احسنت به این دیپلماسی ورزشی!

نازنین دشتی

در آستانه جام‌جهانی ۲۰۲۶، در حالی که تب فوتبال باید تمام خیابان‌ها را فرا می‌گرفت و شور و شوق، جایگزین اخبار تلخ و التهابات ماه‌های گذشته می‌شد، سئول‌نشینان بار دیگر ثابت کردند که در خلق بحران، استعدادی شگرف و پایان‌ناپذیر دارند. وقتی مهدی تاج بر صندلی ریاست فدراسیون فوتبال تکیه زد، قرار بود ناجی کشتی طوفان‌زده فوتبال ایران باشد؛ اما حالا این کشتی نه‌تنها به گل نشسته، بلکه مسافرانش نیز در روز روشن غارت شده‌اند. ماجرای جدید، دیگر ربطی به چمن ورزشگاه‌ها، VAR یا سهمیه‌های لیگ برتر ندارد؛ این‌بار پای اعتماد عمومی و سرمایه و جیب هواداران در میان است. بلیت‌هایی که با تبلیغات فراوان فروخته شدند، اما هرگز وجود خارجی نداشتند! 

داستان از آنجا شروع شد که فدراسیون فوتبال، با ژستی کاملا حرفه‌ای، سامانه بلیت‌فروشی جام‌جهانی را فعال کرد. سخنگوی فدراسیون با افتخار از استقبال گسترده هواداران در داخل و خارج از کشور خبر داد. این اتفاق در شرایطی رخ می‌داد که از همان روزهای نخست، به دلیل فضای متشنج پس از جنگ ۴۰روزه و ممنوعیت‌های سخت‌گیرانه علیه تماشاگران ایرانی و حتی هواداران هائیتی، کاملا مشخص بود که حضور در این تورنمنت به این سادگی‌ها نیست. 

اما شاهکار اصلی ماجرا، بند حیرت‌انگیزی بود که فدراسیون در قوانین خرید بلیت گنجانده بود؛ اگر ویزای افراد صادر نشود، فدراسیون مسئولیتی در قبال هزینه پرداختی ندارد و پول مسترد نخواهد شد! این بند، به تنهایی یک تراژدی تمام‌عیار بود. فدراسیون بدون هیچ تضمینی برای حل مشکل ویزا یا رایزنی با نهادهای مربوطه، سامانه پرداخت را باز کرد تا از اشتیاق مردمی که با هزار امید و آرزو رویای حضور در جام‌جهانی را در سر می‌پروراندند، بهره‌برداری مالی کند. 

اما ضربه نهایی در فاصله کمتر از یک هفته تا دیدار حساس ایران و نیوزیلند از راه رسید. بیانیه‌ای که روابط عمومی فدراسیون صادر کرد، بیشتر شبیه به یک اعتراف‌نامه تلخ بود. طبق قوانین فیفا، هشت درصد از ظرفیت بلیت‌های هر مسابقه (از جمله دیدارهای ایران مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر) به فدراسیون کشورهای حاضر اختصاص می‌یابد تا هواداران از مجاری رسمی اقدام کنند. فدراسیون ایران نیز بر همین اساس پول‌ها را جمع‌آوری کرد. 

اما ناگهان اعلام شد سهمیه اختصاص‌یافته به فدراسیون سلب شده و امکان ارائه حتی یک بلیت به هواداران وجود ندارد! بله، درست خواندید؛ حتی یک بلیت! فدراسیونی که پیشاپیش مسئولیت صادر نشدن ویزا را از گردن خود باز کرده بود، حالا اصلا بلیتی در دست ندارد که بخواهد نگران ویزای هواداران باشد. 

بیانیه فدراسیون، مملو از واژه‌های مظلوم‌نمایانه است. از اقدام غیرمنتظره و مغایرت با روح رقابت‌های بین‌المللی می‌گویند و فیفا را به دخالت دادن ملاحظات غیرورزشی و سیاسی متهم می‌کنند. اما جناب رئیس! آقای تاج! آیا مقصر این افتضاح مدیریتی هم فیفاست؟ آیا قرار نیست شما برای یک‌بار هم که شده کاری را درست کنید؟

در روزگاری که فوتبال می‌توانست مرهمی کوتاه بر درد مردم و واقعیت‌های تلخ اجتماعی باشد، فدراسیون فوتبال دقیقا نمک بر همین زخم پاشید. هواداری که در این شرایط سخت اقتصادی، با هزار زحمت پس‌انداز کرده تا شاید برای چند روز، دغدغه‌های زندگی را روی سکوهای جام‌جهانی فریاد بزند و خالی شود، حالا با درهای بسته و حساب‌های بانکی خالی مواجه شده است. فدراسیونی که رسما اعلام کرده بود پولی بابت عدم صدور ویزا پس نمی‌دهد، حالا که موجودی بلیت‌هایش به صفر رسیده، دقیقا چه برنامه‌ای برای بازگرداندن میلیون‌ها تومان پول بلوکه‌شده هواداران دارد؟ آیا این حجم از بی‌مسئولیتی، چیزی جز بازی با روان و سرمایه مردم است؟

پرسش اساسی اینجاست؛ بالاخره رئیس فدراسیون باید چه کند؟ آیا انتظار یک حرکت مثبت و یک تصمیم قاطع از عالی‌ترین مقام فوتبال کشور، خواسته زیادی است؟ مهدی تاج در تمام این مدت نشان داده که استراتژی اصلی‌اش در مواجهه با بحران‌ها، پنهان شدن پشت واژه‌هایی نظیر جنگ، تحریم و کارشکنی بیگانگان است. وقتی دیپلماسی ورزشی شما در حدی ضعیف است که نمی‌توانید از حق بدیهی و قانونی هشت درصدی هواداران خود در فیفا دفاع کنید؛ وقتی با علم به مشکلات سیاسی و کنسولی، جیب مردم را هدف قرار می‌دهید و در نهایت یک بیانیه بی‌خاصیت صادر می‌کنید، مقصر دانستن زمین و زمان تنها یک فرار رو به جلوی نخ‌نماست.

فوتبال ایران نیازمند مدیری است که در روزهای بحرانی، سپر بلای هواداران باشد، نه کسی که پشت بیانیه‌های روابط عمومی پنهان شود. آقای تاج! نمایش مظلوم‌نمایی دیگر خریدار ندارد. انتظار می‌رود برای یک‌بار هم که شده، مسئولیت این فاجعه را تمام و کمال بپذیرید، با شفافیت در مورد استرداد ریال به ریال پول مردم صحبت کنید و نشان دهید که حداقل در جبران خسارت، درایت و اقتداری وجود دارد. در غیر این صورت، این شاهکار جدید، تنها سند دیگری بر ورشکستگی مطلق مدیریت شما در فوتبال ایران خواهد بود.