاموش» استفاده می‌شود؟ واقعیت این است که ساختار مدیریتی فوتبال ایران در حال تغییر فاز است. مهدی تاج دیگر آن رئیس مقتدر سابق نیست که با یک امضا، سرنوشت نیمکت را تعیین کند. قرارداد امیر قلعه‌نویی با فدراسیون فوتبال در تاریخ اول مردادماه (یعنی کمتر از دو هفته دیگر) به پایان می‌رسد. برای تمدید این قرارداد، امضای رئیس فدراسیون به تنهایی کافی نیست؛ این اعضای هیئت‌رئیسه فدراسیون فوتبال هستند که باید پای برگه تمدید را مهر کنند. اطلاعات واصله از راهروهای ساختمان سئول نشان می‌دهد که فضای هیئت‌رئیسه به شدت علیه تمدید قرارداد با ژنرال است. اعضای هیئت‌رئیسه تحت فشار سنگین افکار عمومی و کارشناسانی هستند که معتقدند رویافروشی به پایان رسیده و وقت واقع‌گرایی است. آنها نمی‌خواهند هزینه‌های سنگین حواشی قلعه‌نویی، بلیت‌های ۱۴۰‌میلیاردی و حذف در مرحله گروهی را به حساب خود بنویسند. 

امیر قلعه‌نویی اکنون در تنهاترین وضعیت ممکن دوران مربیگری‌اش قرار دارد. او که روزی با وعده تعطیلی یک‌هفته‌ای کشور به مکزیک رفته بود، حالا باید برای متقاعد کردن چند عضو هیئت‌رئیسه جهت بقا بجنگد. مهدی تاج همچنان تلاش می‌کند تا حرف خود را به کرسی بنشاند، اما مقاومت بدنه فدراسیون و پافشاری بر اتمام قرارداد در اول مرداد، نشان می‌دهد که پایه‌های نیمکت ژنرال سست‌تر از هر زمان دیگری است. آیا امیر قلعه‌نویی می‌تواند با یک مانور پشت‌پرده دیگر، صندلی‌اش را تا سال ۲۰۲۷ حفظ کند، یا اینکه این کودتای خاموش، پایان‌بخش دوران او در تیم ملی خواهد بود؟ پاسخی که تا چند روز دیگر مشخص خواهد شد؛ جایی که رویاها تمام می‌شوند و امضاها سخن می‌گویند.